تايم: اوباما، زمينهساز سازش رهبر ايران و آمريكا
مهمترين هفتهنامه آمريكا پيشبيني كرد كه روي كار آمدن «اوباما»، زمينهساز سازش ايران و آمريكاست.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، «تايم» نوشت: در ايران تقريبا همه اقشار از دفتر رياستجمهوري احمدينژاد تا مجامع ردهبالاي روحانيون و دانشگاهيان و وبلاگنويسان فارسي، رقابتهاي رياستجمهوري آمريكا را به شدت و بيش از گذشته پيگيري ميكنند. يك علت اين توجهات خاص، اين است كه ايرانيها هماكنون علاقه زيادي به رفتن بوش به عنوان فردي دارند كه ايران را «محور شرارت» خوانده و بحث جدي احتمال حمله نظامي به ايران را به دليل برنامه مشكوك اتمي آنها مطرح كرده است.
اما اين جريانات در ميان ايرانيان با چنين احساسي همراه شده است كه نامزدي «باراك اوباما»، اميدهاي زيادي را براي بهبود روابط ايران و آمريكا پديد آورده است. «سرگئي بارسقيان» از ستوننويسان «اعتماد ملي» كه معتقد است، «او ـ با ـ ما» به معني «او با ما است» ميباشد، ميگويد كه ايرانيان بيشتر متمايل به پيروزي دمكراتها هستند.
مطمئنا سناتور اوباما، نخستين شخصي است كه با اين مسئله مخالف است، اما احساسي را كه نامزدي وي در ميان بسياري از ايرانيان ايجاد كرده، ناشي از عوامل گوناگوني از جمله اصليت آفريقايي، پيوندهاي اسلامي قوي وي و اين باور است كه اوباما به جنگ سرد سي ساله واشنگتن و تهران پايان خواهد داد و يا دست كم ديدگاه حمله نظامي به ايران را منتفي خواهد كرد.
مهدي كروبي، روحاني شيعه و رئيس سابق مجلس ايران ميگويد: «من فكر ميكنم كه مردم ما، خواهان پيروزي او هستند».
اما اوباما تنها نامزدي نيست كه بررسيهاي دقيقي را در تهران باعث شده است. شماري از ايرانيان هم با توجه به اينكه «هنري كسينجر»، مشاور رئاليست «مككين» است و به تازگي خواستار مذاكره مستقيم با ايران شده است، متمايل به او هستند. هرچند بسياري مككين را يك جنگجو ميدانند و از تجارب وي در جنگ ويتنام و مواضعش عليه دولتهاي انقلابي در هراسند، اما ايرانيهاي ضد رژيم نيز آرزومند پيروزي مككين هستند.
برخي از ايرانيان بر اين باورند كه احمدينژاد نيز متمايل به پيروزي مككين است تا بتواند به تقابل خود با آمريكا همچنان ادامه دهد و تندروهاي ايراني نيز بتوانند در برابر اصلاحطلبان كه خواستار بهبود روابط با غرب هستند، محبوبيتي به دست آورند.
ايرانيان درباره «هيلاري كلينتون»، نظرات متفاوتي دارند كه بيشتر مبتني بر سوابق همسر وي در خاورميانه است. بيشتر ايرانيان «بيل» را مشاور ارشد سياست خارجي «هيلاري» قلمداد ميكنند.
محمد عطريانفر، مشاور رفسنجاني، رئيسجمهور سابق ايران ميگويد كه بيل كلينتون در ميان ايرانيان وجههاي صلحطلبانه دارد. «مادلين آلبرايت»، وزير امور خارجه آن زمان آمريكا و يكي از مشاوران كنوني هيلاري، آشكارا نقش آمريكا در كودتاي 1953 در ايران و حمايت پس از آن از رژيم شاه را معترف شد. هرچند ديپلماتهاي ايراني، كلينتون را به اعمال تحريم عليه ايران متهم ميكنند.
اما تنها انتظارات سياسي نيست كه باعث محبوبيت اوباما شده است. اصالت جهانسومي وي و اعتقادات اسلامي خانواده پدرياش كه حتي در نام مياني او، «حسين»، تبلور يافته است، عواملي هستند كه برخي كارشناسان معتقدند، ميتواند پوشش سياسي خوبي براي آيتالله خامنهاي، رهبر ايران در پيشنهاد سازش با «شيطان بزرگ»، دشمن ديرينه ايران باشد.
مهمترين عامل در علاقهمند كردن مهرههاي ارشد ايرانيان به اوباما، ابراز تمايل وي به ديپلماسي جدي شخصي با ايران است كه ميتواند نقطه چرخشي در راهبردهاي واشنگتن باشد.
يكي از مقامات ايراني ميگويد: «اوباما مرد مذاكره است».
امير محبيان، يك كارشناس نزديك به محافظهكاران ايراني ميگويد: ذهنيت سياستمداران و دولتمردان ايراني، آماده پذيرفتن اوباماست. من هم فکر ميكنم شايد؛ شايد آمدن اوباما به حل مشكلات كمك كند كه البته نيازمند شجاعت هر دو طرف است.
البته بسياري از ايرانيان بر اين باورند كه ساختار سياسي آمريكا، ترمز هرگونه حركتي به سمت ايران خواهد بود مگر آنكه ايران به دشمني خود با اسرائيل پايان دهد. شماري نيز نگرانند كه تجربه اوباما در مسائل خارجي، باعث شود وي در نقش رئيسجمهور، موضع سختتري عليه ايران در پيش بگيرد تا اينكه خود را يك رهبر ضعيف نشان دهد.
رحيم مشايي، معاون احمدينژاد كه به تازگي با او پيوندهاي خانوادگي هم پيدا كرده است، ميگويد: «اوباما به نظر مرد بدي نميرسد و اگر آمريكايي بودم، شايد به او رأي ميدادم». اما وي معتقد است كه احتمال انتخاب مككين يا كلينتون براي رهبري كاخ سفيد بيشتر است.
وي درباره علت علاقهاش به اوباما و اينكه آيا به علت نژاد اوباماست يا ديگر فاكتورها، سخني نگفت و اصرار ما را بيپاسخ گذاشت و تنها گفت: «بيا در اينباره شرط ببنديم!».
تجربه ثابت كرده است كه هر كسي كه در آمريكا رئيس جمهور شد، تغيير اساسي در سياستهاي كاخ سفيد ايجاد نشد. درست است كه روشها متفاوت است، يكي با جنگ پيش مي رود و يكي صلح طلب است، ولي هيچ كدام دلشان براي ما يا كشور ديگري نمي سوزد. دولتمردان ما بايد در گرفتن موضع هوشيار تر باشند.



