صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

لزوم قضاوت جهانی در پذیرش پیشرفت‌های هسته‌اي ايران

نبی الله رشنو
کد خبر: ۹۳۸۱۵
| |
4119 بازدید
در فروردین سال 1389، دو اجلاس بین‌المللی با موضوع خلع سلاح هسته‌ای در غرب و شرق نیمکره شمالی با یک فاصله زمانی حدودا ده روزه برگزار شد؛ اما به رغم این فاصله زمانی کوتاه، بازنمایی گفتمان‌ها و تحلیل‌های مطرح از اهداف پیدا و پنهان مورد اشاره در این دو اجلاس، عملا حاکی از وجود یک شکاف گسترده در مبانی اصولی و راهبردی میزبانان این دو نشست بین‌المللی نسبت به کم و کیف مسائل هسته‌ای جهان امروز است، به گونه‌ای که در اجلاس هسته‌ای واشنگتن و با حضور قدرت‌های هسته‌ای جهان، به رغم اینکه موضوع مشخص این نشست بر خلع سلاح هسته‌ای تعریف شده بود، مباحث مورد اشاره در آن، چگونگی حفظ سلاح‌های هسته‌ای را تأکید کردند.

در اجلاس تهران که با حضور 35 کشور و شماری از سازمان‌ها، نهادها و مجامع بین‌المللی برگزار شد، موضوع نشست و مباحث مورد تأکید در آن، بر ضرورت خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه جهانی آن با ممنوعیت استفاده‌های نظامی و غیر صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بود. ناگفته نماند که این تعارض گسترده، ضمن اینکه در اذهان جامعه بشری، بیانگر تفاوت‌های اساسی و به ویژه چگونگی دیدگاه‌های بشردوستانه در نوع نگاه طرف‌های درگیر در پرونده فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است، عملا دربرگیرنده ظرفیت‌های بین‌المللی و حضور بهینه ایران در گفتمان‌ها و موضوعات اساسی جهان امروز است؛ بنابراین، درک واقعیت‌های موجود در موضوع فن‌آوری هسته‌ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مباحثی که عمدتا و یکجانبه در سالهای اخیر توسط ایالات متحده آمریکا و در سطوح بین‌المللی با چالش‌های سیاسی و بحران سازی‌های متعدد روبه‌رو بوده است، با اینکه بستری اساسی در برگزاری جداگانه اجلاس‌های خلع سلاح هسته‌ای به میزبانی واشنگتن و تهران را فراهم آورد، لیکن هرگونه تشریح واقع بینانه از آن برای به دست آوردن قضاوت جهانی و الزامات پذیرش این توانمندی‌های علمی و تکنولوژیکی از سوی بازیگران عرصه‌های بین‌المللی، مستلزم تحلیلی جامع از روند بررسی این پرونده هسته‌ای است که به طور خلاصه به آن اشاره می‌شود:

موضوع تدابیر و عزم ملی جمهوری اسلامی ايران در زمینه ورود به فراگیری تکنولوژی‌های نوین با هدف بالفعل کردن بخشی از مزیت‌های نسبی و بالقوه در عرصه‌های متنوع محیط انسانی و طبیعی و نیز تأمین بخش اساسی از نیازهای عمومی که از الزامات دستیابی به گسترش جامع و پایدارند، در قالب فناوری صلح آمیز هسته‌ای که از سال 2002 با جمع‌بندی سوابق و بسترهای پژوهشی در مرحله آزمايشي قرار داشت، از سوي برخي از منافقین خارج‌نشين مطرح شد و با بزرگنمايي در تریبون‌های تبلیغاتی و سیاسی مخالفان نظام قرار گرفت.

به دنبال آن، در پي اشغال عراق در سال 2003 که به بهانه يافتن سلاح‌هاي کشتار جمعي و مبارزه با تروريسم صورت گرفت، با جنجال‌های سیاسی گسترده و به ویژه به لحاظ سوابق خلاقیت‌ها و وجود نبوغ فکری در جامعه ایرانی و نیز با هدف جلوگیری از دستیابی ملت ایران به پیشرفت‌های پایدار در تکنولوژی‌های جدید، در قالب عباراتی گوناگون و برای جلب توجه مخاطبان با ایجاد اضطراب دروغین سیاسی درباره دستيابي ايران به فناوري هسته‌اي، عملا پروژه ايران‌هراسي را در منطقه و در میدان‌های سیاست جهانی فعال کردند.

بنابراین، در حالي که بند چهارم پيمان منع گسترش جنگ‌افزارهاي هسته‌اي (NPT) حق امضاکنندگان در برخورداري از فناوري هسته‌اي براي مصارف غيرنظامي را به رسميت شناخته است و با وجود اينکه تدابیر و تهیه سازوکار اولیه درباره تلاش ایران برای دستیابی به فناوری‌های هسته‌اي مربوط به پیش از پيروزي انقلاب اسلامی بوده و با همکاري کشورهاي غربي از جمله آمريکا، آلمان، فرانسه و روسيه صورت گرفته است، در سال‌های اخیر و به ویژه در اوضاع کنونی، تشدید اعمال فشارهاي همین کشورها براي صدور بيانيه‌ها، قطعنامه‌ها و با ارایه گزارش‌هاي سیاسی گوناگون از سوي نهادهاي تحت نفوذ (سازمان ملل و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و اتحاديه اروپا) همسو با تبليغات منفي عليه فناوری‌های صلح آمیز هسته‌اي جمهوری اسلامی ایران، روز به روز افزايش یافته و همواره با تکرار جنجال‌های صرفا سیاسی و هدفمند، در عمل از دادن هرگونه توجیه منطقی به افکار عمومی ملت‌های واقع‌بین و پاسخگویی نسبت به پاسخ‌هاي مستدل و شفاف ايران عاجز بوده‌اند.

در این سال‌ها و با نام بررسی پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، تهران ميزبان سفرهاي گاه و بيگاه شمار چشمگیری از نمایندگان بلندپایه سیاسی دول معترض و بازیگران عرصه‌های بین‌المللی و به ویژه بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بوده است. در پي نشست سعدآباد، جمهوري اسلامي ايران، داوطلبانه تعليق بیست ماهه فعاليت‌هاي هسته‌اي خود، از جمله پلمپ تأسيسات (UCF) اصفهان و همچنين کد 1/3 از ترتيبات فرعي پادمان NPT را پذيرفت که بنا بر آن، بازرسان آژانس مي‌توانستند در هر زمان، از هر مکانی که در ایران مورد نظرشان باشد، بازديد نمایند.
اما این روند در محافل متعدد داخلی با انتقادهای گسترده روبه‌رو شد که با آغاز فعالیت دولت نهم، همه مباحث مربوط به تعليق یکجانبه فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوری اسلامی ايران منتفی گشت.

البته رهبر معظم انقلاب نیز همواره پیش و پس از آن و بارها بر پيگيري حق هسته‌اي ملت ايران بعنوان یک دانش بومی، ملی و تبلوری از نبوغ فکری جامعه ایرانی با کارکردهای اخلاقی برگرفته از تعالیم مقدس اسلامی تأکيد کرده‌اند.
با آغاز سال جدید و در دیداری که تعدادی از مسئولان نظام به مناسبت روز ملی هسته (21/1/1389) با رهبر معظم انقلاب اسلامی داشتند، ایشان با تأکید بر پایداری‌های ایجاد شده و تسریع بر تحقق این مطالبه ملی، علت اصلى در گسترش جنجال‌های سیاسی اخير آمريکا و برخی از دولت‌های وابسته به آن درباره فعاليت‌هاى فناوری صلح آمیز هسته‏اى ايران را نگراني دشمنان اين ملت و نظام اسلامى از بومى شدن دانش هسته‏اى در ايران و تلاش انديشمندان ايرانى براى تأمين نیازهای عمومی در عرصه‌های گوناگون علمی و اجرایی و عدم وابستگی به آنان دانستند.

علاوه بر این، با تغيير و تحولات ژئوپلیتیکی ایجاد شده در منطقه خاورمیانه که نویدبخش حرکت به سمت شکل گیری یک خاورمیانه متشکل بر محور مبانی عملی باورهای اسلامی بوده و تحقق این مهم کاهش حضور و دخالت‌های گوناگون قدرت‌های فرامنطقه ای را به همراه دارد، در اوضاع کنونی، این امر با نشانه‌های محرزی در جریان است که از نشانه‌های آشکار آن، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

اقتدار عمومی جنبش اسلامی حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطين،حضور گسترده مردم عراق در تعیین سرنوشت کشورشان، اجرای دومين دوره از انتخابات رياست جمهوري در افغانستان و اعتراض‌های گسترده به دخالت‌های آمریکا، شکست‌های موسوم به جنگ‌های 33 و 22 روزه رژیم صهیونیستی اسرائيل از جنبش‌های اسلامی حزب الله و حماس و همچنين پيشرفت‌هاي ايران در زمينه‌هايي همچون دانش هسته‌اي، فناوري‌هاي نانوتکنولوژيکي، ماهواره اميد، سلول‌هاي بنيادين و ... .
 
با این شرایط و در گرماگرم رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا بود که حسین محمد باراک اوباما با ادعاي گفت‌وگوی بدون شرط با جمهوری اسلامی ايران به رياست جمهوري رسيد.

چندي بعد، وي در مصاحبه‌اي گفت: «اگر کشورهايي همچون ايران، مايل به باز کردن مشت خود باشند، دست دراز شده از سوي ما را مي‌يابند» که البته این عبارات ضمن بازارگرمی‌های سیاسی برای رقابت‌های انتخاباتی آن هم از موضعی به اصطلاح دمکراتیک، عملا ناشی از استمرار طولانی و غیرموجه حضور آمریکا و دیگر اشغالگران در دو کشور افغانستان و عراق در اذهان عمومی جهانیان و به ویژه برای مردم سرزمین‌های اشغال شده بود که خود منجر به گسترش بحران‌هاي متعدد در این دو کشور و نیز برای اشغالگران شد؛ بنابراین، با هدف گریز مقطعی از این باتلاق بود که باراک اوباما، موضوع تعامل بدون شرط با جمهوري اسلامي ایران را مطرح نمود.
 
در این فرآیند، با اعلام افزايش تحريم‌هاي يکجانبه آمريکا عليه ايران از سوی هيلاري کلينتون در اواخر خرداد سال 88 و همزمانی آن با سخنان «کيت ويسمن»، عضو سابق آيپک (بزرگ‌ترين لابي طرفدار اسرائيل در آمريکا) که مذاکره با ايران را تنها راهکار خواند و گفت: ما باید در نهايت با نوعي برنامه صلح‌آميز هسته‌اي از جانب ايران، کنار بياييم» و علاوه بر این، آشکارا ادامه داد که براي متوقف کردن اين برنامه به صورت کامل، بسيار دير است و به همين دليل، ما بايد رابطه‌اي با ايران ايجاد کنيم که بر مبناي آن ايران با بازرسي‌هاي بين‌المللي موافقت کند، در همین راستا، «ريچارد مِورفي»، معاون سابق وزير امور خارجه آمريکا نيز با اشاره به سخنان رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا اظهار داشت: برنامه هسته‌اي ايران، راهکار نظامي ندارد و بايد از راه‌هاي ديپلماتيک حل شود.

 به دنبال آن، با وجود گزارش‌هاي متعدد و چندوجهی محمد البرادعي، مديرکل سابق آژانس بين‌المللي انرژي اتمي که در برخی از آنها هم تأکيداتی بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌ای جمهوری اسلامی ايران شده بود، کشورهاي عضو گروه 5+1 شامل انگليس، آمريکا، فرانسه، روسيه و چين به همراه آلمان به عنوان بازیگران اصلی بين‌المللي در رسيدگي به پرونده هسته‌اي ايران، با طرح‌ریزی بازي تعيين مهلت زماني، نگاه اساسی خود را بر ایجاد یک موضع انفعالي در روند فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران متمرکز کردند تا چهره خود را در سطوح بين‌الملل بازسازي کنند.

با اين حال، ارایه بسته‌هاي پيشنهادي از سوی جمهوري اسلامي ایران، نتيجه را به سود ايران رقم زد. اعلام پيش از موعد خبر ساخت دومين تأسيسات غني‌سازي ايران در فردو (هجده ماه پيش از تزريق سوخت) از سوي رئيس جمهوري در زمان سفر به نيويورک و سفر البرادعي به ايران، بار ديگر نگاه‌ها را به سوي راه برگشت‌ناپذیر پيشرفت‌هاي ايران معطوف و نيت ايران را براي اعتمادسازي در بستري شفاف نمايانتر کرد.

اين اقدام ايران، بار ديگر طرف‌هاي غربي را در موضعي منفعلتر از پیش گذارد؛ نشست‌هاي چندجانبه اعضاي گروه 5+1در ژنو (مهر ماه 1388) که با حضور دبير شوراي‌ عالي امنيت ملي ايران دنبال مي‌شد، می‌توانست به یک فرصت و آزمونی براي کشورهای نامبرده تبدیل شود تا براي مسائل گوناگونی از جمله موضوع تأمين سوخت رآکتور تحقيقاتي تهران، زمینه‌های جلب همکاري‌شان فراهم شود. در عین حال، به رغم اعلام آمادگي چندين کشور از جمله روسيه، فرانسه و آمريکا براي تأمين سوخت اين رآکتور، اعمال فشارهاي سياسي منجر به کارشکني‌هاي متعدد در روند طبيعي تأمين سوخت مورد نیاز از سوی آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي مصارف پزشکي ايران شد، به گونه‌اي که حتي در قبال موضع انعطافي ايران، مبني بر آمادگی برای تعويض سوخت تولید داخلی با غناي 5/3 درصد با سوخت 20 درصد در خاک ايران و زير نظر آژانس، کشورهاي عضو گروه 5+1 باز هم در صدد تنگتر کردن حلقه‌های تحميلي خود به ايران بر‌آمدند.

با این همه، امروزه جمهوري اسلامي با تلاش‌های گسترده متخصصان داخلی و با عزمی عمومی در چهارچوب یک استراتژی مدون و مبتنی بر رویکردهایی اصولی برای تحقق بسترهای توسعه پایدار، عزمی مضاعف را در سال همت و کار مضاعف برای خود ترسیم نموده و در این راستا، در بخش گسترش صلح آمیز فعالیت‌های هسته‌ای، اقدام به تغييراتي در زنجيره‌های توليد اورانيوم با غناي 20درصد کرده و همین سبب شد تا بان کي مون، دبير کل سازمان ملل نيز در اواخر سال 1388 اعلام کند: مسأله هسته‌اي ايران بايد با گفت‌وگو و مسالمت آميز حل و فصل شود.

به طور کلی در اوضاع کنونی، شایسته است، با توجه به پتانسيل‌هاي پيشرفت‌ و گسترش فن‌آوري‌هاي صلح‌آمیز هسته‌اي توسط جمهوری اسلامی ايران، از يك سو دنياي قدرت براي تحقق ثبات بين‌المللي و به ‌ويژه در منطقه خاورميانه و حوزه خليج‌فارس در محاسبات و معادلات متعدد نظام بين‌الملل، جمهوري اسلامي ايران را به ‌عنوان يك واقعيت هسته‌اي و كشوري سرنوشت ساز بپذيرد و از سوي ديگر، با تأكيد بر اين شرايط جديد، تحقق توسعه پايدار در ايران نيز مستلزم نگاهي جامع و راهبردي به مقوله منافع ملي و درک متناسب از شرايط جاري نظام بين‌الملل و به ‌ويژه مناسبات (اجماع يا کشمکش) ميان قدرت‌هاي جهاني است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟