لزوم قضاوت جهانی در پذیرش پیشرفتهای هستهاي ايران
در اجلاس تهران که با حضور 35 کشور و شماری از سازمانها، نهادها و مجامع بینالمللی برگزار شد، موضوع نشست و مباحث مورد تأکید در آن، بر ضرورت خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه جهانی آن با ممنوعیت استفادههای نظامی و غیر صلحآمیز از انرژی هستهای بود. ناگفته نماند که این تعارض گسترده، ضمن اینکه در اذهان جامعه بشری، بیانگر تفاوتهای اساسی و به ویژه چگونگی دیدگاههای بشردوستانه در نوع نگاه طرفهای درگیر در پرونده فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران است، عملا دربرگیرنده ظرفیتهای بینالمللی و حضور بهینه ایران در گفتمانها و موضوعات اساسی جهان امروز است؛ بنابراین، درک واقعیتهای موجود در موضوع فنآوری هستهای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مباحثی که عمدتا و یکجانبه در سالهای اخیر توسط ایالات متحده آمریکا و در سطوح بینالمللی با چالشهای سیاسی و بحران سازیهای متعدد روبهرو بوده است، با اینکه بستری اساسی در برگزاری جداگانه اجلاسهای خلع سلاح هستهای به میزبانی واشنگتن و تهران را فراهم آورد، لیکن هرگونه تشریح واقع بینانه از آن برای به دست آوردن قضاوت جهانی و الزامات پذیرش این توانمندیهای علمی و تکنولوژیکی از سوی بازیگران عرصههای بینالمللی، مستلزم تحلیلی جامع از روند بررسی این پرونده هستهای است که به طور خلاصه به آن اشاره میشود:
موضوع تدابیر و عزم ملی جمهوری اسلامی ايران در زمینه ورود به فراگیری تکنولوژیهای نوین با هدف بالفعل کردن بخشی از مزیتهای نسبی و بالقوه در عرصههای متنوع محیط انسانی و طبیعی و نیز تأمین بخش اساسی از نیازهای عمومی که از الزامات دستیابی به گسترش جامع و پایدارند، در قالب فناوری صلح آمیز هستهای که از سال 2002 با جمعبندی سوابق و بسترهای پژوهشی در مرحله آزمايشي قرار داشت، از سوي برخي از منافقین خارجنشين مطرح شد و با بزرگنمايي در تریبونهای تبلیغاتی و سیاسی مخالفان نظام قرار گرفت.
به دنبال آن، در پي اشغال عراق در سال 2003 که به بهانه يافتن سلاحهاي کشتار جمعي و مبارزه با تروريسم صورت گرفت، با جنجالهای سیاسی گسترده و به ویژه به لحاظ سوابق خلاقیتها و وجود نبوغ فکری در جامعه ایرانی و نیز با هدف جلوگیری از دستیابی ملت ایران به پیشرفتهای پایدار در تکنولوژیهای جدید، در قالب عباراتی گوناگون و برای جلب توجه مخاطبان با ایجاد اضطراب دروغین سیاسی درباره دستيابي ايران به فناوري هستهاي، عملا پروژه ايرانهراسي را در منطقه و در میدانهای سیاست جهانی فعال کردند.
بنابراین، در حالي که بند چهارم پيمان منع گسترش جنگافزارهاي هستهاي (NPT) حق امضاکنندگان در برخورداري از فناوري هستهاي براي مصارف غيرنظامي را به رسميت شناخته است و با وجود اينکه تدابیر و تهیه سازوکار اولیه درباره تلاش ایران برای دستیابی به فناوریهای هستهاي مربوط به پیش از پيروزي انقلاب اسلامی بوده و با همکاري کشورهاي غربي از جمله آمريکا، آلمان، فرانسه و روسيه صورت گرفته است، در سالهای اخیر و به ویژه در اوضاع کنونی، تشدید اعمال فشارهاي همین کشورها براي صدور بيانيهها، قطعنامهها و با ارایه گزارشهاي سیاسی گوناگون از سوي نهادهاي تحت نفوذ (سازمان ملل و آژانس بينالمللي انرژي اتمي و اتحاديه اروپا) همسو با تبليغات منفي عليه فناوریهای صلح آمیز هستهاي جمهوری اسلامی ایران، روز به روز افزايش یافته و همواره با تکرار جنجالهای صرفا سیاسی و هدفمند، در عمل از دادن هرگونه توجیه منطقی به افکار عمومی ملتهای واقعبین و پاسخگویی نسبت به پاسخهاي مستدل و شفاف ايران عاجز بودهاند.
اما این روند در محافل متعدد داخلی با انتقادهای گسترده روبهرو شد که با آغاز فعالیت دولت نهم، همه مباحث مربوط به تعليق یکجانبه فعاليتهاي هستهاي جمهوری اسلامی ايران منتفی گشت.
البته رهبر معظم انقلاب نیز همواره پیش و پس از آن و بارها بر پيگيري حق هستهاي ملت ايران بعنوان یک دانش بومی، ملی و تبلوری از نبوغ فکری جامعه ایرانی با کارکردهای اخلاقی برگرفته از تعالیم مقدس اسلامی تأکيد کردهاند.
علاوه بر این، با تغيير و تحولات ژئوپلیتیکی ایجاد شده در منطقه خاورمیانه که نویدبخش حرکت به سمت شکل گیری یک خاورمیانه متشکل بر محور مبانی عملی باورهای اسلامی بوده و تحقق این مهم کاهش حضور و دخالتهای گوناگون قدرتهای فرامنطقه ای را به همراه دارد، در اوضاع کنونی، این امر با نشانههای محرزی در جریان است که از نشانههای آشکار آن، میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
اقتدار عمومی جنبش اسلامی حزبالله در لبنان و حماس در فلسطين،حضور گسترده مردم عراق در تعیین سرنوشت کشورشان، اجرای دومين دوره از انتخابات رياست جمهوري در افغانستان و اعتراضهای گسترده به دخالتهای آمریکا، شکستهای موسوم به جنگهای 33 و 22 روزه رژیم صهیونیستی اسرائيل از جنبشهای اسلامی حزب الله و حماس و همچنين پيشرفتهاي ايران در زمينههايي همچون دانش هستهاي، فناوريهاي نانوتکنولوژيکي، ماهواره اميد، سلولهاي بنيادين و ... .
چندي بعد، وي در مصاحبهاي گفت: «اگر کشورهايي همچون ايران، مايل به باز کردن مشت خود باشند، دست دراز شده از سوي ما را مييابند» که البته این عبارات ضمن بازارگرمیهای سیاسی برای رقابتهای انتخاباتی آن هم از موضعی به اصطلاح دمکراتیک، عملا ناشی از استمرار طولانی و غیرموجه حضور آمریکا و دیگر اشغالگران در دو کشور افغانستان و عراق در اذهان عمومی جهانیان و به ویژه برای مردم سرزمینهای اشغال شده بود که خود منجر به گسترش بحرانهاي متعدد در این دو کشور و نیز برای اشغالگران شد؛ بنابراین، با هدف گریز مقطعی از این باتلاق بود که باراک اوباما، موضوع تعامل بدون شرط با جمهوري اسلامي ایران را مطرح نمود.
به دنبال آن، با وجود گزارشهاي متعدد و چندوجهی محمد البرادعي، مديرکل سابق آژانس بينالمللي انرژي اتمي که در برخی از آنها هم تأکيداتی بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهای جمهوری اسلامی ايران شده بود، کشورهاي عضو گروه 5+1 شامل انگليس، آمريکا، فرانسه، روسيه و چين به همراه آلمان به عنوان بازیگران اصلی بينالمللي در رسيدگي به پرونده هستهاي ايران، با طرحریزی بازي تعيين مهلت زماني، نگاه اساسی خود را بر ایجاد یک موضع انفعالي در روند فعالیتهای صلح آمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران متمرکز کردند تا چهره خود را در سطوح بينالملل بازسازي کنند.
با اين حال، ارایه بستههاي پيشنهادي از سوی جمهوري اسلامي ایران، نتيجه را به سود ايران رقم زد. اعلام پيش از موعد خبر ساخت دومين تأسيسات غنيسازي ايران در فردو (هجده ماه پيش از تزريق سوخت) از سوي رئيس جمهوري در زمان سفر به نيويورک و سفر البرادعي به ايران، بار ديگر نگاهها را به سوي راه برگشتناپذیر پيشرفتهاي ايران معطوف و نيت ايران را براي اعتمادسازي در بستري شفاف نمايانتر کرد.
اين اقدام ايران، بار ديگر طرفهاي غربي را در موضعي منفعلتر از پیش گذارد؛ نشستهاي چندجانبه اعضاي گروه 5+1در ژنو (مهر ماه 1388) که با حضور دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران دنبال ميشد، میتوانست به یک فرصت و آزمونی براي کشورهای نامبرده تبدیل شود تا براي مسائل گوناگونی از جمله موضوع تأمين سوخت رآکتور تحقيقاتي تهران، زمینههای جلب همکاريشان فراهم شود. در عین حال، به رغم اعلام آمادگي چندين کشور از جمله روسيه، فرانسه و آمريکا براي تأمين سوخت اين رآکتور، اعمال فشارهاي سياسي منجر به کارشکنيهاي متعدد در روند طبيعي تأمين سوخت مورد نیاز از سوی آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي مصارف پزشکي ايران شد، به گونهاي که حتي در قبال موضع انعطافي ايران، مبني بر آمادگی برای تعويض سوخت تولید داخلی با غناي 5/3 درصد با سوخت 20 درصد در خاک ايران و زير نظر آژانس، کشورهاي عضو گروه 5+1 باز هم در صدد تنگتر کردن حلقههای تحميلي خود به ايران برآمدند.
به طور کلی در اوضاع کنونی، شایسته است، با توجه به پتانسيلهاي پيشرفت و گسترش فنآوريهاي صلحآمیز هستهاي توسط جمهوری اسلامی ايران، از يك سو دنياي قدرت براي تحقق ثبات بينالمللي و به ويژه در منطقه خاورميانه و حوزه خليجفارس در محاسبات و معادلات متعدد نظام بينالملل، جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يك واقعيت هستهاي و كشوري سرنوشت ساز بپذيرد و از سوي ديگر، با تأكيد بر اين شرايط جديد، تحقق توسعه پايدار در ايران نيز مستلزم نگاهي جامع و راهبردي به مقوله منافع ملي و درک متناسب از شرايط جاري نظام بينالملل و به ويژه مناسبات (اجماع يا کشمکش) ميان قدرتهاي جهاني است.


