صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
انتخاب‌های بی‌کارنامه اولیه و برکناری‌های سریع ثانویه؛

رکوردشکنی تیم ملی با هر 6 ماه یک سرمربی

در ژاپن همه از تروسیه حمایت کردند، چون او انتخاب درستی بود نه چون رئیس و نایب‌رئیس و... در سازمان ورزش یا در فدراسیون از مردم و منتقدان و کارشناسان درخواست حمایت کردند. حمایت و اتحاد درخواست کردنی نیست بلکه جامعه وقتی یک ایدئولوژی را درست می‌بیند به خودی خود از آن حمایت می‌کند و نیازی به خواهش و تمنا و جون من و مرگ تو نیست!
کد خبر: ۹۳۱۹۹
| |
1789 بازدید
صرف‌نظر از اینکه کنار گذاشتن قطبی در این مقطع از تیم ملی درست است یا خیر باید اذعان و اعتراف کرد که در فدراسیون فوتبال کنونی و البته در کل فوتبال ما روحیه تیم ملی از کمترین اطمینان ممکن در تاریخ ما و در میان همه کشورهای جهان برخوردار است. به 4 سال گذشته نگاه کنید و ببینید که یک تیم ملی چند سرمربی طی همین 4 سال داشته است.

به نوشته وطن امروز؛ برانکو تقریبا 4 سال پیش برکنار شد، پس از او امیر قلعه‌نویی سرمربی شد و بعد از امیر، منصور ابراهیم‌زاده سرمربی موقت تیم ملی شد، پس از منصور ابراهیم‌زاده کلمنته تنها برای چند ساعت سرمربی تیم ملی بود که قرارداد نوشته شده! او همانجا «وتو» شد. پس از کلمنته، دایی را سرمربی تیم ملی کردیم!

دایی را هم با نخستین شکست برکنار کردیم و رسیدیم به مایلی‌کهن، 10 روز بعد او را هم کنار گذاشتیم و رسیدیم به قطبی و حالا قطبی را هم می‌خواهیم برکنار کنیم! به این ترتیب تیم ملی ایران طی 4 سال گذشته رکورد تغییر سرمربی را در تمام دنیا با 8 سرمربی در مدت 4 سال (هر 6 ماه یکبار) زده است. دلیل این اتفاق اما چه بوده است؟ دلیل اینجاست؛ اکثر انتخاب‌ها از اول غلط و بدون در نظر گرفتن کارنامه‌هاست و به همین دلیل ایستادن پای آن مربیان بسیار سخت شده است.

به عنوان مثال امیر قلعه‌نویی را با یک قهرمانی در لیگ و یک قهرمانی در جام حذفی ایران- دقت کنید قهرمانی‌ها در ایران بوده- سرمربی بین‌المللی تیم کشورمان یعنی تیم ملی کرده‌ایم؛ یعنی یک مربی موفق داخلی را سرمربی مهم‌ترین تیم بین‌المللی کرده‌ایم. این انتخاب به همین دلیل غلط بود و باز به همین دلیل جو عمومی بعد از شکست جام ملت‌های آسیا با قلعه‌نویی کنار نیامد چون او کارنامه بین‌المللی نداشت که با استناد به آن، این شکست تحمل شود. این اشتباه درباره دایی هم تکرار شد.

او هم تنها یک قهرمانی در ایران داشت و حتی یک چهارمی هم در آسیا یا دیگر رقابت‌های معتبر بین‌المللی نداشت، در نتیجه این یکی را هم تنها با نخستین شکست رسمی(!) برکنار کردیم چون کارنامه‌ای وجود نداشت که مردم و کارشناسان پای آن بایستند. انتخاب مایلی‌کهن هم اشتباهی بزرگ‌تر از انتخاب قلعه‌نویی یا دایی بود چراکه اگر آنها حداقل یک قهرمانی در داخل ایران داشتند، مایلی‌کهن طی دهه اخیر جز سقوط هیچ افتخاری نداشت. انتخاب قطبی نیز همینگونه بود؛ او هم تنها یک قهرمانی در ایران داشت که این به معنای آن بود که قطبی هم هیچ کارنامه سرمربیگری موفقیت‌آمیزی در مجامع بین‌المللی نداشت.

اشتباه پشت اشتباه و درس نگرفتن از آنها کار را امروز به اینجایی رسانده که هستیم و هرچند کفاشیان خبر جابه‌جایی قطبی را تکذیب می‌کند اما به هر حال تیم ملی ایران با قطبی هم به جایی نمی‌رسد یا اینکه اگر برسد قابل پیش‌بینی نبوده است چراکه قطبی هم بین‌المللی نیست. البته درباره برکناری‌های متعدد سرمربیان تیم ملی در برخی مواقع دلایلی غیر از عدم وجود کارنامه و در پی آن وجود اعتماد هم بوده چراکه کلمنته، مربی کارنامه‌داری بود اما او را نه در فدراسیون بلکه در جاي ديگري برکنار کردند!

پس دلیل این همه جابه‌جایی به صورت مختصر می‌شود 2 مورد:

اول، انتخاب اشتباه سرمربیان تیم ملی، مربی بی‌کارنامه (یا با کارنامه مردودی در مجامع بین‌المللی که اتکا، اطمینان و حمایت را به کمترین حد خود می‌رساند).

دوم، تصمیم‌گیری در مراکز متعدد که در نهایت تناقض‌ها و اختلاف سلیقه‌های زیادی را منجر شد و... .

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که اگر انتخاب اولیه درست باشد، برکناری‌ها به این سادگی رخ نمی‌دهد! به عنوان مثال فیلیپ تروسیه وقتی تیم‌های ملی ژاپن را در دست گرفت طی سال اول با تیم بزرگسالان این تیم فقط باخت، اما کسی نگفت که او باید برکنار شود. در سال دوم همان تیم بهتر از سال اول شد و در سال سوم به یکی از بهترین تیم‌های آسیا تبدیل و در سال چهارم قهرمان آسیا شد و به جام جهانی هم رفت.

اما او تروسیه بود. در واقع هیچ‌کسی در کل ژاپن پیدا نمی‌شد که مدعی باشد تروسیه کارش را بلد نیست. در نتیجه اجماعی در جهت حمایت از سرمربی و مدیر فنی تیم ملی آن کشور در سرزمین آفتاب تابان وجود داشت اما اینجا فقط برخی مدام شعار می‌دهند که باید متحد باشیم. تو گویی اتحاد در پی چند جمله حرف پیش می‌آید نه با تئوری درست و ایدئولوژی درست‌تر.

در ژاپن همه از تروسیه حمایت کردند، چون او انتخاب درستی بود نه چون رئیس و نایب‌رئیس و... در سازمان ورزش یا در فدراسیون از مردم و منتقدان و کارشناسان درخواست حمایت کردند. حمایت و اتحاد درخواست کردنی نیست بلکه جامعه وقتی یک ایدئولوژی را درست می‌بیند به خودی خود از آن حمایت می‌کند و نیازی به خواهش و تمنا و جون من و مرگ تو نیست!

نیازی نیست که تار سبیل گرو بگذارند و بگویند به خاطر من یا به خاطر ایران حمایت کنید! دست آخر اینکه، اگر انتخاب اولیه درست و منطبق با کارنامه باشد هم نتیجه درست‌تر است و هم اتحاد حاصل می‌آید و نیازی به این همه برکناری و شکست نیست!

حتی به لحاظ مالی هم استفاده از مربی (برانکو و مربی احتمالی پس از قطبی را لحاظ نکردیم) بسیار بسیار ضرر‌دار‌تر از انتخاب یک مربی بزرگ مثلا 2 میلیون دلاری است اما چه سود که هیچ‌کس انگار در این ورزش و در اين فوتبال این مساله را نمی‌فهمد و مدام غرامت به کلمنته و دایی و قلعه‌نویی و قطبی و... را با همه اعضای کادر فنی آنها پرداخت می‌کنیم و کسی هم نمی‌فهمد که جمع پولی که به آنها داده‌ایم 3 برابر یک مربی بسیار بزرگ خواهد بود!
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟