مرد بلاتكليف فوتبال آلمان
تيم ملي فوتبال آلمان در حالي خردادماه به جام جهاني نوزدهم در خاك آفريقاي جنوبي پا ميگذارد كه پيرامون آينده سرمربياش - يواخيم لو - علامت سؤال بزرگي به چشم ميخورد.
اين از آن دست مسائل است كه فدراسيون فوتبال آلمان از آن ابا دارد.
به نوشته ایران؛ به همين سبب اين نهاد ميخواست از مدتها پيش قرارداد او را كه مردي آرام و ضابطهمند است، تمديد كند و اين ميل به حدي بود كه تئو زوان زيگر رئيس فدراسيون در اواسط دسامبر 2009 (اواخر آذر 88) مدعي شد كه او و «لو» به تفاهم رسيده و كار را تمام كردهاند.
اما اين خبر بيش از حد خوشبينانه بود و در ماه فوريه (بهمن) تصريح شد كه مذاكرات دو طرف بر سر درخواستهاي مالي لو بينتيجه مانده و آنها توافق كردهاند كه قضيه را تا بعد از اتمام جام جهاني به تعويق بيندازند. به نظر ميرسد همان رويداد روابط لو و زوان زيگر را تيره كرده باشد.
يكي از همراهان اصلي لو نيز اوليور بيرهوف سرپرست تيم ملي آلمان است كه چندي پيش خواستار پرداخت پاداشهايي قابل توجه به لو و اعضاي كادر فني وي شد و افزايش اختيارات خود را نيز طلب كرد. لو در اين ارتباط از بيرهوف كه با برخي سران فدراسيون روابط نامساعدي دارد، دفاع كرده است، اما فدراسيون كوشيده است فعلاً كاري به اين مسائل نداشته باشد و رسيدگي به آن را به بعد از اتمام جام جهاني موكول كند.
ماجرا به همينجا ختم نميشود، زيرا ميشائيل بالاك كاپيتان 36 ساله و رنگباخته ژرمن و شماري ديگر از اعضاي تيم ملي اين كشور از لو و بيرهوف در اين داستان حمايت كردهاند. كافي است آلمان شروعي بد در رقابتها داشته باشد و در بازيهاي اول خود (در برابر استراليا و صربستان در 23 و 28 خرداد) بد نتيجه بگيرد و در آن صورت همين چشم و همچشميها و حرف و حديثها تبديل به يك بحران بزرگ خواهد شد.
در موفقيت لو با احتساب نيروهاي متوسطي كه در اختيار داشته و با التفات به نزول فني چشمگير فوتبال ملي اين كشور در سالهاي اخير شكي نميتوان روا داشت. لو، نه تنها آلمان را نايبقهرمان «يورو 2008» كرد، بلكه با رتبه اولي در گروه چهارم انتخابي اروپا و با پشتسر گذاشتن تيم شاداب روسيه بهطور مستقيم به مرحله نهايي جام جهاني 2010 رساند. آلمان در هر دو بازي رفت و برگشت خود با روسها پيروز شد، اما در مرحله نهايي جام در گروه چهارم افتاده كه به خاطر حضور صربستان، غنا و استراليا در آن، دستهاي غيرقابل پيشبيني و خطرناك نشان ميدهد. در عين حال اگر تيم لو كم بياورد و حذف شود، واقعاً شگفتي خواهد شد.
آلمان از پرتداومترين تيمها در صحنه جام جهاني از نقطهنظر كسب نتيجه و صعود به مراحل نهايي است و اصولاً در تورنمنتهاي بزرگ خوب نتيجه ميگيرد. با اين حال، تيم فعلي آلمان به قدري كمستاره و فاقد بازيكناني برجسته همچون گذشته است كه قطع روال فوق و كسب نتايجي متفاوت با گذشته نميتواند كاملاً منتفي به نظر برسد.
برخي ستارههاي بسيار كمشمار نسل فعلي هم رنگ باختهاند. بالاك سرآمد آنان است كه حتي سايهاي هم از سالهاي نخست اين دهه نيست و در اغلب روزهايي كه چلسي را همراهي ميكند، به نظر ميرسد كه اين تيم انگليسي 10 نفره بازي ميكند! كلوزه در 33 سالگي حتي در تيم باشگاهياش نيمكتنشين - ماريو گومز - است و لام و شواين اشتايگر با اينكه جواناند (اولي 26 و دومي 27 سالهاند)، اما براي ارتقاي آلمان كافي نشان نميدهند، امثال توماس مولر، سامي خديرا و مسعود اوزيل هم آنقدر جوان و در اين سطح كمتجربهاند كه لو براي قرار دادن آنها در خط فكري لازم مشكل خواهد داشت.
كلاوس اشمنتك سردبير نشريه معتبر كيكر با اعتراف به همين مسئله در مقاله جديد خود آورده است: «ما اصولاً دروازهبان نداريم، چيزي كه در خط دفاعي وجود ندارد، استحكام است، در خط مياني خلاقيت لازم به چشم نميخورد و در خط حمله معلوم نيست به چه كسي ميتوان اميد بست.»


