اعتياد شيرين به پيروزي!
پس از ناکامي هاي باور نکردني و تأثر برانگيز فوتبال ايران در سال 88، از اواخر اين سال شاهد آغاز فصل جديدي در اين حوزه بوديم که مهمترين شاخصه آن خروج تيمهاي ايراني از سايه سنگين شکست در عرصه ليگ قهرمانان آسيا بود.
به نوشته قدس؛ در واقع در يکي، دو ماه پاياني سال 88 و البته مدت زمان کوتاه سپري شده از سال 98، ظاهراً فوتبال کشورمان پوست انداخته و متحول شده؛ چنانکه عملکرد تيمهاي ايراني حاضر در ليگ قهرمانان در فصل جديد، به هيچ وجه با کارنامه فصل گذشته نمايندگان ما قابل مقايسه نيست و پيشرفت خارق العاده اي در حيطه نتيجه گيري و حتي کيفيت فني آنان مشاهده مي شود.
در حال حاضر که چهار هفته از مرحله گروهي ليگ قهرمانان آسيا سپري شده، صعود ذوب آهن و استقلال به مرحله حذفي تقريباً قطعي شده، مس کرمان شانس جدي صعود دارد و حتي امير قلعه نويي که در عرصه بين المللي هميشه مشکلات حادي داشته است، توانسته کور سوي اميدي براي بالارفتن سپاهان از گروهش نگه دارد.
درست همين نتايج درخشان است که مي تواند باعث شود AFC در مورد تصميمش در کاهش سهميه هاي ايران در ليگ آسيا تجديدنظر کند و حرمت نام بزرگ فوتبال کشورمان را نگه دارد. با اين وصف، پرسش مهم اين است؛ اين تراکم پيروزيها، به يک باره از کجا پيدا شد و چطور تيمهاي ايراني به جايي رسيدند که حالا دوباره رقبا از رويارويي با آنان بيم دارند؟
2) در باب موفقيتهاي اخير نمايندگان ايران در آسيا، مي توان بر تحليلهاي متفاوت و متنوعي تکيه زد. از يک سو بي گمان افول حيرت انگيز فروغ فوتبال در غرب آسيا که نمود عيني اش در ضعف بي سابقه تيمهاي عربستاني قابل ملاحظه است، در اين پيروزيها بي تأثير نبوده است. به هر حال، رقبا نيز همچون خود ما سيري نزولي را طي کرده اند و توجه به همين مسأله مهم که هيچ تيمي از غرب آسيا در جام جهاني آينده حاضر نخواهد بود، به اندازه کافي گوياي اين موضوع هست که رقابت در اين منطقه جغرافيايي در چه سطح نازلي در جريان است.
از سوي ديگر نيز شايد بتوان بخشي از توفيقات اخير ايرانيها در آسيا را نوعي واکنش هيجاني و احساسي به انبوه ناکامي ها در يک سال گذشته قلمداد کرد و نمايندگان کشورمان را که دو تاي آنها پارسال جزو ناکامان قاره بودند، در تلاش براي انتقامجويي از رقبا تلقي نمود؛ کوششي که آنها را تا اين لحظه سرشار از انرژي نگه داشته و به موفقيت شان انجاميده است. هرچه باشد اما، اکنون از يک نکته نمي توان به سادگي گذشت و آن هم طلوع مبارک «عادت به پيروزي» نزد نمايندگان ايران در آسيا است.
امروز، هر نماينده اي از کشورمان در يک مسابقه آسيايي- داخل يا خارج از خانه- به مصاف حريفي مي رود، تمام ملت منتظر خبر پيروزي اش هستند و همين اعتياد به بردن(! ) کار را به جايي رسانده که مس فانوس به دست ليگ برتر هم در آسيا خودي نشان مي دهد و نيمي از مسابقاتش را با پيروزيهاي پرگل از سر مي گذراند. همين عادت به پيروزي است که مي تواند يک محرک خوب براي گذار فوتبال ايران از تاريکي به روشنايي باشد.
3) اگر سال گذشته سرنوشت فوتبال ايران چنان بود که شکست از پيش شکست از راه مي رسيد و ناکامي روي ناکامي تلمبار مي شد، بخشي از آن مصيبت مربوط به نهادينه شدن «عادت به شکست» در اين حوزه بود.
کار به جايي رسيده بود که حتي وقتي تيم ملي کشورمان در يک مسابقه خانگي به مصاف تيم دوم امارات مي رفت نيز نمي توانستيم به اين آسودگي ها گمان کنيم يک پيروزي در راه است!
حالا اما، اوضاع به کلي متحول شده و پيروزيهاي درخشان نمايندگان کشورمان در آسيا، فارغ از تحليلهاي فني و کيفي- که حتماً بايد صورت بپذيرد- عادت به بردن و موفقيت را هم در کالبد خود فوتبال ما دوباره زنده کرده است تا بتوانيم اميدوار باشيم همگام با احياي طبيعت، فوتبال ما نيز سال ناکامي را به کنار گذاشته و به سرنوشتي تازه درود گفته است.
4) بر مسؤولان و متوليان فوتبال ايران است که با همه توان خود شوق نو ظهور عادت به موفقيت را در اين حوزه زنده نگه دارند و با کار و برنامه ريزي، اين داروي سحرآميز را به خورد تيم ملي نيمه جان کشورمان هم بدهند.
بله، ما معضلات سخت افزاري و مديريتي متعدد و بي شماري داريم که همه شان «بايد» حل شوند، اما از ياد نبريم همين ذوق پيروزي و ميل به کاميابي هم مي تواند انگيزه اي باور نکردني به تک تک عناصر فوتبال ايران در صعودي دوباره به بام فوتبال قاره تزريق کند.


