حکمیت در جمهوری اسلامی بی معناست
حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن بار ديگر اقتدار ملي ايران را به نمايش گذاشت و يك بار ديگر ملت ايران ثابت كرد كه صاحبان اصلي انقلاب و جمهوري اسلامي ايران است. زمانيكه نداي پرهيز از تفرقه و حفظ آرامش و امنيت ازسوي رهبر انقلاب اسلامي براي بار ديگر بلند شده بود، مردم قهرمان ايران با لبيك گفتن به ايشان، قدرت خود را به رخ جهانيان كشيدند و ثابت كردند كه ما يكپارچه و منسجم هستيم.
در اين روز شعارهاي بسيار ارزشي، يكپارچه و بهدور از هرگونه افراطگرايي و تنش سر داده شد. مردم با سر دادن شعارهاي اول انقلاب همانند استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، پايبندي خود به امامت و ولايت و ارزشهاي اصيل انقلاب را اثبات كردند. آنها بهروشني دريافتهاند كه اگر هدايتهاي رهبر معظم انقلاب نبود، حوادث پس از انتخابات، آسيبهاي بيشتري به كشور وارد ميكرد. همگان بدانند كه موضوع حكميت در جمهوري اسلامي بيمعني است و قانون و رهبري محور وحدت هستند. بعضي پيروي از ولايت فقيه دارند اما از ولي فقيه ندارند و بعضي هم از وليفقيه پيروي ميكنند و از ولايت فقيه پيروي ندارند. در صورتيكه اصل كار اين است كه افراد ملتزم به اصل ولايت فقيه بايد هم از ولايت فقيه و هم از ولي فقيه پيروي كنند.
كار و وظيفه بسيار مهم و اساسي در شرايط امروز ما اين است كه از جايگاه هر دو پيروي كنيم. به نوجوانان و جوانان ايراني توصيه ميكنم كه براي آشنايي بيشتر با جايگاه و اهميت ولايت فقيه و ولي فقيه، تاريخ سه دهه گذشته انقلاب اسلامي و گذشتهها را نيز مطالعه كنند. وحدت ملي جزو اصول انقلاب است كه بدون آن نميتوانيم كشور را اداره كنيم. تفرقه مهمترين ابزاري است كه دشمنان ميتوانند عليه ما استفاده كنند و ما را ضعيف كنند اما با وحدت ملي ميتوانيم قوي باشيم. هر طرحي براي وحدت خوب است، بايد ديد وحدت ملي در چه چارچوبي بايد صورت گيرد. مطمئنا محوريت اين طرحها بايد پذيرفتن ولايت فقيه باشد و همه آن را بهعنوان فصلالخطاب بپذيرند. وحدت بايد دوجانبه باشد و از موضع برادري انجام گيرد و با سوءظن و تخريب همراه نباشد.
البته تأكيد بر وحدت و پرهيز از تفرقه بهمعناي آن نيست كه عدالت و پيگيري حقوق ملت، نظام و اشخاص زير پا گذاشته شود. در فرصتهاي آينده وقت كافي براي پيگيري حقوق اشخاص وجود دارد ولي هميشه وحدت و انسجام بستر عدالت بوده است. بدون وحدت نميتوانيم عدالت را تحقق ببخشيم، البته نبايد بعدا به بهانه وحدت از عدالت گذشت ولي تا آن موقع فرصتهاي زيادي وجود دارد. كسانيكه براي رسيدن به عدالت، وحدت را زير پا گذاشتند پشيمان شدند. وحدت و عدالت از هم جدا شدني نيستند. در خصوص حوادث بعد از انتخابات، پس از آنكه مردم از تحرك نخبگان براي ايجاد وحدت نااميد شدند، خودشان دست بهكار شدند و وحدت را از كف خيابانها در نهم ديماه شروع كردند.
ما ميتوانيم از تمام مسائلي كه در چند ماه پس از انتخابات بهوجود آمده يك فرصت بسازيم وگرنه اين مسائل ميتواند به تهديد تبديل شود. در اينكه طرحهاي برونرفت بايد از سوي چه كساني مطرح شود، همه شخصيتها ميتوانند باشند. گروههايي كه اختلاف دارند بايد جمع شوند و بيانيهاي تهيه كنند كه روي اصول انقلاب، ولايت فقيه و قانون اساسي پافشاري كند. اين ميتواند شروع خوبي باشد. از آن طرف هم قانون جامع انتخابات براساس سیاستهای کلی انتخابات در مجلس تصویب شود و در انتخابات سيستمهاي الكترونيكي پيشرفته بهكار گرفته شود. فرهنگ انتخاباتي ميتواند در جلوگيري از اشتباهات موثر باشد.
آنچه در اينجا قابل توجه است، آن است كه متاسفانه ناآراميهاي پس از انتخابات زيانهاي جدي و هزينههاي بزرگي بر ملت و نظام وارد كرد كه از نظر من علت بهوجودآورنده آن حوادث تلخ و ناراحتكننده، ندانمكاريها و ضعف مديريت از یک طرف و قانونشكني عدهاي در داخل کشور از سوی دیگر بود. اهانت به عكس امام به هر شكلي و توسط هركسي كه باشد نشان ميدهد كه ادامه اين ناآراميها از مديريت و رهبري خوديها خارج شده بود و معلوم بود كه در آينده حوادثی تلختر از دل آن بيرون میآمد. البته از قبل هم معلوم بود كه چنين سرنوشتي در ادامه اعتراضات خواهد بود.
فعالان سياسي ايران نشان دادهاند جز در قالب ابزار و امكانات دولتي توان اداره اعتراضات خودجوش مردمي را ندارند و نميتوانند آنها را مديريت و رهبري كنند و دشمنان ملت ايران كه از ابزار و امكانات بيشتري برخوردارند سوار موج اعتراضات ميشوند. دشمنان ملت ايران ممكن است فكر كنند كه در اثر تفرقهها و اختلافات داخلي، ملت ايران ضعيف شده است و بخواهند كه فشارهاي جديدي به ايران وارد كنند. اخباري كه از اردوگاه آنان ميرسد حكايت از چنين خيال خامي دارد، هرچند كه ملت ايران از تحريم جديد و حمله اسراييل باكي ندارد ولي بهتر است كه براي خود و براي ما دردسري درست نكنند!
عقلا و نخبگان نبايد فرصتها را از دست بدهند، از سكوت و تماشاچي بودن بيرون بيايند، ميدان را از افراطگرايان بگيرند و دشمنان ملت ايران را نااميد سازند. اين كار، دشمنان ملت ايران را به مسير عقلانيت و رفتارهاي مناسب ميكشاند، از دادن علائم غلط و اميدواركننده به آنها جلوگيري ميكند و از طرف ديگر افراطگرايان به حاشيه رانده شده و عقلانيت فضاي كشور را پر خواهد كرد. نبايد بهخاطر حادثهاي با اشتباهاتش، بخواهيم سكويي براي اشتباهات پيدرپي درست كنيم. من بهعنوان سرباز از همه تقاضا ميكنم كه به آينده بنگريم و از مسائل حاشيهاي دست برداريم؛ در اين صورت ميتوانيم از تمام مسائلي كه بعد از انتخابات بهوجود آمده يك فرصت بسازيم وگرنه اين مسائل ميتواند به يك تهديد تبديل شود. اگر ميان معترضین و یا منتقدین دولت و آقاي احمدينژاد اختلاف در راي و ابعاد اقتصادي وجود دارد، يا در سياست خارجي گاهي اوقات اختلاف ديدگاه وجود دارد؛ هيچيك از اين مسائل به اين معنا نيست كه اختلاف در راي را به كشمكش و مقابله تبديل كنيم.
قانونمداري شرط اساسي در دموكراسي
من هيج علاقهاي براي تحويل اختلاف نظر به كشمكش و مقابله سياسي ندارم. بنابراين در مراسم تحليف رييسجمهور شركت كردم ولی در دفاع از حقوق مردم هم کوتاه نیامدم. البته چارچوب سياسي و فكري من با ساير فعالان سياسي در كشور تفاوت دارد. در كشورهايي كه آزادي و دمكراسي وجود ندارد، نه انتخاباتي و نه اعتراضهايي پيدا ميشود. در كشورهايي كه دمكراسي وجود دارد انتخابات و اعتراض پيدا ميشود. در اروپا و امريكا مردم در انتخابات و اعتراضها شركت ميكنند زيرا اعتراض بخشي از دمكراسي و آزادي است و اين مسئله در انتخابات ايران جريان داشت. در ايران به انتخابات اعتراض شد.
من نيز از راههاي قانوني اعتراض خودم را دنبال كردم. به شوراي نگهبان كه مسئول نهایی انتخابات است شكايت كردم و آنها نظر خود را اعلام كردند. وقتيكه شوراي نگهبان نظر خود را اعلام کرد من پذیرفتم و دیگران هم باید اين نظر را بپذيرند. زيرا در صورت عدم اجراي قانون، نظام كشور دچار اختلال خواهد شد و همه مردم دچار آسیب میشوند و منافع ملی به خطر میافتد. من معتقدم كه ما بايد قانون را اجرا كنيم. چراكه قانون بهتر از هرج و مرج است. قانون بد نيز بهتر از نبود قانون است. در تمامي كشورهاي دنيا به اغتشاشگران گل نميدهند. بلكه پليس وظيفه نظم و امنيت را برعهده دارد. در غير اين صورت بينظمي جامعه را فرا ميگيرد. برخورد قاطع و قانوني وظيفه پليس است.
در جريان حوادث پس از انتخابات اخير در ايران نيز، مهم تفكيك معترضين از اغتشاشگران بود كه هم خود معترضين صف خود را از ضدانقلاب و اغتشاگران جدا كنند و هم پليس با هوشياري عمل كند. البته وقت و زمان براي اصلاح قانون را داريم. در كشورهاي جهان به اين نتيجه رسيدند كه از راه درگيري نميشود به راه حلي برسند. پس وحدت را سرلوحه خود قرار دادند. تجربه بشر نشان داده است که وحدت مهم ترین بستر پیشرفت است. برخي از احزاب چندين سال با هم جنگ داشتند ولي بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه اين جدال بيفايده است و بر اين اساس دور هم نشستند و اعلام كردند كه بهترين روش براي زندگي مسالمتآميز تمسك به قانون است. زيرا در غياب قانون نه پيشرفت و نه تحول بهوجود نميآيد.
بنابراين به دو طرف در ايران نصيحت ميكنم كه آرامش خود را حفظ كنند و در صورتيكه احساس كردند كه به حق آنها تجاوز شد بايستي براي حفظ قانون گذشت كنند. اين گذشت بهخاطر مردم و بهخاطر تعميق قانون است. اين گذشت، معامله نيست بلكه درنهايت به تقويت و تحكيم نظام و امنيت و منافع ملی و احقاق حقوق مردم در كشور منجر خواهد شد. تمامي آقايان از يك خانواده ميباشند و بهدليل اينكه آنها فرزندان يك خانواده هستند درنهايت دور هم خواهند نشست و مسائل را حل خواهند كرد. هماكنون با توجه به اينكه عدالت سياسي مقدم بر عدالت اقتصادي است، به بسيج نخبگان در اداره كشور و جامعه نياز داريم، تا با كمك آنها بتوانيم انقلاب را در حوزههاي اقتصادي و فرهنگي ادامه دهيم. سند چشمانداز، سندي است براي اينكه بتوانيم آينده را به دست خودمان بسازيم.
دوران 300 ساله قبل از انقلاب، دوران فروپاشي تمدن، فرهنگ و اقتصاد در ايران بود و پس از سالها تلاش بالاخره ايران توانست در بهمن 1357 روي پاي خود بايستد و ملت ايران با شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بهپا خاستند و بدين ترتيب خيمه سياست، دولت ملي و اسلامي پس از 300 سال براي اولينبار در ايران برپا شد. در طول ده سال اول انقلاب هجمه سنگيني عليه دولت و ملت ايران آغاز شد. اما عليرغم تمام اين هجمهها و توطئهها ملت و دولت مستقل ايران شكل گرفت و مردمسالاري ديني شكل واقعي خود را در ايران پيدا كرد. اولين مفهوم امنيت كه در ايران شكل گرفت امنيت سياسي بود چراكه فضاي ايران در سالهاي پس از انقلاب يك فضاي سياسي بود. پايان جنگ تحميلي عليه ايران، پايان اميدواري مخالفين نظام جمهوري اسلامي و قدرتهايي بود كه به فكر براندازي اين نظام بودند و نميخواستند اين نظام پابرجا بماند. اما در مقابل چشمان حيرتزده آنان، ايران همچنان روي پاي خود ايستاد و باقدرت در عرصه بينالملل ظاهر شد.
در دهه اول انقلاب ايران توانست ابزار و دانش امنيت را فراهم كند اما موضوع اين امنيت، امنيت در حوزه سياسي بود. اما عصر و دوران پس از جنگ، عصر جامعهسازي بود و دوران جامعهسازي در كشورمان پس از اتمام جنگ در دهه اول انقلاب آغاز شد. امروز محيط ملي ما محيطي اجتماعي است و بايد موضوع امنيت از سياسي به اجتماعي تغيير يابد. در 15 سال از 20 سال اخير انقلاب، ما كار برنامهريزي اجتماعي و امنيت اجتماعي را آغاز كرده بوديم تا اينكه سند چشمانداز 1404 ظاهر شد و به تصویب مقام معظم رهبری رسید. اين سند يك برنامه ملي و نقشه راه براي ساختن كشور است.
در محيط سياسي، مردمسالاري ديني و آزادي و جمهوري اسلامي در كشور شكل گرفت، اما در دوران و محيط اجتماعي نهادهاي متفاوت از جمله نهادهايي با موضوعهاي خانواده، علم، دانشگاه، مدرسه و غيره بايد شكل بگيرد و جمهوري اسلامي يك بنا و ساختماني است كه بهتنهايي كافي نيست بلكه بايد در درون آن يك جامعه اسلامي با نهادهاي اجتماعي سالم شكل بگيرد. بهعنوان مثال در حوادث پس از انتخابات اخير پليس بايد بتواند مرز اعتراضات اجتماعي را با مرز اعتراضات سياسي جدا كند تا اجازه ندهد توطئههاي دشمنان كارساز واقع شود. در شرايط كنوني مفهوم امنيت بايد تغيير كند و اولويت بايد از امنيت سياسي به امنيت اجتماعي گرايش پيدا كند. دشمنان ايران خوشحال نشوند كه گاهي برخي تحولات و اتفاقات ميتواند جمهوري اسلامي را از بين ببرد بلكه جمهوري اسلامي با بمب اتم هم از بين نخواهد رفت و از ضريب امنيت بسيار بالايي برخوردار است.
ايجاد تمدن اسلامي، هدف بزرگ انقلاب
ما ديروز ياد گرفتيم كه چگونه از آب و خاك خود دفاع كنيم و امروز بايد ياد بگيريم كه چگونه از اجتماع و نهادهاي اجتماعي در جامعه حمايت كنيم. ساختن جامعه اسلامي در كنار حكومت اسلامي هدف نهايي انقلاب است و قريب به 20 سال است كه نخبگان و انديشمندان ما براي ساختن يك جامعه اسلامي در تلاش هستند. زماني در دوره سازندگي، زماني در دوره جامعه مدني و امروز هم در دوره عدالت. همه گفتمانها براي رسيدن به جامعه اسلامي كه مكمل جمهوري اسلامي است، معطوف شدهاند. اينكه ما چگونه ميخواهيم با هم زندگي كنيم و تفاهم و تعامل داشته باشيم و هويت خود را بازيابي كنيم، همه در مسير ساختن جامعه اسلامي بايد مورد توجه قرار گيرد. ضمن اينكه لازم است توجه كنيم كه اين چگونگيها براساس اسلام و ايرانيت ما چگونه تبيين و برنامهريزي شود.
البته در اين مسير بايد اين امر را مورد توجه قرار دهيم كه آيا جامعه اسلامي بهخوبي تبيين شده است؟ و براي اينكه چگونه بايد با هم در جمهوري اسلامي زندگي كنيم نظريهپردازي كردهايم؟ آيا اخلاق، خانواده، مدرسه، كوچه و خيابان شهرها و معماريمان را براي اين نوع جامعه ساختهايم؟ زمانيكه توانستيم اين گام دوم انقلاب را برداريم بعد از آن ميتوانيم به يك تمدن بزرگ در منطقه تبديل شويم. اگر نتوانيم جامعه اسلامي را در كنار جمهوري اسلامي بسازيم به تمدن دست پيدا نخواهيم كرد و در اثر ناشكريها، ندانمكاريها و جهالتها و درجا زدنها آنچه را كه بهدست آوردهايم نيز از دست خواهيم داد. محيط ملي ايران عوض شده و امروز اين محيط سياسي نيست بلكه اجتماعي است.
سخني با همسنگران
ديروز كه جمهوري اسلامي را ميساختيم حوادث رنگ و بوي سياست داشت اما امروز مسائل رنگ و بوي اجتماعي دارد. ديروز شعار نان، مسكن، آزادي يك شعار انحرافي بود و امروز سياسي كردن محيط اجتماعي يك انحراف بزرگ و عقبگرد است. معتقدم كه آقايان ميرحسين موسوي، احمدينژاد و كروبي و ساير فعالان سياسي راهي جز كنار هم نشستن براي منافع ملي را نداشتند و متاسفانه از آن استفاده نکردند. اهداف و آرمانها مشترك است پس براي رسيدن به آرمان بلند امام و شهدا يعني ساختن تمدن اسلامي امروز بايد برادري، تفاهم و همكاري امر مهمي قلمداد میشد.
عدهاي كه صحبت از برگشت از جمهوري اسلامي ميكنند و يا گامهايي فراتر از انديشه سياسي امام(ره) برميدارند بايد بدانند كه هر دوي اين تفكرسازيها، ما را به انحرافي ميكشاند كه طي آن موقعيت خود را از دست خواهيم داد. اگر ديروز در دوران دفاع مقدس با هجمه و جنگ سخت مواجه بوديم، امروز دشمن با سلاح پيشرفتهتر جنگ نرم بهسراغ ما آمده است. با نگاهي به فرهنگ و ارزشهاي دوران دفاع مقدس كه درحقيقت از روحيات معنوي و اخلاقي رزمندگان بيرون آمده، مييابيم اين روحيات و ارزشها در مقابله با تهديدات نرم، كاربرد بسيار بيشتري از جنگ سخت و نظامي ميتواند داشته باشد. با توجه به فضاي معنوي و نوراني جامعه ايران در دوران دفاع مقدس، تنها انسانهاي بامعنويت و بااخلاق ميتوانند از عهده جنگ نرم كه هم پيچيدگي دارد و هم نياز به صبر و حوصله و درايت بالا دارد، برآيند.
جمهوري اسلامي، پشتوانه فكري معنوي امام(ره) و شهدا، اصل مترقي ولايت فقيه و قانون اساسي ازجمله سرمايههاي ما و زيرساختهاي مناسب براي ساختن يك جامعه اسلامي هستند. آزادي، دموكراسي، استقلال و هر آن چيزي كه داريم در خون شهدا ريشه دارد و اميد است در پرتو همه فداكاريهايي كه در راه انقلاب اسلامي صورت گرفته و در ميان اين همه هياهوي جهاني و تلاشهاي وسيع براي خدشهدار كردن انقلاب، ما همچنان پرچمداري خود را بهعنوان يك نهضت و تفكر در عالم داشته باشيم.
منبع: هفته نامه پنجره
گفت شخصی وردخوب آورده ای
لیک سوراخ دعـــا گم کـــرده ای




