اجمالي در ابعاد انقلاب دوم
صالح زماني
کد خبر: ۹۱۰
| | 4117 بازدید

2 ـ اما مسئله اساسي پیرامون اين است که به چه صورت با گذشت کمتر از يک سال از پيروزي انقلاب اسلامي با حرکتي روبه رو ميشويم که حضرت امام از آن با نام «انقلاب دوم» ياد ميکنند. آنچه در ادبيات سياسي در زیر مفهوم انقلاب پيگيري ميشود، داراي ويژگيها و نکتههاي جامعه شناختي و سياسي گوناگوني است. اگر کمي در نظام تعاريف انقلابهاي سياسي با مسامحه برخورد کنيم، درمي يابيم توجه به يک «حرکت جمعي» و «تغييرات بنيادين در ساختار» از مشترکات مفهومي در تعريف انقلاب است. بنا بر استناد به همين دو وجه مميز انقلاب از دیگر حرکتهاي سياسي همچون جنبشهاي اجتماعي و بعضا حرکتهاي پوپوليستي فاقد هدف، زمینه مناسبي فراهم ميشود تا تسخير لانه جاسوسي را از نگاهی واقع بينانه تر به سطح تحليل عقلاني فراخوانيم.
3ـ اساسا وضعیت جامعهاي که مدت زيادي از يک انقلاب همه جانبه در آن نميگذرد، بستر مناسبي براي رخ دادن هرگونه اتفاقي نادر در تاريخ است و در هر حال، فضاي اجتماعي آماده پذيرش بحرانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي است. از همين رو، تقويت ديدگاههاي ضدآمرکايي، نه صرفا به عنوان رويارويي سياسي با يک کشور در حوزه بين الملل که به عنوان نمادي آشکار از امپرياليسم و استکبار جهاني در سالهاي پس از انقلاب حقيقتي بود که به نوعي با جنبههاي ايدئولوژيک درهم آميخته بود و اوضاعي را فراهم ميساخت که اولا روحيه انقلابي و ظلم ستيزانه مردم، فارغ از هرگونه تحريک سياسي همچنان نگه داشته شود و ثانيا زمینه ای را فراهم کند که هم نويد بخش تداوم در حرکت انقلاب اسلامي باشد و هم اعلام کند انقلاب هنوز زنده است و در پي دگرگوني در ساختهاي دست نخورده است.
4 ـ آبشخور مفهوم «حرکت جمعي» در جريان تسخير لانه جاسوسي، دقيقا به همين نگاه سياسي بازميگردد، به گونهاي که اشغال سفارت آمريکا در تهران، نشانهاي از حرکت مردمي و ضدآمريکايي بود که در بسياري از کشورهاي ديگر، به ویژه کشورهاي اسلامي، سبب تغيير نگرشها و باورهاي سياسي منفعلانه در برابر نيروهاي استکباري شد.
بنابراین، در راستاي همين حرکت بود که امام فرمودند: «عمده اين است كه اين خوفهايي كه اينها ايجاد كردند در دل ملت ها، اين شكسته شود... ارزش اين عمل، اين است كه شكسته شد آن بت بزرگي كه براي ملتها تراشيده بودند.»
5 ـ ديدگاه اين حرکت جمعي اين بود که در سالهاي پیش از انقلاب و در دوران حيات رژيم، ايالات متحده، مهمترين اشغالگر فضاي سياسي ايران بوده و ديگر سازش و برقراري ارتباط سياسي يک جامعه انقلابي و مکتبي با چنين کشوري، عملا سازگاري منطقي ندارد. در واقع، انقلاب دوم، مکمل و استحکام بخش پايههاي انقلاب اسلامي بود و اهميت اساسي در اين موارد بود که امام از آن با نام «انقلاب دوم» ياد کردند.
6 ـ به رغم نگاه برخي افراد که اين حادثه را به «طغيان نخبگان سياسي» که همان مجموعه دانشجويان خط امام بودند، تعبير ميکنند، بايد تأکيد کنيم که اين نگاه تفاوتهاي برجستهاي با روند واقعي حوادث دارد. سيزدهم آبان، حرکتي منطقي و اصولي و از پيش تعيين شدهاي بود که در پي سخنان حضرت امام در هفتم آبان 1358و در ضمن آمادگي بدنه اجتماعي براي نشان دادن واکنش به سخنان ايشان به صورت يک حرکت جمعي سامان يافت. دلايل تاريخي گوناگون، از جمله اظهارات برخي مقامات سياسي دولت وقت ايالات متحده و همين طور مسئولان سفارت نسبت به حضور و مشارکت مردم در تسخير لانه جاسوسي هم هست که ميتواند مدعاي خوبي براي اثبات فرمول حرکت جمعي در جريان انقلاب دوم باشد.
7 ـ نکته ديگر به «تغييرات بنيادين در ساختارها» بازميگردد که در جريان تسخير لانه جاسوسي، آخرين حلقه از دگرگونيهاي سياسي در جريان انقلاب اسلامي به وقوع پيوست. فاصله نسبتا کوتاه اين حادثه در تهران و استعفاي دولت موقت، زمینه ای مناسب براي تغييرات اساسي فراهم ساخت. حضور نيروهاي اعتمادناپذیر که در رئوس مسئوليتهاي سياسي در جمهوري اسلامي، مشغول به فعاليت بودند و بعضا ارتباطات مشکوک نخست وزير وقت با برخي مقامات آمريکا، شرايطي را پدید می آورد که ممکن بود جامعه انقلابي به خاطر غفلت انقلابيون و دشمنی نيروهاي استکباري به يک باره سقوط کند و ميراث مردمي ترين انقلاب تاريخ سياسي ايران به تاراج برود.
اما این ايمان به ضرورت بيچون و چراي تغييرات بنيادين در نگاه سياسي و عملگراي امام بود که حتي ماهها پس از انقلاب هم آن را رها نکردند و همواره خطر دشمنان ايران را گوشزد ميفرمودند و آخرين مرحله از تصفيه سياسي و پاک سازي کشور از زير سلطه مستکبران در اين روز تاريخي و پرافتخار ملت ايران سامان گرفت.
8 ـ سيزدهم آبان، سرآغاز حادثهاي بود که انقلاب را در راه اصولي خود قرار داد و انقلابيون با رهبري خردمندانه امام و پيشگامي دانشجويان بيدار، روزهاي جديدي را در روند انقلاب آغاز کردند. اين حرکت بي نظير در تاريخ ايران هم به تغييرات در ساختارهاي سياسي منجر شد و هم سبب تداوم حضور مردم در جريان انقلاب بود که تا به امروز، تکيه بر همين عنصر «حرکت جمعي» در جمهوري اسلامي است که توانسته از بنيانهاي انقلاب اسلامي حفاظت کند.
پس به نظر ميرسد اطلاق اصطلاح «انقلاب دوم» به تسخير لانه جاسوسي در ايران، مفهومي کاملا منطقي و بجاست، چراکه اين حادثه هم ويژگيهاي انقلاب را در خود دارد و هم کارکردهاي يک انقلاب سياسي را به دوش ميکشد. بي شک، با وجود موارد مطرح شده، دلايل متعددي هم هست که انقلاب دوم، مهم تر از انقلاب اسلامي در سال57 برشمرده شده است؛ از جمله اين که عمر سازش سياسي به سر رسيد و درجه خلوص انقلاب اسلامي در اين مرحله تکميل شد.
امام راحل اين حرکت تاريخي را تأييد فرمودند و آن را داراي اثرات فراواني براي ملت ايران دانستند؛ پس بر ماست که امروز پس از گذشت بيش از دو دهه از آن حادثه، همواره مدافع ايدئولوژي انقلابي و آرمانهاي واقعي و البته بيرياي امام باشيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


