انتقاد از مردم؟
محمد عبدالهي عزت آبادي، داراي دکتراي اقصاد کشاورزي كه يكي از بينندگان «تابناك» است، با بيان اين كه مردم هم در برخي رخدادها مقصرند و بر آنان انتقاد وارد است، چنين نوشته است: چند روز پيش، خبري تحليلي در حوزه اقتصاد يکي از مناطق کشور براي سايت «تابناک» فرستادم كه در آن، نخست دو سري از آمار گوناگون ارايه شد و سپس با مقايسه آنها، تجزيه و تحليل صورت گرفته و در پايان نيز راهکارهايي ارايه شد.
اين مقاله با مقصر دانستن مردم منطقه مورد بحث، به شدت از آنها انتقاد کرده بود. با وجود اين، «تابناک»، تنها به انتشار آمار داده شده، بسنده و از چاپ انتقادات مورد نظر خودداري کرد.
حال پرسش اينجاست که چرا در گفتهها و نوشتههاي ما، هيچ گاه از مردم انتقاد نميشود و به عبارت ديگر، هميشه انتقاد از دولت، احزاب، گروهها و بيشتر قشر بسيار کوچکي از افراد جامعه است؟ آيا اساسا مردم بيتقصيرند؟ آيا انتقاد از مردم، باعث اعتراضات اجتماعي و آشوب ميشود؟ آيا انتقاد از مردم، باعث رويگرداني آنها و عدم تمايلشان به تفکر منقتد ميشود؟ آيا اصطلاح «دانستن حق مردم است» در اينجا مصداقي ندارد؟ آيا مردم نبايد نقاط ضعف خود را دانسته و به اصلاح آن بپردازند؟
اين در حالي است که نتايج تحقيقات انجام شده توسط اينجانب در حوزه اقتصاد، نشان ميدهد که در ايجاد بسياري از ناکارآييها، نقطهضعفها و عقبماندگيها، مردم نقش اساسي داشتهاند، اما کسي حاضر نيست اين نتايج را پذيرفته و آنها را منتشر نمايد؛ براي مثال، در حوزه بازاريابي يک کالا، عوامل گوناگوني چون توليدکننده، واسطهها، عمده فروشان، خرده فروشان، مصرفکنندگان و دولت در حال فعاليتند و هر يک از اين عوامل ميتوانند در ايجاد ناکارآمدي بازار كارساز باشند.
اين در حالي است که در بيشتر موارد، دولت و واسطهها به عنوان مقصران اصلي مطرح شده و سيل انتقادات به سوي آنها روانه ميشود. به عبارت ديگر، آيا تا کنون هيچ گاه توليدکنندگان و مصرفکنندگان (دو گروهي که به عنوان مردم شناخته ميشوند) در افزايش قيمتهاي شب عيد مقصر نبودهاند؟ آيا نياز به رأي مردم، باعث نشده است تا همواره مقصر اصلي را دولت دانسته و يا حداکثر به اقليت کم تأثير در تحولات سياسي و اجتماعي چون دلالان بسنده شود؟ آيا اين از نقاط ضعف دمکراسي نيست؟ چگونه بايد بر اين نقص غلبه کرد؟



