ما آزاديم، نمونهاش هم همين عادل...!
گل؛ 1) برنامه زنده نود كه به گواهي آمار و ارقام رسمي سازمان صداو سيما پربينندهترين برنامه تلويزيون رسمي كشور است، در سال 88 نيز مثل گذشته فراز و نشيبهاي فراواني را تجربه كرد. از تعطيلي موقت تا داغ شدن بازار اتهاماتي كه اين بار تا مرز «تلاش براي برآورده كردن اغراض اقتصادي و سياسي» پيش رفتند از داد و فرياد كارشناسان حضوري تا اجبار براي بيرون راندن برخي ميهمانان تلفني كه روي قاعده رفتار نميكردند، برنامه نود امسال هم روزگار جنجالي و پرحاشيهاي را از سر گذراند.
با اين حال و با توجه به هر چه متراكمتر شدن دشمنان نود، سوال اساسي اين است؛ چرا سازمان صداوسيما يك بار براي هميشه خودش را از شر اين برنامه خبرساز راحت نميكند و با تعطيلي هميشگي آن يا سپردنش به يك برنامه ساز و مجري سازشكارتر، از حجم انبوه حواشياش نميكاهد؟ جواب به اين پرسش چندان آسان نيست، اما ميتوان حدسهايي در اين مورد زد.
2) تلويزيون رسمي ايران طي سالهاي اخير به دفعات نشان داده حوصله دردسر ندارد و در قبال برنامهسازان پرماجرا، انعطاف چنداني به خرج نميدهد. تعطيليهاي پيدرپي برنامههاي رضا رشيدپور در شبكههاي استاني و سراسري و تبديل مناظرههاي يك برنامه سياسي به تكگوييهاي طرفداران يك حزب خاص پس از يكي، دو برنامه خبرساز از جمله شواهد و قرائن اين ادعاست.
با اين همه، عجيب آن است كه برنامهاي همچون نود پس از 10 سال در چنين سيستمي و در حضور دو رييس سازمان كماكان به حيات خودش ادامه ميدهد و به رغم دشمناني كه از همه مديران و روسا پيدا ميكند و مرتبه آنان گاهي تا «معاونت رياست جمهور» نيز بالا ميرود، خدشهاي بر روند روي آنتن رفتنش وارد نميشود و همچنان هر دوشنبه ميهمان بينندههايش است.
رمز اين ماندگاري را شايد بشود آنجايي جستوجو كرد كه صداوسيماي دولتي كشورمان، دوست دارد با تداوم پخش برنامه نود، ژست «آزادي بيان» به خودش بگيرد و عرض اندام صداها و سليقههاي مختلف در رسانه ملي را به رخ منتقدانش بكشد. نبايد فراموش كنيم انعكاس عقايد گوناگون از جمله مهمترين رسالتهاي صداوسيما است و در اين شرايط، هيچ حوزهاي براي مانور روي اين اصل اساسي، كمخطرتر و كم هزينهتر از «ورزش» نيست.
3) برنامه نود كماكان روي لبه تيغ حركت ميكند و بسياري از خط قرمزهاي عرفي تلويزيون را ناديده ميگيرد. در سيمايي كه تا همين دو، سه ماه پيش به شكل خندهداري پخش فيلم مسابقات بوكس آماتور هم ممنوع بود، عادل زد و خوردهاي سنگين و حاشيهاي رخ داده در مسابقات فوتبال را روي آنتن ميفرستد و البته بعضي مواقع روي اين تصاوير آهنگ فيلمهاي كمدي كلاسيك را هم خرج ميكند تا گيرايي كار بالا برود!
همچنين در همين فضاي نه چندان باز تلويزيون رسمي ايران است كه عادل در يك نمونه «بينظير» به موضوع ارسال پارازيتها روي امواج ماهوارهاي اشاره ميكند و حتي شايعه خويشاوندي يك مدير باشگاه غيرورزشي با اسفنديار رحيممشايي را مورد پرستش قرار ميدهد.
اين همه، تنها از بركت فضاي باز ورزش نسبت به حوزههاي ديگر ميسر است، در غير اين صورت فراموش نميكنيم چگونه برنامهسازان حوزههاي ديگر گاهي براي نقد عملكرد يك وزير در حال كار يا رييس سازمان قدرتمند دچار محدوديتهاي عجيب و غريب و پررنگ ميشوند و نميتوانند فعاليت پرسشگرانه آزادي داشته باشند.
4) بله؛ نود در سال 88 هم مثل گذشته براي مسوولان سازمان صدا و سيما «هزينه»هايي به همراه داشت، اما «فايده»اي كه روي آنتن ماندن اين برنامه با اجراي شخص فردوسيپور براي رسانه ملي حاصل ميشود به همه آن مخارج ميچربد.
نود، پز روشنفكري و آزادي بيان صداوسيما است و ترديد نداشته باشيد با وجود همه مخالفان دو آتشه، ضرغامي و همكارانش تا آخرين لحظه پاي ادامه حيات اين برنامه خواهند ايستاد؛ چه اينكه نود، در تلويزيون دولتي ايران شايد تنها برنامهاي باشد كه در آن يك معاون رييس جمهور مورد نقد آشكار قرار ميگيرد و رييس دفتر محبوب نفر اول قوه مجريه هم در لفافه به حمايت از خويشاوندش در گرفتن يك پست ورزشي متهم ميشود. صداوسيما نود را نگه ميدارد تا هر زمان شايبه تك صدايي اين سازمان قوت بگيرد، مسوولانش سربالا و سينه سپر كرده و با غرور بگويند: «نخير، ما آزاديم، نمونهاش هم همين برنامه نود...»!


