سختترين وظيفه بنيادي دنيا
علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال معتقد است كه سختترين كار دنيا براي او انتخاب سرمربي براي تيم ملي است. اين جمله كنايهآميز از زبان رئيس فدراسيون شوخطبع و طناز، جاي بسي تامل و توجه دارد.
به نوشته تهران امروز؛ وقتي وظيفهاي خطير و مهم مثل انتخاب سرمربي تيمملي كه عليالاصول از وظايف ابتدايي و بنيادي يك فدراسيون است چنين خاطر كفاشيان و همراهانش را آشفته كرده ميتوان به اين نتيجه رسيد كه عوامل بسياري به اين انتخاب نظر ميكنند و سعي دارند عقيده خود را بر فدراسيون تحميل كنند. اين جمله همچنين با طنزي تلخ حاكي از عدم استقلال فكري و تصميمگيري كارشناسي در فدراسيون فوتبال است. درواقع نگاه كفاشيان درباره مساله سرمربي تيمملي مويد همه نگرانيها و دلواپسيهاي علاقهمندان به فوتبال است.
ديرزماني است كه رسانهها و افكار عمومي مدام نسبت به دخالت پيدا و پنهان عناصري خارج از فدراسيون بر سرنوشت فوتبال ملي ايران اعتراض و انتقاد داشتهاند اما نهايتا اتفاق ويژهاي در رفع اين ذهنيت عمومي صورت نگرفته است.
انتخاب سرمربي تيمملي فوتبال سالهاست كه محل مناقشه بيشوكم در افكار عمومي و رسانهها بوده اما معمولا افرادي بيرون از فدراسيون بودهاند كه سرنخ اين اتفاقات را در دست داشتهاند. نگاهي به فهرست بلندبالاي مربيان تيمملي در 40 سال اخير نشان ميدهد هيچ يك از افراد بهكار گرفته شده نهايتا با فرجام خوشايند و بيدردسري از تيمملي جدا نشدهاند. همگي با بدترين بدرقه صندلي داغ تيمملي را ترك گفتهاند، از حشمت مهاجراني گرفته تا علي دايي كه هر دو از عناصر مهم و تواناي فوتبال ايران تلقي ميشوند.
فدراسيون فوتبال عموما در اين سالها بابت سپردن سكان تيمملي به مربيان داخلي و خارجي هرگز خواب آسودهاي نداشته و مخالفان همواره عرصه را بر جان آنها تنگ كردهاند. مخالفت با سرمربي تيمملي با هر شكل و شمايل و مليتي هم البته از حقوق اوليه افكار عمومي است اما مشكل از آنجايي آغاز ميشود كه فدراسيون ميخواهد به همه سليقههاي موجود در افكار عمومي پاسخ دهد و از طرف ديگر نظر مثبت نهادهاي صاحبقدرت در ورزش و حتي سياست را نيز همراه داشته باشد.
در واقع اين بخش از ماجراست كه نقطه آغاز دغدغهها و كابوسهاي فدراسيون قرار ميگيرد. طبيعتا راضي نگهداشتن همه سلايق آنهم در باب موضوع مهمي چون تيمملي، امري نزديك به محال است بنابراين روساي فدراسيون بد نيست كه نسبت به اظهارنظرها و ابرازعقيدهها در افكار عمومي و رسانهها ايمني بيشتري پيدا كنند و به برنامه از پيش تعيين شده خود - البته اگر برنامهاي وجود داشته باشد – متعهد بمانند.
طبيعتا پذيرش انتقادها و عقايد مخالف از سوي فدراسيون پديدهاي ستايشبرانگيز است اما گاهي اوقات هم ميتوان بيتفاوت از بعضي اظهارنظرها گذشت. از سوي ديگر تلاش براي استقلال فكري و عملي فدراسيون فوتبال نيز گام مهم ديگري است براي اينكه كابوس انتخاب سرمربي براي تيمملي و ساير دغدغهها به پايان برسد. يعني ميشود؟


