كلاهي براي 8 سرقت مسلحانه
مردان مسلح با گذاشتن كلاه كاموايي و ماسك نقشه سرقتهاي خود را به اجرا ميگذاشتند، سارقان سابقه دار بعد از ارتكاب هشتمين سرقت مسلحانه توسط ماموران معاونت اطلاعات جنايي پليس آگاهي پايتخت شناسايي و دستگير شدند
رسيدگي به پرونده اين باند تبهكار، صبح 13 اسفند گذشته و با شكايت مرد جواني آغاز شد كه به اداره آگاهي پايتخت رفت و به ماموران گفت: خودرو پيكانش توسط 2 مرد مسلح در مشيريه تهران به سرقت رفته است.
درحاليكه تحقيقات براي شناسايي سارقان آغاز شده بود، ماموران در جريان سرقت مسلحانه ديگري قرار گرفتند كه عصر همان روز در خيابان افسريه رخ داده بود.
آنها بلافاصله راهي محل سرقت كه يك لوسترفروشي بود شدند و به تحقيق از صاحب مغازه پرداختند.
اين مرد در بازجوييها به ماموران گفت: سارقان با يك خودرو پيكان تا نزديكي مغازهام آمدند و سپس با تهديد اسلحه، 2 ميليون تومان پول نقد و مقداري مدارك و اسناد موجود در مغازهام را سرقت كردند و بعد از برداشتن سوئيچ خودروام، پيكان خود را مقابل مغازهام جا گذاشته و با خودرو من فرار كردند.
سارقان عجول
با آغاز تحقيقات، كارآگاهان دريافتند كه خودرو پيكان به جا مانده از سارقان، همان خودرويي است كه چند ساعت قبل در جنوب تهران سرقت شده بود. با روشنشدن اين موضوع، صاحب لوستر فروشي به اداره آگاهي دعوت شد و ماموران با كمك او به چهرهنگاري سارقان پرداختند تا با تحقيقات پليسي سرنخي از سارقان به دست بياورند.
در ادامه تحقيقات از آنجا كه احتمال ميرفت سارقان به اين دليل بعد از سرقت پولهاي مرد مغازه دار، اقدام به سرقت مدارك و اسناد موجود در مغازه كردهاند كه در مقابل پس دادن آنها از صاحب لوستر فروشي اخاذي كنند، با اين فرضيه، ماموران با دادن آموزشهاي لازم از مرد لوستر فروش خواستند درصورت تماس سارقان براي گرفتن پول در مقابل پسدادن اسناد و مدارك، با آنها قرار ملاقات بگذارد.
مدت زيادي از ماجراي سرقت نگذشته بود كه سارقان با صاحب مغازه لوستر فروشي تماس گرفتند و به او گفتند حاضرند در ازاي دريافت نيم ميليون تومان، مدارك سرقت شده و خودرو اين مرد را پس دهند. با اين تماس بود كه نخستين سرنخها در اختيار پليس قرار گرفت و عمليات شناسايي و دستگيري سارقان زيرنظر قاضي روشن، بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي تهران وارد مرحله تازهاي شد.
در اين مرحله از عمليات، ماموران با بررسيهاي تخصصي توانستند مخفيگاه يكي از سارقان را به نام فرشيد در شرق تهران شناسايي كرده و اين مرد را كه 2سابقه كيفري داشت دستگير كنند.
در جريان بازجويي از اين مرد در اداره آگاهي تهران، وي به 2 فقره سرقت مسلحانه در تهران با همدستي مرد جواني به نام مهدي اعتراف كرد و گفت: من و مهدي در جريان سرقت، از كلاه گيس و نقاب و ماسك آلودگي هوا استفاده ميكرديم تا شناسايي نشويم. آن روز هم براي ارتكاب سرقت با كلاهگيس و نقاب وارد مغازه لوستر فروشي شديم و بعد از سرقت با خودرو اين مرد فرار كرديم.
با اين اطلاعات، مهدي نيز در عملياتي ضربتي در جنوب تهران شناسايي و دستگير شد. اين در حالي بود كه از مخفيگاه اين مرد يك اسلحه كلت كمري به همراه 20 فشنگ جنگي كشف و ضبط شد.
سرقتهاي مسلحانه در مشهد
در حالي كه تحقيقات از اين دو متهم ادامه داشت، كارآگاهان در جريان بازجوييهاي خود، متوجه تناقض گويي متهمان شدند و دريافتند آنها در مشهد و تهران سرقتهاي ديگري را نيز رقم زدهاند. بررسيها نشان ميداد كه علاوه بر اين متهمان، يك تبهكار مسلح ديگر به نام حسين نيز با آنها همدست بوده است.
با اين اعترافات، ماموران براي دستگيري حسين با نيابت قضايي عازم مشهد شدند و اين سارق سابقه دار را نيز دستگير كردند.اين مرد تبهكار در بازجوييها مدعي شد كه به همراه همدستانش، 3 سرقت ديگر را در بلورفروشيها و سوپرماركتهاي مشهد رقم زدهاند كه در يك مورد از سرقتها ناموفق بودهاند و براي فرار اقدام به تيراندازي كردهاند.
سرهنگ محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران با اعلام اين خبر گفت: پس از دستگيري اين افراد مشخص شد، سرقت 4 كيلو طلا از طلافروشي خيابان ستارخان در اسفند 87 نيز توسط اين سارقان صورت گرفته است.
گفتوگو با يكي از سارقان
مهدي يكي از متهمان سابقهدار است، با او درحاليكه 2 همدستش براي بازجوييهاي تخصصي در دادسراي مشهد بازداشت هستند به گفتوگو نشستيم.
* چند سال داري؟
35 سال
* چطور وارد باند سرقت شدي؟
اولش نميخواستم همكاري كنم اما فرشيد آنقدر اصرار كرد و زير گوشم خواند كه من هم قبول كردم و وارد باند شدم. البته چون يك ماشين خريده بودم و بايد بدهيام را ميدادم وسوسه شدم تا با او همراه شوم.
* در چند سرقت با هم بوديد؟
تنها در يك سرقت من او را همراهي كردم كه آن هم سرقت از لوسترفروشي بود، در آن سرقت من با كلاه مشكي صورتم را پوشانده بودم.
* اسلحهها را از كجا تهيه كرده بوديد؟
نمي دانم، فرشيد اسلحه را آورد، ميگفت كه آن را از مرزهاي غربي خريده است.
* از سرقتهاي مسلحانه فرشيد و همدستش در مشهد هم خبر داشتي؟
بله، ميدانستم در مشهد هم دست به سرقت زدهاند اما اينكه سرقتها چه بوده است اطلاع زيادي نداشتم.
* چطور با فرشيد آشنا شدي؟
در زندان با هم آشنا شديم و بعد از آزادي تصميم گرفتيم نقشه سرقتهايي را كه كشيده بوديم، اجرا كنيم.
* فكر نكرده بودي ممكن است دوباره دستگير شوي؟
در آن موقع تنها به بدهي 4ميليون تومانيام فكر ميكردم.
* در جريان سرقت چقدر به دست آوردي؟
فقط يك ميليون تومان.
* فكر ميكني ارزشش را داشت كه به خاطر اين سرقت نزديك عيد دوباره بروي زندان؟
نميدانم، بيعقلي كردم، حالا هم خيلي از اين بابت ناراحتم.


