الحمدلله جا افتاده!!
چند سالی است که علاوه بر محرومیتها و مظلومیتهای زیاد و هوای گرم و طاقت فرسا ـ که گاهی در ماههای تابستان به نزدیکیهای 60 درجه سانتیگراد میرسد ـ و آب سنگین و بیکیفیت و امکانات تفریحی و ورزشی در حدّ عدم وجود!! استان خوزستان، آسمان هم به یمن بیتوجهی، کارنابلدی و تبعیضی که مسئولین در حق این استان روا میدارند و بیخیالی و شاید هم شیطنت کشورهای برادر و همسایه، بیمهر شده و سالی نزدیک به 5 ـ 4 ماه از سال مردم مظلوم خوزستان درگیر پدیده نامبارک و پرخطر «گردو غباری» هستند که گاه تا 50 برابر حد مجاز میرسد.
این سالها و پس از نوشتن سه مقاله درباره وظایف مسئولان کشوری و محلی در قبال مردم شریف و نجیب خوزستان که در هنگامه خطر چشم و چراغ کشور و در دوران آرامش، بیارزشترین استان کشور در چشم مسئولان است دیگر بهکلی از تاثیر دادخواهی ـ آن هم از کسانی که چون این مشکل را مشکل خود نمیدانند احساس تکلیفی برای حل آن نیز ندارند ـ ناامیدم و دمادم با خود زمزمه میکنم:
«گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»
اما آنچه باعث شد این دلنوشته را بنویسم، نه بیاعتنایی مسئولان کشوری و کسانی است که با رسیدن اولین غبار به تهران، سراسیمه کمیته تشکیل دادند و معاون به عراق و سوریه و عربستان گسیل داشتند و چون اطمینان یافتند این پدیده به کرّات به تهران نخواهد رسید و سلامت خود و خانواده شان در خطر نیست، همه چیز رها شد، و نه از دست کسانی است که مردم خوزستان در 8 سال دفاع مقدس، نورچشمی آنها بودند و اکنون به همه آن مجاهدتها پشت کرده و همه ارزشهای این مردم پاکنهاد را به هیچ انگاشتهاند، و نه از دست عدهای است که در دوران سازندگی خوزستان را به یمن چاههای نفتش و کشاورزیاش و رودخانههایش ـ که تقریبا در بعضی بخشها همه ثروت کشور و در بعضی دیگر اکثریت ثروت کشور را تولید میکند ـ قلب کشور میدانستند و اکنون دل مردمان صبور و بیتوقع آن را با بیتوجهی و بیخیالی و مسئولیت ناشناسی خود خون کردهاند، بلکه سخن از یکی از مسئولان محلی خوزستان و کسی است که باید برای حل این مشکل دم مجلس شورای اسلامی به همراه نمایندگان غیرتمند استان خوزستان بست مینشست و میگفت: «یا این مشکل مردم خوزستان را حل کنید، یا خودم را آتش میزنم»!!
در حالی که در کمال غیرت و تدبیر و هوش و جسارت در پاسخ خبرنگاری که از او سوال کرده: «همه مردم خوزستان و خصوصا کودکان و کهنسالان و بیماران قلبی و تنفسی آن در این هوای وحشتناک و غبار حداقل 35 برابر حد مجاز چه بلایی بر سرشان میآید و آیا تدبیری برای حل این مشکل به عنوان مقامی مسئول اندیشیدهاید یا نه؟» افاضه فرمودهاند: «الحمد لله مسأله گرد و غبار برای مردم خوزستان دیگر جا افتاده است!!!» تو را به خدا از چنین مسئولانی برای حل این معضل خطرناک و قابل حل که عوارض و مضرات آن همین الان بر بیماران و کهنسالان و کودکان و فردا و فرداها بر نسل مردم مظلوم خوزستان مشهود خواهد بود بخاری بلند خواهد شد؟!!
آیا مردم محروم و مظلوم خوزستان با وجود چنین بلندگوهایی فریادشان به جایی خواهد رسید؟ آیا با چنین دیدگاههایی میتوان امید داشت که تا صد سال دیگر کسی دلش برای این مردم بسوزد و برای آنها به فکر چاره باشد؟
فقط خدا میداند که در دل مردمی که برای ایجاد، حفظ و استحکام این نظام هرچه داشتند و نداشتند در طبق اخلاص گذاشتند و اکنون این بیمهریها و تبعیضها و بیتوجهیها ـ که به نظر حقیر خیانتهایی انشاءالله سهوی هستند ـ را میبینند چه میگذرد؟
فقط خدا میداند وقتی مردم در چنین هوایی مجبورند تنفس کنند و حس میکنند که سلامت آنها هیچ ارزشی برای مسئولان کشور ندارد چه نگاهی به نظام دارند؟ فقط خدا میداند عاقبت کسانی که میتوانند برای این مردم کاری کنند ولی نمیکنند، در صحرای هولناک محشر وقتی انبوه «حق الناس» سلامت مردم در ترازوی عمل آنها قرار گیرد چه عاقبتی خواهند داشت؟
مردم انتظار دارند مسئولینشان برای رفع این مصیبت غیرقابل تحمل به ویژه در ماههای گرم تابستان که حقیقتا خوزستان را به جهنمی آلوده و سوزان تبدیل میکند، راهکارهای عملی و کاربردی کوتاه مدت و طولانی مدتی ارائه کنند که یکی از بدیهیترین آنها، تعطیلی بهموقع ادارات، مدارس و دانشگاهها در این روزها و دیگری اختصاص سهمیه بیشتر بنزین برای استان خوزستان است تا مردم در روزهای سوزان تیر، مرداد و شهریور و در شرایط آلودگی هوا با آرامش خاطر و عدم هراس از اتمام سهمیه بنزین خود، شیشههای ماشینشان را بالا بکشند و از کولر استفاده کنند و در روزهایی که آلودگی شدید است، ماسکهای موثر بر این آلایندهها در دسترس مردم قرار گیرد .....
سخن از دردها و رنجهای خوزستان بسیار است که به خدا واگذار میکنیم.
خدایا تو را به اولیائت و خاصّان درگاهت هر کس را در هر مقامی که هست، در خدمتگزاری به این مردم یاری بفرما.
www.dralirezamokhber.blogfa.com
امیدوارم به عزای عزیزانشان بنشینند آن مسئولانی که میتوانند کاری انجام بدهند و نمیدهند. تا مردم خوزستان هم بتوانند بگویند "الحمدالله".همین الان بخش اطفال بیمارستان ماهشهر پر از بچه های معصومی است که ناراحتی تنفسی دارند.
ولی الحمدلله ؛ به کشور تهران!؟ هنوز نرسیده ، اینجا غیرت و تعصب خوزستانی + حداقل امنیت(در مقابل دزدی و کیف قاپی و زور گیری) هم خاک می خورد



