ما گدایی رابطه نمی کنیم
گفتوگوي تفصیلی با منوچهر متکي
کد خبر: ۸۹۲۰۶
| | 4989 بازدید
منوچهر متکي از معدود وزرايي است که از ابتداي آمدن احمدي نژاد به پاستور در پستش باقي مانده است. او خودش در اين مورد ميگويد: کار با احمدي نژاد حتماً يک تجربه جديد، خوب و بسيار جالب است؛ چراکه احمدي نژاد، رئيس جمهوري با سلامت زائدالوصف به طور جدي، خستگي ناپذير، سختکوش و بي رودربايستي کارها را پيگيري ميکند. از اين رو کار کردن با ايشان سهل و آسان نيست.
با او هنگام بازگشت از کنيا در هواپيما در مورد سياست خارجي دولت نهم و دهم که او سکاندارش بوده است به گفتوگوي تفصيلي پرداختيم.

مدافعين دولت نهم و دهم قائل بر خارج شدن رويکرد انفعالي سياست خارجي ايران در زمان رياست جمهوري احمدي نژاد هستند و ميگويند در مدت اين 5 سال مواضع جمهوري اسلامي مستقل و فارغ از توجه به نظر غرب اتخاذ شده است، شما چه ارزيابي در مورد تغيير سياستهاي دستگاه ديپلماسي پس از دولت خاتمي داريد؟
- ما معمولاً در حوزه ايجابي و رويکردهاي خود اين دولت ارزيابي انجام ميدهيم. سياست خارجي يعني شناخت جامع الطراف ظرفيتهاي دنيا، تعريف توان ظرفيتهاي خودمان و ايجاد يک رابطه منطقي، معقول، عاقلانه و مبتني بر ظرفيتهاي طرفين است. اگر ظرفيت کشوري در سياست خارجي منوپلايز و در انحصار يک کشور يا منطقه خاص قرار بگيرد به آن معني است که شما قدرت مانور خود را از مناطق ديگر حذف کرديد و اين مسأله همانطور که خيلي ساده قابل فهم و دفاع است عملياتي کردن آن به همين سادگي نيست. اينکه با تعريف مشخصي از ظرفيتهاي مناطق مختلف جهان، لينک و اتصالي بين ظرفيتها ايجاد شود هنري است که در 4-5 سال گذشته به شکل خوبي انجام و عملياتي شده به طوري که نگاه ايران به خيلي از مناطق دنيا متحول شده است. اما اين امر به منزله بي توجهي به غرب نيست.
ما با توجه به ظرفيتهاي هر منطقه نوع تعامل و همکاري را تعريف ميکنيم. توجه به قارههاي ديگر به معناي عدم توجه به اروپا نيست بلکه نظر دولت آن است که به همه ظرفيتها نگاه شود تا براساس آن نوعي توازن و بالانس در روابط خارجي ايجاد گردد. اين کار در دولت نهم با موفقيت انجام شد. ظرفيت آسيا بسيار بالا است و ما به دنبال استفاده از آن هستيم. درصد مناسبات اقتصادي در سال گذشته تغيير معناداري را با ساير مناطق جهان تجربه کرد. تحقق مناسبات اقتصادي ميان ايران و آفريقا تا سطح بيش از 5 ميليارد دلار يک اقدام مبتني بر منافع تعريف شده است که ميتواند اين حجم در يک بازه زماني تا 20 ميليارد دلار نيز افزايش يابد اين مسأله حاکي از بوجود آمدن يک زاويه ديد جديد است. افزايش ظرفيت صادرات و امکان صدور خدمات فني- مهندسي با درآمد ميلياردي به قاره آفريقا حاصل اين زاويه ديد ميباشد. بنابراين سياست خارجي دولت نهم با مناطق مختلف جهان مسير تعادل را طي کرده و با ادامه اين مسير ميتوانيم طرفهاي مقابل را در هر منطقه به سوي خود جلب نماييم.
عدم نگاه به غرب هيچ هزينهاي را براي ايران در پي نداشته؟ حتما به خوبي ميدانيد قدرت اقتصادي آمريکا و اروپا نسبت به ساير نقاط دنيا از سنگيني محسوسي برخوردار است.
- مسأله رابطه ايران با غرب از باب روابط اقتصادي نيست. حتي اين مسائل جديد نيستند. اولاً به لحاظ اقتصادي پايه توسعه، پيشرفت و برنامه ريزي مبتني بر سرمايه، تکنولوژي و نيروي کار ماهر است. امروز در آسيا به وفور اين عناصر وجود دارند. اقتصاد چين، ژاپن، هند، کره جنوبي، مالزي و... در مسيري حرکت ميکند که در آينده حرف اول را در سر جمع اقتصاد جهان ميزند. لذا بحث ما با غرب و به طور مشخص امريکاي شمالي اقتصادي نبوده و موضوعات سياسي ميباشد. عناصر ديدگاه متفاوت سياسي نيز الان شکل نگرفته و از همان ابتداي انقلاب آغاز شدهاند.
انقلاب اسلامي فضاي جديدي را در عرصه بين الملل بوجود آورد و آنها با اين فضاي جديد موافق نيستند. 4- 5 محور را نظير حقوق بشر، دموکراسي، تروريزم، سلاحهاي کشتار جمعي، صلح خاورميانه و... که مبناي درستي ندارند در دولتهاي مختلف بعداز انقلاب به انحاي گوناگون با خنده يا خشم عليه ايران به کار بردهاند. در حال حاضر مشکل غرب آنست که در اين زمينهها حرفهاي شان ديگر اثر سابق را ندارد چراکه در حال رنگ باختن هستند. آنها در قصه خاورميانه دچار مشکلند، در بحث تروريزم اقدامات شان قابل دفاع نيست مثلاً قبلا بحث زندان گوآنتانامو و ابوغريب مطرح بود ولي هم اکنون پروژه ريگي به تنهايي براي زير سوال بردن کل حيثيت غرب کفايت ميکند. اين شرور در پايگاه نظامي آمريکا در افغانستان يا در پايگاه ماناس قرقيزستان چه کار ميکرد؟ قدرت جمهوري اسلامي ايران آن است که اينها را ميتواند کشف و بيان کنند. از اين رو بحثهاي ايران با غرب مسائل سياسي است که آنها ميبايست در نوع نگاه خود تجديد نظر جدي کنند.
احمدي نژاد از زمان رياست جمهوري خود هيچ سفري به يک کشور تأثيرگذار اروپايي انجام نداده يا اگر هم رفته براي شرکت در اجلاسهايي نظير دوربان بوده، چرا ايشان به کشورهاي آسيايي و آفريقايي ميرود ولي به اروپا نميرود؟
- نگاه مبتني بر غرور خاص اروپائيان شرايطي را براي آنها بوجود آورده که تقريباً در 30 سال گذشته اين رويکرد شکست خورده است. گاهي تصميم ميگرفتند در سطح وزراء به بالا با ايران ارتباط نداشته باشند يا در بعضي مصوبات اتحاديه اروپا اين جور مواضع به چشم ميخورد. گاهي اوقات که با برخي وزراي اروپايي دیدارهايي دارم، به شوخي به آنها ميگويم اگر مبصرتان به شما اجازه داد و توانستيد مستقل تصميم بگيريد دعوت ميکنم به ايران سفر کنيد تا ببينيد قصه چيست. در گذشته نيز همينطور بود حتي در چند سفري هم که در دولت قبل انجام شد ميبينيد مسألهاي را تغيير نداد.
ايران هرگز گدايي روابط به کشوري را نکرده و نميکند. اروپاي امروز در بسياري از معضلات و مشکلاتي که در دنيا وجود دارد اذعان ميکند که قادر به انجام کاري نيست. آنها در حل صلح خاورميانه ماندهاند، در 3سال بحران لبنان طرح آمريکا و فرانسه ناکام ماند ولي طرح منطقهاي سبب حل مسائل شد. سوريه، ايران، قطر و عمان در اجلاس چهارجانبه نشست دوحه را پايريزي کردند امروز خودشان به ما پيام ميدهند که ايران قدرت منطقه است و ميخواهيم با کمک اين کشور وضعيت افغانستان را به جايي برسد. جمهوري اسلامي در جواب ميگويد اول شما سياست هايتان را تصحيح کنيد بعد ما براي حل اين موضوع راهکارمان را ارائه ميدهيم. رويکرد ايران مورد تأييد اسلام نيز هست قرآن ميگويد: «کساني که با شما تکبر ميکنند، به آنها تکبر نماييد» در دنياي متحول امروز يک کشور نيازي به کشور ديگر ندارد.
اروپا چهار سال در ادامه سياستهاي گذشته با ايران برخورد تقابل داشت و فکر ميکرد اين سياستها نگاه مردم ايران را نسبت به دولت و نظام عوض ميکند و در دوره بعدي انتخابات رياست جمهوري با سياستهاي دولت نهم همراهي نخواهند کرد. خوب ديديد که تحليل و تلقي آنها اشتباه بود. الان به آنها ميگوييم وقتي سياست شما در چهار سال گذشته جواب نداد ميتوانيد چهار سال ديگر نيز اين رويکرد را ادامه بدهيد. ما براي سفر به غرب به آنها نيازمنديم يا آنها براي حل مشکلات و مسائلشان به سفر به ايران نيازمندند؟ پاسخ به اين سوال را امروز هر سياست مداري ميداند بنابراين ما نيازمند به آنها نيستيم اما عند القتضاء در صورت آمادگي اهل گفتوگو و گفتمانهاي سازنده و تبادل نظر هستيم.
البته رئيس جمهور با رؤساي برخي کشورها نظير نخست وزير ايتاليا، رئيس جمهور سوئيس، نخست وزير ژاپن در سفرها و اجلاسها و فرصتهايي که بوده ديدار و گفتگو داشت. گمان ما اينست که کشورهاي درحال توسعه به ظرفيتي رسيدهاند که اينگونه نيازمند سياسي به ديگران نباشند.
اغلب سفرهاي شما شامل سفر به کشورهاي آسيايي و آفريقايي نظير اوگاندا و کنيا است. منتقدين معتقدند اين کشورها در ظاهر وقتي کمکهاي ايران را ميگيرند همراهي نشان ميدهند و روابط را خوب توصيف ميکنند ولي در پاي رأي دادن در مجمع عمومي سازمان ملل، شوراي امنيت يا شوراي حکام آژانس انرژي اتمي برعکس عمل ميکنند، نظر شما چيست؟
- اولاً ما به کشورهاي دنيا کمک خاصي نميکنيم الا در چهارچوب مصوبات مجلس تحت عنوان کمکهاي توسعهاي که ارقام تعريف شدهاي ميباشند و هرساله مجلس در بودجه وزرات خارجه قرار ميدهد. اما در روابط با اين کشورها اهداف مختلفي را دنبال ميکنيم. اين اهداف بخشي روابط دوجانبه است.
در سفر به کنيا مشخص شد شرکت ايراني پروژه دهها ميليون دلاري گرفته و براي پروژههاي صدها ميليون دلاري در حوزه ساخت نيروگاه، سد، راه و... مذاکره ميکند اين ظرفيتها در سايه رفت و آمدهاي هدفمند سياسي حاصل ميشود. از طرفي اين سفرها نقش خنثي کننده القائات نادرست غربيها را هم دارد. ديگر اينگونه نيست که آمريکا به يکسري از کشورها پيام بدهد و همه اجرا کنند. وزير امور خارجه آمريکا با برخي همتايان اروپاييش چقدر سفر ميکنند تا يک کشور را متقاعد به قطع روابط با تهران نمايند ولي دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي با انجام چنين سفرهايي برنامههاي آنها را با شکست مواجه ميکند.
بنابراين ما به دنبال نوعي در هم تنيدگي و گره خوردگي در روابط با ديگر کشورها هستيم. به طوريکه در 6- 7 سال گذشته براي اولين بار هنگام بررسي پرونده ايران در آژانس بين المللي انرژي هستهاي قريب 10 کشور از جمله برزيل، مصر، ترکيه، ونزوئلا و کوبا به قطعنامه پيشنهادي رأي مثبت نميدهند که اين امر حاصل تحرکات هدفمند ديپلماتيک است.
شما از معدود وزيراني بوديد که از ابتداي دولت نهم تاکنون تغيير نکرديد کار با آقاي احمدي نژاد چگونه است؟
- به جهت ويژگيهاي خاص ايشان کار با وي حتماً يک تجربه جديد، خوب و بسيار جالب است چراکه احمدي نژاد، رئيس جمهوري با سلامت زائد الوصف به طور جدي، خستگي ناپذير، سخت کوش و بي رودربايسي کارها را پيگيري ميکند. از اين رو کار کردن با ايشان سهل و آسان نيست.
برخي منتقدين شما مدعي اند که متکي در پروسه تصميم گيري و تدوين سياست خارجي کشور زياد تأثيرگذار نيست و همه به طور مستقيم زير نظر رئيس جمهور انجام ميشود لطفاً به طور شفاف راجع به اين مسأله نظرتان را بگوييد؟
- سياست خارجي به دليل حساسيت و جذابيت توجه همه مردم را به خود جلب کرده است. به طوريکه مورد نقد و تبادل نظر همگان قرار ميگيرد. به هر حال هرکسي از ظن خود اين حوزه را ارزيابي ميکند. اما آنچه که ميبايست رويش دست گذاشت کارکرد سياست خارجي چهارسال گذشته است. اين کارکرد قابل دفاع بوده و برآمده از مشي انقلاب اسلامي، آموزههاي امام راحل و رهنمودهاي مقام معظم رهبري است. رويکرد فعال، مدعي، عدالتخواهانه دولت نهم و دهم در سر فصلها مختلف مناسبات بين المللي امروز دارد زبانزد ميشود.
من فکر ميکنم مشارکت و راي بالاي مردم در دور دوم انتخابات رياست جمهوري به دليل رويکردي که دولت در عرصههاي مختلف بويژه در مبادلات خارجي داشته است.وزارت امور خارجه در تمامي مراحل تصميم سازي در حوزه سياست خارجي نقشي موثر برپايه اطلاعات جمع آوري شده دارد. يعني نظر وزارت خارجه براي مسئولين عليرتبه قابل اعتنا و دخيل در تصميم سازي هاست و حتي اجراي ماحصل اين تصميم سازيها تقريباً منحصر در وزارت امور خارجه است.
سرداران فعال در عرصه سياست خارجي که بعضاً 25- 30 سال سابقه فعاليت دارند به خوبي توانستهاند در چند سال اخير رويکرد دولت را که تبلورش در صحبتهاي رئيس جمهور است را به خوبي پيش ببرند. طبيعي است همه امور نسبي است و وزارت خارجه هم در مسير تکاملي خود همواره از ديدگاه ها، نظرات، انتقادات و پيشنهادات همه مردم ايران و صاحب نظران استفاده ميکند.
به عملکرد خودتان چه نمرهاي ميدهيد؟
ـ ما عادت کرديم که ديگران به عمل ما نمره بدهند.
فکر ميکنيد چه نمرهاي بدهند؟
ـ هر نمرهاي بدهند قبول است.
منبع: خبرگزاري آريا
با او هنگام بازگشت از کنيا در هواپيما در مورد سياست خارجي دولت نهم و دهم که او سکاندارش بوده است به گفتوگوي تفصيلي پرداختيم.

- ما معمولاً در حوزه ايجابي و رويکردهاي خود اين دولت ارزيابي انجام ميدهيم. سياست خارجي يعني شناخت جامع الطراف ظرفيتهاي دنيا، تعريف توان ظرفيتهاي خودمان و ايجاد يک رابطه منطقي، معقول، عاقلانه و مبتني بر ظرفيتهاي طرفين است. اگر ظرفيت کشوري در سياست خارجي منوپلايز و در انحصار يک کشور يا منطقه خاص قرار بگيرد به آن معني است که شما قدرت مانور خود را از مناطق ديگر حذف کرديد و اين مسأله همانطور که خيلي ساده قابل فهم و دفاع است عملياتي کردن آن به همين سادگي نيست. اينکه با تعريف مشخصي از ظرفيتهاي مناطق مختلف جهان، لينک و اتصالي بين ظرفيتها ايجاد شود هنري است که در 4-5 سال گذشته به شکل خوبي انجام و عملياتي شده به طوري که نگاه ايران به خيلي از مناطق دنيا متحول شده است. اما اين امر به منزله بي توجهي به غرب نيست.
ما با توجه به ظرفيتهاي هر منطقه نوع تعامل و همکاري را تعريف ميکنيم. توجه به قارههاي ديگر به معناي عدم توجه به اروپا نيست بلکه نظر دولت آن است که به همه ظرفيتها نگاه شود تا براساس آن نوعي توازن و بالانس در روابط خارجي ايجاد گردد. اين کار در دولت نهم با موفقيت انجام شد. ظرفيت آسيا بسيار بالا است و ما به دنبال استفاده از آن هستيم. درصد مناسبات اقتصادي در سال گذشته تغيير معناداري را با ساير مناطق جهان تجربه کرد. تحقق مناسبات اقتصادي ميان ايران و آفريقا تا سطح بيش از 5 ميليارد دلار يک اقدام مبتني بر منافع تعريف شده است که ميتواند اين حجم در يک بازه زماني تا 20 ميليارد دلار نيز افزايش يابد اين مسأله حاکي از بوجود آمدن يک زاويه ديد جديد است. افزايش ظرفيت صادرات و امکان صدور خدمات فني- مهندسي با درآمد ميلياردي به قاره آفريقا حاصل اين زاويه ديد ميباشد. بنابراين سياست خارجي دولت نهم با مناطق مختلف جهان مسير تعادل را طي کرده و با ادامه اين مسير ميتوانيم طرفهاي مقابل را در هر منطقه به سوي خود جلب نماييم.
عدم نگاه به غرب هيچ هزينهاي را براي ايران در پي نداشته؟ حتما به خوبي ميدانيد قدرت اقتصادي آمريکا و اروپا نسبت به ساير نقاط دنيا از سنگيني محسوسي برخوردار است.
- مسأله رابطه ايران با غرب از باب روابط اقتصادي نيست. حتي اين مسائل جديد نيستند. اولاً به لحاظ اقتصادي پايه توسعه، پيشرفت و برنامه ريزي مبتني بر سرمايه، تکنولوژي و نيروي کار ماهر است. امروز در آسيا به وفور اين عناصر وجود دارند. اقتصاد چين، ژاپن، هند، کره جنوبي، مالزي و... در مسيري حرکت ميکند که در آينده حرف اول را در سر جمع اقتصاد جهان ميزند. لذا بحث ما با غرب و به طور مشخص امريکاي شمالي اقتصادي نبوده و موضوعات سياسي ميباشد. عناصر ديدگاه متفاوت سياسي نيز الان شکل نگرفته و از همان ابتداي انقلاب آغاز شدهاند.
انقلاب اسلامي فضاي جديدي را در عرصه بين الملل بوجود آورد و آنها با اين فضاي جديد موافق نيستند. 4- 5 محور را نظير حقوق بشر، دموکراسي، تروريزم، سلاحهاي کشتار جمعي، صلح خاورميانه و... که مبناي درستي ندارند در دولتهاي مختلف بعداز انقلاب به انحاي گوناگون با خنده يا خشم عليه ايران به کار بردهاند. در حال حاضر مشکل غرب آنست که در اين زمينهها حرفهاي شان ديگر اثر سابق را ندارد چراکه در حال رنگ باختن هستند. آنها در قصه خاورميانه دچار مشکلند، در بحث تروريزم اقدامات شان قابل دفاع نيست مثلاً قبلا بحث زندان گوآنتانامو و ابوغريب مطرح بود ولي هم اکنون پروژه ريگي به تنهايي براي زير سوال بردن کل حيثيت غرب کفايت ميکند. اين شرور در پايگاه نظامي آمريکا در افغانستان يا در پايگاه ماناس قرقيزستان چه کار ميکرد؟ قدرت جمهوري اسلامي ايران آن است که اينها را ميتواند کشف و بيان کنند. از اين رو بحثهاي ايران با غرب مسائل سياسي است که آنها ميبايست در نوع نگاه خود تجديد نظر جدي کنند.
احمدي نژاد از زمان رياست جمهوري خود هيچ سفري به يک کشور تأثيرگذار اروپايي انجام نداده يا اگر هم رفته براي شرکت در اجلاسهايي نظير دوربان بوده، چرا ايشان به کشورهاي آسيايي و آفريقايي ميرود ولي به اروپا نميرود؟
- نگاه مبتني بر غرور خاص اروپائيان شرايطي را براي آنها بوجود آورده که تقريباً در 30 سال گذشته اين رويکرد شکست خورده است. گاهي تصميم ميگرفتند در سطح وزراء به بالا با ايران ارتباط نداشته باشند يا در بعضي مصوبات اتحاديه اروپا اين جور مواضع به چشم ميخورد. گاهي اوقات که با برخي وزراي اروپايي دیدارهايي دارم، به شوخي به آنها ميگويم اگر مبصرتان به شما اجازه داد و توانستيد مستقل تصميم بگيريد دعوت ميکنم به ايران سفر کنيد تا ببينيد قصه چيست. در گذشته نيز همينطور بود حتي در چند سفري هم که در دولت قبل انجام شد ميبينيد مسألهاي را تغيير نداد.
ايران هرگز گدايي روابط به کشوري را نکرده و نميکند. اروپاي امروز در بسياري از معضلات و مشکلاتي که در دنيا وجود دارد اذعان ميکند که قادر به انجام کاري نيست. آنها در حل صلح خاورميانه ماندهاند، در 3سال بحران لبنان طرح آمريکا و فرانسه ناکام ماند ولي طرح منطقهاي سبب حل مسائل شد. سوريه، ايران، قطر و عمان در اجلاس چهارجانبه نشست دوحه را پايريزي کردند امروز خودشان به ما پيام ميدهند که ايران قدرت منطقه است و ميخواهيم با کمک اين کشور وضعيت افغانستان را به جايي برسد. جمهوري اسلامي در جواب ميگويد اول شما سياست هايتان را تصحيح کنيد بعد ما براي حل اين موضوع راهکارمان را ارائه ميدهيم. رويکرد ايران مورد تأييد اسلام نيز هست قرآن ميگويد: «کساني که با شما تکبر ميکنند، به آنها تکبر نماييد» در دنياي متحول امروز يک کشور نيازي به کشور ديگر ندارد.
اروپا چهار سال در ادامه سياستهاي گذشته با ايران برخورد تقابل داشت و فکر ميکرد اين سياستها نگاه مردم ايران را نسبت به دولت و نظام عوض ميکند و در دوره بعدي انتخابات رياست جمهوري با سياستهاي دولت نهم همراهي نخواهند کرد. خوب ديديد که تحليل و تلقي آنها اشتباه بود. الان به آنها ميگوييم وقتي سياست شما در چهار سال گذشته جواب نداد ميتوانيد چهار سال ديگر نيز اين رويکرد را ادامه بدهيد. ما براي سفر به غرب به آنها نيازمنديم يا آنها براي حل مشکلات و مسائلشان به سفر به ايران نيازمندند؟ پاسخ به اين سوال را امروز هر سياست مداري ميداند بنابراين ما نيازمند به آنها نيستيم اما عند القتضاء در صورت آمادگي اهل گفتوگو و گفتمانهاي سازنده و تبادل نظر هستيم.
البته رئيس جمهور با رؤساي برخي کشورها نظير نخست وزير ايتاليا، رئيس جمهور سوئيس، نخست وزير ژاپن در سفرها و اجلاسها و فرصتهايي که بوده ديدار و گفتگو داشت. گمان ما اينست که کشورهاي درحال توسعه به ظرفيتي رسيدهاند که اينگونه نيازمند سياسي به ديگران نباشند.
اغلب سفرهاي شما شامل سفر به کشورهاي آسيايي و آفريقايي نظير اوگاندا و کنيا است. منتقدين معتقدند اين کشورها در ظاهر وقتي کمکهاي ايران را ميگيرند همراهي نشان ميدهند و روابط را خوب توصيف ميکنند ولي در پاي رأي دادن در مجمع عمومي سازمان ملل، شوراي امنيت يا شوراي حکام آژانس انرژي اتمي برعکس عمل ميکنند، نظر شما چيست؟
- اولاً ما به کشورهاي دنيا کمک خاصي نميکنيم الا در چهارچوب مصوبات مجلس تحت عنوان کمکهاي توسعهاي که ارقام تعريف شدهاي ميباشند و هرساله مجلس در بودجه وزرات خارجه قرار ميدهد. اما در روابط با اين کشورها اهداف مختلفي را دنبال ميکنيم. اين اهداف بخشي روابط دوجانبه است.
در سفر به کنيا مشخص شد شرکت ايراني پروژه دهها ميليون دلاري گرفته و براي پروژههاي صدها ميليون دلاري در حوزه ساخت نيروگاه، سد، راه و... مذاکره ميکند اين ظرفيتها در سايه رفت و آمدهاي هدفمند سياسي حاصل ميشود. از طرفي اين سفرها نقش خنثي کننده القائات نادرست غربيها را هم دارد. ديگر اينگونه نيست که آمريکا به يکسري از کشورها پيام بدهد و همه اجرا کنند. وزير امور خارجه آمريکا با برخي همتايان اروپاييش چقدر سفر ميکنند تا يک کشور را متقاعد به قطع روابط با تهران نمايند ولي دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي با انجام چنين سفرهايي برنامههاي آنها را با شکست مواجه ميکند.
بنابراين ما به دنبال نوعي در هم تنيدگي و گره خوردگي در روابط با ديگر کشورها هستيم. به طوريکه در 6- 7 سال گذشته براي اولين بار هنگام بررسي پرونده ايران در آژانس بين المللي انرژي هستهاي قريب 10 کشور از جمله برزيل، مصر، ترکيه، ونزوئلا و کوبا به قطعنامه پيشنهادي رأي مثبت نميدهند که اين امر حاصل تحرکات هدفمند ديپلماتيک است.
شما از معدود وزيراني بوديد که از ابتداي دولت نهم تاکنون تغيير نکرديد کار با آقاي احمدي نژاد چگونه است؟
- به جهت ويژگيهاي خاص ايشان کار با وي حتماً يک تجربه جديد، خوب و بسيار جالب است چراکه احمدي نژاد، رئيس جمهوري با سلامت زائد الوصف به طور جدي، خستگي ناپذير، سخت کوش و بي رودربايسي کارها را پيگيري ميکند. از اين رو کار کردن با ايشان سهل و آسان نيست.
برخي منتقدين شما مدعي اند که متکي در پروسه تصميم گيري و تدوين سياست خارجي کشور زياد تأثيرگذار نيست و همه به طور مستقيم زير نظر رئيس جمهور انجام ميشود لطفاً به طور شفاف راجع به اين مسأله نظرتان را بگوييد؟
- سياست خارجي به دليل حساسيت و جذابيت توجه همه مردم را به خود جلب کرده است. به طوريکه مورد نقد و تبادل نظر همگان قرار ميگيرد. به هر حال هرکسي از ظن خود اين حوزه را ارزيابي ميکند. اما آنچه که ميبايست رويش دست گذاشت کارکرد سياست خارجي چهارسال گذشته است. اين کارکرد قابل دفاع بوده و برآمده از مشي انقلاب اسلامي، آموزههاي امام راحل و رهنمودهاي مقام معظم رهبري است. رويکرد فعال، مدعي، عدالتخواهانه دولت نهم و دهم در سر فصلها مختلف مناسبات بين المللي امروز دارد زبانزد ميشود.
من فکر ميکنم مشارکت و راي بالاي مردم در دور دوم انتخابات رياست جمهوري به دليل رويکردي که دولت در عرصههاي مختلف بويژه در مبادلات خارجي داشته است.وزارت امور خارجه در تمامي مراحل تصميم سازي در حوزه سياست خارجي نقشي موثر برپايه اطلاعات جمع آوري شده دارد. يعني نظر وزارت خارجه براي مسئولين عليرتبه قابل اعتنا و دخيل در تصميم سازي هاست و حتي اجراي ماحصل اين تصميم سازيها تقريباً منحصر در وزارت امور خارجه است.
سرداران فعال در عرصه سياست خارجي که بعضاً 25- 30 سال سابقه فعاليت دارند به خوبي توانستهاند در چند سال اخير رويکرد دولت را که تبلورش در صحبتهاي رئيس جمهور است را به خوبي پيش ببرند. طبيعي است همه امور نسبي است و وزارت خارجه هم در مسير تکاملي خود همواره از ديدگاه ها، نظرات، انتقادات و پيشنهادات همه مردم ايران و صاحب نظران استفاده ميکند.
به عملکرد خودتان چه نمرهاي ميدهيد؟
ـ ما عادت کرديم که ديگران به عمل ما نمره بدهند.
فکر ميکنيد چه نمرهاي بدهند؟
ـ هر نمرهاي بدهند قبول است.
منبع: خبرگزاري آريا
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




