گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۸۸۷۸۸
| | 2640 بازدید
مردم سالاري
«هديه 6000 توماني براي بنزين نوروزي» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
با وجود سپري شدن نزديک به سه سال از آغاز سهميه بندي بنزين، هنوز تکليف مسوولان و متوليان امر با اين مقوله روشن نيست.
يک بار مي گويند چون قرار است با هدفمند کردن يارانه ها، قيمت بنزين واقعي شود، پس سهميه ها بايد کاهش يابد و يکبار ديگر مي گويند چون مردم براي سفرهاي نوروزي يا سفرهاي تابستاني نياز به بنزين دارند، بايد سهميه ويژه سفر به آنها بدهيم. اما گويا اين ماجرا پاياني ندارد.
كيهان
«وقتي آمانو خواب نما ميشود» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در ْآن ميخوانيد:
گزارش فوريه 2010، يوكيا آمانو مديركل تازه كار آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه هسته اي ايران- كه محور نشست اخير شوراي حكام قرار گرفت- غيرمنتظره نبود. آمانو در اين گزارش تلاش كرده است حداكثر مقدار خوش خدمتي را در حق كارفرمايان غربي خود به خرج دهد ولي در توليد هرگونه «شوك» ناكام مانده، چرا كه ساختار گزارش نوامبر 2010 به دلايلي كه خواهيم گفت از قبل به طور كامل قابل پيش بيني بود.
ابتكار
«از باغ قلهک تا منشور کوروش»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
مطالعه حدود چهار صد سال روابط انگليس و ايران، پرونده قطوري از خيانت انگليس ها را پيش رو مي گذارد.تمام صفحات اين پرونده قطور تار و تاريک است و هيچ نقطه درخشاني براي انگليس به جا نگذاشته است.بيراهه نيست اگر معتقد باشيم يکي از عوامل مهم توسعه نا يافتگي و عقب نگه داشتن کشوربزرگ ايران،حضور انگليس ها مي باشد.
کشور پهناور و دير پاي ايران اسلامي با مردماني خردمندو داراي تمدني کهن و در خشان،ذخاير معدني و ثروت هاي فرهنگي غني و گسترده با موقعيت استراتژيک و جغرافياي بسيار حساس و مهم در خاورميانه و جهان مورد طمع استعمار گران بخصوص انگليس ها قرار گرفت وتاريخ چهار صد ساله سراسر تاريکي را رقم زد.فهرست خيانت هاي دولت انگليس به تاريخ،تمدن و فرهنگ ايراني از حوصله اين مقال خارج است و خود دهها کتاب خواهد بود اما به مناسبت به دو مورد خاص اشاره مي شود.اهميت ذکر اين دو مورد در مقايسه اي است که مي توان انجام داد يکي از آن دو، باغ قلهک است.
رسالت
«پرسش هايي از اعضاي کميسيون تلفيق مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
آنچه که به عنوان بحث هاي بودجه اي در کميسيون تلفيق از جانب نمايندگان محترم در مورد بند4 مربوط به نفت به تصويب رسيد، مبين نوعي سردرگمي دولت و مجلس در مورد بودجه ريزي و بودجه بندي در حوزه منابع مربوط به نفت است. ساز و کار تبصره11 قانون بودجه سال84 و اجزاي ترميم شده آن در قالب بند7 در سال هاي بعد و نيز اکنون در قالب بند4 نه تنها تاکنون منتهي به شفافيت عملکرد مالي نفت نشده بلکه بر ابهامات در اين حوزه افزوده است. وجود مغايرت هاي حساب ارزي ما بين شرکت ملي نفت و بانک مرکزي از يک سو و اختلاف حساب ريالي بين شرکت ملي نفت و خزانه داري کل از سوي ديگر که در گزارشات تفريغ بودجه همه ساله شاهد آن هستيم مويد اين ادعاست.
دنياي اقتصاد
«نقد آگاهانه»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
همه جوامع در فرآيند تصميمسازي و تصميمگيري، نيازمند نقد هستند تا با شفاف شدن گزينههاي مختلف و راههاي منشعب از هر گزينه، تصميمات درست اتخاذ شود.
همينطور نقد براي بررسي و تحليل راههاي طي شده در گذشته لازم است تا از تكرار اشتباهات پيشگيري شود. اما اگر نقد از روي آگاهي و كارشناسي نباشد، مزاياي گفته شده بر آن مترتب نخواهد بود. اخيرا يكي از مسوولان در انتقاد از دولتهاي گذشته، مدعي شد كه نظريه اقتصادي حاكم بر آن دولتها متاثر از نظريهپردازان دانشگاه شيكاگو بود. اينكه همه دولتهاي ما پس از پايان جنگ از نظر اقتصادي راه اشتباهي را پيمودهاند و بايد مورد نقد قرار بگيرند حرف كاملا درستي است، اما چنين نقدهايي همانگونه كه ذكر آن رفت بايد آگاهانه باشد نه با چشمان بسته و در رويا.
جهان صنعت
«منظر تازه» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
ما در ايران يک برنامه بلندمدت 20 ساله داريم که به سند چشمانداز معروف است. يک برنامه پنج ساله داريم که به برنامه ميانمدت معروف است. يک برنامه کوتاهمدت هم داريم که سالانه است و معمولا به آن بودجه گفته ميشود. واضح است که بايد بين اينها يک هماهنگي وجود داشته باشد. از اين جهت محمد ستاري فر نقد درستي دارد که بودجه 89 بايد به دور از سند چشمانداز نباشد.
در واقع ما بايد با اين بودجههاي سالانه سال به سال به آن چشمانداز نزديکتر شويم، يعني بايد براساس تحقق اهداف برنامههاي سالهاي قبل برنامه تازه را بدهيم و بايد براساس تحقق اهداف برنامههاي سالهاي قبل برنامه سال آينده را بنويسيم. حال بايد پرسيد اگر ما طي سالهاي 85، 86، 87 و 88 به اهداف خود نرسيديم به جاي اينکه بخواهيم همچنان هماهنگ با چشمانداز باشيم بهتر نيست يک چشمانداز تازهاي بنويسيم.
«هديه 6000 توماني براي بنزين نوروزي» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
با وجود سپري شدن نزديک به سه سال از آغاز سهميه بندي بنزين، هنوز تکليف مسوولان و متوليان امر با اين مقوله روشن نيست.
يک بار مي گويند چون قرار است با هدفمند کردن يارانه ها، قيمت بنزين واقعي شود، پس سهميه ها بايد کاهش يابد و يکبار ديگر مي گويند چون مردم براي سفرهاي نوروزي يا سفرهاي تابستاني نياز به بنزين دارند، بايد سهميه ويژه سفر به آنها بدهيم. اما گويا اين ماجرا پاياني ندارد.
كيهان
«وقتي آمانو خواب نما ميشود» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در ْآن ميخوانيد:
گزارش فوريه 2010، يوكيا آمانو مديركل تازه كار آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه هسته اي ايران- كه محور نشست اخير شوراي حكام قرار گرفت- غيرمنتظره نبود. آمانو در اين گزارش تلاش كرده است حداكثر مقدار خوش خدمتي را در حق كارفرمايان غربي خود به خرج دهد ولي در توليد هرگونه «شوك» ناكام مانده، چرا كه ساختار گزارش نوامبر 2010 به دلايلي كه خواهيم گفت از قبل به طور كامل قابل پيش بيني بود.
ابتكار
«از باغ قلهک تا منشور کوروش»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
مطالعه حدود چهار صد سال روابط انگليس و ايران، پرونده قطوري از خيانت انگليس ها را پيش رو مي گذارد.تمام صفحات اين پرونده قطور تار و تاريک است و هيچ نقطه درخشاني براي انگليس به جا نگذاشته است.بيراهه نيست اگر معتقد باشيم يکي از عوامل مهم توسعه نا يافتگي و عقب نگه داشتن کشوربزرگ ايران،حضور انگليس ها مي باشد.
کشور پهناور و دير پاي ايران اسلامي با مردماني خردمندو داراي تمدني کهن و در خشان،ذخاير معدني و ثروت هاي فرهنگي غني و گسترده با موقعيت استراتژيک و جغرافياي بسيار حساس و مهم در خاورميانه و جهان مورد طمع استعمار گران بخصوص انگليس ها قرار گرفت وتاريخ چهار صد ساله سراسر تاريکي را رقم زد.فهرست خيانت هاي دولت انگليس به تاريخ،تمدن و فرهنگ ايراني از حوصله اين مقال خارج است و خود دهها کتاب خواهد بود اما به مناسبت به دو مورد خاص اشاره مي شود.اهميت ذکر اين دو مورد در مقايسه اي است که مي توان انجام داد يکي از آن دو، باغ قلهک است.
رسالت
«پرسش هايي از اعضاي کميسيون تلفيق مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
آنچه که به عنوان بحث هاي بودجه اي در کميسيون تلفيق از جانب نمايندگان محترم در مورد بند4 مربوط به نفت به تصويب رسيد، مبين نوعي سردرگمي دولت و مجلس در مورد بودجه ريزي و بودجه بندي در حوزه منابع مربوط به نفت است. ساز و کار تبصره11 قانون بودجه سال84 و اجزاي ترميم شده آن در قالب بند7 در سال هاي بعد و نيز اکنون در قالب بند4 نه تنها تاکنون منتهي به شفافيت عملکرد مالي نفت نشده بلکه بر ابهامات در اين حوزه افزوده است. وجود مغايرت هاي حساب ارزي ما بين شرکت ملي نفت و بانک مرکزي از يک سو و اختلاف حساب ريالي بين شرکت ملي نفت و خزانه داري کل از سوي ديگر که در گزارشات تفريغ بودجه همه ساله شاهد آن هستيم مويد اين ادعاست.
دنياي اقتصاد
«نقد آگاهانه»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
همه جوامع در فرآيند تصميمسازي و تصميمگيري، نيازمند نقد هستند تا با شفاف شدن گزينههاي مختلف و راههاي منشعب از هر گزينه، تصميمات درست اتخاذ شود.
همينطور نقد براي بررسي و تحليل راههاي طي شده در گذشته لازم است تا از تكرار اشتباهات پيشگيري شود. اما اگر نقد از روي آگاهي و كارشناسي نباشد، مزاياي گفته شده بر آن مترتب نخواهد بود. اخيرا يكي از مسوولان در انتقاد از دولتهاي گذشته، مدعي شد كه نظريه اقتصادي حاكم بر آن دولتها متاثر از نظريهپردازان دانشگاه شيكاگو بود. اينكه همه دولتهاي ما پس از پايان جنگ از نظر اقتصادي راه اشتباهي را پيمودهاند و بايد مورد نقد قرار بگيرند حرف كاملا درستي است، اما چنين نقدهايي همانگونه كه ذكر آن رفت بايد آگاهانه باشد نه با چشمان بسته و در رويا.
جهان صنعت
«منظر تازه» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
ما در ايران يک برنامه بلندمدت 20 ساله داريم که به سند چشمانداز معروف است. يک برنامه پنج ساله داريم که به برنامه ميانمدت معروف است. يک برنامه کوتاهمدت هم داريم که سالانه است و معمولا به آن بودجه گفته ميشود. واضح است که بايد بين اينها يک هماهنگي وجود داشته باشد. از اين جهت محمد ستاري فر نقد درستي دارد که بودجه 89 بايد به دور از سند چشمانداز نباشد.
در واقع ما بايد با اين بودجههاي سالانه سال به سال به آن چشمانداز نزديکتر شويم، يعني بايد براساس تحقق اهداف برنامههاي سالهاي قبل برنامه تازه را بدهيم و بايد براساس تحقق اهداف برنامههاي سالهاي قبل برنامه سال آينده را بنويسيم. حال بايد پرسيد اگر ما طي سالهاي 85، 86، 87 و 88 به اهداف خود نرسيديم به جاي اينکه بخواهيم همچنان هماهنگ با چشمانداز باشيم بهتر نيست يک چشمانداز تازهاي بنويسيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


