انگـیزه ســوزی تنـها با بیست سکه
آیین تجلیل از قهرمانان ملی ایران که روز گذشته با حضور رئیس جمهور به رسم
معمول سالهای اخیر برگزار شد، نتوانست یکی از موئلفههای اصلی توسعه و
ارتقاء کارکرد سیستمی را به معرض ظهور و بروز بگذارد و در شرایطی که از
قهرمانان جهان و آسیا با پرداخت حوالههای سکه بهار آزادی تقدیر شد، به
مدیران شش فدراسیون موفق پاداشی اندک تعلق گرفت تا با افت این پاداش مرسوم
به ایشان، به نوعی انگیزهها برای بهبود حوزه مدیریتی در ورزش تحلیل رود و
بعضاً مدیران متوسط و ضعیف فدراسیونهای ورزشی با نگریستن به مقصود حاصله
برای یک همتایان موفقشان ترجیح میدهند خود را برای رسیدن به جایگاه
فدراسیون موفق به آب و آتش نزنند و به همان نقطهای که در آن قرار دارند،
دلخوش باشند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بسیاری از مدیران
سیاسی و غیرسیاسی تلاش کردند نام خود را میان روئسای فدراسیونهای برتر
ورزشی قرار دهند اما روز پنجشنبه همانگونه که قابل پیش بینی بود
فدراسيونهای كشتي، تكواندو، ووشو، جانبازان و معلولان، واليبال و بسكتبال
به عنوان فدراسيونهای برتر در سالهای 88-87 معرفی شدند و روئسایشان فرصت
یافتند به صورت جداگانه به عنوان مدیران موفق با رئیس دولت دهم رو در رو
شوند و مزد عملکرد مثبتشان را در این پروید زمانی از دست محمود احمدی
نژاد دریافت کنند.

این اتفاق همواره به همین شکل به وقوع میپیوست، با این تفاوت که پیش از این به مدیران موفق یک دستگاه خودرو هدیه داده میشد که سقف قیمت آنها به پانزده میلیون تومان نمیرسید اما گفته میشود این بار پاداش مدیران موفق ورزش ایران تنها بیست سکه بهار آزادی بود که به شکل حواله عندالمطالبه به آنها اهداء شد؛ حوالهای که پس از دریافت با واکنش درجای برخی روئسای فدراسیونها همراه شد و ایشان از خاطرات گذشتهشان و دریافت سوئیچ پراید یا پژو در ادوار پیشین سخن به میان آوردند اما انگار استمرار موفقیت قرار است با کسری پاداش مواجه شود.
البته قطعاً در مملکتی که مدیریت اسلامی حرف اول و آخر را در آن میزند و حداقل تلاش میشود، شیوههای مدیریتی در این چهارچوب تنظیم شود و خدمت صادقانه و بدون توقع سرلوحه مدیران باشد، این ارقام و اعداد چندان ملاک عمل نیست اما به هر حال این یک واقعیت است که تشویق مناسب و در شان مدیران موفق نه تنها از روشهای دیرینه و امتحان پس داده در هر مجموعهای بوده بلکه با مبانی نظری و عملی مدیریت اسلامی هم تطابق دارد و بر این اساس به نظر میرسد اگر همین پاداش نیز پرداخت نمیشد، بهتر از آن بود که با کسری مواجه میشدتا برای عدهای شاهد ماجرا چنین طرز تلقی پدیدار گردد که ارزش مدیر موفق نزول یافته است و یا نزد مدیران موفق انگیزهسوزی اتفاق بیافتد.
قطعاً برخی مدیران ورزش نه چندان موفق که مشاهده میکنند همتایان موفقشان اینگونه ارج نهاده میشوند، ترجیح میدهند همان سطح نازل یا متوسط بمانند و در عوض به برخی موضوعات حاشیهای که رشته تحت نظرش را به حاشیه برده و با ناکامی مواجه ساخته اما خواست و مصالحشان را تامین کرده همچنان استمرار ببخشند. بر همین مبنا به نظر میرسد باید ضمن درنظر گرفتن پاداشهای ارزشمند و چشمگیر برای مدیرانی که قهرمانیهای جهان و المپیک با شیوه مدیریتشان به نام ایران ثبت میشود، رویه برخوردی نیز در دستور کار قرار گیرد که همزمان با پرداخت همین پاداشها، برخی مدیران ضعیف نیز کنار بروند و اینچنین نباشد که عدهای با هر عملکردی همواره در حاشیه امنیت باشند.


