ايدهآلگرايي ونگر، افسوس هواداران
غمانگيز است كه ونگر اين تجربه را در سالهاي قبل نيز داشته است، ولي انگيزهاي براي درس گرفتن از آنها ندارد. سال 2008 او تيمي ضعيف را به اولدترافورد فرستاد تا در جام حذفي مقابل من يونايتد قرار گيرد و پس از باخت خفت بار 4 بر صفر، سه روز بعد تيم اصلي مقابل ميلان باخت ديگري را تجربه كرد تا در عرض 4 روز آرسنال 2 جام را از دست بدهد.
کد خبر: ۸۸۱۵۷
| | 3311 بازدید
قصه شكستهاي آرسنال و كوتاه ماندن دست اين تيم از جامهاي معتبر اروپايي و داخلي امسال هم تكرار شد و در پي آن حرفهاي هميشگي ونگر در متهم كردن رسانهها و تيم داوري و برنامهريزي مسابقهها و... در مطبوعات منتشر شد. ولي شايد وقت آن رسيده تا كميهم به ايدهآلگرايي مخرب ونگر در كنار حقير شمردن بيدليل جام حذفي و اتحاديه انگلستان از سوي اين مربي فرانسوي رسيدگي شود.به نوشته جام جم؛ او از وقتي در تابستان 1996 به لندن آمد بدون توجه به قضاوت رسانهها و كارشناسان راه خودش را رفته است؛ اما اين روند در سالهاي اخير آرسنال را به تيميمتوسط بدل كرده كه تنها به لطف سازماندهي خوب در هر فصل ميان 4 تيم برتر قرار ميگيرد.
ونگر در كنار هياهوهاي رسانهاي كه خود او عامل اصلي دامنزدن به آنها در هفتههاي اخير بوده چشمش را روي بزرگترين و عيانترين مشكلات تيمش بسته است. با گذشت 25 بازي از ليگ برتر،شكست اخير اين تيم در استمفورد بريج از چلسي به معناي پذيرش 30 گل بود؛ ركوردي كه از سال 1996 تاكنون بدترين آمار براي توپچيها محسوب ميشود.
چنين آمار فاجعهآميزي در اين فصل بسيار است و ميان آنها باخت هر 4 بازي به من يونايتد و چلسي در ليگ برتر ميتواند از همه بدتر باشد. آرسنال در هيچ فصلي چنين آماري در مقابل اين 2 تيم نداشت و گلهاي خورده آنها در 4 بازي اين فصل هم آمار 10 2 را نشان ميدهد كه 4 گل از 10 گل را ديديه دروگبا به ثمر رسانده است.
با توجه به نبود چهرههاي آشناي متعدد در آرسنال وجوان بودن اين تيم و همچنين نخريدن بازيكنان گران قيمت در فصل نقل و انتقالات، شايد انتظار قهرماني از اين تيم چندان منطقي نباشد و با اين نگاه جايگاه كنوني تيم قابل توجيه باشد. از سوي ديگر، تيم در مرحله اول حذفي ليگ قهرمانان بايد با پورتو روبهرو شود كه حريفي نسبتا ساده است و احتمالا از آن عبور ميكند.
اما ضربه اصلي به هواداران اين باشگاه خورده كه مجبورند استدلالهاي عجيب و ايدهآلگرايانه ونگر را براي يكفصل ديگر تحمل كنند و شاهد اين باشند كه قهرماني ليگ برتر همچون 5 فصل قبل ميان من يونايتد و چلسي تقسيم شود.
2 فصل قبل در چنين روزهايي آرسنال شرايط خوبي داشت، ولي شكستگي پاي ادواردو در بازي با بيرمنگام همه چيز را عوض كرد. ادواردو در بهترين فرم خودش از ميدان خارج شد و هنوز هم به شرايط پيش از آسيبديدگي نرسيده است.
پس از او گيلبرتو سيلوا و ينس لمان هم تيم را ترك كردند، درحاليكه سيلوا 3 ماه بعد در بازي مقابل تيم ملي انگلستان ارزشهاي خودش را نشان داد و المونيا كه به جاي لمان در درون دروازه توپچيها قرار گرفت هرگز قدرت رهبري خط دفاعي تيمش را نداشت و گلهاي بدي كه از چلسي و يونايتد در اين فصل دريافت كرد اين نكته را تاييد ميكند.
آرسنال در تمامي اين سالها باختهاي تحميلي در جامهاي حذفي و اتحاديه داشته، اما متاسفانه مجري تحميل همه اين باختها ونگر بود كه ارزشي براي اين جامها قائل نيست و در مصاحبههايش اين موضوع را به دفعات تكرار كرده است. سياست او در مراحل تعيينكننده اين جامها، ذخيره توان تيم براي بازيهاي دشوار ليگ برتر و قهرمانان بوده، اما اين سياست هم با عملكرد اخير آرسنال در 3 هفته اخير بشدت نيازمند تجديدنظر است، چراكه از زمان ذخيره انرژي با باخت 3 1 مقابل استوك سيتي در ورزشگاه بريتانيا، اين تيم در 3 بازي اخيرش در ليگ به پيروزي نرسيده است.
غمانگيز است كه ونگر اين تجربه را در سالهاي قبل نيز داشته است، ولي انگيزهاي براي درس گرفتن از آنها ندارد. سال 2008 او تيمي ضعيف را به اولدترافورد فرستاد تا در جام حذفي مقابل من يونايتد قرار گيرد و پس از باخت خفت بار 4 بر صفر، سه روز بعد تيم اصلي مقابل ميلان باخت ديگري را تجربه كرد تا در عرض 4 روز آرسنال 2 جام را از دست بدهد.
از سوي ديگر، برخي كارشناسان درباره نبود چهرههاي تعيينكننده و مشهور دنياي فوتبال در آرسنال به بدهي سنگين باشگاه بابت ورزشگاه امارات اشاره ميكنند، اما ريشه مشكلات باشگاه روي نيمكت ذخيره و در خط حمله در اعتماد به نفس غيرمنطقي ونگر به جوانان تيمش است.
باشگاه در آغاز اين فصل در معاملهاي شيرين «امانوئل آدبايور» و «كولو توره» را به مبلغ 41 ميليون پوند به من سيتي فروخت، ولي بخشي از اين پول بايد صرف خريد مهاجمان كارآمد ميشد. ونگر براي اين كار بيش از يك ماه فرصت داشت و از تمايلش براي اين كار هم گفته بود، اما كاري انجام نشد و تكيه بر «بنتر» ناآماده در 3بازي تمامي آرزوهاي تكراري هواداران را بر باد داد. حتي مصدوميت «روبن فان پرسي» در ماه نوامبر هم نميتواند بهانهاي براي اين موضوع باشد، چرا كه ونگر ميدانست او به شكل صددرصد آماده، فصل را شروع نكرده و احتمال مصدوميتش در طول بازيها بالاست.
هنوز هيچكس دليل واقعي خريد نكردن ونگردر ماه ژانويه را نميداند. با نبود فان پرسي و سرحال نبودن «ادواردو» و مصدوميتهاي پياپي او، شايد گزينههايي چون «ايدور گوديانسن» ميتوانست به شكل موقت مشكلات آرسنال را حل كند، اما «هري ردنپ» با عملگرايي و به دور از اعتماد به نفس دردسرساز ونگر او را به خدمت گرفت تا در عوض «رابي كين» دردسرساز در باقي فصل به حضور تاتنهام بين 4 تيم بالاي جدول كمك كند. با نتايجي كه در اين 3 هفته به دست آمد، شايد خود ونگر از اينكه نقش اسكروچ را در كريسمس بازي كرد و دست به جيب نشد، پشيمان باشد. اما آمار بد باشگاه، شواهدي را عليه او ترتيب داده كه در عرض 14 سال حضورش در باشگاه به اين شكل نبوده و ادامه نمايش به اين ترتيب ميتواند براي آينده او در باشگاه خطرناك باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


