مثلا «جوابیه» میراث فرهنگی به یک خبر + توضیح «تابناک»
میراث فرهنگی: در محافل سياسي و كارشناسي كشور، اين گونه مطرح است كه سايت تابناك بر خلاف رويه بسياري از سايتهاي اطلاعرساني، اهداف ديگري از طرح هدفمند برخي مطالب در وب سايت خود دارد. ليكن بار ديگر خاطرنشان ميكنيم سازمان ميراث فرهنگي هرگز تسليم باجگيري از راه شانتاژهاي سياسي و ژورناليستي نخواهد شد/ «تابناک»: متأسفانه، متن غیر منسجم و حاوی برخی اتهامات سازمان یاد شده، همه چیز داشت جز پاسخ به پرسشهایی که گفته شد.
کد خبر: ۸۷۹۷۹
| | 12878 بازدید
«تابناک»ـ پس از درج خبری درباره ابهامات مربوط به انتصاب رئیس جدید موزه ملی ایران، روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در مثلا جوابیهای آورده است:
با سلام
احتراماً پيرو انتشار مطلبي با نام «انتصاب خانم جوان به مديريت موزه ملي ايران و چند پرسش از بقايي»
در تاريخ 5/12/ 88 در آن سايت اينترنتي، جوابيه زیر از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري صادر شده كه مقتضي است در اسرع وقت و بي كم و كاست منتشر شود:
مايه بسي مسرت است که بعد از گذشت بيش از 40 سال به يکباره موزه ملي ايران مورد توجه خاص و ويژه رسانه هاي کشور (خصوصاً رسانه هاي سياسي نظير تابناک که دغدغه قاچاق سيگار تا ميراث فرهنگي را دارد) واقع شده است. از اينرو سازمان ميراث فرهنگي نه تنها از چنين توجهي خرسند است بلکه مشتاقانه خواستار تداوم پيگيري و پرسشگري رسانه ها و پاسخ به آنچه در موزه ملي ايران در سنوات گذشته روي داده است، مي باشد.
در بدو امر سازمان ميراث فرهنگي قصد داشت تا در فرصتي که از انتصاب رييس جديد موزه ملي فراهم شده، به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از طريق مشاهده مستقيم رسانه هاي جمعي و ساير ابزار موجود به اطلاع عموم برساند. اما گويي در طرحي هدايت شده بعضي تلاش دارند تا با جنجال سازي بر سر انتصاب رئيس موزه ملي ايران، عزم اين سازمان را براي حسابرسي اشياء و اصلاح وضعيت فعلي موزه ملي ايران و پشت پرده آن به حاشيه بکشانند. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي نيز از فرصت موجود، استقبال و استفاده کرده و عزم راسخ دارد تا از قريب به چهل سال بي توجهي و جفا به ميراث ملي کشور پرده بردارد.
اما براي روشن شدن ذهن مردم شريف ايران بايد گفت موزه ملي در تعريف مکاني است براي حفظ ، پژوهش و نمايش تمامي آثار فرهنگي و تاريخي (اعم از کشفيات حفاري هاي باستان شناسي، نسخ خطي، مردم شناسي ، صنايع دستي و...) که بيانگر تاريخ و فرهنگ يک ملت است. لذا کساني که مدعي اند رئيس موزه ملي بايد حتما باستان شناس باشد تعريف درستي از موزه ملي ندارند. و فقط به بخشي از آن اشاره نموده و به اشتباه تصور مي کنند موزه ملي يعني همان
موزه باستان شناسي . اينان چند سال قبل نيز با همين منطق تابلوي موزه باستان شناسي را به موزه ملي تغيير دادند تا اين گونه وانمود کنند با اين کار موزه ملي در ايران ايجاد کرده اند.
اما خوب است گردانندگان سايت تابناک و اين مدعيان پاسخ دهند آيا در موزه ملي ايران (که بايد مينياتوري از فرهنگ و تمدن اين سرزمين باشد) آثار خطي، نقاشي، فرش،نمادهائي از آداب و رسوم اقوام ايراني ،صنايع دستي و ... که هر يک حاکي از اوج تمدن و فرهنگ و هنر ايرانيان است جايگاهي ندارد؟ يا اينکه اصولا اين موضوعات را قبول نداريد؟ اگر موزه ملي يعني همان موزه باستان شناسي، پس بايد به غير از چند کشور تاريخي دنيا در ساير کشورها امکان ايجاد موزه ملي وجود نداشته باشد! خوبست بدانيم روساي موزه هاي بريتانيا و لوور فرانسه نيز باستان شناس نيستند و با اين حساب از منظر گردانندگان متخصص سايت تابناک و مدعيان موزه ملي ، انتصاب مديران موزه هاي لوور فرانسه و بريتانيا نيز لابد محل اشکال است؟
جا دارد خطاب به مردم شريف ايران اين پرسش را مطرح كنيم كه براستي پس پرده اين جو سازي ها و دلسوزي كاذب کساني که با انواع تهمت ها، ترور شخصيت ها ، جوسازي ها فرهنگ انساني و اسلامي اين مرز و بوم را تهديد
مي نمايند چيست؟ آيا خود آنان نمي دانند موزه ملي نيازمند مديري لايق ، دست پاک ، داراي شم فرهنگي ، عرق ملي و توان مديريتي است؟
آري، شايد اين افراد موضوع را خوب فهميده اند اما مشكل جاي ديگري است و آن عزم سازمان ( خصوصا رئيس جديد موزه ملي) براي ساماندهي و مستند سازي اموال و اشياء انبارهاي موزه ملي ايران است.
چرا که باز همچون گذشته حياط خلوت برخي مورد تهاجم قرار گرفته است.
از اين رو جا دارد تا علت چنين هجمه اي بنا به دلايلي که در ادامه مي آيد مورد واکاوي قرار گيرد و افكار عمومي نيز در جريان دقيق اين موارد باشند.
1 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، طي چهل سال گذشته هزاران اثر تاريخي و باستاني کشور در شرايط بسيار نامطلوب و ابهام برانگيز در انبارهاي موزه ملي نگهداري مي شود که نه تنها شناسنامه اي از مشخصات اين آثار در دست نيست، بلکه حتي آماري از تعداد آثار مذکور نيز گردآوري نشده است.
2 - طي چهل سال گذشته هيچگاه خبرنگاران رسانه هاي جمعي با تجيهزات کامل به مخزن موزه ملي راه نيافته اند.
اگر خبرنگار آن رسانه قصد کمک به ميراث فرهنگي کشور را دارند، چرا تا به حال از نزديک از آنچه در مخزن موزه ملي طي سال هاي طولاني مي گذرد، گزارشي منتشر نکرده اند.
3- طي چهل سال گذشته هزاران قطعه از آثار تاريخي اين کشور در گوني و در انبارهاي موزه ملي ( اتفاقاً در زمان مديراني که امروز از ايشان به عنوان متخصص ياد مي شود) دچار آسيب هاي جدي و بعضا جبران ناپذير شده اند.
اگر خبرنگار آن رسانه به راستي دغدغه ميراث فرهنگي دارد چرا تا کنون اين موضوع را از مديران متخصص قبلي پيگيري نکرده اند؟
4 – خوب است همگان بدانند يکي از روساي سابق موزه ملي ( که اتفاقا از نگاه شما جزء متخصصان محسوب مي شود ) خود عامل عمدي نابودي تعدادي از اشياء نفيس موزه ملي شده و در همين رابطه نيز دستگير شده است.
5 - آيا از خود پرسيده ايد که چرا از قبل از انقلاب برخي از آثار تاريخي ايران در انبار موزه ملي بدون هيچ صورت برداري درست و شفاف سازي نگهداري مي شوند؟ چرا تا کنون نسبت به ثبت و ضبط اطلاعات آنها اقدامي نشده است؟ چرا در دوره مديراني که امروز از ايشان به عنوان مدير متخصص ياد مي شود، هيچ گاه نسبت به وضع موجود ابراز تاسف، درخواست استمداد و توجه افکار عمومي به آن جلب نشده است؟
چرا طي سال هاي گذشته حداقل برخي از اين آثار که امکانات فني نمايش و نگهداري آنها فراهم نبوده به شهرهايي که متعلق به آن بوده جهت نمايش عودت داده نشده اند؟
چه کساني نگران بررسي اموال و اشياء موزه ملي و باز شدن چالش هاي اصلي آن هستند؟ به راستي منافع چه کساني از اين رهگذر زير سوال رفته و به خطر مي افتد؟
6 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، مسايل مالي و اموالي موزه ملي مدتهاست مورد بررسي و مستند سازي قرار نگرفته است که اين موضوع از دستورها و شروط اکيد رييس سازمان ميراث فرهنگي از قبل و در مراسم معارفه خطاب به رييس جديد اين موزه است. ليكن آيا جو سازي هاي پيرامون اين انتصاب نمي تواند ارتباطي با اين عزم مديريتي داشته باشد؟
7 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، متاسفانه طي سال هاي گذشته موزه ملي به محلي براي وعده سفرهاي خانوادگي، تفريحي، بورسيه تحصيلي و ... از سوي کشورهاي مختلف و به ويژه انگليس به برخي از نورچشمي ها بوده است.
8 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موزه ملي در ساليان گذشته به محملي براي استخدام آقازاده ها و بستگان بسياري از مديران تبديل شده بود.
9 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موزه ملي توسط برخي مديران سابق پاتوقگاهي براي رايزني ها و ملاقات هايي با اهداف نامعلوم با ديپلمات هاي خارجي بوده است.
10 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موضع گيري ها و بالاخص برخي از اشخاصي که نسبت به تغيير مديريت در موزه ملي واکنش نشان داده اند نيز در نوع خود بسيار قابل تامل است. جالب اينجاست برخي از اين افراد خود داراي پرونده مالي در زمان حضورشان در سازمان ميراث فرهنگي هستند. از همه جالبتر آنکه رييس اسبق سازمان ميراث فرهنگي کشور نيز به يکباره در موضوع اخير وارد شده و به ابراز مخالفت پرداخته اند. حال آن كه امروز افرادي همچون ايشان بايد پاسخگوي کاستي ها و چالش هاي بيشمار موزه ملي باشند. ليكن گويي در يك فرار به جلو قرار است جايگاه شاكي و متهم عوض شود.!
11 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، از عمده ترين دلايل تغيير مدير قبلي موزه ملي که دو سال رياست اين موزه را بر عهده داشت، تعلل، کندي و در نهايت عدم اجراي تاکيدات ويژه مبني بر ساماندهي وضعيت اشياء و اموال موزه ملي بود.
12 – بد نيست گردانندگان سايت تابناک و رسانه هايي که امروز با حساسيت مسايل پيرامون موزه ملي را پيگيري
مي كنند، براي استحضار افکار عمومي، نگاهي گذرا به تعداد، محتوا و کيفيت اخبار پيرامون موزه ملي در طول سالهاي گذشته داشته و خود به قضاوت بپردازند.
13 – و سرانجام اين که آيا تمام مسايل فوق و جفايي که طي سال هاي گذشته بر موزه ملي و ميراث فرهنگي اين کشور گذشته، سازمان ميراث فرهنگي را مجاب نمي کند تا گذشته از تجربه، به لزوم قرار گرفتن مديري با عرق ملي، امين، داراي سلامت حرفه اي و پاک دست در راس اين موزه و اجراي اين ماموريت ملي بپردازد؟
14 – اما پرسشي هم از گردانندگان سايت تابناک داريم. آيا گردانندگان اين سايت حاضرند، در محضر افکار عمومي اين قول را بدهند که بدون ملاحظه و فارغ از مسايل حزبي و جناحي و صرفا براي حفظ و حراست از ميراث ملي اين کشور، شجاعانه و تا انتها در کنار سازمان ميراث فرهنگي پيگير موضوع و انتشار اخبار و اطلاعيه هاي اين سازمان باشند؟
15 – در نهايت پيشنهادي نيز براي گردانندگان سايت تابناک داريم. سازمان ميراث فرهنگي در مجموعه اقدامات خود براي اجراي اقدامات بنيادين در موزه ملي کشور، در نظر دارد به زودي از تمامي خبرنگاران رسانه هاي جمعي دعوت کند تا براي نخستين بار و با تجهيزات کامل به مخزن موزه ملي آمده و از نزديک شاهد اقدامات و آنچه در اين موزه
مي گذرد باشند.
از اين رو از خبرنگار و عکاس آن رسانه نيز دعوت مي شود، تا ضمن استفاده از فرصت ايجاد شده، مجموع مشاهدات، گزارش ها و تصاوير خود را در اختيار مخاطبان خود قرار دهد.
16 – اما كلام آخر اين كه در محافل سياسي و كارشناسي كشور اين گونه مطرح است كه سايت تابناك بر خلاف رويه بسياري از سايت هاي اطلاع رساني، اهداف ديگري از طرح هدفمند برخي مطالب در وب سايت خود دارد. ليكن بار ديگر خاطرنشان مي كنيم سازمان ميراث فرهنگي هرگز تسليم باج گيري از طريق شانتاژهاي سياسي و ژورناليستي نخواهدشد. فلذا اين سازمان بدون لحاظ هر گونه ملاحظات سياسي، منافع ملي كشور را قرباني مطامع شخصي،
سهم خواهي ها و باج گيري هاي سياسي و اقتصادي نكرده و تا انتها پيگير روشن شدن تمامي ابعاد پنهان اين ماجرا خواهد بود.
حسن محسنی
مشاور رییس و مدیر کل روابط عمومی
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
توضیح «تابناک»
اداره کل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با فرستادن متنی مفصل به عنوان جوابیه درباره خبر «انتصاب خانم جوان به مدیریت موزه ملی ایران و چند پرسش از بقایی»، از همه چیز سخن گفته، جز پاسخ به چند پرسش ساده «تابناک» از آقای بقایی. در این متن طولانی از اشکال وارد کردن به تابناک به دلیل تنوع در بازتاب اخبار گرفته تا آشکار سازی چپاول موجودیهای موزه ملی در گذشته و ضعف برخی مدیران پیشین این موزه و همچنین جفاهایی که تاکنون بر موزه ملی رفته و اتهام باجگیری به «تابناک» سخن گفته شده؛ اما به هیچ یک از پرسشهای مطرح «تابناک» پاسخی داده نشده است.
به طور خلاصه، سه اشکال اساسی وارده به آقای بقایی در انتصاب خانم اردکانی به عنوان رئیس موزه ملی، عبارت بودند از اینکه با توجه به اهمیت و حساسیت و تنوع موضوعی فعالیت موزه ملی، نخست اینکه چرا باید از شخصی استفاده شود که در این زمینه تخصص لازم یا مرتبط را نداشته و حتی در این زمینه کار تجربی نیز نکرده است؟ دوم آنکه مدیریت جایی مانند موزه ملی نیازمند یک مدیر کارکشته در این حوزه و یا دستکم مدیری است که در حوزه فرهنگی کار مدیریتی کلان کرده باشد و سوم این که فارغ از همه این بحثها، آیا در مجموعه بزرگ سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، هیچ شخص دیگری نبود که نسبت به این خانم جوان با تجربه مدیریتی بسیار بسیار اندک و تخصص غیرمرتبط و بی تجربه در این حوزه اولویت داشته باشد؟ که متأسفانه متن غیر منسجم و دربردارنده برخی اتهامات سازمان یاد شده، همه چیز داشت جز پاسخ به پرسشهایی که گفته شد!
در آغاز متن فرستاده شده از سوی این سازمان، با حالتی تمسخر آمیز، تنوع فعالیتی این سایت از پیگیری موضوع قاچاق سیگار تا بحث موزه ملی را نکوهیده است؛ البته اگر بخشهای دیگری از این سازمان چنین موضوعی را مطرح میکرد، جای تعجب نداشت، اما جای شگفتی و تأسف است که مدیرکل روابط عمومی سازمانی با این همه ادعا، هنوز نمیدانند که یک پایگاه خبری تحلیلی میتواند با فعال کردن سرویسهای گوناگون به همه موضوعات مبتلابه جامعه بپردازد.
در بخش دیگر این متن آمده است؛
«در بدو امر سازمان ميراث فرهنگي قصد داشت تا در فرصتي که از انتصاب رييس جديد موزه ملي فراهم شده، به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از طريق مشاهده مستقيم رسانه هاي جمعي و ساير ابزار موجود به اطلاع عموم برساند. اما گويي در طرحي هدايت شده بعضي تلاش دارند تا با جنجال سازي بر سر انتصاب رئيس موزه ملي ايران، عزم اين سازمان را براي حسابرسي اشياء و اصلاح وضعيت فعلي موزه ملي ايران و پشت پرده آن به حاشيه بکشانند. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي نيز از فرصت موجود، استقبال و استفاده کرده و عزم راسخ دارد تا از قريب به چهل سال بي توجهي و جفا به ميراث ملي کشور پرده بردارد.»
این قسمت از متن یادشده، واقعا دیگر یک شاهکار در حوزه روابط عمومی سازمانی به شمار میرود، زیرا در پنج سال گذشته، این سازمان مدیریت واحدی داشته و در واقع در زمان تصدی پست ریاست آن توسط آقای مشایی، آقای بقایی رئیس کنونی، قائم مقام وی بوده و این پرسش پیش میآید که روابط عمومی این سازمان که رسانهها را به بی توجهی و سپس جوسازی علیه اقدامات مؤثر درباره موزه ملی متهم میکند، در این پنج سال به چه کاری مشغول بوده که اکنون یادش آمده است که «به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از راه مشاهده مستقيم رسانههاي جمعي و دیگر ابزار موجود به آگاهی عموم برساند»؛ البته به نظر میرسد اگر به تعبیر این دوستان جنجالی ایجاد نمیشد، بعید نبود تا جنجال بعدی این پروژه مسکوت بماند!
در بخش دیگری از این متن با جنجال سازی توسط روابط عمومی سازمان مذکور اینگونه القا شده است که نقد «تابناک» و دیگر رسانهها و فعالین حوزه میراث فرهنگی، بر انتصاب اخیر، به سبب این بوده است که چرا یک باستان شناس را به عنوان رئیس موزه ملی منصوب نکردهاند، در صورتی که نقد اساسی این است که چرا از شخصی استفاده شده است که نه تنها در باستان شناسی که در هیچ یک از زمینههای دیگر موضوع فعالیت موزه ملی، به اعتراف همین سازمان، یعنی موضوعاتی چون «کشفيات حفاريهاي باستان شناسي، نسخ خطي، مردم شناسي، صنايع دستي و ...» هیچ گونه تخصصی ندارند و از سوی دیگر، بالاترین توان مدیریتی خانم اردکانی در حوزه رسانه آن هم وب سایت اختصاصی سازمان متبوعش است؛ پس به اذعان متن همین سازمان در عالم واقع نیز رئیس جدید موزه ملی به هیچ وجه صلاحیت گرفتن این پست را بر پایه استانداردهای همین سازمان ندارد. جالبتر اینکه در این متن مدعی شدهاند مدیران موزههای لوور و بریتانیا باستان شناس نیستند؛ اما فراموش شده که هر دو این افراد در رشتههای مرتبط تحصیل کرده و سابقه طولانی در این حوزه دارند و این قیاس به واقع قیاس معالفارق است.
در بخش دیگری از متن نیز آمده است:
«جا دارد خطاب به مردم شريف ايران اين پرسش را مطرح كنيم كه براستي پس پرده اين جوسازي ها و دلسوزي كاذب کساني که با انواع تهمت ها، ترور شخصيت ها، جوسازي ها فرهنگ انساني و اسلامي اين مرز و بوم را تهدي مي نمايند چيست؟ آيا خود آنان نمي دانند موزه ملي نيازمند مديري لايق، دست پاک، داراي شم فرهنگي، عرق ملي و توان مديريتي است؟ آري، شايد اين افراد موضوع را خوب فهميده اند اما مشكل جاي ديگري است و آن عزم سازمان (خصوصا رئيس جديد موزه ملي) براي ساماندهي و مستند سازي اموال و اشياء انبارهاي موزه ملي ايران است. چرا که باز همچون گذشته حياط خلوت برخي مورد تهاجم قرار گرفته است. از اين رو جا دارد تا علت چنين هجمه اي بنا به دلايلي که در ادامه مي آيد مورد واکاوي قرار گيرد و افكار عمومي نيز در جريان دقيق اين موارد باشند.»
این بخش از متن یاد شده نیز نکات جالب و قابل تأملی در خود دارد؛ نخست اینکه آیا مطرح ساختن چند پرسش درباره یک انتصاب جوسازی است؟ نکته دوم اینکه، مگر رویه این سازمان در سالهای گذشته غیر از این بوده است که مدیرانی لایق، دست پاک، دارای شم فرهنگی و عرق ملی و توان مدیریتی را به کار بگمارد؟ مگر دو مدیر پیشین که اتفاقا در زمان مدیریت شما به کار گمارده شده اند یا مدیران قبل از آنها این ویژگیها را نداشتهاند؟ سوم اینکه آیا مدیر متخصص و با تجربهتر دیگری در حوزه یاد شده وجود نداشت که مشخصه های گفته شده را هم داشته باشد؟
منظور شما از انواع تهمتها و ترور شخصیتها و جوسازیهایی که به زعم شما فرهنگ انسانی و اسلامی این مرز و بوم را تهدید میکند، چیست؟ اینکه گفته شده خانم اردکانی تخصصش میکروب شناسی است و در این حوزه بی تخصص و بی تجربه است، مصادیق این واژگانی است که شما بیان داشتهاید؟
باید خدمت شما عرض کنیم که دیگر دوران استفاده از واژههای دهان پرکن اما بی ربط به پایان رسیده و بهتر است شما که دغدغه تهدید فرهنگ انسانی و اسلامی این مرز بوم را دارید به جای این واژگان بیربط و فرافکنانه، انتصابهای خودتان را به گونهای مقرر دارید تا فرهیختگان و کارشناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی این مرز و بوم، از چنین انتصابهای بی قاعده و غیر کارشناسانه ای احساس سرخوردگی و توهین نکنند، نه اینکه بی پروا واژگان احساسی را در کنار هم بچینید تا خود را تبرئه کنید.
موضوع دیگری که باز هم نوعی فرافکنی است، بحث در خطر افتادن «حیاط خلوت» برخی با این انتصاب است. اتفاقا ما آمادگی داریم به شما کمک کنیم تا این برخی ها را معرفی نمایید و چه بسا از شما مشتاقتریم چه در گذشته و چه در پنج سال دوره مدیریت شما، البته امیدواریم شما روی حرفتان باشید و هرچه سریعتر این برخیها را معرفی کنید. راستی مگر دو مدیر پیشین که در دوره مدیریت شما منصوب شدهاند، عزمی برای این موضوع نداشتهاند که مجموعا بیش از پنجاه ماه بر ریاست موزه ملی تکیه زده بودند و حال رئیس جوان جدید چنین عزمی دارند؟
با سلام
احتراماً پيرو انتشار مطلبي با نام «انتصاب خانم جوان به مديريت موزه ملي ايران و چند پرسش از بقايي»
در تاريخ 5/12/ 88 در آن سايت اينترنتي، جوابيه زیر از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري صادر شده كه مقتضي است در اسرع وقت و بي كم و كاست منتشر شود:
مايه بسي مسرت است که بعد از گذشت بيش از 40 سال به يکباره موزه ملي ايران مورد توجه خاص و ويژه رسانه هاي کشور (خصوصاً رسانه هاي سياسي نظير تابناک که دغدغه قاچاق سيگار تا ميراث فرهنگي را دارد) واقع شده است. از اينرو سازمان ميراث فرهنگي نه تنها از چنين توجهي خرسند است بلکه مشتاقانه خواستار تداوم پيگيري و پرسشگري رسانه ها و پاسخ به آنچه در موزه ملي ايران در سنوات گذشته روي داده است، مي باشد.
در بدو امر سازمان ميراث فرهنگي قصد داشت تا در فرصتي که از انتصاب رييس جديد موزه ملي فراهم شده، به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از طريق مشاهده مستقيم رسانه هاي جمعي و ساير ابزار موجود به اطلاع عموم برساند. اما گويي در طرحي هدايت شده بعضي تلاش دارند تا با جنجال سازي بر سر انتصاب رئيس موزه ملي ايران، عزم اين سازمان را براي حسابرسي اشياء و اصلاح وضعيت فعلي موزه ملي ايران و پشت پرده آن به حاشيه بکشانند. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي نيز از فرصت موجود، استقبال و استفاده کرده و عزم راسخ دارد تا از قريب به چهل سال بي توجهي و جفا به ميراث ملي کشور پرده بردارد.
اما براي روشن شدن ذهن مردم شريف ايران بايد گفت موزه ملي در تعريف مکاني است براي حفظ ، پژوهش و نمايش تمامي آثار فرهنگي و تاريخي (اعم از کشفيات حفاري هاي باستان شناسي، نسخ خطي، مردم شناسي ، صنايع دستي و...) که بيانگر تاريخ و فرهنگ يک ملت است. لذا کساني که مدعي اند رئيس موزه ملي بايد حتما باستان شناس باشد تعريف درستي از موزه ملي ندارند. و فقط به بخشي از آن اشاره نموده و به اشتباه تصور مي کنند موزه ملي يعني همان
موزه باستان شناسي . اينان چند سال قبل نيز با همين منطق تابلوي موزه باستان شناسي را به موزه ملي تغيير دادند تا اين گونه وانمود کنند با اين کار موزه ملي در ايران ايجاد کرده اند.
اما خوب است گردانندگان سايت تابناک و اين مدعيان پاسخ دهند آيا در موزه ملي ايران (که بايد مينياتوري از فرهنگ و تمدن اين سرزمين باشد) آثار خطي، نقاشي، فرش،نمادهائي از آداب و رسوم اقوام ايراني ،صنايع دستي و ... که هر يک حاکي از اوج تمدن و فرهنگ و هنر ايرانيان است جايگاهي ندارد؟ يا اينکه اصولا اين موضوعات را قبول نداريد؟ اگر موزه ملي يعني همان موزه باستان شناسي، پس بايد به غير از چند کشور تاريخي دنيا در ساير کشورها امکان ايجاد موزه ملي وجود نداشته باشد! خوبست بدانيم روساي موزه هاي بريتانيا و لوور فرانسه نيز باستان شناس نيستند و با اين حساب از منظر گردانندگان متخصص سايت تابناک و مدعيان موزه ملي ، انتصاب مديران موزه هاي لوور فرانسه و بريتانيا نيز لابد محل اشکال است؟
جا دارد خطاب به مردم شريف ايران اين پرسش را مطرح كنيم كه براستي پس پرده اين جو سازي ها و دلسوزي كاذب کساني که با انواع تهمت ها، ترور شخصيت ها ، جوسازي ها فرهنگ انساني و اسلامي اين مرز و بوم را تهديد
مي نمايند چيست؟ آيا خود آنان نمي دانند موزه ملي نيازمند مديري لايق ، دست پاک ، داراي شم فرهنگي ، عرق ملي و توان مديريتي است؟
آري، شايد اين افراد موضوع را خوب فهميده اند اما مشكل جاي ديگري است و آن عزم سازمان ( خصوصا رئيس جديد موزه ملي) براي ساماندهي و مستند سازي اموال و اشياء انبارهاي موزه ملي ايران است.
چرا که باز همچون گذشته حياط خلوت برخي مورد تهاجم قرار گرفته است.
از اين رو جا دارد تا علت چنين هجمه اي بنا به دلايلي که در ادامه مي آيد مورد واکاوي قرار گيرد و افكار عمومي نيز در جريان دقيق اين موارد باشند.
1 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، طي چهل سال گذشته هزاران اثر تاريخي و باستاني کشور در شرايط بسيار نامطلوب و ابهام برانگيز در انبارهاي موزه ملي نگهداري مي شود که نه تنها شناسنامه اي از مشخصات اين آثار در دست نيست، بلکه حتي آماري از تعداد آثار مذکور نيز گردآوري نشده است.
2 - طي چهل سال گذشته هيچگاه خبرنگاران رسانه هاي جمعي با تجيهزات کامل به مخزن موزه ملي راه نيافته اند.
اگر خبرنگار آن رسانه قصد کمک به ميراث فرهنگي کشور را دارند، چرا تا به حال از نزديک از آنچه در مخزن موزه ملي طي سال هاي طولاني مي گذرد، گزارشي منتشر نکرده اند.
3- طي چهل سال گذشته هزاران قطعه از آثار تاريخي اين کشور در گوني و در انبارهاي موزه ملي ( اتفاقاً در زمان مديراني که امروز از ايشان به عنوان متخصص ياد مي شود) دچار آسيب هاي جدي و بعضا جبران ناپذير شده اند.
اگر خبرنگار آن رسانه به راستي دغدغه ميراث فرهنگي دارد چرا تا کنون اين موضوع را از مديران متخصص قبلي پيگيري نکرده اند؟
4 – خوب است همگان بدانند يکي از روساي سابق موزه ملي ( که اتفاقا از نگاه شما جزء متخصصان محسوب مي شود ) خود عامل عمدي نابودي تعدادي از اشياء نفيس موزه ملي شده و در همين رابطه نيز دستگير شده است.
5 - آيا از خود پرسيده ايد که چرا از قبل از انقلاب برخي از آثار تاريخي ايران در انبار موزه ملي بدون هيچ صورت برداري درست و شفاف سازي نگهداري مي شوند؟ چرا تا کنون نسبت به ثبت و ضبط اطلاعات آنها اقدامي نشده است؟ چرا در دوره مديراني که امروز از ايشان به عنوان مدير متخصص ياد مي شود، هيچ گاه نسبت به وضع موجود ابراز تاسف، درخواست استمداد و توجه افکار عمومي به آن جلب نشده است؟
چرا طي سال هاي گذشته حداقل برخي از اين آثار که امکانات فني نمايش و نگهداري آنها فراهم نبوده به شهرهايي که متعلق به آن بوده جهت نمايش عودت داده نشده اند؟
چه کساني نگران بررسي اموال و اشياء موزه ملي و باز شدن چالش هاي اصلي آن هستند؟ به راستي منافع چه کساني از اين رهگذر زير سوال رفته و به خطر مي افتد؟
6 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، مسايل مالي و اموالي موزه ملي مدتهاست مورد بررسي و مستند سازي قرار نگرفته است که اين موضوع از دستورها و شروط اکيد رييس سازمان ميراث فرهنگي از قبل و در مراسم معارفه خطاب به رييس جديد اين موزه است. ليكن آيا جو سازي هاي پيرامون اين انتصاب نمي تواند ارتباطي با اين عزم مديريتي داشته باشد؟
7 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، متاسفانه طي سال هاي گذشته موزه ملي به محلي براي وعده سفرهاي خانوادگي، تفريحي، بورسيه تحصيلي و ... از سوي کشورهاي مختلف و به ويژه انگليس به برخي از نورچشمي ها بوده است.
8 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موزه ملي در ساليان گذشته به محملي براي استخدام آقازاده ها و بستگان بسياري از مديران تبديل شده بود.
9 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موزه ملي توسط برخي مديران سابق پاتوقگاهي براي رايزني ها و ملاقات هايي با اهداف نامعلوم با ديپلمات هاي خارجي بوده است.
10 – افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، موضع گيري ها و بالاخص برخي از اشخاصي که نسبت به تغيير مديريت در موزه ملي واکنش نشان داده اند نيز در نوع خود بسيار قابل تامل است. جالب اينجاست برخي از اين افراد خود داراي پرونده مالي در زمان حضورشان در سازمان ميراث فرهنگي هستند. از همه جالبتر آنکه رييس اسبق سازمان ميراث فرهنگي کشور نيز به يکباره در موضوع اخير وارد شده و به ابراز مخالفت پرداخته اند. حال آن كه امروز افرادي همچون ايشان بايد پاسخگوي کاستي ها و چالش هاي بيشمار موزه ملي باشند. ليكن گويي در يك فرار به جلو قرار است جايگاه شاكي و متهم عوض شود.!
11 - افکار عمومي و گردانندگان سايت تابناک مستحضر باشند، از عمده ترين دلايل تغيير مدير قبلي موزه ملي که دو سال رياست اين موزه را بر عهده داشت، تعلل، کندي و در نهايت عدم اجراي تاکيدات ويژه مبني بر ساماندهي وضعيت اشياء و اموال موزه ملي بود.
12 – بد نيست گردانندگان سايت تابناک و رسانه هايي که امروز با حساسيت مسايل پيرامون موزه ملي را پيگيري
مي كنند، براي استحضار افکار عمومي، نگاهي گذرا به تعداد، محتوا و کيفيت اخبار پيرامون موزه ملي در طول سالهاي گذشته داشته و خود به قضاوت بپردازند.
13 – و سرانجام اين که آيا تمام مسايل فوق و جفايي که طي سال هاي گذشته بر موزه ملي و ميراث فرهنگي اين کشور گذشته، سازمان ميراث فرهنگي را مجاب نمي کند تا گذشته از تجربه، به لزوم قرار گرفتن مديري با عرق ملي، امين، داراي سلامت حرفه اي و پاک دست در راس اين موزه و اجراي اين ماموريت ملي بپردازد؟
14 – اما پرسشي هم از گردانندگان سايت تابناک داريم. آيا گردانندگان اين سايت حاضرند، در محضر افکار عمومي اين قول را بدهند که بدون ملاحظه و فارغ از مسايل حزبي و جناحي و صرفا براي حفظ و حراست از ميراث ملي اين کشور، شجاعانه و تا انتها در کنار سازمان ميراث فرهنگي پيگير موضوع و انتشار اخبار و اطلاعيه هاي اين سازمان باشند؟
15 – در نهايت پيشنهادي نيز براي گردانندگان سايت تابناک داريم. سازمان ميراث فرهنگي در مجموعه اقدامات خود براي اجراي اقدامات بنيادين در موزه ملي کشور، در نظر دارد به زودي از تمامي خبرنگاران رسانه هاي جمعي دعوت کند تا براي نخستين بار و با تجهيزات کامل به مخزن موزه ملي آمده و از نزديک شاهد اقدامات و آنچه در اين موزه
مي گذرد باشند.
از اين رو از خبرنگار و عکاس آن رسانه نيز دعوت مي شود، تا ضمن استفاده از فرصت ايجاد شده، مجموع مشاهدات، گزارش ها و تصاوير خود را در اختيار مخاطبان خود قرار دهد.
16 – اما كلام آخر اين كه در محافل سياسي و كارشناسي كشور اين گونه مطرح است كه سايت تابناك بر خلاف رويه بسياري از سايت هاي اطلاع رساني، اهداف ديگري از طرح هدفمند برخي مطالب در وب سايت خود دارد. ليكن بار ديگر خاطرنشان مي كنيم سازمان ميراث فرهنگي هرگز تسليم باج گيري از طريق شانتاژهاي سياسي و ژورناليستي نخواهدشد. فلذا اين سازمان بدون لحاظ هر گونه ملاحظات سياسي، منافع ملي كشور را قرباني مطامع شخصي،
سهم خواهي ها و باج گيري هاي سياسي و اقتصادي نكرده و تا انتها پيگير روشن شدن تمامي ابعاد پنهان اين ماجرا خواهد بود.
حسن محسنی
مشاور رییس و مدیر کل روابط عمومی
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
توضیح «تابناک»
اداره کل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با فرستادن متنی مفصل به عنوان جوابیه درباره خبر «انتصاب خانم جوان به مدیریت موزه ملی ایران و چند پرسش از بقایی»، از همه چیز سخن گفته، جز پاسخ به چند پرسش ساده «تابناک» از آقای بقایی. در این متن طولانی از اشکال وارد کردن به تابناک به دلیل تنوع در بازتاب اخبار گرفته تا آشکار سازی چپاول موجودیهای موزه ملی در گذشته و ضعف برخی مدیران پیشین این موزه و همچنین جفاهایی که تاکنون بر موزه ملی رفته و اتهام باجگیری به «تابناک» سخن گفته شده؛ اما به هیچ یک از پرسشهای مطرح «تابناک» پاسخی داده نشده است.
به طور خلاصه، سه اشکال اساسی وارده به آقای بقایی در انتصاب خانم اردکانی به عنوان رئیس موزه ملی، عبارت بودند از اینکه با توجه به اهمیت و حساسیت و تنوع موضوعی فعالیت موزه ملی، نخست اینکه چرا باید از شخصی استفاده شود که در این زمینه تخصص لازم یا مرتبط را نداشته و حتی در این زمینه کار تجربی نیز نکرده است؟ دوم آنکه مدیریت جایی مانند موزه ملی نیازمند یک مدیر کارکشته در این حوزه و یا دستکم مدیری است که در حوزه فرهنگی کار مدیریتی کلان کرده باشد و سوم این که فارغ از همه این بحثها، آیا در مجموعه بزرگ سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، هیچ شخص دیگری نبود که نسبت به این خانم جوان با تجربه مدیریتی بسیار بسیار اندک و تخصص غیرمرتبط و بی تجربه در این حوزه اولویت داشته باشد؟ که متأسفانه متن غیر منسجم و دربردارنده برخی اتهامات سازمان یاد شده، همه چیز داشت جز پاسخ به پرسشهایی که گفته شد!
در آغاز متن فرستاده شده از سوی این سازمان، با حالتی تمسخر آمیز، تنوع فعالیتی این سایت از پیگیری موضوع قاچاق سیگار تا بحث موزه ملی را نکوهیده است؛ البته اگر بخشهای دیگری از این سازمان چنین موضوعی را مطرح میکرد، جای تعجب نداشت، اما جای شگفتی و تأسف است که مدیرکل روابط عمومی سازمانی با این همه ادعا، هنوز نمیدانند که یک پایگاه خبری تحلیلی میتواند با فعال کردن سرویسهای گوناگون به همه موضوعات مبتلابه جامعه بپردازد.
در بخش دیگر این متن آمده است؛
«در بدو امر سازمان ميراث فرهنگي قصد داشت تا در فرصتي که از انتصاب رييس جديد موزه ملي فراهم شده، به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از طريق مشاهده مستقيم رسانه هاي جمعي و ساير ابزار موجود به اطلاع عموم برساند. اما گويي در طرحي هدايت شده بعضي تلاش دارند تا با جنجال سازي بر سر انتصاب رئيس موزه ملي ايران، عزم اين سازمان را براي حسابرسي اشياء و اصلاح وضعيت فعلي موزه ملي ايران و پشت پرده آن به حاشيه بکشانند. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي نيز از فرصت موجود، استقبال و استفاده کرده و عزم راسخ دارد تا از قريب به چهل سال بي توجهي و جفا به ميراث ملي کشور پرده بردارد.»
این قسمت از متن یادشده، واقعا دیگر یک شاهکار در حوزه روابط عمومی سازمانی به شمار میرود، زیرا در پنج سال گذشته، این سازمان مدیریت واحدی داشته و در واقع در زمان تصدی پست ریاست آن توسط آقای مشایی، آقای بقایی رئیس کنونی، قائم مقام وی بوده و این پرسش پیش میآید که روابط عمومی این سازمان که رسانهها را به بی توجهی و سپس جوسازی علیه اقدامات مؤثر درباره موزه ملی متهم میکند، در این پنج سال به چه کاری مشغول بوده که اکنون یادش آمده است که «به شکل مستند، مسايل و مشکلات اين موزه را از راه مشاهده مستقيم رسانههاي جمعي و دیگر ابزار موجود به آگاهی عموم برساند»؛ البته به نظر میرسد اگر به تعبیر این دوستان جنجالی ایجاد نمیشد، بعید نبود تا جنجال بعدی این پروژه مسکوت بماند!
در بخش دیگری از این متن با جنجال سازی توسط روابط عمومی سازمان مذکور اینگونه القا شده است که نقد «تابناک» و دیگر رسانهها و فعالین حوزه میراث فرهنگی، بر انتصاب اخیر، به سبب این بوده است که چرا یک باستان شناس را به عنوان رئیس موزه ملی منصوب نکردهاند، در صورتی که نقد اساسی این است که چرا از شخصی استفاده شده است که نه تنها در باستان شناسی که در هیچ یک از زمینههای دیگر موضوع فعالیت موزه ملی، به اعتراف همین سازمان، یعنی موضوعاتی چون «کشفيات حفاريهاي باستان شناسي، نسخ خطي، مردم شناسي، صنايع دستي و ...» هیچ گونه تخصصی ندارند و از سوی دیگر، بالاترین توان مدیریتی خانم اردکانی در حوزه رسانه آن هم وب سایت اختصاصی سازمان متبوعش است؛ پس به اذعان متن همین سازمان در عالم واقع نیز رئیس جدید موزه ملی به هیچ وجه صلاحیت گرفتن این پست را بر پایه استانداردهای همین سازمان ندارد. جالبتر اینکه در این متن مدعی شدهاند مدیران موزههای لوور و بریتانیا باستان شناس نیستند؛ اما فراموش شده که هر دو این افراد در رشتههای مرتبط تحصیل کرده و سابقه طولانی در این حوزه دارند و این قیاس به واقع قیاس معالفارق است.
در بخش دیگری از متن نیز آمده است:
«جا دارد خطاب به مردم شريف ايران اين پرسش را مطرح كنيم كه براستي پس پرده اين جوسازي ها و دلسوزي كاذب کساني که با انواع تهمت ها، ترور شخصيت ها، جوسازي ها فرهنگ انساني و اسلامي اين مرز و بوم را تهدي مي نمايند چيست؟ آيا خود آنان نمي دانند موزه ملي نيازمند مديري لايق، دست پاک، داراي شم فرهنگي، عرق ملي و توان مديريتي است؟ آري، شايد اين افراد موضوع را خوب فهميده اند اما مشكل جاي ديگري است و آن عزم سازمان (خصوصا رئيس جديد موزه ملي) براي ساماندهي و مستند سازي اموال و اشياء انبارهاي موزه ملي ايران است. چرا که باز همچون گذشته حياط خلوت برخي مورد تهاجم قرار گرفته است. از اين رو جا دارد تا علت چنين هجمه اي بنا به دلايلي که در ادامه مي آيد مورد واکاوي قرار گيرد و افكار عمومي نيز در جريان دقيق اين موارد باشند.»
این بخش از متن یاد شده نیز نکات جالب و قابل تأملی در خود دارد؛ نخست اینکه آیا مطرح ساختن چند پرسش درباره یک انتصاب جوسازی است؟ نکته دوم اینکه، مگر رویه این سازمان در سالهای گذشته غیر از این بوده است که مدیرانی لایق، دست پاک، دارای شم فرهنگی و عرق ملی و توان مدیریتی را به کار بگمارد؟ مگر دو مدیر پیشین که اتفاقا در زمان مدیریت شما به کار گمارده شده اند یا مدیران قبل از آنها این ویژگیها را نداشتهاند؟ سوم اینکه آیا مدیر متخصص و با تجربهتر دیگری در حوزه یاد شده وجود نداشت که مشخصه های گفته شده را هم داشته باشد؟
منظور شما از انواع تهمتها و ترور شخصیتها و جوسازیهایی که به زعم شما فرهنگ انسانی و اسلامی این مرز و بوم را تهدید میکند، چیست؟ اینکه گفته شده خانم اردکانی تخصصش میکروب شناسی است و در این حوزه بی تخصص و بی تجربه است، مصادیق این واژگانی است که شما بیان داشتهاید؟
باید خدمت شما عرض کنیم که دیگر دوران استفاده از واژههای دهان پرکن اما بی ربط به پایان رسیده و بهتر است شما که دغدغه تهدید فرهنگ انسانی و اسلامی این مرز بوم را دارید به جای این واژگان بیربط و فرافکنانه، انتصابهای خودتان را به گونهای مقرر دارید تا فرهیختگان و کارشناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی این مرز و بوم، از چنین انتصابهای بی قاعده و غیر کارشناسانه ای احساس سرخوردگی و توهین نکنند، نه اینکه بی پروا واژگان احساسی را در کنار هم بچینید تا خود را تبرئه کنید.
موضوع دیگری که باز هم نوعی فرافکنی است، بحث در خطر افتادن «حیاط خلوت» برخی با این انتصاب است. اتفاقا ما آمادگی داریم به شما کمک کنیم تا این برخی ها را معرفی نمایید و چه بسا از شما مشتاقتریم چه در گذشته و چه در پنج سال دوره مدیریت شما، البته امیدواریم شما روی حرفتان باشید و هرچه سریعتر این برخیها را معرفی کنید. راستی مگر دو مدیر پیشین که در دوره مدیریت شما منصوب شدهاند، عزمی برای این موضوع نداشتهاند که مجموعا بیش از پنجاه ماه بر ریاست موزه ملی تکیه زده بودند و حال رئیس جوان جدید چنین عزمی دارند؟
در جای دیگری گفتهاید:
«طي چهل سال گذشته هزاران اثر تاريخي و باستاني کشور در شرايط بسيار نامطلوب و ابهام برانگيز در انبارهاي موزه ملي نگهداري مي شود که نه تنها شناسنامه اي از مشخصات اين آثار در دست نيست، بلکه حتي آماري از تعداد آثار مذکور نيز گردآوري نشده است و در این مدت هيچگاه خبرنگاران رسانه هاي جمعي با تجيهزات کامل به مخزن موزه ملي راه نيافته اند.»
نخست اینکه آیا پنج سال دوره مسئولیت شما نیز جزیی از این چهل سال است؟ اگر آری، پس چرا دستکم شما در این پنج سال هیچ کاری نکردهاید؟ (البته به اعتراف خودتان)، دوم اینکه شما در این پنج سال چند بار از خبرنگاران دعوت کردهاید که آنها نیامدهاند؟ نکند این اهمال هم بر گردن ماست؟
اما شاه بیت این متن بلند بالا طرح این موضوع است که:
«طي چهل سال گذشته هزاران قطعه از آثار تاريخي اين کشور در گوني و در انبارهاي موزه ملي (اتفاقاً در زمان مديراني که امروز از ايشان به عنوان متخصص ياد مي شود) دچار آسيب هاي جدي و بعضا جبران ناپذير شده اند. اگر خبرنگار آن رسانه به راستي دغدغه ميراث فرهنگي دارد چرا تاکنون اين موضوع را از مديران متخصص قبلي پيگيري نکرده اند؟.. خوب است همگان بدانند يکي از روساي سابق موزه ملي (که اتفاقا از نگاه شما جزء متخصصان محسوب مي شود) خود عامل عمدي نابودي تعدادي از اشياء نفيس موزه ملي شده و در همين رابطه نيز دستگير شده است.»
جناب بقایی، به راستی اگر چنین موضوعی واقعیت داشته باشد، شما که در پنج سال گذشته بر این سازمان مدیریت داشتهاید چه در جایگاه رئیس و یا قائم مقام، تاکنون چه کردهاید؟ آیا اگر ما پیش از این به موضوع میراث فرهنگی و البته این مقوله خاص نپرداختهایم، اکنون که بدان توجه نشان دادهایم، مرتکب خطا و جرم شدهایم که شما این گونه برافروخته پاسخ داده اید یا اینکه وارد حوزهای شدهایم که به تعبیر شما «حیاط خلوت» برخی بوده است؟
و اما جالبتر از همه، شما مدعی اهمال و سوء مدیریت یکی از مدیران متخصص پیشین موزه ملی در انجام مسئولیتش شدهاید؛ نخست اینکه اگر آن مدیر متخصص دچار چنین اشتباهی شده است، پس این مدیر غیر متخصص حداقل از نظر تخصصی و فنی درباره اشیا و اقلام یاد شده چندین برابر بیشتر در معرض این اشتباه قرار دارد و دوم آنکه شما در حالی این ادعا را مطرح میکنید که خود، آنگاه که قائم مقام آقای مشایی در سازمان بودید، بنا بر اعلام خبرگزاری رسمی سازمانتان که اتفاقا خانم رئیس موزه ملی کنونی مدیریت آن را بر عهده داشته است، در تاریخ 18 ارديبهشت 1388 و در مراسم «گشايش نمايشگاه نمادهاي سرزمين ما» از همه رؤسای پیشین موزه ملی پس از انقلاب تقدیر و تجلیل کردهاید. پس یا شما عالمانه از یکی از مدیران نالایق تجلیل کردهاید یا اینکه اکنون برای اثبات شایستگی مدیر غیرمتخصص و کم تجربه جدید که منصوب داشتهاید، حاضر به اتهام زدن به همکاران قدیمی سازمانی خود شدهاید که در هر دو صورت خطا کرده و راه نادرست رفتهاید!
شما باز نیز در جای دیگر حرفهای نامربوط با موضوع بیان داشته و نوشتهاید:
«چه کساني نگران بررسي اموال و اشياء موزه ملي و باز شدن چالش هاي اصلي آن هستند؟ به راستي منافع چه کساني از اين رهگذر زير سوال رفته و به خطر مي افتد؟... مسايل مالي و اموالي موزه ملي مدتهاست مورد بررسي و مستند سازي قرار نگرفته است که اين موضوع از دستورها و شروط اکيد رييس سازمان ميراث فرهنگي از قبل و در مراسم معارفه خطاب به رييس جديد اين موزه است. ليكن آيا جوسازي هاي پيرامون اين انتصاب نمي تواند ارتباطي با اين عزم مديريتي داشته باشد؟»
خوب شما بفرمایید چه کسانی نگرانند؟ البته این سخن وقتی که شما پنج سال خود مدیریت این سازمان را بر عهده داشته اید، به نوعی متوجه شما هم می شود، زیرا اگر احتمال به دست آوردن منافعی بوده، همان گونه که در 35 سال گذشته رخ داده احتمال دارد در پنج سال دوره مدیریت شما نیز رخ داده باشد؛ بنابراین، ضمن آنکه از هم اکنون شما متهم به قصور برای پنج سال کوتاهی در انجام این عمل هستید از شما تقاضا می کنیم از همین امروز و البته با حضور نمایندگان افکار عمومی، اعم از سازمان های غیر دولتی و رسانه برای جلوگیری از شبهات بعدی اقدام به لیست برداری کنید. درباره مسائل مالی نیز همین گونه است، شما به گونه ای نگاشتهاید که گویی «تابناک» متولی امور میراث فرهنگی است و یا اینکه تنها مدیران پیش از دولت نهم مسئول بوده اند و کم کاری شما در این پنج سال، موجه و طبیعی بوده است.
نکته دیگر اینکه شما به گونه ای از مدیر جدید موزه ملی سخن میگویید که گویی وی سالیان دراز در امر مبارزه با فساد اداری و مالی و مدیریت منابع شهره بوده اند؛ موضوعی که خود بیش از هر کس دیگری میدانید این گونه نیست و سلبا یا ایجابا خانم اردکانی در این حوزه سابقه و تجربه ای ندارند.
اما در جای دیگری از این متن آمده است:
«متاسفانه طي سال هاي گذشته موزه ملي به محلي براي وعده سفرهاي خانوادگي، تفريحي، بورسيه تحصيلي و ... از سوي کشورهاي مختلف و به ويژه انگليس به برخي از نورچشمي ها بوده است...موزه ملي در ساليان گذشته به محملي براي استخدام آقازاده ها و بستگان بسياري از مديران تبديل شده بود... موزه ملي توسط برخي مديران سابق پاتوقگاهي براي رايزني ها و ملاقات هايي با اهداف نامعلوم با ديپلمات هاي خارجي بوده است.»
آقایان مسئول سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوب این افراد چه کسانی بودهاند؟ اگر میدانید و نمیگویید که خیانت است و اگر نمیدانید و میگویید که تهمت. پس به جای مطرح کردن ادعاهای رنگارنگ، بیایید و صادقانه به مردم بگویید اینها چه کسانی هستند. از نگاه ما که مردم محرمترینند برای شنیدن و دانستن این موضوع و البته نگاه شما را در این باره نمیدانیم. راستی این موضوعات شامل پنج سال اخیر هم میشود؟ پس باز هم از شما میخواهیم که به سرعت، نام این تباه کنندگان بیتالمال را بر ملا سازید و ما نیز از هم اکنون اعلام میکنیم در صورت ارائه مستندات در انتشار این اسامی پیشگام باشیم.
همچنین در بخش دیگری از این متن آوردهاید:
«جالب اينجاست برخي از اين افراد خود داراي پرونده مالي در زمان حضورشان در سازمان ميراث فرهنگي هستند. از همه جالبتر آنکه رييس اسبق سازمان ميراث فرهنگي کشور نيز به يک باره در موضوع اخير وارد شده و به ابراز مخالفت پرداخته اند. حال آن كه امروز افرادي همچون ايشان بايد پاسخگوي کاستي ها و چالش هاي بيشمار موزه ملي باشند. ليكن گويي در يك فرار به جلو قرار است جايگاه شاكي و متهم عوض شود.!..از عمده ترين دلايل تغيير مدير قبلي موزه ملي که دو سال رياست اين موزه را بر عهده داشت، تعلل، کندي و در نهايت عدم اجراي تاکيدات ويژه مبني بر ساماندهي وضعيت اشياء و اموال موزه ملي بود.»
درباره بخش نخست که باز هم ربطی به خبر «تابناک» ندارد و اگر موضوعی هست، به ارتباط رئیس اسبق و کنونی سازمان است؛ اما درباره موضوع دوم بد نیست از آقای بقایی بپرسیم که مگر رئیس قبلی در دوره ریاست آقای مشایی و قائم مقامی شما منصوب نشده بود؟ مگر ایشان 27 ماه بر ریاست این مجموعه تکیه نزده بود؟ خوب چرا حالا این مسائل را با مردم مطرح میکنید؟ مگر آقای مهر اندیش با شما از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به سازمان نیامدند و در این سازمان پست های مختلفی از جمله مدیرکل روابط عمومی را بر عهده نداشتند؟ خوب شما که از کارهای آقای مهراندیش دوست و همکار سالهای متمادیتان ـ که اتفاقا نزدیک به سن خانم رئیس جدید تجربه کار فرهنگی و اجرایی و مدیریتی داشتند ـ راضی نیستید و امروز به تعلل و کندی و ... متهمشان میکنید، چگونه ریسک کرده و فرد کم تجربه و غیر متخصص در این حوزه را به این پست مهم منصوب نمودهاید؟
در جای دیگری از این متن نوشتهاید:
«اما پرسشي هم از گردانندگان سايت تابناک داريم. آيا گردانندگان اين سايت حاضرند، در محضر افکار عمومي اين قول را بدهند که بدون ملاحظه و فارغ از مسايل حزبي و جناحي و صرفا براي حفظ و حراست از ميراث ملي اين کشور، شجاعانه و تا انتها در کنار سازمان ميراث فرهنگي پيگير موضوع و انتشار اخبار و اطلاعيه هاي اين سازمان باشند؟»
پاسخ ما را بهتر است از عملکردمان بگیرید، نیازی به قول دادن به شما نیست ما به عهدمان با مردم و کاربرانی که سبب شده اند تابناک پربیننده ترین سایت خبری فارسی زبان دنیا باشد وفاداریم و اگر شما هم روزی پشیمان شوید، ما تا آنجا که توان داریم در راستای منافع ملی مینویسم و اطلاع رسانی و نقد میکنیم، پس شما لطفا هرچه سریعتر به این وعدهتان جامه عمل بپوشانید؛ ما پاسخ خود را پیش از این دادهایم.
اما در پایان متن بلند بالای آن سازمان، موضوع جالب و قابل تاملی مطرح شده است:
«اما كلام آخر اين كه در محافل سياسي و كارشناسي كشور اين گونه مطرح است كه سايت تابناك بر خلاف رويه بسياري از سايت هاي اطلاع رساني، اهداف ديگري از طرح هدفمند برخي مطالب در وب سايت خود دارد. ليكن بار ديگر خاطرنشان مي كنيم سازمان ميراث فرهنگي هرگز تسليم باج گيري از طريق شانتاژهاي سياسي و ژورناليستي نخواهدشد. فلذا اين سازمان بدون لحاظ هرگونه ملاحظات سياسي، منافع ملي كشور را قرباني مطامع شخصي، سهم خواهي ها و باج گيري هاي سياسي و اقتصادي نكرده و تا انتها پيگير روشن شدن تمامي ابعاد پنهان اين ماجرا خواهد بود.»
نخست بهتر است، آن سازمان لیستی از کارشناسان و محافلی! را که چنین اعتقادی نسبت به «تابناک» دارند، منتشر کنند تا مردم بهتر بدانند این محافل و کارشناسان از چه طیف و پیرو چه تفکری هستند. دوم آنکه آنچه مدعی شدهاید مصداق دقیق اتهام زنی بدون سند و مدرک است، اما ما این را به حساب ناراحتی و عصبانیت ناشی از نقد مستدل و منطقی خود بر انتصابی اشتباه از سوی آن سازمان میدانیم، اما در ادامه، با آنکه شما را به خاطر این اتهام ناپاک و ناجوانمردانه به مجموعه خود به خدا واگذار میکنیم، از شما می خواهیم برای آگاهی افکار عمومی، فهرستی از باجگیریها و رانتهای «تابناک» را منتشر کنید تا «سیه روی شود هر آنکه در او غش باشد» و در صورتی که دستتان خالی بود، آنقدر جوانمرد باشید که شجاعانه بگویید این ادعایتان اتهامی بیش نبوده است.
در پایان توصیه ما به جناب بقایی این است که اولا بنا بر فرموده حضرت امام (ره) و رهبر انقلاب، مسئولان در نظام جمهوری اسلامی نوکر مردمند، پس تلاش کنید برای مردم نوکری کنید و از موضع بالا، شانه از بار مسئولیت خالی نکنید و دوم این که در صورت داشتن پاسخی مستدل به پرسشهایی که در خبر قبل منتشر کرده بودیم، برای آگاهی افکار عمومی و به احترام منتقدانتان بفرستید تا برای عموم منتشر شود. درباره این متن نیز پیشنهاد ما این است که اندکی حرفهایتر رفتار کرده و به جای فرستادن به اصطلاح جوابیهای با این طول و تفصیل که ما را مجبور به ارایه توضیحاتی مفصلتر کند، یا شجاعت پذیرش اشتباهتان را داشته باشید یا آنگونه پاسخ دهید که افکار عمومی بداند چه مزیتهایی برای چنین افرادی هست که شما در پی آن چنین انتصابهای جنجالی میکنید!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
اگر كاغذي ارسال شده بايد يك دستخوش به تايپيست تان بدهيد
نعوذبالله نعوذبالله گویی دولت کنونی معصوم است و هر انتقادی که می شود خلاف شرع است
تابناک چرا فکر میکنی جدیدا هرکی جوابیه میده زود شما هم جواب دیگری میدهید وجالب تحلیل های شما کاملا الکی وبیخود است واین امر در جوبیه که به سایپا دادید مشخص بود چرا برای پوشش بعضی افراد نالایق اینطور دروغ پردازی میکنید آیا به شما هم پول کلان میدهند/
بيچاره ها و طفلکي ها!!
دل آدم به حالتون مي سوزه چون داريد جزغاله مي شيد
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





