جمهوري در «جمهوري»
دكتر غلامعلي رجايي
کد خبر: ۸۷۹۴
| | 7012 بازدید
روز گذشته خبري كوتاه من را بسيار متأثر كرد؛ آن هم در روزهايي كه ما تنها چند روز با دوازدهم فروردين؛ روزي كه در آن، مردم شريف و آگاه ما در رفراندومي كمنظير، به جمهوري اسلامي رأي خيرهكنندهاي دادند.در اين خبر، خانواده مرحوم دكتر يدالله سحابي در اطلاعيه مختصري به مردم اعلام كردهاند: ششمين مراسم سالگرد درگذشت اين سياسي متدين و باسابقه كه در روزگاراني نه چندان دور، امثال شهيد رجايي، شهيد بهشتي، مرحوم كيومرث صابري (گلآقا) و ... در دبيرستان غيرانتفاعي كمال نارمك كه او تأسيس كرده بود، سمت آموزگاري داشتهاند، به دليل مخالفت مسئولان امنيتي برگزار نميشود.
همچنين رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت وي، پيام تسليتي صادر كردند و شخصيت وي را ستودند و نوشتند:«مرحوم دکتر سحابی مردی باايمان باحقيقت خوش روحيه و مقاوم بود. در دوران نظام جمهوری اسلامی پس از مقطعی که وی از قوای مجريه و مقننه خارج شد اختلاف برخی از ديدگاه هايش با مسئولان کشور وی را به وادی بی انصافی و غرض ورزی سوق نداد. اومردی ديندار و متعبد و درست کردار بود.»
اين خبر مختصر را كه خواندم، به اين انديشه افتادم كه چرا در كمتر از سه دهه، وضع حوصله و تحمل برخي به گونهاي رشد كرده و به جايي رسيده كه تحمل برپايي يك مجلس ختم در حسينيه ارشاد تهران را براي يك درگذشته ـ هرچند مخالف با سليقه مسئولان پيشين و كنوني ـ ندارد؟!
آيا حق شهروندي در جمهوري به همين سادگي، آن هم در دهههاي اول انقلاب، نقضشدني است؟ چه تفاوتي بين اين حق شهروندي خانواده بزرگاني همچون شهيد مطهري، شهيد بهشتي و ... با خانواده مرحوم دكتر سحابي در برگزاري يك مجلس ترحيم است؟
آيا بر پايه قانون اساسي و حتي شرع مقدس، خانوادهاي را ميتوان از برپايي يك مجلس سالگرد ترحيم، صرفا به بهانه دگرانديشي محروم كرد؟
آيا تفاوتي در اين زمينه بين خاندان حضرت امام ـ كه حق بزرگي بر گردن ملت ايران هميشه داشته و دارد و البته ملت هم به فرموده ايشان بر گردن همه كساني كه به حكومت رسيدهاند، صاحب حقي عظيم و انكارناشدني است ـ و خانواده مرحوم دكتر سحابي و بازرگان و ... هست؟
به كجا ميرويم؟ اگر اين اطلاعيه درست باشد و مسئولاني كه با برگزاري چنين مجالسي مخالفت كردهاند، در برقراري امنيت يك جلسه در سه ساعت ناتوانند، بايد در صدد رفع ناتواني خود برآيند و اگر ناتوان نيستند، چرا با چنين تصميمات ناپختهاي، از آبروي نظام هزينه ميكنند؟
همه كساني كه صاحب اين قلم را ميشناسند، به اين نكته آگاهند كه اين كمترين، هيچ تعلق و وابستگي سياسي و فكري به نهضت آزادي ايران نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تنها دفاع و حمايت از حريم شهروندي مندرج و مصرح در قانون اساسي براي همه است كه وي را به چنين عرصهاي كشانده است.
آيا بهتر نيست آقايان مسئولان امنيتي، اجازه برپايي چنين مراسمي را بدهند و درباره سخناني كه گفته خواهد شد، از پيش به قضاوت ننشينند؟
آيا اساس اين جمهوري با چند ساعت سخنراني متزلزل ميشود؟ و يا اينكه برخي بر اين باورند كه بايد مجالسي برپا شود كه در آن، تنها مدح نظام و مقامات مطرح شود؟ دهها و صدها هزار ساعت رسانههاي خبري بيگانه و غيربيگانه در ضديت و مخالفت با نظام چه آسيبي به آن رسانده است كه اين چند ساعت مجلس بزرگداشت به آن آسيبي برساند؟ چرا اينقدر كوته ميانديشيم؟ چرا برخي ميكوشند با تصميمات و كارهاي خود، اينقدر نظام را ضعيف و ناتوان و شكننده و ... قلمداد كنند؟
در خبرهاي ديروز آمده بود كه سيدحسين موسويان، بار ديگر از اتهام جاسوسي تبرئه شد! تاوان آن همه بيآبرويي به او و خانواده و ... را كه در روزنامههايي كه خوشبختانه، تاريخ همه آنها را در خود به دقت ثبت و ضبط كرده، چه كسي و از كجا پرداخت ميكند؟ آيا جز از آبروي نظام هزينه ميشود؟ جامعه به ما چه ميگويد؟ هر از چند گاه، كسي را جاسوس ميكنيم، مثل موسويان؛ رشوهگير معرفي ميكنيم، مثل كرباسچي و بعد معلوم ميشود با اجازه وزير كشور، وقت قرضالحسنه به او دادهاند.
براي يك سخنراني در مجلس محدود، حكم اعدام صادر ميكنيم و با مطرح كردن يك مفسد و به قول بعضي، فعال اقتصادي! چهرههايي سياسي و از طيف غيرخودي! را به خاك سياه مينشانيم. تا كي اينگونه قضايا ميخواهد از خزانه آبروي نظام برداشت كند؟
بايد پرسيد، سي سال پيش، اين مردم به كدام «جمهوري اسلامي» رأي مثبت و آري دادند؟ به جمهوري اسلامي كه برخي در آن بيايند و اجازه برگزاري ختم هرچند به يك مخالف ندهند؟ يا از در و ديوار بعضي رسانههاي موجود در آن، اتهام و تهمت ببارد و بعد معلوم شود از پايه غلط بوده است؟ يا به جمهوري اسلامي كه مدافع حقوق انسانها و شهروندان جامعه، از هر مذهب و گرايش و سليقه است؟
قطعا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند تا به احكام شرع مقدس اسلام، از حقوق مردم دفاع شود كه اينچنين نيز هست. اما گويا برخي، رفتارها و عملكردهايي از خود بروز ميدهند كه اذهان و افكار عمومي را نسبت به جمهوري اسلامي مخدوش ميسازد و چه بسا اينان خودسرانه دست به راهاندازي يك جمهوري در «جمهوري اسلامي» زدهاند.
خدايا اين همه خطا را بر ما مگير و به ما شرح صدري را كه به پيامبرت هديه فرمودهاي، عطا كن!
اين خبر مختصر را كه خواندم، به اين انديشه افتادم كه چرا در كمتر از سه دهه، وضع حوصله و تحمل برخي به گونهاي رشد كرده و به جايي رسيده كه تحمل برپايي يك مجلس ختم در حسينيه ارشاد تهران را براي يك درگذشته ـ هرچند مخالف با سليقه مسئولان پيشين و كنوني ـ ندارد؟!
آيا حق شهروندي در جمهوري به همين سادگي، آن هم در دهههاي اول انقلاب، نقضشدني است؟ چه تفاوتي بين اين حق شهروندي خانواده بزرگاني همچون شهيد مطهري، شهيد بهشتي و ... با خانواده مرحوم دكتر سحابي در برگزاري يك مجلس ترحيم است؟
آيا بر پايه قانون اساسي و حتي شرع مقدس، خانوادهاي را ميتوان از برپايي يك مجلس سالگرد ترحيم، صرفا به بهانه دگرانديشي محروم كرد؟
آيا تفاوتي در اين زمينه بين خاندان حضرت امام ـ كه حق بزرگي بر گردن ملت ايران هميشه داشته و دارد و البته ملت هم به فرموده ايشان بر گردن همه كساني كه به حكومت رسيدهاند، صاحب حقي عظيم و انكارناشدني است ـ و خانواده مرحوم دكتر سحابي و بازرگان و ... هست؟
به كجا ميرويم؟ اگر اين اطلاعيه درست باشد و مسئولاني كه با برگزاري چنين مجالسي مخالفت كردهاند، در برقراري امنيت يك جلسه در سه ساعت ناتوانند، بايد در صدد رفع ناتواني خود برآيند و اگر ناتوان نيستند، چرا با چنين تصميمات ناپختهاي، از آبروي نظام هزينه ميكنند؟
همه كساني كه صاحب اين قلم را ميشناسند، به اين نكته آگاهند كه اين كمترين، هيچ تعلق و وابستگي سياسي و فكري به نهضت آزادي ايران نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تنها دفاع و حمايت از حريم شهروندي مندرج و مصرح در قانون اساسي براي همه است كه وي را به چنين عرصهاي كشانده است.
آيا بهتر نيست آقايان مسئولان امنيتي، اجازه برپايي چنين مراسمي را بدهند و درباره سخناني كه گفته خواهد شد، از پيش به قضاوت ننشينند؟
آيا اساس اين جمهوري با چند ساعت سخنراني متزلزل ميشود؟ و يا اينكه برخي بر اين باورند كه بايد مجالسي برپا شود كه در آن، تنها مدح نظام و مقامات مطرح شود؟ دهها و صدها هزار ساعت رسانههاي خبري بيگانه و غيربيگانه در ضديت و مخالفت با نظام چه آسيبي به آن رسانده است كه اين چند ساعت مجلس بزرگداشت به آن آسيبي برساند؟ چرا اينقدر كوته ميانديشيم؟ چرا برخي ميكوشند با تصميمات و كارهاي خود، اينقدر نظام را ضعيف و ناتوان و شكننده و ... قلمداد كنند؟
در خبرهاي ديروز آمده بود كه سيدحسين موسويان، بار ديگر از اتهام جاسوسي تبرئه شد! تاوان آن همه بيآبرويي به او و خانواده و ... را كه در روزنامههايي كه خوشبختانه، تاريخ همه آنها را در خود به دقت ثبت و ضبط كرده، چه كسي و از كجا پرداخت ميكند؟ آيا جز از آبروي نظام هزينه ميشود؟ جامعه به ما چه ميگويد؟ هر از چند گاه، كسي را جاسوس ميكنيم، مثل موسويان؛ رشوهگير معرفي ميكنيم، مثل كرباسچي و بعد معلوم ميشود با اجازه وزير كشور، وقت قرضالحسنه به او دادهاند.
براي يك سخنراني در مجلس محدود، حكم اعدام صادر ميكنيم و با مطرح كردن يك مفسد و به قول بعضي، فعال اقتصادي! چهرههايي سياسي و از طيف غيرخودي! را به خاك سياه مينشانيم. تا كي اينگونه قضايا ميخواهد از خزانه آبروي نظام برداشت كند؟
بايد پرسيد، سي سال پيش، اين مردم به كدام «جمهوري اسلامي» رأي مثبت و آري دادند؟ به جمهوري اسلامي كه برخي در آن بيايند و اجازه برگزاري ختم هرچند به يك مخالف ندهند؟ يا از در و ديوار بعضي رسانههاي موجود در آن، اتهام و تهمت ببارد و بعد معلوم شود از پايه غلط بوده است؟ يا به جمهوري اسلامي كه مدافع حقوق انسانها و شهروندان جامعه، از هر مذهب و گرايش و سليقه است؟
قطعا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند تا به احكام شرع مقدس اسلام، از حقوق مردم دفاع شود كه اينچنين نيز هست. اما گويا برخي، رفتارها و عملكردهايي از خود بروز ميدهند كه اذهان و افكار عمومي را نسبت به جمهوري اسلامي مخدوش ميسازد و چه بسا اينان خودسرانه دست به راهاندازي يك جمهوري در «جمهوري اسلامي» زدهاند.
خدايا اين همه خطا را بر ما مگير و به ما شرح صدري را كه به پيامبرت هديه فرمودهاي، عطا كن!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
بنده هم در مراسم انرژی هسته ای که سرود زیبای آزادی را می شنیدم به فکر رفتم که آیا جمهوری اسلامی آن آزادی را که می خواست به مردم دهد، داده است؟ نمونه کوچکش همین برگزاری مراسم ختم، و قس علی هذا.
واقعا فامیلیتان برازنده است
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟






