از «ده و ده .... و ده؟» تا... «فيتيله، جمعه تعطيله!»
کد خبر: ۸۷۹۰۵
| | 3347 بازدید
یادداشت حاضر از علی درستکار، مجری زبر دست و کارشناس نام آشنای حوزه اندیشه و دین در صدا و سیماست که برای آفتاب نگاشته شده است. این دانش آموخته دانشگاه امام صادق، در خصوص برنامه مشهور تلویزیونی «فیتیله، جمعه تعطیله» که توسط مجید قناد تهیه میشود، نظراتی دارند که به خوانندگان محترم ارائه میشود. تحسين
«دست و هورا....!» ... و صداي موسيقي و آهنگ ريتميک و شاد سه خواننده فيتيلهاي شبکه دو است که از لاي در اتاق، خواب صبح جمعه پدر، مادر و يا هر دوي ايشان را برميآشوبد! خواب تنهاروزي از هفته که - اگر پدر و مادر بخواهند بيشتر ادامه دهند، ممکن است؛ بچههاي کوچکتر اما، با وجود اينکه آنها هم تنها همين يک روز تعطيل را دارند، با شوق تمام، خود را براي تماشاي «فيتيله» و درک اولين دقايق آن، از رختخواب بيرون مياندازند و مشتاق و کنجکاو، پاي تلويزيون مينشينند.
با گذشت دقايقي از اين وضعيت، صداي کفزدن دانشآموزان ابتدايي، همخواني آهنگين، شاد و شورانگيز گروه سهنفري فيتيلهاي، خوابيدگان بزرگتر را هم به آرامي پاي تلويزيون ميکشد و بهطور خودبهخود، ميخنداند، همه را ميخنداند، و دقايقي ديرتر، پس از تکرار اين امر، کسالت خواب و زور بيداري خلاف ميل را زايل ميسازد و فضاي شادي را در مجموعه خانه و اعضاي خانواده ميآفريند.
با نگاهي به سالهاي دورتر، «مجيد قناد» را بزرگترها با «ده و ده ... و ده؟!» ميشناسند؛ مجري برنامهاي که مسابقه بود و پرسش و محاسبه امتيازات شرکتکنندگان، با عبارت «ده و ده .... و ده؟» يعني همان نقطه شور برنامه؛ امروز اما، «قناد» با جهد و جستي حرفهاي که کرده، به اتفاق گروه پيش و پشت صحنه و هماهنگي، همفکري و درآميختگي همهجانبه حرفهاي، قدرت اين را يافته تا برترين برنامه کودک و نوجوان تلويزيونمان را بسازد و رضايت عميق و مستمر خُرد و پير را از آن خود نمايد؛ رضايتي که – بهخصوص- اين روزها، يک برنامه راديو- تلويزيوني، بهسختي و گاهي هم، - تقريباً- هرگز به دست نميآورد! رضايتي که حتي با هزينه مبالغي بالا از پول و وقت و ايده و رنگ و نور و هر عامل تأثيرگذار ديگر، در يک کار و برنامه تلويزيوني، باز، دست نميدهد.
سه خواننده و بازيگر بسيار فهيم، لطيفطبع، باريکبين، کاربلد، ماهر و هنرمند فيتيلهاي، در آميزش با توان و تجربه و مهارت «عموقناد»، در برابر شور صادق و کودکانه جمعيت دانشآموز حاضر در استوديو، با سرعت، سادگي و ارزاني، تغيير فرم، لباس، دکور و ژست ميدهند و در کنار کار حرفهاي، يا بهتر بگويم، همکاري حرفهاي شاعر باذوق، موزيسين و نوازنده پشت صحنه، کار سنگين و در عين حال، حساس «پيامرساني» (در اين روزها) را اجرا ميکنند و در اين مسير، شادي و نشاط لازم براي يک روز تعطيل را به درون خانهها منتقل ميکنند، آنها چنان اين عمليات سهل و ممتنع داخل استوديو، استوديويي که معمولاً نماد ملال و عامل کسالت مخاطب است را گاه پرجاذبه ميسازند که بيننده را از بيرون شدن از فضا، به مناسبت برنامههاي ضبطشده و آماده پخش، ميرنجاند!
فيالجمله، اين توفيق جمعي، جمع اين توفيق و اين ميزان از جذابيت، کمنظير و نادر است؛ هم در حالاي تلويزيون ما و هم در هروقت و هر شبکه ديگر آن!
پرمغزي قطعات نمايشي، با محوريت يک موضوع خاص و تعقيب يک آموزه ايراني، اخلاقي، اجتماعي، معيشتي، ديني و نظاير آن، شادابي ملوديها و شعرها، سادگي آرايشها و لباسها، توانايي بالاي گروهي در اجراي طراحيشده و بداهه (وقتي که سهنفري اشتباهات پيشبينينشده را با ظرافت و لطافت، نه تنها ميپوشانند که به کرّات، تبديل به چاشني خوشايند هنري ميکنند)، کنترل مرزهاي ادبي و هنري و اخلاقي و ديني و آموزشي و حتي مناسبتي، در هر يک از موارد يادشده، هماهنگي يکيک اعضاي برنامه، از تصويربرداران، کارگردان، تهيهکننده، نورپرداز، صدابردار و باقي عوامل ناپيداي مؤثر، و از همه مهمتر، زبان و توان علمي و حرفهاي و تخصصي همه اعضاي گروه که قطعاً محصول مديريتي درست و سنجيده، براي بالاتر بردن بار محتوايي بخشهاي مختلف برنامه است، عناصر آفريننده گوهر گرانبهاي «توفيق» در اين برنامه است.
تنبيه
با اين حال و نيز براي آنکه اين سطور، خالي از شبهه «همصنفيگري» و «پارتيبازي» نماند، نميتوان جاي خالي کار جديتر «مجيد قناد»، براي طراحي، بيان و عرضه گفتارهاي سنجيدهتر، عميقتر و مناسبتر در هرباره نديد؛ رقت جملات و گفتار او، گاهي چنان است که خالي از آزار خاطر نيست! هرچند امثال من، بايد فراموش نکنيم که اين برنامه، براي «کودک» است و «نوجوان»، سطح کار، بايد مناسب سليقه و سطح دانايي و توانايي او باشد، نه همقد کودک ريشدار و موسفيدي مثل من!
افراط و تفريط هم البته، آفتي است که برنامهسازان و مديران تلويزيون و - در جاي خود، مديران راديو، لازم است پيوسته، مواظب آن باشند؛ از زيادهروي تصويربردار و کارگردان در بستن کادرهاي نامتوازن و نامتعارف، تا افزايش زمان پخش و کپي کار، توسط شبکههاي ديگر، همگي آفتهاي احتمالي اين توفيقهاست؛ انکار نميتوان کرد که افراط و تفريط، گاه، چنان به کار و حس مخاطب صدمه ميزند که يا جبراننشدني است يا بهارزاني، رفع و رجوع نميشود.
ترغيب
اميد آنکه مسئولان تلويزيوني، بلکه مديران عاليتر و ارشد کشور، بهشکلي مناسب، قدردان و مشوق کار و مديران و اعضاي اين گروه زحمتکشيده و سردوگرمچشيده بوده، براي تکثير اين خير ملي و فرهنگي، همت ويژه گمارند؛
من اگر نزديک به رهبري ـ به عنوان رييس ارشد سازمان صدا و سيما- بودم - مثلاً، ايشان را - که از خيلي پيشتر، با درک اهميت شادبودن جامعه و کار براي کودکان، بر خلق چنين فضاهايي از سوي صدا و سيما نظر و تأکيد داشتهاند ـ ترغيب ميکردم تا جمعهاي، سرزده، سر صحنه اين شورآفريني حاضر شوند و در حمايت، تقويت و کمک به يک «عمل صالح» و «گروه نيک»، نظارت نزديک و مشارکت عالي نمايند....!
تشويق
.... «دست و هورا ....!»
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


