راهکار اجرایی برای مقابله با شوک دو تریلیونی
چالش اصلی ماههای آغازین سال 1389 قطعاً موضوعی جز بودجه ورزش کشور که در این ایام مورد رسیدگی قرار گرفته و مراحل نهایی تنظیم و تدوین را در کمیسیون تلفیق برای ارائه به صحن علنی مجلس میگذارند، نخواهد بود؛ چالشی که میتواند ورزش را تا مرز فلج شدن پیش ببرد و در صورت رفع و تخصیص وعده دو هزار میلیارد تومانی علی سعیدلو در صحنه علنی خانه ملت، شرایط ورزش را دگرگون سازد، چرا که رنگ پول آنچنان مشکل گشا خواهد بود که به قدر حداقل یک دهه اخیر، در این چهار سال ورزش کشورمان رشد و توسعه در تمامی ابعاد ممکن داشته باشد لکن عکس این وضعیت نیز صادق است و میتوان در همین چهار سال با حسابهای خالی به قدر ده سال گذشته در ورزش با مشکل مواجه بود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ 2000 میلیارد تومان آنقدر بزرگ بود که زمان طرح از سوی رئیس جدید دستگاه ورزش به عنوان اعتبار سال آتی این دستگاه، مدتها ورزشیها به رویاپردازی مشغول شوند اما شوک صفرها خیلی سریعتر از آنچه انتظار میرفت پایان یافت و پس از این محاسبات آغاز شد که آیا این عدد با 12 صفر پیش رویش نصیب ورزشیهایی که همواره از بیپولی مینالیدهاند، میشود و کشورمان در عرصه ورزش قدرت رقابت با مدعیان جهان و یا حداقل منطقه که مقرر است به سرآمد آنها در سال 1404 مبدل شود، را خواهد یافت؟
طرح موضوع عدم تصویب اجباری ساختن تبصره اختصاص سی درصد از یک درصد بودجه ورزشی دستگاههای اجرایی به سازمان تربیت بدنی، شوکی دو تریلیونی را به ورزش کشور را در چند بعد با مشکل وارد ساخت و حوزههای مختلف را درگیر تدوین طرحهای واجد ضمانت اجرایی نمود تا در صورت عدم تامین حداقل اعتبارات، این طرحها به عنوان برنامههای آلترناتیو به سرعت روی میز قرار گیرد و اصلاً فراموش شود که وعده داده شده بود، چنین اعتباراتی سهم ورزش در کل بودجه سال آتی باشد!
با این اوصاف از یک سو اعتبارات جاری مورد توقع فدراسیونهای ورزشی و ادارات کل تربیتبدنی از سازمان ورزش در سال 1389 نمیتواند برآورده شود و من باب مثال اعتبار 10 میلیارد تومانی مدنظر فدراسیون کشتی قابل تامین نیست، از سویی دیگر خصوصیسازی ورزش قهرمانی و همگانی که ابتداً نیازمند فراهم سازی پشتوانه مالی برای این فدراسیونها است، باز هم به تاخیر میافتد و در سوی دیگر ماجرا که شاید مهمترین دغدغه حال حاضر باشد، عدم امکان تکمیل طرحهای عمرانی و آغاز طرحهای جدید برای دستیابی به سرانه یک متر مربع و سپس دو متر مربع به عنوان استاندارد جهانی است که در چشم انداز 20 ساله ایران مدنظر قرار داشته شده است.

در ارتباط با اعتبارات جاری فدراسیونها حقیقتاً نمیتوان راهکاری ارائه داد، چرا که علاوه بر وقوع بازیهای آسیایی 2010 در سال آتی شمسی و هزینههای کمرشکن برگزاری برنامههای تدارکاتی مضائف برای ملیپوشان اعزامی به گوانگ ژو، هزینههای معمول فدراسیونها همچون برگزاری دورهها، مسابقات و اردوهای داخلی، هزینههای سفر به سایر کشورها برای شرکت در دورهها، اردوها و مسابقات بینالمللی و همچنین حقوق کارکنان و مسئولان فدراسیونها به شکل طبیعی و با در نظر گرفتن تورم رشد خواهد داشت و در هیچ بخش از موارد فوق الاشاره هم نمیتوان بخشی از اعتبارات را حذف کرد، مگر آنکه قرار باشد، قید یک نشان را زد.
اما در مورد احداث اماکن ورزشی باید سازوکارهایی طراحی کرد که پروژههای متوسط و بزرگ عمرانی توسط بخش خصوصی به اجرا گذاشته شود و طرحهای ملی توسط وزارت مسکن و شهرسازی احداث شود و همچون سالهای دور که ساخت و ساز وظیفه اول مدیران ورزش نشده بود، سازمان تربیت بدنی از طریق ادارات کل استانی در نقش ناظر کمی و کیفی بر احداث پروژههای عمرانی نظارت داشته باشد و به پیگیری روند و کیفیت احداث ورزشگاهها و سالنهای ورزشی بپردازد که این رویه نخستین مزیتی که به همراه خواهد داشت، عدم تلاش مدیران استانی سازمان ورزش برای تکمیل سالنهای ورزشی و ورزشگاهها با هر کیفیت است و دیگر شاهد نخواهیم بود که مجموعهای ورزشی به فاصله چند ماه از بهره برداری مستهلک شود.

بر همین اساس وزارت مسکن و شهرسازی میتواند با همکاری سازمان تربیت بدنی، ضمن شناسایی زمینهای دارای کاربری ورزشی در شهرهای مختلف که در استاندارد شهرسازی باید برای هر شهر همچون زمینهای دارای کاربری فرهنگی یا فضای سبز در نظر گرفته شود، نسبت به واگذاری به بخش خصوصی از طریق شهرداریها با قیمت نازل به ضمیمه وامهای کم سود بلندمدت اقدام کرده اما این تعهد برای احداث کننده این اماکن ورزشی لحاظ شود که در صورت این زمین به تملیک سازنده مجموعه ورزشی درخواهد آمد که تنها با کاربری ورزشی احداث شود و حق تغییر کاربری نیز وجود ندارد، کما اینکه برای سینماها و برخی مراکز فرهنگی شبیه چنین پروسهای تعریف شده است.
در بحث مجموعههای ورزشی ملی نیز وظیفه تکمیل ورزشگاههای نیمه کاره همچون اصفهان، همدان و لرستان برعهده وزارت مسکن و شهرسازی خواهد بود و طبیعتاً بخش اعظم اعتبارات عمرانی سازمان ورزش نیز به این وزارتخانه منتقل میشود و سازمان تربیت بدنی در حزوه عمرانی عمدتاً نقش نظارتی را برای تعیین استاندارهای احداث اماکن مختلف ورزشی اعم از استخرها، زمینهای چمن فوتبال و سالنهای ورزشهای توپی و نظارت بر حسن رعایت این استاندارها در زمان احداث مجموعههای ورزشی را برعهده خواهد گرفت، مگر مواردی که نیاز به ترمیم جزئی و فوری داشته باشد که توسط معاونت مربوط با همکاری بخش خصوصی قابل پیگیری سریع است.
این رویه حتی در صورت تامین اعتبارات دو هزار میلیارد تومانی سازمان ورزش نیز کارآمدتر جلوه میکرد، چرا که در صورت تامین 2000 میلیارد تومان اعتبار سالیانه دستگاه ورزش در طول چهار سال آتی و اختصاص سالیانه 1500 میلیارد تومان از آن به ورزش که در این دوره چهارساله رقم رویایی 6000 میلیارد تومان یا 6 تریلیون را شامل میشود و رساندن سرانه ورزش به مرز یک متر، اداره این حجم مجموعههای تازه تاسیس نیازمند آن تعداد کارمند رسمی، پیمانی و قراردادی میشود که بودجهای سنگین و تشکیلاتی عریض و طویل را میطلبد.
پس از آن نیز مجدداً خصوصیسازی این مجموعهها بر دردسر خصوصیسازی همین تعداد مجموعه ورزشی دولتی افزوده خواهد شد؛ پس چرا از ابتدا مسئولیت احداث این مجموعهها را به بخش خصوصی واگذار نکرد؟ در این رابطه بهزاد کتیرایی رئیس پیشین فدراسیونهای ووشو و کاراته و مدیر کنونی تربیت بدنی سازمان صداوسیما به بررسی ابعاد چنین طرحی پرداخته که ثابت میسازد چنین طرحی کاملاً جنبه عملیاتی داشته و در کوتاه مدت یک حجم کاری سنگین اجرایی را از روی دوش معاونت ورزشی ریاست جمهوری برخواهد داشت و مردم را در این زمینه پیشگام خواهد ساخت.


