خودتان پیدا کنید!
1ـ جناب آقای سعیدلو، معاونت محترم رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی که برای بازدید و بررسی وضعیت کاروان تیم ملی کشورمان در مسابقات المپیک زمستانی عازم کانادا شده بودند،در غیاب رئیس کمیته ملی المپیک کشورمان! با آقای «ژاک روگ»، رئیس کمیته بینالمللی المپیک، دیداری داشتند. در این دیدار آقای سعیدلو از آقای روک درخواست کردهاند که برای ایران سهمیهای در IOC در نظر بگیرند. این در شرایطی که اولا ما سهمیه داشتیم و به دلیل برخی اختلافات درونی متأسفانه آن را از دست دادیم و ثانیا گویا جناب سعیدلو گمان میکنند که کار کمیته بینالمللی المپیک هم مانند برخی تصمیمهای ورزشی کشورمان است که یک نفر بتواند خارج از ضوابط و قوانین هرگونه که میخواهد دست به انجام کار بزند.
مثلا شاید ایشان نمیدانند که جهان تعجب خواهد کرد وقتی ببیند در مسابقات المپیک زمستانی رئیس کمیته ملی المپیک کشورمان حضور ندارد و در عوض رئیس سازمان تربیت بدنی حاضر است یا آنکه جناب سعیدلو احتمالا مطلع نیستند که ورزش جهان دچار حیرانی خواهد شد، وقتی ببیند در مدت بیست ماه فدراسیون شمشیربازی، پنج رئیس فدراسیون را به خود دیده است؛ آن هم در شرایطی که دولت هیچ تغییری نکرده است (البته متوجه هستم که فدراسیونها نهادهای مستقل هستند و دولت حق دخالت در آنها را ندارد، اما...) به هر حال هرچه که هست امیدوارم رایزنیهای ایشان و دیگر دستاندرکاران نتیجه بدهد و ما بتوانیم سهمیه از دست داده را مجددا کسب کنیم که اگر چنین شود برای همیشه یک اقدام خوب در کارنامه ایشان ثبت خواهد شد.
2ـ برگزاری جلسه مجمع عمومی پارالمپیک کشورمان بهانهای شد تا بار دیگر بحث استعفای مسعود اشرفی، دبیرکل کمیته ملی پارالمپیک کشورمان مطرح شود. اشرفی بالاترین پست جهانی ورزشی ما را در اختیار داشت که دو ماه بعد از مسابقات پارالمپیک 2008 پکن عکسهایی از او منتشر شد آن هم در حالی که او مشغول انداختن مدال بر گردن ورزشکار اسرائیلی است. انتشار این عکسها جنجالی به پا کرد و باعث شد تا طومارهایی هم علیه او جمع شود و چنین شد که اشرفی مجبور به استعفا از دبیرکلی کمیته ملی پارالمپیک کشورمان شد و به تبع آن از پست جهانی خود هم که سالها برای کسب آن تلاش شده بود برکنار شد تا رقبای او جشن بگیرند که میتوانند کسری او را به تصاحب درآورند آن هم بدون هیچ رایزنی و... درست مانند آنچه که در خصوص سهمیه IOC اتفاق افتاد و به دست خود کرسی را به رقبا دادی.
اما از حق نباید گذشت که محمود خسرویوفا همچون گذشته باز هم جوانمردی خود را نشان داد و در این جلسه چنین گفت: «اشرفی از خانواده شهداست او نقش مؤثری در سه عملیات جنگی داشته و با شایستگی خودش به سمت دبیرکلی کمیته ملی پارالمپیک رسیده بود». او همچنین گفت: «در حق اشرفی ظلم شده و او قربانی یکسری شیطنتها شد». همه آنها که خسرویوفا را میشناسند از او انتظاری جز این نداشتند که انصاف و حق را ملاک سخن گفتن قرار دهد و ثابت کند که هنوز بیشه حقگویی تهی نشده و کسانی چون او وجود دارند.
3ـ همه اهالی ورزش میدانند که کسب کرسیهای بینالمللی مستلزم رایزنیهای بسیار است و هرچقدر این پست بالاتر باشد، برقراری ارتباطات بیشتر و در سطوح بالاتری را طلب میکند. رایزنیها هم شیوهها و عرصههای گوناگونی دارد که اهل فن به خوبی از آن آگاه هستند و میدانند که گاه این درخواستها چه هزینههای مادی و معنوی برای کشورها دارد و چنانکه ذکر شد این هزینهها نیز تابع آن سمت و درجه اهمیت آن پست است. حالا فرض کنید ما موفق شویم با رایزنیهای اصولی و تحمل آن هزینهها یک کرسی بالای بینالمللی را کسب کنیم.
اگر آن اتفاقات دوباره تکرار شد، چه؟ آیا باز هم قرار است آنها را به سادگی از دست بدهیم؟ خب پس چرا برای کسب آنها تلاش میکنیم؟ به دیگر سخن اگر بر فرض ما صاحب یک کرسی جهانی شدیم و مسئول ما چنانکه اشرفی اظهار میکرد، مجبور به چنان کاری شد یا مجمع عمومی به خاطر برخی مصالح! تصمیم به برکناری آن فرد گرفت، آن وقت آیا هزینه و زمانی را که باعث ساخته شدن چنین فردی و کسب چنین عنوانی شده را به باد ندادهآیم؟ آیا به نظر شما با این شرایط که ما داریم، اصلا صلاح است که برای کسب کرسیهای مهم جهانی، رایزنی و هزینه کنیم؟
آیا نباید ابتدا مشکل خود را در داخل حل کرده و به این آگاهی برسیم که قبول پست جهانی، چه چیزهایی را الزامآور میکند؟ آیا نباید بررسی کنیم که آمادگی رعایت آن الزامات را داریم یا خیر؟ وقتی قرار است تنشها و درگیریهای داخلی برای ما مهمتر از منافع ملی شود و پستهایی را که سالها سرمایهگذاری لازم است تا آن را کسب کنیم به راحتی از دست بدهیم به نظر شما اصلا صلاح است که وقت و توان و سرمایه و انرژی خود را مصروف این کار کنیم؟ پاسخ را میگذارم تا خودتان پیدا کنید و فقط از قول مولانا میگویم:
ناقص ار زر برد خاکستر شود


