حسن بلخاري به جای علی معلم پاسخ داد
حسن بلخاري قهي(رئيس پژوهشكده هنر فرهنگستان هنر) در گفت و گو با خبرنگار ايلنا به دنبال ادعاي رئيس فرهنگستان هنر قزاقستان كه درديدار با همتاي ايراني خود ابونصر فارابي را يك دانشمند قزاق اعلام كرده بود افزود: اينكه محل تولد ابونصر فارابي قزاقستان است ملاك بر اين ادعا نيست كه اين فيلسوف قزاقستاني بود و به فرهنگ ايران تعلق ندارد.
وي در اين باره اضافه كرد: اگر چنين باشد حتما سوريه هم ميتواند اعلام كند چون ابونصر فارابي در سوريه دفن شده است پس متعلق به فرهنگ و انديشه عرب است!
بلخاري ادامه داد: ابوعلي سينا دانشمند ايراني نيز در افشنه بخارا كه در حال حاضر در كشور ازبكستان است متولد شده است اما جهانيان همه بر اين باورند كه ابن سينا يك دانشمند ايراني است و به انديشه و تاريخ ايران تعلق دارد.
رئيس پژوهشكده هنر فرهنگستان هنر گفت: در زمانهاي قديم نيشابور و ري بهعنوان دو حوزه علميه قدرتمند در منطقه شناخته شده بود و مستعدان تحصيل علوم متفاوت براي كسب علم به اين دو حوزه سرازير ميشدند زيرا در اين دو مركز علمه اساتيد برجستهاي حضور داشتند و مجالس علمي فراواني وجود داشت.
وي ادامه داد: بنابراين ايران محل تربيت و رشد اشخاص چون فارابي و ابن سينا بوده است و تفكر اين انديشمندان در ايران به بارنشسته بنابراين مطلقا اعلام ميكنيم اين اشخاص به تاريخ ايران تعلق دارند و از افتخارات ايرانيان بشمار ميآيند.
بلخاري ضمن تاييد اين مطلب كه جريانهاي بيگانه سعي دارند هويت فرهنگي ايران را به اسم خود مصادره كنند تاكيد كرد: ادعاهايي از قبيل ترك خواندن مولانا، قزاق خواندن فارابي،--- ملاصدرا، ازبك خواندن ابن سينا، و حتي عرب ناميدن خليج فارس، همه و همه مصداقهاي بازري از تهاجم فرهنگي هستند كه در مواجهه با اين جريانات بايد تمهيدات ويژهاي را در نظر گرفت.
وي در اين باره افزود: درمقابله با تهاجمهاي اين چنيني مسوولان وانديشمندان رسالت سنگيني را بر دوش دارند. خصوصا مسوولان كه امكانات كشوري را در اختيار دارند بايد با در اختيار گزارش اين امكانات به انديشمندان راهگشا باشند. از جمله امكانات خوبي كه در اختيار مسوولان نظام قرار دارد رسانهها وشبكههاي تلويزيوني است.
بلخاري مقابله با تهاجمهاي فرهنگي را در عرصه بينالملل ضروري خواند و گفت: رايزنان فرهنگي ايران در كشورهاي خارجي بايد در قد و قوارههاي تاريخ و اصالت فرهنگ ايران باشند و در عرصههاي جهاني در مقابل ادعاهاي كذب از ايران و ايراني دفاع كنند.
وي ادامه داد: همچنين مسوولان صداوسيما كه به تاسيس و راه اندازي چندين شبكه تلويزيوني ايراني درسطح بينالملل افتخار ميكنند، وظيفه دارند با ارائه عدله محكم و روشن اين ادعاهاي كذب را منتفي كنند.
رئيس پژوهشكده هنر فرهنگستان هنر در مورد رايزان فرهنگي و شبكههاي تلويزيوني بينالمللي ضمن انتقاد به عملكرد آنان اظهار كرد: اگر اين دو حوزه وظايف خود را به نحو احسن انجام داده بودند امروز دچار چنين تعرضهاي فرهنگي نميشديم.
وي در ادامه در مورد ادعاي رئيس فرهنگستان هنر مبني بر قزاق خواندن فارابي در حضور رئيس فرهنگستان هنر ايران اشاره كرد: قبول دارم كه در چنين مواردي موضع گيريها بايد صريح و روشن صورت بگيرد اما من حدس ميزنم دليل اينكه علي معلم رئيس جديد فرهنگستان هنر واكنش صريحي نسبت به گفتههاي همتاي قزاقستاني خود نداشت، رسم مهمان نوازي و احترام به ميهمانان قزاق بوده است.
بلخاري همچنين اين قرضيه را كه عقد تفاهمنامهها و انجام همايشهايي در قزاقستان بهعنوان معذوريتها و ملاحظاتي باعث شده علي معلم به همتاي خود پاسخ صريحي ندهد را بعيد خواند و بيشتر مساله مهمان نوازي را محتمل دانست.
بايد ديد در زمان حيات دانشمند مورد اشاره در چه جغرافياي سياسي زندگي ميكرده ملاك عملي كه در كل جهان مورد استفاده قرار ميگيرد ولي جديدا همه خودرا به ندانستن اين موضوع ميزنند .
با تمام احترامی که برای آقای دکتر بلخاری قائلم توجیه ایشانرا برای عدم پاسخگویی رئیس فرهنگستان هنر نمی پذیرم. بزرگان تاریخی و تاریخ بزرگ این سرزمین مانند ناموس ماست جناب دکتر!
ما باید یک حوزه ی فرهنگ ایرانی را تعریف کنیم و همه ی کشورهائی را که چنین ادعاهائی می کنند را با خوشحالی در حوزه ی فرهنگ ایرانی قرار دهیم و برای نزدیکی ملت های منطقه حول فرهنگ ایرانی تلاش کنیم و از اینکه در تاجیکستان عکس بوعلی روی اسکناس قرار می گیرد استقبال کنیم و از اینکه در افغانستان مردم فردوسی و حافظ و سعدی را جزو مفاخر خود می دانند استقبال کنیم نوروز نقطه ی مشترک همه ی این ملت هاست و از نزدیکی فرهنگی آنان حکایت می کنند و در این تفکر رودکی سمرقندی ، خواجه عبدالله انصاری (پیر هرات ) ، ناصر خسرو قبادیانی ،کمال خجندی ، ابو سعید ابوالخیر ، مولوی ، بوعلی ، فارابی ، فردوسی ، نظامی ، حافظ ، سعدی و .... همگی در یک حوزه ی فرهنگی به شمار می روند حوزه ای که حتی بسیاری از ترک زبانان و همه کردهاو فارس های غیر مستقر در ایران امروزی را شامل می شود و هرکس در این بین برای توسعه ی این فرهنگ تلاش کند برای ما مایه ی خوشوقتی است . ما بسیار خوشحال می شویم که این ملت ها حافظ و سعدی و فردوسی را نیز از خود بدانند چون در واقع کاری را می کنند که ما دوست داریم . این فرصت را به دستمایه ای برای اختلاف افکنی قرار ندهیم . فراموش نکنیم که فرهنگ عظیم ایرانی تنها دسترنج مردمی نیست که در داخل مرزهای ایران امروزی زندگی می کنند . مثلا نوروز همانقدر متعلق به ماست که متعلق به سایر ملت های منطقه هم است
غربی ها با تبلیغ ورزششان ، هنرپیشه و موسیقی و ادبیاتشان تلاش می کنند تا علاقه ای در سایر ملت ها نسبت به فرهنگ خود بوجود بیاورند و ما تلاش می کنیم که که این علاقه ی ذاتی را با انحصار طلبی کودکانه از آنان سلب کنیم






