خاتمی از مایلیکهن دلخور بود، از مصطفوی خوشش نمیآمد
مصطفی هاشمی طبا رئیس سابق سازمان تربیت بدنی در دولت هاشمی رفسنجانی و دوره اول اصلاحات ، در مجله مثلث به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی ناگفته های سی ساله اش از ورزش ایران را روایت کرده است:
شما یک مدیر صنعتی بودید به هر حال این اولین مدیر صنعتی در حد وزیر بود که وارد ورزش میشد؟
من از ورزشگاه هیچگاه دور نبودم. عضو تیم والیبال دانشکده بودم. در همین زمانی که شما میگویید و وزیر صنایع بودم با خودم فکر میکردم کاش در تربیتبدنی مشغول فعالیت میشدم. شاید به خاطر همین علاقهمندیها بود که آقای موسوی بنده را به عنوان رئیس کمیته المپیک منصوب کرد. آقای هاشمیرفسنجانی هم شاید به خاطر همین پیشینه بود که بنده را به عنوان رئیس سازمان تربیتبدنی در دولت دوم خودشان منصوب کردند. آن موقع من در مرکز توسعه صادرات ایران بودم. یادم هست در آن جلسه گفتم بگذارید همین جا باشم.
شما که گفتید علاقهمند به مدیریت ورزش بودید. چرا نمیخواستید به ورزش بیایید؟
تا آنجا که یادم هست کارهای بسیار خوبی در مرکز توسعه صادرات انجام داده بودند نمیخواستم آنجا را رها کنم. آقای هاشمی گفتند کارهای خوبی کردید دیگر بس است. البته من اطلاعات بسیار خوب ورزشی داشتم. در آن موقع در روزنامهها نوشتم که من اصلاً ورزش بلد نیستم یا حتی آن قول معروف که یک عکس با شورت ورزشی بیاورم که البته آنها نمیدانستند که من این عکس را دارم.
دوران شما دوران حرکت به سوی ورزش حرفهای بود. مجموعه قوانینی که شما در ورزش ایجاد کردید، بحث خصوصیسازی، بحث تامین اعتبارات مالی برای ورزش.
من موقعی که آمدم به ورزش احساس کردم که وارد یک برهوت شدم. بسیاری از مشکلات ورزش ناشی از نبود قوانین برای حمایت از ورزش بود. از سوی دیگر نگاه سیاسی به ورزش وجود داشت و دارد اما همین نگاههای سیاسی است که آدمهای ورزشی را پس میزند. ما الان کسی را داریم مثل امیررضا خادم که هم مدیر است و هم ورزشی. از لحاظ سیاسی به جناح خاصی تعلق ندارد اما از او استفاده نمیشود.
اما شما اتفاقاً رویه آقای غفوریفرد را انجام دادید. آدمهایی را از صنعت یا اقتصاد به ورزش سوق دادید.
این برمیگردد به نیروی انسانی. البته من آن موقع سعی کردم از کسانی که در ورزش هستند استفاده کنند. آقای دکتر گائینی، آقای دکتر رضوی. دوستانی که در ورزش بودند را به کار گرفتند. در ادامه اما نتوانستیم با هم ادامه بدهیم. آقای فائقی که در فدراسیون وزنهبرداری بود و البته آدم صنعتی هم بود به عنوان مسئول فنی فدراسیونها انتخاب کردم. آن موقع حتی بحث بود آقای کلانتری وزیر وقت کشاورزی به فوتبال بیاید. او بسیار به فوتبال علاقهمند بود. اما نمیتوانست دو تا شغل با هم داشته باشد. به همین دلیل وزارت کشاورزی را حفظ کرد.
چرا شما نمیگویید که در زمان بنده بود که انتصاب روسای فدراسیونهای ورزشی به انتخاب تبدیل شد؟
البته این انتخاب صددرصدی هم نبود.
در زمانی که بنده حکم گرفتم دیدم باید 40 رئیس فدراسیون، 40 نایبرئیس، 40 دبیر فدراسیون را منصوب کنم. مگر من آدم کاملی بودم چگونه میتوانستم با بررسی 40 نفر را حکم دهم و بعد مدیریت ورزش هم بکنم. در یک درصد هم میشد این انتصاب اشتباه باشد. من دیدم مثل بسیاری از کشورهای پیشرفته گرچه انتخابات با مشکلاتی روبهرو است اما خیلی بهتر از انتصاب از روی انتخاب دوستانه و رفاقتی بود.
اما ترکیب مجمع انتخابات شما همان چیزی بود که سازمان تربیتبدنی میخواست در واقع همان انتصابات سوری بود؟
متاسفانه الان به این شکل افتاده. آییننامهای که الان وجود دارد دیگر آییننامهای نیست که ما به هیات دولت بردیم. الان رئیس سازمان تربیتبدنی میتواند رئیس فدراسیون را عزل کند و سرپرست برای او بگمارد. این در حالی بود که بنده چنین حقی را برای خودم نخواسته بودم.
این کار را مهرعلیزاده کرد؟
بله و متاسفانه دولت آقای خاتمی برخلاف تمام شعارهایش مثل گرایش به مردم این کار را تصویب کرد. در زمان ما همه چیز در اختیار مجمع بود. رئیس سازمان تربیتبدنی اگر به مشکلی برمیخورد مدرکی میآورد به مجمع ارائه میکرد و مجمع به شیوه دموکراتیک موضوع را حل میکرد.
اما آییننامه شما تناقضهایی هم داشت. مثل اینکه اکثریت منصوب سازمان بود؟ روسای هیاتها بیشترین اعضای مجمع را تشکیل میدادند؟
ببینید به هر حال روسای هیاتها یک انتخاباتی برای انتخابشان میشود. مسئله انتخاب بین بد و بدتر است. در آلمان 80 هزار باشگاه وجود دارد. انتخابات فدراسیون فوتبال ترکیه بیش از 800 نفر در آن شرکت میکنند. آنها ساختار باشگاه دارند ما نداریم. بعضی وقتها ما از قدرت خودمان خیلی خوشمان میآید. من آمدم قدرت خودم را به مجمع تفویض کردم.
یکی از چالشهایی که شما داشتید بحث فوتبال بود. شما خیلی ریز وارد مسائل میشدید؟
نه، من اطلاعات ورزشی خوبی داشتم. من مدیر جزیینگری نبودم. البته جزیینگری بد نیست من این خاصیتها را دارم سعی میکردم مشورت کنم. یک بار آقای دکتر رضوی نامهای زده بودند در هامش آن نوشتم اینجای کار مشکل دارد من هیچ وقت نگفتم فلان بازیکن تیم ملی را دعوت کنید اما میگفتم فلان بازیکن مشکل دارد. برای بازی با استرالیا یک جلسهای گذاشتند. آقای فائقی بود، آقای ذوالفقارنسب بود و آقای مصطفوی بود. همه نظر خودشان را دادند. منم نظر خودم را دادم. در مورد فوتبال اگر ورود نمیکردم شاید اصلاً تیم ملی به جام جهانی نمیرفت.
در مورد فوتبال اتفاقاً انتقادهای بسیاری به شماست. اینکه آقای مصطفوی را رئیس کردید. بالاخره مصطفوی خیلی نزد افکار عمومی آدم خوشنامی نیست.
جریانسازی در فکر من نبود. مصطفوی آدم علاقهمند، موثر، مفید و با نفوذی بود. من مشکلی با ایشان نداشتم.
اما خیلی زود ایشان را برکنار کردید؟
فشارها خیلی زیاد بود. تا زمانی که آقای مصطفوی نخواست بنده عوضاش نکردم.
آقای فائقی میگفت آقای بهزاد نبوی باعث رئیس شدن صفایی فراهانی شد؟
حضور آقای فراهانی طبیعی بود. ما از سال 62 همکار بودیم. ایشان البته قبلش عضو هیات رئیسه فدراسیون فوتبال بود و آدم ناآشنایی نبود. آقای مصطفوی هم در وضعیت خوبی نبود. بالاخره ایشان یک سری مریضاحوالیهایی داشت بعد فکر میکرد مورد حمایت کسی نیست.
آقای مصطفوی گفته بود که آقای خاتمی او را از فدراسیون فوتبال برکنار کرده است؟
البته اینطور که میگوید نیست. آقای خاتمی سر مسائل بازی قطر از آقای مایلیکهن بیشتر دلخور بود تا آقای مصطفوی. البته آقای خاتمی هیچگاه با من در این مورد حرفی نزدند. به نظرم میرسید آقای خاتمی از مصطفوی خوشش نمیآمد.
یعنی آقای خاتمی ایشان را برکنار کرد؟
آقای خاتمی از مصطفوی ناراضی بود. آقای خاتمی گفته بودند که در مورد فدراسیون فوتبال با او مشورت کنیم. اسم یکسری را بردیم پیش ایشان. آقای سجادی بود و چند نفر دیگر. همین آقای صفایی فراهانی هم بودند آقای خاتمی گفت که آقای صفایی فراهانی را بگذاریم.
شما راضی بودید؟
آقای صفایی فراهانی کار خودش را میکرد. البته یک منش مدیریتی خاصی بود که ایشان داشتند. در حقیقت او میتوانست فوتبال را اداره کند و ما هم با او زیاد کار نداشتیم.
یک نقل قول است که میگوید آقای خاتمی گفته بودند با آقای صفایی فراهانی کار نداشته باشید.
بله یک بار گفتند اصلا نوشتند. من یک مطلبی را منعکس کردم ایشان این موضوع را نوشتند.
به همین دلیل در دوره بعد نامزد ریاست جمهوری شدید؟
چند نفری که اطراف آقای خاتمی بودند با من مشکل داشتند. مشخصا آقای علی خاتمی برادر ایشان و آقای ابطحی رئیس دفترشان بودند. بنده هم البته یک هفته بعد از انتخابات رفتم و گفتم چون همه میگویند چون در انتخابات شرکت کردم من را عوض میکنید، یا عوضم کنید یا حکم جدید بدهید ایشان گفت نه عوض میکنم نه حکم جدید میدهم. چند روزی بعد هم آقای مهرعلیزاده را منصوب کردند.


