گفتوگو با رود فان نیستلروی در آستانه نخستين بازي با هامبورگ:
گفتند در رفتن به هامبورگ شتاب كن!
من هنوز هیچگونه بدگویی درباره برو بچههای آنجا را برنمیتابم. آنها من را در برنامههایشان شریک ندانستند ولی من به اندازه کافی بزرگوار بودم و شانسم را جای دیگری آزمودم. رئال هم با من مثل یک جنتلمن رفتار کرد و ما در هر حال در شرایط بدی جدا نشدیم. من حقیقتا دوران فوقالعادهای در برنابئو داشتم. گلهای فراوانی در مادرید زدم و با برترین بازیکنان سیاره خاکی بازی کردم، در سال 2007 لالیگا را بردم و شاید مهمتر از همه آنکه رابطهای عالی با هواداران داشتم.
کد خبر: ۸۵۱۰۰
| | 3220 بازدید
او یکی از مشهورترین نامهایی بود که در قاب پنجره نقل و انتقالات ژانویه 2010 ظاهر شد و حالا در فاصله اندکی پس از پیوستن به بوندسلیگا، سوژه چهرهای که رئال مادرید را فقط و فقط برای فوتبال بازی کردن ترک کرد جذاب و جذابتر میشود. سایت معتبر Soccernet.com در آستانه نخستین بازی رود فان نیستلروی با پیراهن هامبورگ گفتوگویی با او ترتیب داده است که وطن امروز به نقل آن پرداخته است. دیداری که دیروز بعدازظهر به وقت تهران در زمین کلن انجام شد.چه شد که تصمیم گرفتید با هامبورگ امضا کنید؟
هرچه بیشتر درباره پیوستن به هامبورگ فکر میکنم بیشتر این انتقال را مناسب حال خودم مییابم چون واقعا میخواستم بازی کردن در بوندسلیگا را تجربه کنم. در کنار انگلستان و اسپانیا این یکی از سطح بالاترین رقابتهای اروپایی است. وقتی بچه بودم هر هفته بازیهای آلمان را از تلویزیون تماشا میکردم، پس میتوانم بگویم همیشه جذابیتی در آن نهفته بوده است. هامبورگ باشگاهی است با سنتهای پرارزش، آنها قهرمان اروپا بودهاند و در حال حاضر هم تیمی قدرتمند دارند و مثل خودم بسیار جاهطلب هستند. همینطور از اینکه آنها متواضع هستند خوشم میآید چون مطمئن نیستم وقتی به آنها بله میگفتم انتظار چنین چیزی را داشتهاند. آنها باشگاهی عالیرتبه هستند از هرجهت و از بازی کردن در اینجا احساسی فراتر از افتخار دارم.
هامبورگ به استخدام مربیان هلندی شهرت دارد. آیا این موضوع نبود که توجه شما را به آن جلب کرد؟
ارتباط بزرگی بین این باشگاه و فوتبال هلند وجود دارد. بسیاری از اهالی فوتبال هلند بوندسلیگای آلمان را به عنوان مقصدی هوشمندانه برای هر بازیکن هلندی میشناسند. پیش از اینکه به اینجا بیایم با دوستان هموطن زیادی درباره هامبورگ مشورت کردم. حتی بازیکنان هلندی مثل یوریس ماتیسن در حال حاضر یا رافائل فان در فارت، نایجل دی یونگ یا خالد بولهروز در گذشته نه چندان دور اینجا بازی میکردند، هیچکدامشان جز به نیکی از این باشگاه و از این شهر یاد نمیکردند و به من توصیه میکردند که در رفتنم به هامبورگ شتاب به خرج دهم.
آیا خیال بازگشت به لیگ برتر انگلستان را ندارید؟
در راه آمدنم به اینجا چند باشگاه انگلیسی به من ابراز علاقه کردند که این باعث شد کمی بایستم و فکر کنم. من عاشق برش، صداقت و جو فوتبال انگلیس هستم. پس از 5 سال باورنکردنی در اولدترافورد باید دیوانه باشم که آرزو نکنم دوباره به آنجا بازگردم. در آخر همه چیزهای دلخواه حاضر و آماده نیستند و این یعنی زندگی. در حال حاضر این یک انتقال منطقی بود که به اینجا بیایم و باید رکود را هم در نظر گرفت چون دست آخر این هامبورگ بود که به من به عنوان یک ورزشکار حرفهای، جذابترین و قاطعترین پیشنهاد مالی را داد.
آیا هنوز لیگ برتر جزیره را دنبال میکنید؟
البته، بازیها را از تلویزیون تماشا میکنم و واضح است که چلسی و منچستریونایتد این فصل برای عنوان قهرماني میجنگند. هر 2 تیمهایی هستند پر از بچههایی با ذهنیت پیروزمندانه ولی من دلم با باشگاه قدیمیام است تا دوباره صدرنشین شود. یونایتد هرچه از فصل میگذرد قدرتمندتر میشود و آنها نابغهای مثل وین رونی دارند.
حتما پس از مصدومیتی چنان کشدار حالا باید آماده حرکتی بزرگ باشید...
مطمئنا همینطور است. وقتی به میادین بازمیگشتم نخستین فکرم این بود که در رئالمادرید بمانم تا جایگاه قدیمیام را پس بگیرم چون واقعا باور داشتم نمیتوانم در لالیگا و لیگ قهرمانان بدرخشم. ولی بعد دریافتم که باشگاه برای خرید کریستیانو رونالدو، کاکا و کریم بنزما اقدامی جدی کرده است و زمان آن فرا رسیده بود که شرایط جدید را بپذیرم و برنامهای دیگر پیشه کنم. در 33 سالگی دیگر فرق زیادی نمیکند که کجا بازی کنم. من میخواهم به جامجهانی تابستان آینده در آفریقای جنوبی برسم و تنها راه رسیدن به آنجا بازی، بازی و فقط بازی کردن است.
آیا این حس جدیدی را در زندگی حرفهای شما برمیانگیزد؟
هامبورگ به من این فرصت را بخشید که از نو تازه شوم تا بازگشتی حقیقی به فوتبال داشته باشم و من حتی یک دقیقه از این فرصت را هدر نمیدهم. هامبورگ درست همان چیزی است که نیاز داشتم چون در حال حاضر من تنها مهاجم اصلی آنها هستم و فرصتهای زیادی برای گلزنی دارم، همینطور برای کار کردن روی آمادگیام برای مسابقات و خطرآفرینی بیشتر جلوی دروازه. روشن است که هیچکس به من دستخط نداده تا بهطور خودکار در تیم اصلی جا میگیرم ولی این برداشتی است که من از حرفهای برونو لابادیا، سرمربی و هیات مدیره داشتم.
برای باشگاههایی که احساس میکنند امضا کردن با بازیکنی با سوابق پزشکی شما یک ریسک محسوب میشود چه پیغامی دارید؟
آنهایی که چنین احتیاطی میکنند حتما دلایل خودشان را دارند و من نمیتوانم در اینباره کاری بکنم. همه سن من را میدانند و تازه 2 مصدومیت سنگین زانوی راست هم داشتهام ولی نمیخواهم اینجا کسی را گول بزنم. من آمادهام و دوباره به پا خواهم خواست. زانویم روبهراه است و این به لطف جراح تازهام دکتر ریچارد استیدمن بوده است. او تضمین داده که این زانو برای بالاترین سطح فوتبال آماده است. من از نظر فیزیکی احساس میکنم آدم تازهای شدهام و بخش روانی قضیه هم اهمیت دارد. مطمئن هستم هنوز میتوانم زمان قابل توجهی در فوتبال سطح اول ادامه دهم.
در هامبورگ چه هدفهایی را دنبال میکنید؟
اولویت اصلیام این است که این باشگاه را به موقعیتی برسانم و مابقی هدفها به دنبال این خواهند آمد. اگر به همان خوبی گذشته بازی کنم و به طور مرتب در بوندسلیگا گل بزنم، آنوقت بدم نمیآید به این فکر کنم که سرمربی هلند مرا دعوت میکند و من شانس رقابت در جام جهانی را خواهم یافت. من همیشه برای نبردهای تازه آمادهام. این چیزی است که مرا به جلو پیش میبرد.
آیا در سالی که سال جام جهانی است انگیزههای ملی در ذهن شما اولویت ندارند؟
قطعا بازگشت به تیم هلند یکی از انگیزههای من است. اما از نقطه نظر باشگاهی هم دلم میخواهد به هامبورگ برای صعود به لیگ قهرمانان یاری برسانم و این فصل هم در لیگ اروپا (جایگزین جام یوفا) تا جایی که میتوانم پیشروی کنیم. بازی بعدی ما مقابل باشگاه قدیمی من پیاسوی آیندهوون خواهد بود، مواجههای که فقط فوتبال میتواند آن را معنی کند. آنها که مرا بخوبی میشناسند میدانند آدمی نیستم که در گذشته زندگی کنم. تمام افتخاراتی که جمع کردهام در پایان فوتبالم محاسبه خواهند شد. حالا من در عوض روی آینده متمرکز شدهام و قرارداد 18 ماههای که با هامبورگ دارم.
هیچگونه احساس آزردگی از رئال مادرید به خاطر اینکه مجبورتان کردند از برنابئو بروید، ندارید؟
نه آن قدرها. من هنوز هیچگونه بدگویی درباره برو بچههای آنجا را برنمیتابم. آنها من را در برنامههایشان شریک ندانستند ولی من به اندازه کافی بزرگوار بودم و شانسم را جای دیگری آزمودم. رئال هم با من مثل یک جنتلمن رفتار کرد و ما در هر حال در شرایط بدی جدا نشدیم. من حقیقتا دوران فوقالعادهای در برنابئو داشتم. گلهای فراوانی در مادرید زدم و با برترین بازیکنان سیاره خاکی بازی کردم، در سال 2007 لالیگا را بردم و شاید مهمتر از همه آنکه رابطهای عالی با هواداران داشتم. من حمایتی را که آنها تا لحظه پایان از من داشتند هرگز فراموش نمیکنم. وقتی به این چیزها فکر میکنم روحیه میگیرم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


