نميخواهم آبروي باقيماندهام را در اين فوتبال كثيف از دست بدهم
بازيكن اسبق تيم ملي فوتبال ايران گفت: دوست ندارم در فوتبال ايران فعاليت كنم تا همين مقدار آبرويي كه دارم از بين برود. حسن حبيبي يكي از افرادي است كه سالهاي سال در فوتبال ايران به عنوان بازيكن و مربي فعاليت ميكرد اما چند سالي است كه در سايه قرار گرفته و حضور فعالي در فوتبال ندارد.
حبيبي در گفتوگو با فارس درباره شرايط حال حاضر فوتبال ايران و دلايل دورياش از فوتبال صحبت كرد.
مدتي است از شما خبري نيست، چرا از فوتبال دوري ميكنيد؟
فوتبال روزهاي خوبي ندارد. اين فوتبال پر از حقهبازي، خريد و فروش و فساد شده است. هر چه پول آن بيشتر ميشود، مشكلاتش هم بيشتر ميشود. اگر در فوتبال دنيا پول باعث پيشرفت ميشود به اين دليل است كه آنها مديراني دارند كه بلدند چه طور برنامهريزي كنند و چه طور پول سرازير شده را به نحو احسن استفاده كنند. همان بهتر كه از اين وضعيت بيرون باشند. حتي خجالت ميكشم كه سابقه فوتبالي دارم.
بهتر نيست به جاي كنارهگيري در صحنه بمانيد و با اين عوامل كثيف مبارزه كنيد؟
اصلا اجازه كار به امثال من داده نميشود كه در صحنه بمانيم. وجدان آسودهاي دارم و وقتي اجازه كار به من داده نميشود همان بهتر كه نباشم. آنهايي كه بايد، من را قبول دارند. من با چه چيز بايد مبارزه كنم؟ وقتي كار دست ندانمكارها است، تلاش فايدهاي ندارد. سالهاي زيادي كه در ايران نبودم، از رسانههاي مختلف سوالهاي زيادي درباره فوتبال ايران از من شد اما حاضر به پاسخگويي نشدم. چون نميتوانم به هر سوالي جواب دهم و از دروغ گفتن هم بيزارم. مشكلات فوتبال ما زياد است و حتي رسانههايي هم كه حقايق را ميگويند نميتوانند پرده از همه واقعيتها بردارند.
در اين مدت به لحاظ فني فوتبال ايران را در چه جايگاهي ميبينيد؟
فني هم مشكل داريم. بعد از 31 سال هنوز نتوانستهايم 4 مربي كاربلد براي تيم ملي بسازيم. فوتبالي كه نتواند مربي بسازد به چه دردي ميخورد؟ آن مهرههايي هم كه ارزش مربيگري دارند، در اين فوتبال سوزانده شدهاند.
شما بايد از جمله كساني باشيد كه از افشين قطبي حمايت ميكنيد؟
او يك مربي تحصيلكرده است. بحث حمايت نيست. نبايد به قطبي فشار آورد. بايد ايراد را به كساني گرفت كه اين مربي را تائيد كردهاند.
شما كه در آمريكا بودهايد، از افشين قطبي چقدر شناخت داريد؟
من ميدانستم كه او دنبال فوتبال بوده و البته كارش بيشتر در مدارس فوتبال بود. سابقه كاري آنچناني ندارد. با مربيان قديم كه قابل قياس نيست. در ايران مربيان خوب از بين ميروند. كسي كه ميخواهد پول كلان خرج كند، بايد مديريت آن را هم بلد باشد. در ايران اگر مديري پول زيادي داشته باشد، كمترين بهره را ميبرد. سالها است در فوتبال ايران اين جريان وجود دارد. سر علي دايي هم اين بلا آورده شد. دايي ميتوانست مربي خوبي باشد اما در همان قدمهاي اول او را سوزاندند. پيش از اين سر امير قلعهنويي اين بلا را آوردند. در واقع مديران نابلدي كار خود را به گردن سرمربي مياندازند. اكنون هم بايد ديد كساني كه افشين قطبي را انتخاب كردهاند صلاحيت، مديريت و دانش انتخاب سرمربي را داشتهاند يا نه؟
شما فكر ميكنيد اگر به تيمهاي پايه اهميت داده شود، مشكلات فوتبال ما حل ميشود؟
همه چيز بايد به موازات هم پيش برود. من بازيهاي تيم نوجوانان را در جام جهاني ديدم و معتقدم علي دوستي زحمت خود را كشيد. كنار دست او بايد كساني باشند كه مثل خود او بزرگ باشند اما در كنار دست او چه كساني بودند؟ من بعد از بازي اول تيم نوجوانان در جام جهاني گفتم اين تيم مشكلاتي دارد. آنها ميتوانستند بازي بعدي خود را ببرند اما وقتي سرمربي مشاور خوب نداشته باشد، نبايد توقع بيشتري داشت.
اما انتخاب دستيار بر عهده فدراسيون نيست؟
اتفاقا اين مسئله به فدراسيون برميگردد. اگر فدراسيون قانون درست و حسابي داشته باشد، سرمربي موظف ميشود از مشاوران و دستياران بزرگ استفاده كند. اگر فدراسيون قانون داشت كه با افشين قطبي قرارداد تركمانچاي بسته نميشد.
شما كه تا اين حد با مسائل روز فوتبال ايران آشنا هستيد، نظرتان درباره تيم اميد چيست؟
پيرواني مربي خوبي است اما دور و اطراف او هم گرفتاريهاي زيادي وجود دارد. او اصلا حمايت نميشود. پيرواني خودش باتجربه است و ميتواند مسائل را درك كند اما بازيكنان او چه طور ميتوانند اين مسائل را درك كنند؟
نزديك 36 سال است تيم اميد به المپيك نرفته است، پيشبيني شما از شرايط فعلي چيست؟
قبل از اينكه به اين سوال جواب بدهم، اين را بگويم كه در سال 1980 كه خودم سرمربي تيم اميد بودم، تيم به المپيك راه پيدا كرد اما دولت وقت به دليل صلاحديدي كه داشت، المپيك را تحريم كرد. من در سالهاي 92 و 96 نيز سرمربي تيم اميد بودم در سال 92 يك روز مانده به بازي با قطر 8 بازيكن ما اجازه خروج از ايران را نداشتند و در لحظات آخر اين اجازه داده شد. مقابل قطري بازي كرديم كه هر كدام از نفرات آنها 34 بازي بينالمللي داشتند. در حالي كه در تيم ايران بازيكنان 2-3 بازي بينالمللي بيشتر انجام نداده بودند.
در سال 96 هم مشكلات ديگري داشتم. حتي يك بازي تداركاتي خوب هم نداشتيم. اكنون هم ميگويم تيم اميد مشكلات زيادي دارد چرا كه كار اساسي انجام نشده است. معتقدم كار غلامحسين پيرواني سخت است. اگر قرار باشد به اين شيوه او را حمايت كنند، اگر هم صعودي در كار باشد شانسي است.
از وضعيت پرسپوليس و استقلال تا چه اندازه خبر داريد؟
دربي را ديدم. نيمه اول استقلال ميتوانست راحت پرسپوليس را ببرد اما تكروي بيش از اندازه بازيكنان استقلال مانع از اين شد. سوال من اين است چه طور زماني كه امير قلعهنويي سرمربي استقلال بود كسي جرات نداشت چنين تكرويهايي بكند؟ البته مرفاوي هم تلاش خود را ميكند اما آن كسي كه مرفاوي را انتخاب كرده بايد پاسخگو باشد. او بايد ميسنجيد كه تيم بزرگ مربي بزرگ ميخواهد. وقتي از مربي علمي صحبت ميشود تماشاگر هم بد بار ميآيد. آنها وقتي ميبينند 10 درصد آنچه به آنها وعده داده شده، عملي نميشود شروع به دادن شعارهاي زشت ميكنند و اين چنين ميشود كه فرهنگ تماشاگران ما در استاديومها به اين جا كشيده ميشود. ناكاربلدها با انتخابهاي اشتباه باعث اعتراض تماشاگران ميشود.
با همه اين اوصاف دلتان نميخواهد در اين فوتبال مشغول به كار شويد؟
تمايل چنداني ندارم. نميخواهم همين مقدار آبرويي كه دارم از بين برود. نميتوانم در كنار عدهاي كه نظرشان چيز ديگري است، كار كنم. خودم از خودم رضايت دارم. وقتي به ايران بازگشتم از يك تيم پيشنهاد داشتم اما با توجه به اينكه در سال 96 به مسئولان وقت ورزش گفتم به چه دليل تيم اميد نتوانست به المپيك راه پيدا كند ديگر در ايران اجازه كار به من نميدهند. در اين چند وقت هر جا بحث من پيش آمده منصرف شدهام.
نظرتان درباره جشن صدسالگي فوتبال ايران چه بود؟
نميخواستم در اين جشن شركت كنم. به اصرار يكي از دوستانم آمدم.
دليلش چه بود؟
يك طرف اين جشن فدراسيون فوتبال بود و در آن بحثي نيست اما طرف ديگر داوراني بودند كه نفرات برتر را براي تجليل انتخاب كرده بودند. من سوالم اين بود كه اين داوران صلاحيت انتخاب اين نفرات را دارند. چرا بايد پيشكسوتاني چون محب، نوريان، نوآموز، حاجنصرا... كنار باشند و افراد ديگري دست به قضاوت بزنند.


