صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنبش دانشجويي؛ عقلانيت انتقادي يا راديکاليسم

آرش پاک‌انديش
کد خبر: ۸۴۵۲
| |
3457 بازدید

وقوع حركات افراطي و به دور از عقلانيت سياسي، همواره يكي از نقدهاي وارد به جنبش دانشجويي از سوي برخي نهادها، مسئولان، احزاب و حتي خود فعالان دانشجويي بوده است. از طرفي برخي گروه‌هاي بيرون دانشگاه نيز ترجيح مي‌دهند با تند كردن فضاي درون دانشگاه‌ها، خلأ گفتماني خود را پر كنند.
در بررسي‌هاي متعدد از جنبش دانشجويي، صاحب‌نظران ويژگي‌هايي را براي اين جنبش‌ها متصور شده‌اند؛ يكي از اين صفات، راديكاليسم است كه صاحب‌نظران بارها جنبش دانشجويي را بدان متصف ساخته‌اند.

اين صاحب‌نظران براي اثبات نظريه خود، عموما به دو راه عمل مي‌كنند؛ بدين ترتيب كه عده‌اي براي اثبات نظرشان به شواهد تاريخي استناد نموده و با بررسي شركت دانشجويان فرانسه، كره جنوبي و از همه ملموس‌تر و عيني‌تر، مبارزه دانشجويان ايراني در زمان شاه و تجزيه و تحليل اين جنبش‌ها به آساني به هدف خود مي‌رسند. دسته‌اي ديگر از صاحب‌نظران، نظريه خود را با روش‌هاي روان‌شناختي اثبات مي‌كنند. عمده مطلب اين صاحب‌نظران اين است كه دانشجويان به سبب آن‌كه عمدتا جوانند و به فسادهاي مالي و سياسي آلوده نيستند، داراي روحيه ايده‌آل‌گرايي هستند كه البته اين روحيه ايده‌آل‌گرايي و بلندپروازي، عموما با واقعيت‌هاي جامعه دچار تضاد شده و جوان را از نظر فكري به بن‌بست مي‌رساند.

در چنين شرايطي است كه بيشتر دانشجويان به صورت خودجوش راه برون‌رفت از اين بن بست را در حركات افراطي و كلا مجموعه كارهاي مي‌بينند كه صاحب‌نظران نامبرده از آن به عنوان راديكاليسم ياد مي‌كنند. صرف‌نظر از درستي يا نادرستي اين تحليل، ضرورت طرح اين بحث، از آنجا ناشي مي‌شود كه گاه ديده مي‌شود برخي گروه‌هاي فعال دانشجويي، عملا اين روش را براي پيشبرد مناسبات دروني و همچنين فعاليت‌هاي بيروني خويش به كار مي‌برند و حتي گاه از اين كه خود را به اين صفت متصف مي‌بينند، احساس غرور و افخار نموده و آن را به عنوان يكي از نقاط قوت خود يا تشكيلاتشان مطرح مي‌كنند.
اما به راستي، راديكاليسم ممدوح است يا مذموم؟ براي روشن ساختن اين مطلب كه مي‌تواند تأثير بسياري بر رفتار و حركات كلي جنبش دانشجويي و تشكل‌هاي زيرمجموعه آن داشته باشد، لازم است از روش درست برخورد با يك نظريه پيروي شود؛ يعني نخست مسائل كاملا از يكديگر جدا، سپس در هر مورد، نظريه‌هاي گوناگون مطرح شده و با توجه به شواهد تاريخي، نتيجه‌گيري كلي انجام شود.

طبيعتا اين نتيجه‌گيري در صورتي كه از نعمت نقد بهره‌مند شود، به كمال نزديك مي‌شود. درباره راديكاليسم، از همه بهتر آن است كه مفهوم آن را به طور كامل از ايده‌آل طلبي (همان بلندپروازي) جدا كنيم. البته بايد خاطرنشان ساخت، «ايده‌آل طلبي»، از نقاط قوت و وجه مشخصه حركات دانشجويي به شمار مي‌رود. جنبش دانشجويي را مي‌توان به رودي تشبيه كرد كه آرمان‌گرايي، سرچشمه آن و آرمان، شهر مطلوب مقصد آن است. اين رود از آن جا كه همواره در حركت و تب و تاب است، هرگز نمي‌ايستد و به مردابي متعفن تبديل نمي‌شود. اما اين رود خروشان در راه رسيدن به مقصد، گاه به بن‌بست‌هايي گرفتار مي‌شود كه براي رهايي از آن، خود را به هر سو مي‌كوبد، اما به نتيجه‌اي نمي‌رسد. خطر آن است كه رود براي رهايي از اين بن‌بست، چنان سر و روي خود را به ديواره‌ها بكوبد كه يا ديگر نيرويي براي حركت نداشته باشد، يا به كلي از راه منحرف شود و اين همان است كه از آن به «ذم» ياد شد.

راهكاري كه بايد امروزه جنبش دانشجويي، پيش روي خود قرار دهد، نه «راديكاليسم» بلكه «عقلانيت انتقادي» است؛ بنابراين، بر تك تك حاملان اين جنبش واجب است با عبرت گرفتن از احوال گذشتگان و تدبر در علل شكست آنان، راهي مطابق با مشكلات و توانايي‌هاي خود ارايه دهند، نه آن‌كه صرفا با چپ‌روي‌هاي پوچ و بي‌مورد، گرهي به گره‌هاي جامعه بيفزايند. گره خوردن حركت دانشجويي با حركت ملت، مهم و اجتناب‌ناپذير است.

اگر حركت دانشجويي از حركت ملت و مردم دور شود، مشكلي چون راديكاليسم از پيامدهاي منفي آن خواهد بود. دانشجويان بيش از هر قشري به اين حقيقت آگاهند كه فاصله ما با دنياي امروز با سرعتي در حال حركت است. «فرصت كوتاه است و سفر جانكاه»؛ پس بياييم به جاي تقليد از گدايان سياسي که دل در گرو بيگانه دارند، با تكيه بر عقلانيت و گفت‌وگو، كاري كنيم كه بعدها «جنبش دانشجويي، همواره عقلانيت را به ياد آورد، نه احساس‌گري و راديكاليسم را».
شايد بتوان گفت، اصلي‌ترين علت غلبه ركود و وقوع نوعي يخبندان سياسي در برخي مقاطع در دانشگاه‌ها و به تعبيري راز راديکالسيم کور در سهم‌خواهي افراطيون جنبش دانشجويي از ساختار سياسي قدرت و مشاركت با احزاب سياسي،‌ كار افراطي براي رسيدن به اين سهم باشد. امضاي پيمان وفاداري به موضع احزاب برون‌دانشجويي، موجب مي‌شود تا دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي متحد با آنها در برابر اشتباهات فاحش اجتماعي و دست‌اندازي‌هاي مالي‌شان سكوت كنند. اين پيمان بستن‌ها نيز اصلي‌ترين موانع موجود در راه شكل‌گيري نهضت عقلانيت انتقادي در بدنه جنبش دانشجويي است. جنبش دانشجويي براي برون‌رفت از دام افراطيون بايد به اصلاح روحيه سياست‌زده اين طيف و هم‌پيمانان دانشجويي بپردازد.

همچنين اصيل‌سازي اسلامي حركت‌هاي دانشجويي، رهيافت اساسي براي فراگيرسازي جنبش نقد منصفانه است؛ جنبشي كه از هرگونه التقاط شرقي، غربي، نو، كهنه، ارسطويي، افلاطوني، فيثاغورثي و هر فرد ديگر به دور باشد. جنبش دانشجويي براي آگاهي‌بخشي نسبت به شاخص‌هاي مدنظر مقام رهبري در عرصه‌هاي گوناگون اجتماعي، مسئوليت ويژه‌اي دارد. تأثيرگذاري دانشجويان در مقاطع گوناگون با حفظ اعتدال، اخلاق و عقلانيت سياسي محقق مي‌شود كه در اين زمينه، حاملان جنبش دانشجويي بايد در يک مهندسي دوباره، به بازنگري در رفتار خود همت گمارند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟