سايتتوكلي: تكرار اشتباه شاه توسطاحمدينژاد
*شخص شاه در مرداد ماه 1353 در کنفرانس رامسر با غرور تمام، اقتصاددانان را نفهم دانست و از طرحهاي بلندپروازانهاش براي جهش بزرگ در اقتصاد ايران سخن راند و اعلام کرد براي پشتيباني مالي اين تحول بزرگ، بودجه عمراني برنامه پنجم عمراني را دو برابر ميکند...
*تصميم جنون آميز شاه، دو ـ سه سال بعد نتايج خود را نشان داد؛ تورم افسار گسيخته در سالهاي 1355 و 1356 و نيز ورود سيل کالاهاي خارجي به بازار ايران، از ميوه و تخم مرغ گرفته تا ...
کد خبر: ۸۴۲۴
| | 42065 بازدید
سايت احمد توكلي در مطلبي با اشاره به شرايط ايران در دهه 50 مدعي شد احمدينژاد اكنون در حال تكرار اشتباه شاه پهلوي در آن مقطع، البته با نيت خير است.

اين سايت نوشت: عکس فوق، تصاوير ميوه فروشي سوپر جردن تهران نيست که هميشه کالاهاي خارجي براي قشر ثروتمند شمال شهر عرضه ميکند، بلکه ... يکي از بازارهاي ميوه و تره بار شهرداري تهران است. جايي که مردم متوسط و نسبتا کم درآمد پايتخت ميوه و سبزيجات روزانه خود را از آنجا تهيه ميکنند.
نگاهي به بازارها و مراکز عمده فروشي کالاهاي مختلف نشان ميدهد تقريبا در همه کالاها از پوشاک گرفته تا لوازم خانگي و از خوراکي تا لوازم ساختماني، اجناس وارداتي بازار ايران را تصاحب کرده و به تدريج ذائقه مصرفي مردم ايران را به خود عادت دادهاند.
اين وضعيت در اقتصاد ايران بيسابقه نيست، در سال 1352 شمسي که بر اثر جنگ اعراب و اسرائيل قيمت جهاني نفت ناگهان از 2 به 8 دلار در هر بشکه جهش کرده بود نيز ظرف مدت کوتاهي بازارهاي ايران مملو از کالاهاي مصرفي خارجي شده بود. در آن زمان و به دنبال افزايش قيمت جهاني نفت، شاه تصميم گرفت با گسترش طرحهاي عمراني، دلارهاي نفتي را در اقتصاد ايران خرج کند. تعدادي از کارشناسان وقت سازمان برنامه اين تصميم را نادرست دانستند، اما شخص شاه در مرداد ماه 1353 در کنفرانس رامسر با غرور تمام، اقتصاددانان را نفهم دانست و از طرحهاي بلندپروازانهاش براي جهش بزرگ در اقتصاد ايران سخن راند و اعلام کرد براي پشتيباني مالي اين تحول بزرگ، بودجه عمراني برنامه پنجم عمراني را دو برابر ميکند...
تصميم جنون آميز شاه، دو ـ سه سال بعد نتايج خود را نشان داد؛ تورم افسار گسيخته در سالهاي 1355 و 1356 و نيز ورود سيل کالاهاي خارجي به بازار ايران، از ميوه و تخم مرغ گرفته تا کفش و لباس و لوازم خانگي و خودرو و ...
دليل و ريشه اين پديده کاملا ساده بود؛ شاه دلار نفتي داشت ولي اجراي طرحهاي عمراني به ريال نياز داشت. سادهترين سازوکاري که اين مشکل را حل ميکرد، وارادت بود.
واردکنندگان ارزهاي نفتي شاه را ميگرفتند و به جايش ريال ميدادند تا در طرحهاي عمرانياش خرج کند، بعد با دلارهاي خريداري شده انواع کالاها را وارد بازار ايران ميکردند. دولت وقت چارهاي نداشت جز اينکه تعرفهها را به نفع واردات بيشتر پايين بکشد، چون دلارهاي نفتي را بايد تبديل به ريال ميکرد.
البته اين همه ماجرا نبود، بخش بزرگي از دلارهاي نفتي شاه را بانک مرکزي خريد و ناچار شد نقدينگي را بيشتر از ظرفيت اقتصاد ايران به بازار تزريق کند.
نتيجه روشن بود: تورم + واردات هنگفت همه جور کالاهاي خارجي. اقتصاد ايران در سالهاي 53 تا 56 به شکل روشني گرفتار بيماري هلندي شده بود.
سالها پس از آن جريان، روحانيان و سخنرانان انقلابي، شاه را به خاطر اينکه بازار ايران را مملو از کالاهاي خارجي کرد به باد انتقاد ميگرفتند و هنوز هم گاهي ميگيرند.
دومين تجربه اقتصاد ايران درباره واردات بي رويه کالاهاي مصرفي به سالهاي اوليه پس از دفاع مقدس برميگردد. در تابستان 1369، اشغال کويت توسط ارتش صدام، قيمت جهاني نفت را ناگهان و به شدت ترقي داد. دولت سازندگي که شوق خدمت و بازسازي پس از جنگ داشت، تصميم گرفت با دلارهاي نفتي جديدا به دست آمده، سرعت سازندگي را بيشتر کند. اين تصميم به اضافه دو اشتباه فاحش بانک مرکزي وقت در زمانبندي بازپرداخت وامهاي کوتاه مدت و تسويه حساب با بدهکاران ارزي باعث شد يک بار ديگر اقتصاد ايران به تورم شديد و همزمان ورود انبوه کالاهي مصرفي خارجي دچار شود.
در سالهاي 69 و 70 مردم ايران که فشارهاي اقتصادي جنگ تحميلي 8 ساله را تجربه کرده بودند، خود را در موقعيت جديدي مييافتند: از چهارگوشه جهان انواع کالاهاي مصرفي روانه بازار ايران شده بود...
تعدادي از اقتصاددانان و نخبگان درباره عواقب اقتصادي و فرهنگي باز کردن بي حساب بازار ايران به روي کالاهاي خارجي هشدار دادند، در دانشگاه علامه يک نمايشگاه نمادين از کالاهاي خارجي به شکل اعتراضي تشکيل شد، اما دولت وقت اين هشدارها را نديده گرفت؛ رشد بيسابقه نقدينگي را توجيه کرد و بر ادامه گسترش طرحهاي عمراني اصرار ورزيد.
منطق اقتصاد به دولت سازندگي هم رحم نکرد، از سال 1372 نتيجه سياستهاي نادرست بودجهاي، ارزي و پولي آشکار شد و تا سال 1374 اقتصاد ايران را از پا در آورد. دولت مقتدر و مصمم آقاي هاشمي رفسنجاني ناچار شد صريحا اعتراف کند که از سياستهاي تعديل عقب نشسته است.
وضعيت امروز اقتصاد ايران يعني تورم شديد به همراه وفور کالاهاي مصرفي خارجي در بازار ايران، سومين تجربه از اين نوع است و ريشههاي ايجاد اين وضع با دو تجربه قبلي کم و بيش مشابه است:
در سال 1384 که آقاي احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيد، قيمت جهاني نفت رو به افزايش نهاده بود. دولت جديد رويکرد اقتصادي خود را توسعه طرحهاي عمراني به ويژه در مناطق محروم قرار داد و در اجراي اين رويکرد، دولت در لايحه بودجه سالهاي 85، 86 و 87 افزايشهاي شديدي در بودجههاي عمراني از محل فروش بيشتر ارزهاي نفتي درخواست کرد.
اقتصاددانان در هر سه سال نسبت به تورم زا بودن فروش بيش از حد دلارهاي نفتي و هزينه کردن ريال حاصل از آن هشدار دادند اما آقاي دکتر احمدي نژاد به هشدارها توجه نکرد و از گسترش عدالت در استفاده از درآمدهاي نفتي سخن راند، حال آنکه محروماني که آقاي رئيس جمهور قصد خدمت به آنها را دارد، بر اثر تورم ناشي از گسترش نقدينگي، سفره خود را خالي تر از قبل ميبينند...
در دوره اخير ابتلاي اقتصاد ايران به بيماري هلندي، عوارض بيماري همچنان که سه سال پيش، پيشبيني و هشدار داده شده بود به وضوح نمايان است:
* تورم نسبتا شديد به ويژه در کالاهاي غيرقابل تجارت (نظير مسکن)
* خارج شدن اکثر بازارها از ثبات و تعادل
* ورود انواع کالاهي مصرفي خارجي در حدي وسيع و سراسري به بازار داخلي
* خارج شدن اکثر بازارها از ثبات و تعادل
* ورود انواع کالاهي مصرفي خارجي در حدي وسيع و سراسري به بازار داخلي
* کمبود شديد و افزايش قيمت برخي کالاهاي مورد نياز در طرحهاي عمراني به ويژه سيمان و آهن آلات و افزايش قيمت
نکته ماجرا اينجاست که هر چهار عارضه فوق در زمستان سال 1384 در زمان تصويب لايحه بودجه سال 1385 توسط اقتصاددانان مجلس و ديگر اقتصاددانان وطندوست پيشبيني شد و با نگراني نسبت به وقوع آن به دولت و مجلس اعلام خطر شد (لينکهاي انتهاي اين صفحه را ملاحظه بفرماييد) اما نمايندگان مجلس در هر سه زمستان گذشته و هنگام تصويب لايحه بودجه سال 85، 86 و 87؛ هشدارهاي دلسوزانه را جدي نگرفتند و دولت محترم نيز، هشدارهاي دلسوزانه اقتصاددانان را دشمني و بدخواهي تلقي کرد و با لجبازي هر سال با اتخاذ سياستهاي انبساطي پولي و مالي، بر تنور نقدينگي و تورم دميد... اشتباهي که تاوانش را اقشار فقير و کم درآمد با حذف برخي اقلام گران شده از سفرههايشان پرداختهاند و همچنان ميپردازند...
پيشبيني عوارض چهارگانه فوق، چندان هم سخت نبود؛ چرا که اين حوادث در سالهاي 1352 تا 1356 و با تفاوتهايي در سالهاي 1369 تا 1373 نيز در اقتصاد ايران اتفاق افتاده بود، با اين تفاوت که در سال 1352، شاه تحت نفوذ و هدايت مقامهاي آمريکايي و با هدف برگرداندن دلارهاي نفتي به اقتصادهاي غربي، بازارهاي ايران را مملو از کالاهاي خارجي کرد ولي در زمان فعلي، آقاي دکتر احمدينژاد با نيت و هدفي بسيار بزرگ و مقدس (خدمت به محرومان و گسترش عدالت در توزيع درآمدهاي نفتي) اين اشتباه تاريخي را مرتکب شدهاند.
وضعيت امروز تورم در ايران، بازارهاي مملو از کالاهاي خارجي، محصولات پروتئيني که به تدريج از سفره فقرا حذف ميشوند و ميوههاي وارداتي که در انبارها يا پيشخوان ميوه فروشيها در حال گنديدن هستند، اين نکته را يادآوري ميکند که براي اثربخشي سياستگذاري عمومي، نيت پاک و خيرخواهي سياستگذاران کافي نيست، توجه به منطق اقتصادي نيز لازم است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
1- در آن زمان دیکتاتوری بر ایران حکومت می کرد که جز حرف خود ومصالح اربابان به چیز دیگری نمی اندیشید. اما امروز چرا؟
2- در آن زمان جمعیت ایران حدود بیست و هشت میلیون بود اما امروز بیش از هفتاد میلیون نفر
3- در آن زمان جامعه جهانی به این پیشرفت امروزی نرسیده بود وانتظارات پائین اما اشتباه در جامعه امروز با وجود کارشناسان مجرب و اساتید دلسوز اقتصاد کشور خطائی غیر قابل بخشش است
4- در آن ایام کسی دم از عدالت محوری واصول گرائی نمی زد اما امروز چرا
5- آنها را ملت انتخاب نکرده بودند اما اقایون با رای مرد وبه خاطر شعارهای که دادند و........ بر سر کار آمدند
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟







