و اينک کالچوپولي به سبک ايراني
1- شرايط فوتبال ايران، در اين روزها، بي شباهت به دوراني نيست که تيم يوونتوس در ايتاليا در صدر جدول سري A يکه تازي مي کرد و رقبا به اين باشگاه اتهام مي زدند که با تقلب در داوري صاحب افتخار مي شود.
به نوشته قدس؛ در حال حاضر سپاهان صدرنشين ليگ ايران است و اين تيم به همراه سرمربياش امير قلعه نويي، در افکار عمومي متهم به دستکاري در نتايج از طريق اهرم داوران هستند. مثال اين مسأله، پنالتي هاي سوخت شده رقباي سپاهان در بازي مقابل اين تيم (به عنوان مثال بازي هاي سپاهان با صبا، ملوان، مقاومت سپاسي و...) و برخي آسانگيري هاي داوري به سود زردهاست. (به عنوان مثال پنالتي اي که سپاهان را از استقلال پيش انداخت.)
2- امير قلعه نويي سرمربي سپاهان در اين فصل هرگز فرصتي براي لذت بردن از صدرنشيني و بازي هاي مقتدرانه تيمش نداشته است زيرا سيل اتهاماتي که شروع آن به باشگاه سابقش استقلال باز مي گردد، توانايي هاي فني او را زير سايه قرار داده است.
امروز گرچه سپاهاني ها از خود دفاع مي کنند، اما با اتفاقات بازي صبا، جو دوباره عليه اين تيم ثروتمند بالا گرفته است. آنها که فقط براي تقويت خط دفاعي و دروازه باني خود نزديک به 2 ميليارد تومان هزينه کرده اند، از نظر افکار عمومي فوتبال (که بيشتر به پرسپوليس و استقلال گرايش دارد) تيمي هستند که براي داوري هزينه مي کنند... .
3 - داوران ايراني مثل پزشکان، صنفي به هم پيوسته هستند که هرگز (به جز يک مورد)، اتهامي را درباره خود نپذيرفته اند. اين در حالي است که در بدنه فوتبال ايران نقل قول ها و شواهد بسياري وجود دارد که داوران نيز بخشي از چرخه مالي فوتبال هستند و در جابه جايي هاي غيررسمي مالي، سهم دارند.
با اين حال هرگز مدرکي در اين زمينه وجود نداشته است که بتوان به آن استناد کرد. در عين حال واکنش هاي شديد از طرف کميته داوران و خود آنها، مانع از پيگيري اتهامات مي شود. چند سال پيش وقتي روزنامه شرق، گزارشي در همين زمينه منتشر کرد و داوران را به جانبداري از يک تيم خاص متهم کرد، با برخوردي شديد، مواجه شد و داوران تهديد به استعفا کردند.
4 - در ايتاليا ماجراي مشهور به کالچوپولي، زماني سلامت فوتبال در اين کشور را زير سؤال برد که مدرکي دال بر ارتباط غيرمعمول لوچانو موجي، مدير اين باشگاه با رئيس کميته داوران ايتاليا در قالب يک شنود تلفني منتشر شد.
اين همان مدرکي بود که يووه را به حکم دادگاه به دسته دوم برد و ميلان را با جريمه امتيازي مواجه کرد. فضاي امروز فوتبال ايران، غبارآلود و ملهم از اتهاماتي است که بدون مدرک و براساس مشاهدات به زبان مي آيد. اما براي اثبات اين مسأله، احتياج به مدرکي شبيه به همان فايل صوتي رسواکننده اي است که فوتبال ايتاليا را با انقلابي بزرگ مواجه کرد.
شايد در اين زمينه نياز به کمک نهادهاي فرادستي باشد... و البته ما روزنامه نگاران شجاعي لازم داريم که براي کشف حقيقت ارزش قائل باشند و هزينه آن را بدهند. شما چه طور فکر مي کنيد؟


