حاجيبابايي:اعتياد دانشآموزان را انکار نميکنم
بازي روزگار شگفتانگيز است. مردي که تا 24 آبان ماه سال 88، در کسوت نماينده ملت در مجلس حضور داشت و وزراي آموزش و پرورش را به پاسخگويي در قبال مشکلات حل نشده اين وزارتخانه فرا ميخواند، غروب شنبه ـ 10 بهمن ماه ـ تنها به فاصله 76 روز بعد، به عنوان يازدهمين وزير آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران، در مقابل 80 خبرنگار فعال در حوزه تعليم و تربيت قرار گرفت تا به انتقادات آنان از وضعيت وزارتخانه متبوع پاسخ گويد.
به نوشته «اعتماد»، «حميدرضا حاجي بابايي» به ظاهر وزير پرحوصلهاي است که دو ساعت و 45 دقيقه از غروب تا ساعات واپسين روز شنبه حوصله کرد و به سوالات خبرنگاران درباره چالشهاي پيش روي اين وزارتخانه و وزير جديد جواب داد. اگرچه براي پارهاي سوالات، پاسخهايي داشت که هوشمندي او را در مواجهه با مخاطب نمايان ميساخت و اين هوشمندي که منجر به ارتباطي حسنه با قوه مقننه و مجريه خواهد شد، به احتمال دستاورد چهار دوره حضور در مجلس و رويارويي با مسئولان اداره کشور بوده است.
حاجي بابايي غروب شنبه با اشاره به تغييراتي که در اين وزارتخانه ايجاد کرده، سخنان خود را آغاز کرد و گفت: «باعث تعجب شده بود که من پيش از معارفه رسمي، تغييرات در حيطه آموزشي را آغاز کردم. من با راي مجلس به حيطه آموزش و پرورش وارد نشدم. 22 سالم بود که رياست اداره آموزش و پرورش اسدآباد همدان را بر عهده داشتم بنابراين لازم نبود حکم رسمي وزارت بگيرم تا بدانم که چه تغييراتي لازم است.»
حاجي بابايي ميگويد تغييرات در نظام آموزش و پرورش را مبتني بر «طرح تحول بنيادين» که سال 1367 در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تهيه شده، پيش ميبرد و اين تغييرات شامل تحول در ساختار و محتواي نظام تعليم و تربيت خواهد بود.
تصويب «اصلاح ساختار» و حذف پيش دانشگاهي و تغيير نظام آموزشي به دو مقطع دبستان و دبيرستان (در قالب 12 سال تحصيلي) توسط شوراي عالي آموزش و پرورش، راهاندازي «مرکز قائم مقام وزير در امور بين الملل»، «مرکز سنجش در آموزش و پرورش» و «مرکز نيروي انساني، آمار و فناوري» از جمله تغييراتي است که از زمان حضور حاجي بابايي در وزارت آموزش و پرورش (نيمه آذرماه سال جاري) آغاز شده است.
حاجي بابايي که به طيف اصولگرايان ميانه رو منتسب است، بر انجام «تهذيب، تحصيل و ورزش» در مدرسه تاکيد دارد و اذعان ميدارد طي دوران حضور در وزارتخانه، هيچ مقام مسئولي را از پست خود عزل نکرده و انتصابها صرفاً در مناصب خالي صورت گرفته است.
---
سه روز قبل اعلام شد بودجه سال 89 وزارت آموزش و پرورش، 5/11 هزار ميليارد تومان است و حاجي بابايي در پاسخ به سوالي در باب وضعيت کسري بودجه در سال آينده اعلام ميکند «تمام وزارتخانهها گرفتار کسري بودجه هستند و اين وضعيت، هيچ استثنايي قائل نميشود.» پاسخ اين وزير که از بدنه مجلس برخاسته، آشناي گوش خبرنگاران اين حوزه تعليم و تربيت است البته با لحني متفاوت چراکه وزراي دو دولت قبل هم، کسري بودجه را از خويشان دائمي وزارت آموزش و پرورش ميخواندند و با ادبيات خاص خود درباره اين معضل و علل تولد آن و راهکار رفع آن سخن ميگفتند.
هوشمندي حاجي بابايي آنجا نمايان ميشود که در پاسخ به رابطه با نمايندگان مجلس - امروز و پس از خداحافظي با کرسي نمايندگي - از واژه «بسيار خوب و دوستانه» استفاده ميکند و با گفتن اين جمله که «معتقدم مجلس به عنوان قوه مقننه و دولت به عنوان قوه مجريه هر يک جايگاه ويژه خود را دارند»، خود را کمک وزراي پيشين آموزش و پرورش ميخواند و در باب کسري بودجه هم از هيچ مقصري نام نميبرد و کسري بودجه را متفاوت از «چالش» ميخواند و حتي در پاسخ به «اعتماد» درباره نگاه دولت به اين وزارتخانه که تخصيص بودجه براي اين نهاد را هم در برمي گيرد، از خوش بيني خود نسبت به تغيير و تعديل نگاه دولت به آموزش و پرورش سخن ميگويد.
---
حميدرضا حاجي بابايي در بحبوحه اعتراضات فرهنگيان نسبت به تاديه مطالباتي که از دوران وزارت «مرتضي حاجي» در دولت هشتم به تعويق افتاده بود و با لايحه «مديريت خدمات کشوري» و «نظام هماهنگ پرداخت حقوق» همخواني نداشت از جمله نمايندگاني بود که هنگام حضور وزراي آموزش و پرورش در مجلس درباره مطالبات معلمان و خدشه دار شدن جايگاه حرفهاي آنان وزير را مورد سوال قرار ميداده. روز شنبه موقعيت مناسبي بود که از اين نماينده سابق مجلس و وزير امروز درباره جايگاه معلمان در نگاه وي که خود را سابقه دار حضور در نظام تعليم و تربيت معرفي ميکند سوال شود. حاجي بابايي گفت؛ «من به عزت و جايگاه معلمان اعتقاد دارم و بايد تلاش کنيم اين جايگاه حفظ شود. فرهنگيان از من انتظار معجزه ندارند و هيچ گاه هم خواسته نامعقولي نداشتند و انسانهاي مطمئن و قانعي هستند. بايد تمام اعتبارات را براي فرهنگيان اختصاص دهيم و پيش بيني ميکنم ميتوانيم قدمهايي برداريم تا جايگاه و شأن فرهنگيان در حد وسع و توان مان رعايت شود.» در پي اين جملات، پيام حاجي بابايي براي فرهنگيان کشور چنين بود؛ «دست به دست دهيم تا جايگاه آموزش را ارتقا دهيم و فهم جامعه را نسبت به تاثيرگذاري آموزش و پرورش افزايش دهيم. کمک کنيم که جايگاه آموزش و پرورش به عنوان يک دستگاه مولد که توليدات آن بي نظير است تثبيت شود.»
حاجي بابايي در پاسخ به وضعيت اعتياد در بين دانش آموزان که از دو هفته گذشته با اعلام آمار دانش آموزان معتاد از سوي نمايندگان مجلس به موضوعي مهم در ميان چالشهاي پيش روي اين وزارتخانه تبديل شده است، گفت؛ «آيا اعتياد فقط آموزش و پرورش را تهديد ميکند؟ آموزش و پرورش بخشي از جامعه است. هيچ فردي اعتياد را انکار نميکند اما اگر صرفاً اعتياد در آموزش و پرورش را مورد تاکيد قرار بدهند به اين معناست که مسئوليت و وظايف خود را به آموزش و پرورش فرافکني ميکنند. من نسبت به طرح اعتياد دانش آموزان حساسيت دارم زيرا سالها مدرس تعليم و تربيت بودم و ميدانم يک نگاه منفي به جمعيت دانش آموزي و نظام آموزش و پرورش تاثيري خواهد گذاشت که به آساني قابل جبران نيست. ما وجود دانش آموز و دانشجو و کارگر و کارمند معتاد را انکار نميکنيم اما براي ساير معتادان چه ميکنيم؟ آنچه سياست کشوري است براي دانش آموز معتاد هم اجرا ميشود. ما دانش آموز معتاد را «بيمار» ميدانيم. اما در پي ايجاد محيط آموزشي هستيم که بتواند دانش آموز را از ابتلا به اين بيماري حفظ کند نه آنکه او را درمان کند. اگر من به عنوان وزير تمام امکانات و مقدورات را به کار بگيرم آيا دانش آموز معتاد نخواهيم داشت؟ آموزش و پرورش بخشي از اين جامعه است و اعتياد هم معضل جهاني است.»
---
وزير آموزش و پرورش در اثناي پاسخگويي به پرسشهاي خبرنگاران که بيشتر در مورد وضعيت روابط عمومي اين وزارتخانه و همکاري نکردن معاونتها در ارائه آمار و اطلاعات به خبرنگاران ميپرسيدند، فرصتي داد تا «اعتماد» هم پرسشهاي خود را مطرح کند.
ـ در مورد وزراي پيشين آموزش و پرورش از مجلسيان ميشنيديم اين وزير با بدنه آموزش و پرورش آشنايي ندارد يا راهکار درستي را نميشناسد بنابراين نميتواند مشکلات را حل کند. امروز وزيري به اين وزارتخانه آمده که نماينده مجلس بوده و امروز بايد پاسخگوي مشکلات باشد. آيا بايد انتظار داشته باشيم که مشکلات آموزش و پرورش حل شود؟ البته مجلس شما را هم در مورد تغيير ساختار و مطلع نکردن مجلس از تغيير مقاطع تحصيلي و نپذيرفتن آمار اعتياد دانش آموزان مورد انتقاد قرار داده است. به عنوان نماينده سابق مجلس بگوييد چه فردي حل مشکلات آموزش و پرورش را ميداند؟
بايد در ابتدا مشکلات را تعريف کنيم تا ببينيم آيا من به عنوان وزير ميتوانم اين مشکلات را حل کنم يا خير. اعتقادم بر اين است که مشکلات همواره وجود دارد. اما مهم اين است که تا چه حد در مسير کارهايمان موفق باشيم و تا چه حد بتوانيم اقدامات مان را مطابق روز انجام دهيم و مشکلات ناشي از عقب ماندگي را حل کنيم. حس من اين است که با همکاري فرهنگيان و با ساماندهي درون و مساعدت بيرون ميتوانيم بسياري از مشکلات را حل کنيم.
ـ با نگاه دولت که آموزش و پرورش را مصرف گرا ميداند چه ميکنيد؟
حس امروز من از نگاه دولت اين نيست. با صحبتهايي که در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي عالي آموزش و پرورش و مجلس داشتم، به نظر ميرسد زمينه تغيير جايگاه آموزش و پرورش از مصرف گرا به مولد فراهم شده است.
- انتقادات مجلسي را که عضو آن بوديد به عملکرد خود ميپذيريد؟
چه اشکالي دارد؟ مجلس بايد نظر خود را اعلام کند.
-آقاي وزير، امروز شما براي نخستين بار ظرف دو هفته گذشته اعتياد دانش آموزان را انکار نکرديد، در حالي که ظرف دو هفته اخير معتقد بوديد نبايد بحث اعتياد دانش آموزان را مطرح کنيم. قائم مقام شما- خانم حشمتيان- هم دو روز قبل گفت هنوز اعتياد دانش آموزان را باور نکرده تا براي آن راه حلي ارائه کند، در حالي که آمار ارائه شده از سوي کميسيون بهداشت و آموزش و تحقيقات مجلس، مبتني بر نتيجه تحقيق ملي RSA بوده که سال 86 توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شده و دقيق ترين تحقيق درباره وضعيت اعتياد در کشور است و در همان تحقيق اعلام شده 7/0 درصد دانش آموزان، معتاد يا در معرض اعتياد هستند. حتي اگر اين رقم را هم قبول نداريد، هم اکنون يک ميليون و 200 هزار معتاد حرفهاي در ايران وجود دارد که به گفته RSA با بعد خانوار چهار نفر، چهار ميليون و 800 هزار نفر درگير اعتياد هستند و 70 درصد اين معتادان حرفهاي صاحب فرزند يا خواهر و برادر کمتر از 18 سال هستند که رقمي حدود 700 هزار نفر را به ما ميدهد و 30 هزار نفر از اين تعداد معتاد هستند. آيا بايد اين رقم را منکر شويم؟
من هيچ گاه اعتياد را انکار نکردم. عدد را انکار کردم و امروز هم ميگويم که اين عدد دروغ است تا زماني که مسئولان براي من اثبات کنند که اين عدد چگونه و با چه مولفههايي به دست آمده است.
-تحقيق ملي RSA موجود است و ستاد مبارزه با مواد مخدر هم نماينده رئيس جمهوري است.
اين تحقيق که وحي الهي نيست. بايد مباني آماري شان را براي من تعريف کنند. و اگر براي من اثبات شد، اين عدد را ميپذيرم. اما اين حق طبيعي من است که تا زمان اثبات نشدن آن را نپذيرم. خبرنگاري از من پرسيد اگر 30 هزار نفر دانش آموز معتاد نداريم پس چه رقمي است و من گفتم اگر بدانم هم اعلام نميکنم. اما شما به دانش آموزان در معرض خطر اشاره کرديد. بله قبول دارم که در معرض خطر هستند. من و شما هم در معرض خطر اعتياد هستيم. اما درصد خطر متفاوت و نسبي است. شايد در خانوادهاي پدر و مادر معتاد باشند. پس فرزندان آن خانواده در معرض خطر هستند. اما رقم را تکذيب ميکنم. چرا 30 هزار نفر؟ چرا 30 هزار و دو نفر نيستند؟
اين خبر دچار اشکال است و من از خبرنگاران ميپرسم چرا آمار اعتياد دانش آموزان ارائه ميشود ولي صحبتي از اعتياد دانشجويان نيست.
-در RSA تمام گروههاي سني مورد بررسي قرار گرفتهاند و آمار دانشجويان معتاد هم از سوي وزارت علوم تکذيب شده است.
وزارت علوم هم اعلام نميکند چند دانشجو معتاد هستند. نمايندگان مجلس هم در مورد تعداد حرف دارند.
- اما نمايندگان مجلس رقم 2400 و 30 هزار نفر را اعلام کردند.
قرار است با مسئولاني که اين آمار را ارائه دادهاند نشستي داشته باشيم و آنها دلايل خود را براي برآورد تعداد دانش آموزان معتاد ارائه کنند.
- اگر اين مسئولان دلايل موجهي داشته باشند شما رقم دانش آموزان معتاد را ميپذيريد؟
اگر استدلال داشته باشند چرا نپذيرم. ميپذيرم اما هيچ گاه اعلام نميکنم چه تعداد دانش آموز معتاد هستند.



