مواظب دور زدن قانون توسط «مدیران مشکوک» باشیم!/ 4 هزار مدیر باید تا آبان بروند
چندی پیش، مجلس پس از کش و قوس های فراوان، قانونی را با نام «منع به کارگیری بازنشستگان» به تصویب رساند. همان طور که از اسم این قانون برمی آید و بر اساس مصوبه مجلس ـ که اکنون رئیس جمهور هم آن را ابلاغ کرده ـ افرادی که در مشاغلی مشغول به کارند که به نحوی از بودجه دولتی متنفع می شود و بازنشسته محسوب می شوند، باید کرسی خود را ترک کرده و از شغلی که دارند، خداحافظی کنند.
به گزارش «تابناک»؛ در قانون «منع به کارگیری بازنشستگان» آمده است: دو ماه پس از ابلاغ قانون مذکور، افرادی که شامل آن می شوند، باید مسئولیت را وگذار کرده و دیگر حقی برای بازگشت به کار ندارند؛ بنابراین، دستگاه های نظارتی مثل سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات در حال پیگیری این موضوع هستند که تا اواخر آبان ماه بازنشستگانی که در ادارات مختلف مشغول به کارند، مسئولیت را تحویل داده و کار خود را ترک کنند.
گفته می شود، حدود 200 مدیر اعم از معاون وزیر، استاندار، فرماندار، مدیرکل و ... شامل قانون منع به کارگیری بازنشستگان می شوند و باید تا 25 آبان مسئولیت را واگذار کرده و با کرسی مدیریت خداحافظی کنند. همچنین گفته می شود که حدود 4 هزار مدیر میانی در سراسر کشور شامل این قانون می شوند و آنها نیز دیگر نخواهند توانست کرسی مدیریت را حفظ کنند، لذا باید تا پایان موعد قانونی کار را واگذار کنند.

پس از تصویب این قانون و در حین ابلاغ آن از آنجایی که در یکی از تبصره ها مدیران با سابقه بیش از سه سال آزادگی و بیش از 50 درصد جانبازی از موضوع «منع به کارگیری بازنشستگان» معاف می شوند، برخی تلاش های زیادی کردند تا با توسل به این موضوع، بتوانند عمر مدیریتی خود را تمدید کنند و کرسی مدیریت را همچنان در دست خود نگه دارند؛ موضوعی که پس از تصویب قانون مذکور، منجر به شلوغی بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز شد.
بر پایه برخی اخبار، برخی مدیران هم توانسته اند با توسل به تبصره مصوبه مذکور میزان جانبازی خود را افزایش بدهند و همچنان کرسی مدیریت را حفظ کنند که البته انتقادات زیادی هم به این افراد وارد شده و می شود؛ اما طبیعتا مجلس و دولت باید جلوی هرگونه سوء استفاده احتمالی از بندها و تبصره های این قانون را ـ که معافیت هایی برای برخی افراد در نظر گرفته ـ بگیرند.
به تازگی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، روایتی از وزیر کشور در خصوص افرادی که تلاش می کنند به هر نحوی، صندلی مدیریت را حفظ کنند، مطرح کرد که به نظر می رسد، این مسأله تعبیر درستی در خصوص افرادی باشد که تلاش دارند به هر نحو ممکن، پست مدیریتی خود را حفظ کنند و همچنان به کار ادامه بدهند. او گفته بود: «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور در خصوص این افراد گفته، اگر نگوییم این افراد به دنبال سوء استفاده و سوء نیت هستند، حتما کسانی که تلاش دارند به هر شکل ممکن عمر مدیریتی خود را ـ علیرغم بازنشسته بودن، تمدید کنند ـ افراد مشکوکی هستند.
سلمان خدادادی با اشاره به شلوغ شدن بنیاد شهید و امور ایثارگران از سوی مدیرانی که می خواهند همچنان کرسی مدیریتی را حفظ کنند، گفت: «به نظر من، کسی که می خواهد هر طور شده در پست خود بماند و کار کند ـ نمی گویم که سوءنیت دارد ـ قطعا منظوری دارد. کسی که بخواهد به هر شکل ممکن در کار خود بماند، قطعا اشکالی در کارش است. چرا باید کسی در پست خود بماند، در حالی که همه تلاش می کنند تا زودتر بازنشست شده و به استراحت بروند؟»
طبیعی است، این افراد علاوه بر اینکه اجازه نمی دهند «گردش نخبگان» در کشور شکل بگیرد و نیروهای جوان تر بتوانند با اثبات شایستگی هایشان مسئولیت های مدیریتی را از آن خود کنند و با ایده ها و تفکرات جدیدتر کشور را به سمت تعالی ببرند، افراد مشکوکی هم هستند، چون این میزان تلاش برای حفظ یک کرسی مدیریتی، آن هم پس از سال ها در اختیار داشتن این کرسی، چیزی جز این موضوع را به اذهان متبادر نمی سازد.
سازمان ها و نهادهای نظارتی باید در خصوص مدیران مشکوکی که تلاش دارند به هر شکل ممکن کرسی مدیریتی را حفظ کرده و عمر مدیریت خود در یک سازمان یا نهاد را بیشتر و بیشتر کنند، باید با حساسیت بیشتری برخورد کند و حتما در پی این باشد که یک مدیر بازنشسته چرا باید با وجود تصویب قانون منع بکارگیری بازنشستگان توسط مجلس و ابلاغ آن از سوی رئیس جمهور، همچنان به دنبال حفظ کرسی مدیریتی باشد؟
طبیعی است که اگر نگوییم این افراد به دنبال سوء استفاده هستند و سوءنیت دارند، حتما باید از آنها به عنوان افراد مشکوک یاد کرد، چون تحت هیچ عنوان و حتی با وجود تصویب یک قانون و ابلاغ آن توسط عالی ترین مسئول اجرایی کشور، همچنان حاضر به ترک مسئولیت نیستند و گویا هنوز دین خود را به مردم و انقلاب ادا نکرده اند! که اصرار و تلاش وافری بر ماندن دارند.
بر اساس قانون جدید، طبیعتا بخش زیادی از معاونان وزیران، تعداد زیادی از استانداران و فرمانداران، بخش عمده ای از مدیران کل و مدیران میانی باید کرسی مدیریت را واگذار کرده و برای استراحت به آغوش گرم خانواده هایشان بازگردند. تا قبل از اتمام آبان ماه باید همه این افراد مسئولیت های خود را واگذار کنند و اجازه ظهور و بروز به مدیران جدیدتر، جوان تر و با تفکرات متفاوت تر بدهند.
لازم است که دستگاه های نظارتی و سازمان های مسئول نظیر دیوان محاسبات کشور و سازمان بازرسی کل کشور با حساسیت ویژه تری در قبال این موضوع برخورد کنند و مقابل هرگونه تخلف یا سوء استفاده احتمالی بایستند، چون افرادی که حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی، کرسی مدیریتی را واگذار کنند و گوش به فرمان قانون باشند، طبیعتا نمی توانند مدیران مطمئنی برای پیشبرد امورات کشور و دلسوز مردم هم باشند.
یا دو جک هم این وسطها تعریف کنی دردمون کم شه !!!
کجای مملکت درسته که این فسیلها ی مدیریتی درست باشند !
به خدا همه می دونن
بابا یک مشت جوان باسواد که می خواد تشکیل زندگی بده میاد جاتونو پر میکنه
حرامه این نونی که در جایگاه یک بازنشسته اشغال کردید
برید بزارید مملکت رونق بگیره
بسه دیگه
دستتون درد نکنه 30سال یا 40سال یا 50سال به این مردم خدمت کردید
نمی گم افراد با تجربه حذف بشن ولی خوب یه حد حداکثر هم بزارید مثلا دیگه 80 90 سال به بالا بی خیال بشن و دست از خدمت بردارن!
هر چند پیشکسوتان تجربه دارند ولی اساسا دنیای آدمهای 70-80 ساله کاملا به دنیای جدید غریبه هست!
حالا اگه این تبصره بالای پنجاه درصد وبالای سه سال آزادگی را نمیذاشتن چی میشد؟
جانباز بالای پنجاه درصد دین خودشو به انقلاب انجام داده و بهتره بازنشست بشه تا بقیه هم دین خودشونو انجام بدن.
بخشی از مردم هم با گفتمان بزن و برقص ، پیاده نظام اینها شدن..
اگه خدای نکرده ،یه وقتی ،تو یه کامنتی یک کلمه ی درست هم بگی ،یه بزن و برقص هم توش راه میندازی !!!شاید هوسشو داری ؟خجالت نکش برو تو یه اتاق در رو فقل کن و دلی از عزا در بیار.
من نمیدونم وقتی میدونن کسی از این قانون تبعیت نمیکنه و خود افرادی که این قانون رو هم وضع کردن مشمول همین قانون میشن اما با تبصره اون رو دور زدن خوب بقیه هم با تبصره اون رو دور میزنن
اعضای هیات علمی دانشگاه های که یک مشت پیر مرد بی سواد هستند که بخش عظیم مشکلات ناشی از کیفیت پایین آموزش عالی کشور و حجم عظیم فارغ التحصیلان ناشی از عملکرد ضعیف آنهاست یکی از نقاط تناقض این قانون هست. این قانون اعضا هیات علمی دانشگاه ها رو مستثنا کرده در حالی که ما هزاران جوان با استعداد با مدرک دکترا از بهترین دانشگاه های آمریکا و دانشگاه های تراز اول ایران داریم که صرفا با زحمت خود به موفقیت رسیده اند و بیکارند. چه لزومی دارد یک عضو هیات علمی که هیچ بازدهی برای کشور ندارد بیش از 30 میلیون تومن حقوق و مزایا در ماه دریافت کند.
این یعنی بازی درآوردن بر سر مردم






