کجسليقگي سازمان ميراثفرهنگيوگردشگري در توليد CD معرفي جاذبههاي ايران
چندي پيش در يکي از کتابفروشيهاي کوالالامپور، سيدي معرفي مکانهاي تاريخي و ديدني ايران را مشاهده کردم. اين سيدي، توليد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران بود که با طراحي زيباي جلد و استفاده از نقاشيهاي مينياتوري و نقشهاي اسليمي مرا بيشتر به تهيه آن ترغيب کرد.
همان روز در يک فرصت مناسب به تماشاي آن مشغول شدم. صامت بودن سيدي، اولين علامت پرسشي بود که در ذهنم بوجود آمد، چند تصوير از بيابانهاي اطراف تخت جمشيد و ستونها، آغاز قابل تأملي داشت، چند منظره از آبشار و فضاهاي سبز همراه با تکرار بعضي از تصاوير که با مونتاژ نامناسب آنها به زحمت قابل پذيرش بود، خود را براي ديدن هنرنماييهاي بيشتر در اين مجموعه آماده ميکردم! تصاويري از آينهکاري چند نماي داخلي بدون هيچ شرحي از هيچ تصويري حتي به صورت خلاصه، اين بخش پنج دقيقه و 55 ثانيهاي را به نيمه رسانده بود.
حرکت دوربين بر روي بناي ديگر و نمايش تصوير «چهل ستون»، گوياي آن بود که نوبت به آثار تاريخي اصفهان رسيده است که با حرکت چند قدمي فيلمبردار بر روي پل «سيوسهپل»، انتهاي مکانهاي ديدني نصف جهان را نمايش ميداد!
در پلان ديگري دوربين بالاي کوهي را نشان ميداد که بي شباهت به يک کمينگاه نبود. پس از لحظهاي سه زن نقابدار دو نفر از سمت راست و ديگري از طرف ديگر، خيلي آهسته از پشت کمينگاه بيرون آمدند و به دوربين خيره شدند، که با نمايش سه اسب سواري که با پوشش سفيد با سرعت به سمت فيلمبردار هجوم ميآوردند، اين پلان را به آخر ميرساند. نشان دادن چشمان رنگي يکي از نقشآفرينان از نماي نزديک در سيدي ميراث فرهنگي يکي ديگر از قسمتهاي اين آلبوم بود که به پرسشهاي من ميافزود.
چهار پلان از رها کردن انار در جوي آب، افتادن انار داخل حوض آب و سبد انار در فواصل مختلف اين مجموعه به شدت شهرستان بجستان را زنده ميکرد! نشان دادن مزرعه سر سبز و باغ ميوه و کشتيهاي ماهيگيري و نماي نزديک از ماهيهاي صيد شده از ديگر جاذبههاي ايران! بود که توسط سازمان ميراث فرهنگي به نمايش گذاشته ميشد. نماي ديگري از همان سه زن روبند داري که پيشتر ذکر شد البته با کوزه آب و سبد ماهي و وارد شدن همان سه اسبسوار اين دفعه سرخپوش و با پرواز تصادفي! يک عقاب در بالاي سر آنها و نشان دادن مکرر درختهاي نخل از زواياي مختلف حس و هواي کشورهاي حوزه خليج فارس توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشورمان به بيننده القا ميشد.
باز شدن ظرف خاويار توسط همان نقشآفرين و نماهاي مکرر از باغ ميوه و خشکبار و ماهي، ارتباط نقاشي حنابندي در کف دست و تکرار پرتاب انار سرخ در آب روان، از ديگر پرسشهاي بيشماري در اين آلبوم ميراث فرهنگي بود که نتوانستم براي خود جوابي بيابم. پنج دقيقه و 34 ثانيه اين بخش هم با چند تصوير از آهو و کف دريا به انتها رسيد.
احتمال ميدادم قسمت تصاوير اين سيدي ساعتها مرا به خود مشغول کند، بنابراين ديدن اين مجموعه را ادامه دادم. پس از پنج تصوير تکراري از بخشهاي قبلي توانستم کارگردان اين مجموعه را ببينم که در تصوير ديگري عوامل پشت صحنه اين اثر هنري! را نيز نشان ميداد و در ادامه تصاوير، ميتوانستيد کارگردان را پشت دوربين عکاسي کوچک، پشت دوربين فيلمبرداري بزرگ، نماي تمامقد با دوربين عکاسي، عکسي تمامقد بدون دوربين عکاسي و روي ريل در حال فيلمبرداري و رو به دوربين عکاسي و روي ريل پشت دوربين فيلمبرداري اما پشت به دوربين عکاسي را ببينيد. تصوير کارگردان در مزرعه و باغ ميوه با همان نقشآفرين که به تواتر در شخصيتهاي مختلف ايفاي نقش ميکرد و عکس کارگردان در حال هدايت عوامل پشت صحنه چهارده عکس از نوزده عکس اين قسمت را به پايان ميرساند.
اسم کارگردان و آرم ميراث فرهنگي و گردشگري سکانس آخر هر سه بخش اين اثر به غايت نبوغ هنري بود!
يک ميليون و 200 هزار مورد جاذبه گردشگري در ايران، گفته آقاي محمدعلي پاكسرشت، مدير كل دفتر برنامهريزي و توسعه گردشگري خارجي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري است که چندي پيش در سايت «تابناک» خبرش آمده بود.
شايد خالي از اغراق نباشد که آلبوم عکس هر ايراني علاقهمند به مکانهاي ديدني و باستاني کشورش، غنيتر از اين مجموعه ارائهشده توسط سازمان ميراث فرهنگي است. آقاي مدير کل ممکن است دوباره وقتي براي تماشاي سيدي معرفي ايران براي توريستهاي مشتاق سفر به کشورمان بياندازيد؟
محمدجواد مشهدي
واقعا متاسفم وقتي تبليغات ترکيه، مالري و يونان و.. را براي جلب توريست ميبينيم که واقعا شوق سفربه اين کشور ها را در آدم زنده مي کند ولي تبليغات ايراني اگر شوقي هم براي سفر باشد آن رااز بين مي برد.
سازمان میراث فرهنگی حتی در شهر ما یک نمایندگی هم ندارد .
خدا به داد صنعت گردشگری این مملکت برسد با این مدیرانش که هیچ کس را جز خود قبول ندارند .



