داستان ورونها در استوديانتس؛
افسانه پدر و پسر
ديهگو سيمئونه به عنوان يك شماره 5 واقعي مدتي سرمربي تيم ورون به حساب ميآمد و خيلي هم ورون را دوست داشت. گلهاي سوسا و پاونه نتيجه پيروي سيمئونه از سيستم «زوبلديا» بود؛ با اين تفاوت كه مرد جنجالي جامجهاني فقط فيلمهاي آلپاچينو و رقبا را به خورد بازيكنانش ميداد. وقتي ديهگو ديگر چيزي براي عرضه نداشت، سابلا بازيكن دهه 70 شفيلديونايتد سوسا و پاونه را فروخت. اين اقدامها نشان داد اولين تجربه مربيگري پيرمرد ميتواند هيجانانگيز باشد؛ حتي اگر تنها افتخار او ناميده شدن به عنوان كمك دانيل پاسارلا باشد.
کد خبر: ۸۱۶۰۹
| | 3319 بازدید
چهارشنبه 17 جولاي 2009، استوديانتس لاپالاتا براي اولين بار در 39 سال اخير فاتح جام ليبرتادورس شد اما داستان رمانتيك قهرمان پنجاهمين دروه اين رقابتها تنها در بالاي سربردن جام توسط كاپيتان خوان سباستين ورون خلاصه نميشود. شايد قصه لابهلاي اظهارهاي كليديترين عضو تيم حاضر در 25 مايلي بوينس آيرس شكل بگيرد: «با جام ليبرتادورس تاريخ باشگاه را بازنويسي كرديم.» به نوشته خراسان و به نقل از چمپیونز؛ لابورخا (لقب ورون) به خاطر سوابق درخشان پدرش در استوديانتس و دوران خوب خود در تمام نقاط شهر كوچك آرژانتين در حد يك بت پرستيده ميشود؛ درست مانند خوان رامون ورون در روزهاي خوب دهههاي 70 و 80 و برخلاف دوران پرمخاطره اواسط دهه 60. آن مقطع باشگاه سازنده آرژانتين براي جنگ بقا «اوسوالدو زوبلديا» را به خدمت گرفت. تركيب جوانان رشد يافته در آكادمي و بازيكنان باتجربه، به شكلي غيرطبيعي چندين سال دست نخورده باقي ماند.
دست تقدير
اعضاي آن تيم درسهاي خودشان را خيلي خوب فراگرفتند و بيرون زمين فوتبال آينده درخشاني رقم زدند. مثلا كارلوس بيلاردو چند دهه بعد به كمك همتيمياش بوچام در هيبت سرمربي، يكي از اصليترين عوامل قهرماني آرژانتين در جام جهاني 1986 نام گرفت. رائول مادر و پزشك و كارشناس فوتبال نام گرفت و بعدها در كادر پزشكي آلبي سلسته حضور يافت. خورخه سولاري به عنوان پدر همسر فرناندو ردوندو سال 1994 براي اولين بار عربستان را به جام جهاني برد.
پسر برادر همسر «پدرو وردو» (يكي از اولين آرژانتينيهاي حاضر در ليگ انگليس) حالا كسي نيست غير از خوان سباستين ورون، يكي از بهترين هافبكهاي جهان در اواخر دهه 90 و اوايل هزاره جديد. تحولات زندگي اين افراد، بازي تقدير بود اما تفوق آنها در امور فني نتيجه هدايت صحيح «زوبلديا» تلقي ميشد. او به كمك فيلم، بازيكنان را آماده حضور در ميدان ميكرد و به زعم بيلاردو تا حدود زيادي مسير تاكتيكي فوتبال دنيا را تغيير داد. مرد اول نيمكتهاي جام جهاني 1986 حالا به ياد ميآورد سرمربي سابق او سال 1965 چه فيلمي را نشان بازيكنانش ميداد. دنبال اسم نگرديد.
بيلاردو نماهاي تاكتيكي را به ياد ميآورد: «ترك منطقه تدافعي براي افتادن حريف در تله آفسايد و ارسال كرنر با پاي مخالف منطقه محل حضور شما، درسهاي مربي به حساب ميآمد.» محدود كردن فضاي رقيبان باعث شد استوديانتس به عنوان اولين تيم كوچك آرژانتين انحصار بزرگان را بشكند.
3 قهرماني در جام ليبرتادورس طي سالهاي 1970،1969،1968 تا 36 سال بعد خاطرهاي تكرار نشدني نام گرفت تا اينكه ورون با بازگشت به تيم روزهاي جواني، بازوبند كاپيتاني را به دست بست. به زعم پدر ورون انحصار شكني رواج يافته توسط همتيميهاي او در اواخر دهه 60، اكنون به كمك نسل جديد ادامه يافته است.
مربيگري در روز تولد
وقتي ورون كوچك سال 1975 متولد شد، كارلوس بيلاردو سكان هدايت استوديانتس را به دست گرفت و «زوبلديا» به كلمبيا تبعيد شد. بازيكن بزرگ تيم از بيلاردو خواست به دليل فارغ شدن همسرش درخواست مرخصي يك روزه را بپذيرد. جواب مثبت او، روند تولد خوان سباستين ورون را تسهيل كرد. بيلاردو گفت: «خوان از همان روزهاي كودكي در تمرينهاي تيم ما حضور مييافت و واقعا چهرهاي دوستداشتني تلقي ميشد.» سبا خيلي راحت ميتوانست به سبك بزرگان فوتبال آرژانتين با تمام اعضاي بدن خود توپ را كنترل كند. سرانجام اولين بازي دوران حرفهاي ورون تحت نظر پدرش در استوديانتس انجام شد.
شوق كوتاه ماندن كنار مارادونا
ورون اوايل دهه 90 در نقش پسر محبوب بيلاردو در بوكاجونيورز افتخار همبازي شدن با ديهگو مارادونا را به دست آورد؛ هرچند اين دوران خوش چندان طول نكشيد. اريكسون راه نشان دادن قدرت در بالاترين سطح رقابتها را به ورون ياد داد و پس از سامپدوريا، پارما، لاتزيو منچستر يونايتد و چلسي ايستگاههاي بعدي آقاي ماجراجو نام گرفتند.
«سبا» در انگليس سرنوشتي متفاوت از هموطنانش نداشت؛ مانند يك سوپراستار مورد استقبال قرار گرفت اما در ادامه انتظارها را برآورده نكرد. البته يك هوادار منچستريونايتد آن چه حقيقت ميپنداشت را برزبان آورد: «تماشاي همكاري روي كين و ورون در سال فتح جام ليگ برتر واقعا لذتبخش بود. سبا بينظير به توپ ضربه ميزد و گمان نميكنم قبل و بعد از آن دوران نمايش بهتري ارائه كرده باشد.»
سيم آخر
عاقبت ورون از تجملهاي فوتبال خسته شد و به هواي وطن رنج بيپولي، كمبود امكانات و هزاران دغدغهاي كه ديگر در قاره سبز معنا نداشت را به جان خريد. در بين اين همه «نبود» ورون در آرژانتين خود خودش بود: «اكنون در جاي مورد نظر اريكسون بازي ميكنم. 7، 8 سال از اين منطقه دور بودم. ميخواهم شماره 5 آزاد تيم باشم.»
ديهگو سيمئونه به عنوان يك شماره 5 واقعي مدتي سرمربي تيم ورون به حساب ميآمد و خيلي هم ورون را دوست داشت. گلهاي سوسا و پاونه نتيجه پيروي سيمئونه از سيستم «زوبلديا» بود؛ با اين تفاوت كه مرد جنجالي جامجهاني فقط فيلمهاي آلپاچينو و رقبا را به خورد بازيكنانش ميداد. وقتي ديهگو ديگر چيزي براي عرضه نداشت، سابلا بازيكن دهه 70 شفيلديونايتد سوسا و پاونه را فروخت. اين اقدامها نشان داد اولين تجربه مربيگري پيرمرد ميتواند هيجانانگيز باشد؛ حتي اگر تنها افتخار او ناميده شدن به عنوان كمك دانيل پاسارلا باشد.
آندويار در هيچ يك از بازيهاي خانگي استوديانتس در جام ليبرتادورس گل نخورد تا ورون ياد روزهاي بازي در لاتزيو بيفتد: «در اولين سال پيوستن من به لاتزيو، فيروزهايپوشان پس از سالها جام مهمي بردند.» حالا تجربه و كيفيت در تيم فعلي موج ميزند. استوديانتس بازي به بازي جاودانهتر ميشود.
بزرگان باشگاه در هر لحظه از بازي ميدانند چه ميخواهند و تازهواردها هم خيلي زود در اين جو منظم حل ميشوند. براي ورون داستان به محض پايان استقبال مردم از تيم قهرمان خاتمه نيافت: «راهي طولاني باقيمانده پس آرامش و سكون معنايي ندارد. تغيير مترادف نابودي است. بايد مرحله به مرحله و آهسته آهسته پيش برويم.»
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


