پيام انتخابات مجلس هشتم چيست؟
سرانجام با اعلام نتايج قطعي انتخابات مجلس هشتم در تهران، پرونده اين انتخابات نيز بسته شد، اما پرسش مهم اينجاست كه پيام انتخابات مجلس هشتم چيست؟
فارغ از انتقادات و شبهاتي كه اصلاحطلبان و ديگر گروههاي منتقد به سلامت و درستي شمارش آرا وارد ميكنند، اگر فرض را بر صحت و يا دست كم صحت مشابه اين انتخابات با انتخابات مجلس هفتم بگذاريم، با مقايسه نتايج اين دو
انتخابات، ميتوان به روند موجود در جامعه پي برد.
با توجه به آنكه عملا صفآرايي گروههاي سياسي به صورت شفاف و كامل در تهران صورت ميگيرد، مقايسه آراي دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم، ميتواند معيار مناسبي براي قضاوت درباره افول و يا صعود گروههاي سياسي در جامعه بدهد.
با نگاهي ساده به نتايج انتخابات مجلس هشتم، ميتوان به تداوم پيروزيهاي پياپي اصولگرايان در پنج سال اخير و شكستهاي پيدرپي اصلاحطلبان از انتخابات شوراي شهر دوم اشاره كرد كه در اين انتخابات نيز با جاي گرفتن نفر نخست اصلاحطلبان در رتبه 29 رقم خورده است.
اما اين تحليل، فاقد عمق و پيچيدگيهايي است كه بتواند حوادث پنهان انتخابات هشتم و روند موجود در لايههاي آرا را كشف و بر پايه آن، جهتگيري در انتخابات آينده را پيشبيني كند.
نگاهي دقيقتر به نتايج انتخابات مجلس هشتم، نشان ميدهد كه به رغم عدم تفاوت جدي واجدان شرايط رأي دادن در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم به علت بالاتر رفتن سه سال در سن رأيدهندگان و اختلاف چهار ساله دو انتخابات، ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم، اندكي كمتر از مجلس هفتم است و از 1.97 ميليون نفر به 1.91 ميليون نفر كاهش پيدا كرده است.
همين كاهش اندك در آراي غلامعلي حداد عادل كه در هر دو انتخابات به عنوان سرليست اصولگرايان شركت داشت، ديده ميشود و آراي وي با وجود رياست مجلس و حضور گسترده در صداوسيما از 888 هزار رأي به 844 هزار رأي كاهش يافته است.
تفاوت ديگر در آراي اصولگرايان، نبود چهرههاي برتر به جز حداد عادل در ميان كانديداهاست، به گونهاي كه در انتخابات مجلس هفتم، احمد توكلي، اميررضا خادم و سيدمهدي طباطبايي به ترتيب چهرههاي برتر اصولگرايان بودند و از برتري اختلاف چشمگيري با آراي ديگر اعضاي ليست كه به طور متوسط 520 هزار رأي داشتند، برخوردار بودند، اما در انتخابات مجلس هشتم، اين تفاوت ديده نميشود و پس از حداد عادل، آقاتهراني نفر دوم با اختلاف 260 هزار رأي و نفرات بعد به طور متوسط با اختلاف ده هزار رأي قرار دارند و عملا متوسط آراي ليست اصولگرايان، حدود 460 هزار رأي است كه كاهش شصت هزار نفري را نسبت به انتخابات مجلس هفتم نشان ميدهد.
از سوي ديگر، جايگاه اصولگرايان در توزيع آرا نيز با افت محسوسي همراه شده است، به گونهاي كه نفر آخر فهرست اصولگرايان در انتخابات مجلس هفتم، خانم كدخدا 24 درصد آرا را به دست آورد، اما نفر آخر اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم، خانم صفايي، تنها 18 درصد آرا را به دست آورده كه ميتواند در به دور دوم كشيده شدن انتخابات، به شدت كارساز باشد، چراكه با وجود ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور در مجلس هشتم، يازده نماينده در دور دوم برگزيده ميشوند، اما در مجلس هفتم، تنها يك نماينده در دور دوم انتخاب شد.
از سوي ديگر، فاصله بسيار نزديك و آراي نسبتا پايين كانديداي نخست مورد حمايت دولت و شاخصترين اصولگراي منتقد دولت كه هر دو مورد لطف ويژه قرار داشتند، يعني آقاتهراني (صاحب آنتن اختصاصي سحرهاي ماه رمضان) و توكلي، نشان ميدهد كه جايگاه هر دو طيف حامي و منتقد دولت در ميان اصولگرايان تضعيف شده است.
در آراي اصلاحطلبان نيز تغييرات چشمگيري رخ داده است. با توجه به آنكه شرايط ردصلاحيت اين طيف مشابه انتخابات مجلس هفتم بود و در ميزان مشاركت مردم نيز افزايش رخ نداده، آراي اصلاحطلبان به طور متوسط دو برابر شده است.
آراي مجيد انصاري، كانديداي شاخص اصلاحطلبان، در هر دو انتخابات از 173 هزار رأي به 346 هزار رأي رسيده است. آراي سهيلا جلودارزاده نيز 78 درصد نسبت به مجلس هفتم افزايش يافته و رشد آراي اصلاحطلبان به گونهاي بوده است كه فاصله سيصد هزار نفري بين نفر آخر اصولگرايان با نفر نخست اصلاحطلبان كاملا از بين رفته و نفر نخست اصلاحطلبان از دو نفر آخر اصولگرايان پيشي گرفته است كه با توجه به ردصلاحيت و انصراف چهرههاي شاخص اصلاحطلبان و سطح پايين مشاركت (حدود 30 درصدي) در انتخابات تهران، پيام هشداردهندهاي براي اصولگرايان به شمار ميرود.
بنابراين ميتوان گفت، به رغم امكانات بيشتر اصولگرايان نسبت به انتخابات مجلس هفتم، با توجه به در اختيار قرار داشتن دولت و لطف بيشتر رسانه ملي به اين گروه، موقعيت اصولگرايان هرچند در رتبههاي آرا و كسب كرسيها تفاوت چنداني با مجلس هفتم ندارد، از نظر تركيب و تفاوت آرا دچار تغييرات چشمگيري شده است، به گونهاي كه در صورت عدم ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور، عملا تنها يازده نفر از فهرست اصولگرايان در دور نخست به مجلس راه پيدا ميكردند و سرنوشت نوزده نماينده به دور دوم كشيده ميشد.
اصلاحطلبان نيز با وجود رشد محسوس در انتخابات، همچنان از تشتت، سردرگمي، روشن نبودن مرزبندي در ميان خود رنج ميبرند.
پيام ديگر انتخابات مجلس هفتم آن است كه رأيدهندگان در طيف اصولگرايي، تفاوت چنداني بين حاميان و منتقدان دولت قايل نيستند و انتظار كارآمدي از اين گروه را دارند و در صورتي كه اين كارآمدي به دست نيايد، روند كاهش حاميان اين طيف كه در انتخابات مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم 10 درصد كاهش يافته است، در آينده تشديد خواهد شد.




