آیا قطبی به نود میرود؟
حرفهایی که میزنیم و کارهایی که میکنیم، درست مثل پوشش و ظاهرمان، معرف شخصیت و توانمندیهای روحی و ذهنی ماست.
به نوشته نود، افشین قطبی، خوشلباس و خوش چهره است، در نتیجه او ابزار اولیه را برای آن که در دل جامعه نفوذ و خودش را جا کند، دارد؛ اما امتیازات ظاهری بعد از یک مدت تکراری میشود و این عملکرد و ریاکشنهای آدمهاست که عیار آنان را نشان میدهد.
مصاحبههای سرمربی تیم ملی را بخوانید؛ یک روز میگوید به قطر میرویم که قهرمان شویم. روز بعد میخواهد تیمی را که سالها قبل محک خورده و شناخته شده است، بشناسد. در یک مصاحبه، حرف از قهرمانی در آسیا میزند و در مصاحبهای دیگر، به ابزار ناقص فوتبال ما اشاره میکند تا از همین امروز، توجیه و دلیلی برای شکست احتمالی در جام ملتها داشته باشد.
بله، کسی که میگوید در تمام عمرم تیمی همچون کره شمالی را ندیدهام، زیر فشار است و این در حالی است که هنوز اتفاق خاصی نیفتاده و هنوز تیم ملی در گام نخست، روی پله اول است.
البته برای برانکو هم چنین فضایی وجود داشت، اما پروفسور بعد که تیم ملی مجوز صعود به جام جهانی را به دست آورد، کم آورد و آن هم بدین خاطر بود که او برای جام جهانی، مربی کوچکی به شمار میرفت و از ترس این که مبادا برکنارش کنند، واکنش نشان میداد.
قطبی، اما از همین گام اول، شبیه روزهای پایانی ایوانکوویچ رفتار میکند و این بدان مفهوم است که ظرفیت او برای تحمل فشارهای جاری و عادی در فوتبال پایین است و در صورتی که این فشارها متأثر از نزدیک شدن به مسابقات رسمی افزایش بیابد، معلوم نیست سرمربی تیم ملی چه واکنشی از خود نشان دهد!
پس از گلی که تیم ملی به سنگاپور زد، چنان جستوخیز میکرد که انگار ایران فینال جام ملتها را برده و یا در یکی از مراحل حذفی جام جهانی دروازه برزیل را باز کرده است. خوشحالی قطبی شبیه حسی بود که برانکو پس از گل گلمحمدی در جام جهانی آن را به معرض نمایش گذاشت. پس روشن است که سرمربی کنونی تیم کشورمان تحمل فشارهایی را که در پیش است، نخواهد داشت و باید دید آدمی با این ظرفیت، آیا ریسک میکند تا به نود برود و در معرض نتایج نظرسنجی و پرسشهای عدل فردوسیپور قرار گیرد یا خیر؟!
البته شاید برخی پیامکهای مشکوک به کمک قطبی بیایند تا مردم گزینههای دیگری را برگزینند، ولی در صورتی که چنین اتفاقی رخ ندهد، افشین شب بسیار سختی را تجربه خواهد کرد.


