اشّداء بینهم!!
علیرضا مخبر دزفولی
کد خبر: ۸۰۲۹۲
| | 10689 بازدید
sokhany1383@yahoo.com
روزگار عجیبی است!
آدم تاریخ را که میخواند، گاهی پشت دستش میزند از بیبصیرتی یاران علی(ع) در صفین که قرآنهای بر نیزه، گوش دلشان را از شنیدن صدای «قرآن ناطق» کر کرد و مالک را از چند قدمی خیمه معاویه برگرداندند و نگذاشتند او کار مرکزیت و معلم خدعه و نیرنگ و خیانت و ریا را در تاریخ یک سره کند و یا از سست عنصری کوفیان و بیوفايیشان وقتی که همه نامههای دست نوشتهشان را انکار کردند و از مظلومیت حسین(ع) وقتی بارها و بارها مردمی را که مقابلش صف کشیده بودند تا خونش را بریزند، با انواع استدلالها مخاطب قرار داد، ولی جز طعنه و شیهه اسبهای رمانده شده و دشنام چیزی نشنید و زمزمه کرد: «اذا محصو باالبلاء قلت دیّانون». بارها من و شما دوستداران اهل بیت عصمت بر این حسرتها، آهها کشیدهایم یا نه؟
با خود گفتهایم که ای کاش با شما بودیم و نمیگذاشتیم خورشید لایزال چهره آسمانی ات یا حسین(ع) بر نی طلوع کند؟ آیا نگفتهایم؟
با خود نگفتهایم یا علی ای کاش با تو بودیم و نمیگذاشتیم زهرای تو که خلاصه همه لطايف هستی بود و دردانه رسول مهربانی، بین دیوار و در از فرط بیکسی فضّه را فریاد نمیکرد و ما شیعیان تو را صدا میکرد تا داد او از نامردمان بستانیم؟ آیا نگفتهایم؟
با خود نگفتهایم ای کاش یا علی با تو بودیم و لااقل به اندازه چاهی به دردت میخوردیم؟ آیا نگفتهایم؟
خدای بزرگ میداند که گفتهایم و مخلصانه اشک ریختهایم. خدای بزرگ میداند که اگر در همه احوال و اعمال ما، ریا رنگی داشته است در این عشق آسمانی، ما ایرانیان مسلمان بیرنگ بیرنگ بودهایم.
پس گروهی از ما را چه شده است که فریاد میزنیم تا صدای رهبرمان به گوشمان و به گوش دیگران نرسد؟ چه اتفاقی افتاده است که راه امام را رها کردهایم و بین صفوفمان را چندان فراخ، که قهقهه مستانه دشمنان خونخوارمان رسا به گوش میرسد؟
عدهای به کدام سوی رفتهایم که دل امام دوران خود را خون و دل دشمنان خدا و قرآن و اسلام و ایران را شاد کردهایم؟
به نماز و روزه و حج و زکاتمان دل خوش نکنیم که هم آنها که در صفین مقابل علی ایستادند اثر سجود بر جبین داشتند و هم آنها که سر حسین را بریدند و انگشت و انگشتری با هم به غنیمت بردند با خدا و رسول بیگانه نبودند!
هم آنها که با باور تبلیغات مسموم دشمن و با بیبصیرتی خود، علی را به خطای ناکرده متهم کردند سوی قبله میشناختند و هم آنها که پهلوی زهرا را شکستند، میدانستند که او کوثر ملکوتی خدا برای محمد(ص) است!
بهوش باشیم؛ نکند روزی بیاید که نسلی در مورد ما بر پشت دست زند که ای کاش ما بودیم و نمیگذاشتیم ولایت تنها بماند.
به همین سادگی است. فریفته شدن و حق نشناختن و دروغ باور کردن و از دوست سلب اعتماد و به دشمن اعتماد کردن، خودخواهی را به جای خداخواهی نشاندن، منافع خود را بر مصالح اسلام مقدم داشتن، هیچ رهاوردی جز حسرتی بی پایان و البته بی نتیجه نخواهد داشت.
راهی جز این نیست که دور رهبر جمع شویم، تفرقه واگذاریم، دل دوست به دست آریم و بر دل دشمن داغ نشانیم، به هم حسن ظن داشته باشیم، از رفتارهای همدیگر بهترین برداشتها را بر جای بدترین برداشتها بنشانیم، در بین هم «رحماء» و بر کافران و دشمنان «اشداء» باشیم نه خدای ناخواسته برعکس آن!!
با کمترین احتمال خطا ـ تازه به گمان ما ـ افراد را آماج دشنام و تهدید و تکفیر و تحقیر کنیم و آبروی افرادی را که برای این نظام الهی رنجها کشیدهاند و نامشان در دوران دفاع مقدس لرزه بر اندام صدامیان میانداخت هدف بگیریم.
اینان که دشنام میدهند و بر هر ایدهای جز آنچه خود میاندیشند، بی محابا و ناپارسایانه میتازند، یاران واقعی رهبر نیستند. رهبر فرمود جذب حداکثری و دفع حداقلی؛ ولی گويی عدهای این سخن را چون آن آیه برعکس شنیدهاند یا بر آنها نازل شده است!!
قدم جای پای رهبر بگذاریم تا به دام دشمن نیفتیم. نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقب تر.
نسل جوان بداند به خدا قسم جز این نیست که رهبری دلی دارد مالامال از عشق به مردم و همه کسانی که برای این نظام حتی گردی به دامانشان نشسته است. تردید نکنید که دل رهبر بزرگ امروز ما پر از محبت به دوستان و لبریز از نفرت دشمنان خداست. امروز هم که عدهای از دوستان انقلاب به هر دلیلی راه را گم کردهاند، اگر قدمی بردارند او صد قدم شتابان برخواهد داشت. یاران واقعی آن پیر سفرکرده، امروز هم باید گرداگرد رهبر بصیر، شجاع و رئوف انقلاب حلقه زنند و خدای ناخواسته با لجاجت، در راهی گام نزنند که نسلی برای همیشه تاریخ بر آنها و زمان ناشناسیشان نفرین فرستند.
خدای محول الحول و الاحوال را به امداد میگیریم که حق را بر جای بدارد و باطل را زوال. از او میطلبیم که دوستان دیروز، امروز هم یار امام خود و امت خویش باشند چرا که تجربه سی ساله این نظام تنومند نشان داده است که آنها که عامدانه و لجوجانه در مقابل رهبر بایستند پایمال ملتی میشوند که سربلندی اسلام را با هیچ چیز دیگری معامله نمیکنند. آنها که راهپیمايی مردم شریف، نجیب، ولایتمدار و وفادار ایران را در حمایت از آرمانهای الهی رهبر خود با چشمهای خود ـ نه رسانههای فاسد و کثیفی که روز روشن را انکار میکنند ـ به تماشا نشستند، این واپسین جملهام را بیش از همه درک میکنند.
www.dralirezamokhber.blogfa.com
روزگار عجیبی است!
آدم تاریخ را که میخواند، گاهی پشت دستش میزند از بیبصیرتی یاران علی(ع) در صفین که قرآنهای بر نیزه، گوش دلشان را از شنیدن صدای «قرآن ناطق» کر کرد و مالک را از چند قدمی خیمه معاویه برگرداندند و نگذاشتند او کار مرکزیت و معلم خدعه و نیرنگ و خیانت و ریا را در تاریخ یک سره کند و یا از سست عنصری کوفیان و بیوفايیشان وقتی که همه نامههای دست نوشتهشان را انکار کردند و از مظلومیت حسین(ع) وقتی بارها و بارها مردمی را که مقابلش صف کشیده بودند تا خونش را بریزند، با انواع استدلالها مخاطب قرار داد، ولی جز طعنه و شیهه اسبهای رمانده شده و دشنام چیزی نشنید و زمزمه کرد: «اذا محصو باالبلاء قلت دیّانون». بارها من و شما دوستداران اهل بیت عصمت بر این حسرتها، آهها کشیدهایم یا نه؟
با خود گفتهایم که ای کاش با شما بودیم و نمیگذاشتیم خورشید لایزال چهره آسمانی ات یا حسین(ع) بر نی طلوع کند؟ آیا نگفتهایم؟
با خود نگفتهایم یا علی ای کاش با تو بودیم و نمیگذاشتیم زهرای تو که خلاصه همه لطايف هستی بود و دردانه رسول مهربانی، بین دیوار و در از فرط بیکسی فضّه را فریاد نمیکرد و ما شیعیان تو را صدا میکرد تا داد او از نامردمان بستانیم؟ آیا نگفتهایم؟
با خود نگفتهایم ای کاش یا علی با تو بودیم و لااقل به اندازه چاهی به دردت میخوردیم؟ آیا نگفتهایم؟
خدای بزرگ میداند که گفتهایم و مخلصانه اشک ریختهایم. خدای بزرگ میداند که اگر در همه احوال و اعمال ما، ریا رنگی داشته است در این عشق آسمانی، ما ایرانیان مسلمان بیرنگ بیرنگ بودهایم.
پس گروهی از ما را چه شده است که فریاد میزنیم تا صدای رهبرمان به گوشمان و به گوش دیگران نرسد؟ چه اتفاقی افتاده است که راه امام را رها کردهایم و بین صفوفمان را چندان فراخ، که قهقهه مستانه دشمنان خونخوارمان رسا به گوش میرسد؟
عدهای به کدام سوی رفتهایم که دل امام دوران خود را خون و دل دشمنان خدا و قرآن و اسلام و ایران را شاد کردهایم؟
به نماز و روزه و حج و زکاتمان دل خوش نکنیم که هم آنها که در صفین مقابل علی ایستادند اثر سجود بر جبین داشتند و هم آنها که سر حسین را بریدند و انگشت و انگشتری با هم به غنیمت بردند با خدا و رسول بیگانه نبودند!
هم آنها که با باور تبلیغات مسموم دشمن و با بیبصیرتی خود، علی را به خطای ناکرده متهم کردند سوی قبله میشناختند و هم آنها که پهلوی زهرا را شکستند، میدانستند که او کوثر ملکوتی خدا برای محمد(ص) است!
بهوش باشیم؛ نکند روزی بیاید که نسلی در مورد ما بر پشت دست زند که ای کاش ما بودیم و نمیگذاشتیم ولایت تنها بماند.
به همین سادگی است. فریفته شدن و حق نشناختن و دروغ باور کردن و از دوست سلب اعتماد و به دشمن اعتماد کردن، خودخواهی را به جای خداخواهی نشاندن، منافع خود را بر مصالح اسلام مقدم داشتن، هیچ رهاوردی جز حسرتی بی پایان و البته بی نتیجه نخواهد داشت.
راهی جز این نیست که دور رهبر جمع شویم، تفرقه واگذاریم، دل دوست به دست آریم و بر دل دشمن داغ نشانیم، به هم حسن ظن داشته باشیم، از رفتارهای همدیگر بهترین برداشتها را بر جای بدترین برداشتها بنشانیم، در بین هم «رحماء» و بر کافران و دشمنان «اشداء» باشیم نه خدای ناخواسته برعکس آن!!
با کمترین احتمال خطا ـ تازه به گمان ما ـ افراد را آماج دشنام و تهدید و تکفیر و تحقیر کنیم و آبروی افرادی را که برای این نظام الهی رنجها کشیدهاند و نامشان در دوران دفاع مقدس لرزه بر اندام صدامیان میانداخت هدف بگیریم.
اینان که دشنام میدهند و بر هر ایدهای جز آنچه خود میاندیشند، بی محابا و ناپارسایانه میتازند، یاران واقعی رهبر نیستند. رهبر فرمود جذب حداکثری و دفع حداقلی؛ ولی گويی عدهای این سخن را چون آن آیه برعکس شنیدهاند یا بر آنها نازل شده است!!
قدم جای پای رهبر بگذاریم تا به دام دشمن نیفتیم. نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقب تر.
نسل جوان بداند به خدا قسم جز این نیست که رهبری دلی دارد مالامال از عشق به مردم و همه کسانی که برای این نظام حتی گردی به دامانشان نشسته است. تردید نکنید که دل رهبر بزرگ امروز ما پر از محبت به دوستان و لبریز از نفرت دشمنان خداست. امروز هم که عدهای از دوستان انقلاب به هر دلیلی راه را گم کردهاند، اگر قدمی بردارند او صد قدم شتابان برخواهد داشت. یاران واقعی آن پیر سفرکرده، امروز هم باید گرداگرد رهبر بصیر، شجاع و رئوف انقلاب حلقه زنند و خدای ناخواسته با لجاجت، در راهی گام نزنند که نسلی برای همیشه تاریخ بر آنها و زمان ناشناسیشان نفرین فرستند.
خدای محول الحول و الاحوال را به امداد میگیریم که حق را بر جای بدارد و باطل را زوال. از او میطلبیم که دوستان دیروز، امروز هم یار امام خود و امت خویش باشند چرا که تجربه سی ساله این نظام تنومند نشان داده است که آنها که عامدانه و لجوجانه در مقابل رهبر بایستند پایمال ملتی میشوند که سربلندی اسلام را با هیچ چیز دیگری معامله نمیکنند. آنها که راهپیمايی مردم شریف، نجیب، ولایتمدار و وفادار ایران را در حمایت از آرمانهای الهی رهبر خود با چشمهای خود ـ نه رسانههای فاسد و کثیفی که روز روشن را انکار میکنند ـ به تماشا نشستند، این واپسین جملهام را بیش از همه درک میکنند.
www.dralirezamokhber.blogfa.com
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
یه حرف دارم، اونم حرف مولام علی:
مرد را به حق بشناس، نه حق را به مرد؛
اشتباه این عزیز و اکثر دولتیها اینه که: حق را به مرد میشناسند و نه مرد را به حق!!!! تا این حال نشه، گره کور ما باز نمیشه!
فکر میکنی چرا مولا حکومت معاویه را پذیرفت؟ در این برای اهل فکر نشانهایی است!!! نه اینکه قدرت نداشت نکرد
خیلی عالی بود.
اشکم را در آورد.
همین مقایسه هاست که توجیه گر عمل بعضی از آقایان شده است...
با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی
با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟






