شبيه سازيهاي غير اصولي تاريخي ما را به وحدت نميرساند
فضاي سنگين سياسي در شرايط کنوني به شدت نيازمند حضور و نقش آفريني دلسوزاني است که همواره با عقلانيت و انصاف به تحليل و ارزيابي مسائل ميپردازند.
دکتر عماد افروغ به عنوان منتقدي منصف، از جمله شخصيتهايي است که اين روزها برخلاف بسياري از نخبگان و سياسيون، زحمت و عواقب حضور منصفانه را به عافيت سکوت ترجيح داده است.
وي در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» در تحليل اتفاقاتي که پس از انتخابات رخ داد گفت: آنچه که ميتوانم به طور خلاصه و جمعبندي عرض کنم، اين است که قطع نظر از هر ريشهيابي و تحليل که در فرصت ديگري به آنها ميپردازم، آنچه که امروز نياز ضروري جامعه ماست و مهمترين معروف ما محسوب ميشود، وحدت است.
ما ميتوانيم مفهومي عبرت بگيريم و بايد هم عبرت بگيريم. اما کساني هستند که بر طبل مخالفت و افتراق ميکوبند و با شبيه سازيهاي غير اصولي تاريخي در جهت تخريب ديگران گام بر ميداردند. مثلاً ميگويند تا نابودي معاويه فقط يک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبير ميشود؟
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه «اين شبيه سازيها ما را به وحدت نميرساند، بلکه به جنگي خصمانه وارد ميکند»، افزود: الان که برخي قدرت دارند، شايد بتوانند به اصطلاح خصم داخلي را از بين ببرند. کشور را بايد با تدبير و مشورت اداره کرد. ما نبايد دشمن تراشي کنيم و همه تلاشمان اين باشد که بر اساس يک سري محورهاي مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردي افراد به وحدت برسيم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سياسي نباشد، ما نميتوانيم تحقق بخش برنامههايمان باشيم.
وي اضافه کرد: امروز آقاياني كه متاسفانه مورد تعرض غيرمنصفانه از سوي برخي افراد قرار گرفتهاند که هم به گونهاي در قدرت هستند، سابقه مبارزاتي روشن دارند و مورد عنايت بودهاند و در بخشي از اين نظام انجام وظيفه کردهاند.
اين استاد دانشگاه با اشاره با بيان اينکه که هر کسي که در اين مملکت گامي براي وحدت بر ميدارد بايد استقبال کرد، گفت: هر کسي که گامي براي وحدت بر ميدارد، دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد. در هر حال کشور مربوط به اشخاص نيست، بلکه مربوط به آتيه و نسلهاي آينده است؛ پس بايد آن را به سلامت از اين بحران عبور داد. بهترين راهکار آن هم دعوت به وحدت است به عنوان مهمترين معروف و تداعي اين مسأله که مهمترين منکر امروز تفرقه و اشتقاق است، اين را حفظ کرد و به نسلهاي بعد سپرد.
افروغ در پاسخ به اين پرسش که چرا در حال حاضر بسياري از نخبگان سکوت کردهاند، گفت: شرايط به گونهاي رقم خورده است که افراد از روي ترس و مصلحت انديشي سکوت کردهاند و عدهاي هم که با جهتگيري خاصي فرياد ميزنند، سابقه آنها نشان داده که اين فريادها از روي فرصتطلبي و قدرتطلبي است. من امروز کساني را که موازين نقد را رعايت نميکنند، سراغ دارم که شخصيتي را مورد هجوم و فحاشي و هتاکي قرار ميدهند که، هنگامي که ايشان قدرت داشته و رئيسجمهور بوده از وي تمجيد و تعريف ميکردند و او را مورد ستايش و حتي تقديس قرار ميدادند!
دکتر عماد افروغ با بيان اينکه به نظر ميرسد در حال حاضر يک شرايط رواني سنگيني فراهم کردهاند که هر کسي ريسک صحبت کردن را نميکند، افزود: من واقعاً اين را نميفهمم، چرا يک کسي نتواند از باب دلسوزي و پيشنهاد به رهبر خود نامه بنويسد؟ من با شناختي که از ولايت فقيه و سيره نظري و عملي بزرگان دين دارم و از شناختي که از نامهنگاريهاي مختلف زعما و امراي اسلامي دارم، اشکالي در اين نامهنگاريها نميبينم.
پس مشورت، امر به معروف و نهي از منکر، حق متقابل و اينگونه آموزههاي اسلامي چه ميشود؟ ممکن است ما نامهاي را نقد کنيم و بگوييم محتواي آن را قبول نداريم، ميتوان نقد کرد، ولي نبايد اصل نامهنگاري را زير سؤال ببريم. چه اشکالي دارد؟ به هر حال اگر نامهنگاري بد بوده، چرا آقاي محسن رضايي در زمان امام به ايشان نامه مينوشته؟ و اگر اصل اين عمل اشکال داشته، چرا حضرت امام به محتواي آن نامه استناد ميکنند.
البته بعضي آقايان که از اين نامه هم به عنوان جام زهر ياد ميکنند، بايد متوجه باشند که، جام زهر به اين نامه برنميگردد. جام زهر به اين برميگردد که چه ميشود و چه عواملي دست به دست هم ميدهد تا ما مجبور شويم از يک تصميم حقيقي که نابودي رژيم صدام است، عدول کنيم و تصميمي مصلحتي بگيريم، بايد روي عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به اين موضوع نميپردازند که چرا قطعنامه پذيرفته شد؟ و امروز فرافکني ميکنند و فقط يک فرد يا افرادي را مقصر ميکنند؟ بياييد بحث کنيد و دليل بياوريد تا ما هم قانع شويم، ما هم ميخواهيم روشن شود و ما هم ميگوييم که جام زهر بوده، شهد شيرين عسل نبوده، ولي نبايد در اين بازيهاي سياسي گريبان کسي را بگيريم و بگوييم ميخواهد دوباره جام زهر بنوشاند.
وي با طرح اين پرسش که، مگر فقط اين نامه مبناي پذيرش قطعنامه بوده است؟ خاطر نشان ساخت: مبناي پذيرش قطعنامه محتواي نامه و شواهد و واقعيتهايي است که اين نامه گواهي دهنده آنهاست. اگر غلط است، يعني اگر اين نامه معرف خوبي براي پذيرش قطعنامه نبوده است، بررسي شود و ما هم بدانيم و متوجه شويم. مدام کشور را روي مسير مصلحت ميبرند و وقتي نامه ديگري نوشته ميشود، ميروند روي بحث حقيقت. اگر واقعاً بايد با موازين حقيقي کشور را اداره کرد، اين ملزوماتي دارد. بايد برويد به اين سمت که هيچ وقت مجدداً اين مسائل مطرح نشود. نه اينکه هر وقت منافعمان اقتضا ميکند، باب حقيقت را به ميان ميکشيم .اما در شرايط عادي ميبينيم که قواعد مصلحتي حاکم ميشود.
بنابراين در نهايت کسي نامه نوشته و ايشان ميپذيرد يا اينکه نميپذيرد، يا جواب ميدهد يا نميدهد. اين نامه هم از قرار معلوم قبل از بيانيه آقاي موسوي آماده بوده. از سوي ديگر تا آنجا هم که خبر دارم، قطع نظر از مخالفتهايي که در داخل با بيانيه آقاي موسوي شده، در خاج هم با آن مخالفت شده، بسياري از نيروهاي مخالف نظام و اپوزيسيون با اين نامه مخالفت کردهاند.
بنابراين بايد توجه کرد، اين نامه دستاورد داشته است. اين نامه در واقع آن چيزي که عدهاي ميگفتند که چرا ايشان غرب را محکوم نميکند؟ و چرا منافقين و چهرههاي بد نام را محکوم نميکند؟ چرا بيحرمتي به سنن ديني ما در روز عاشورا را محکوم نميکند؟ در واقع همه را که محکوم کرده. اگر قرار است که به وحدت بينديشيم، بايد به اين مسائل توجه کنيم و سازوکارهاي تحقق وحدت را فراهم کنيم. سخن نهايي من اين است که ما نياز به استقرار وحدت داريم ولو با حذف همه ما، ولو با حذف تمام اشخاص و رجال سياسي يعني اين براي ما مطلوبست.
متن كامل اين گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
محدودیت ها خیلی زیاد شده!!! آیا واقعا این حجم سانسور و اینجاد فضای رعب و وحشت و..... به بازگرداندن اعتماد و وحدت در جامعه کمک می کند؟!





