رقیبان روحانی در انتخابات سال گذشته، امروز چه سرنوشتی دارند؟
29 اردیبهشت ماه سال 1396 بود که دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد؛ انتخاباتی که همزمان با آن، پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز برگزار می شد. پس از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان، شش کاندیدا مجاز به حضور در انتخابات ریاست جمهوری شدند. با برگزاری مناظره ها و تصمیمات حزبی، در نهایت «محمد باقر قالیباف» به نفع حجت الاسلام «سید ابراهیم رئیسی» و «اسحاق جهانگیری» به نفع حجت الاسلام «حسن روحانی» از عرصه کنار رفتند تا در نهایت صحنه رقابت برای چهار کاندیدای نهایی یعنی «رئیسی، روحانی، میرسلیم و هاشمی طباء» باز باشد.
به گزارش «تابناک»؛ رویه کار داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری بدین شرح بود که نامنویسیِ کاندیداها از 22 فروردین 96 آغاز و تا پنج روز ادامه داشت. پس از اعلام نام نامزدهای تأیید صلاحیتشده، آنها از 8 تا 27 اردیبهشت (جمعاً بیست روز) برای تبلیغات انتخاباتی زمان داشتند. با برگزاری مناظره های انتخاباتی و تبلیغات کاندیداها، در نهایت این «حسن روحانی» بود که با اخذ 57 درصد کل آرا، دوباره به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
رقیبان روحانی چه میکنند؟
با گذشت یک سال از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نگاهی به وضعیت و شرایط کاندیداهای انتخابات یک سال پیش انداخته ایم و ضمن بررسی سوابق، مسئولیت ها، تحصیلات و اقدامات آنها، به جست و جوی این موضوع پرداخته ایم که کاندیداهای آن انتخابات در حال حاضر مشغول چه فعالیت ها و اقداماتی هستند و آیا برنامه ای برای آینده سیاسی خود و جریان حامی شان دارند یا خیر؟

«حسن روحانی» هفتاد ساله، زاده سرخه در استان سمنان که در دوره های یازدهم و دوازدهم توانست بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند، دارای مدرک دکترای حقوق اساسی است و در کارنامه خود، مسئولیت هایی نظیر ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در این مجمع، نمایندگی مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری از سال 78 تا کنون، دبیر شورای عالی امنیت ملی به مدت 16 سال، ریاست تیم هستهای و مذاکرهکننده ارشد ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا دربارهٔ برنامه هستهای، نمایندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی در شورای عالی امنیت ملی به مدت 24 سال، پنج دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و نایب رئیسی قوه مقننه در دوره های چهارم و پنجم را دارد.
مشی سیاسی «روحانی» چیست؟
روحانی که خود را نماینده جریان اعتدالی و دنباله روی مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در موضوعات و مسائل سیاسی معرفی کرده است، جدای از اصلاح طلبان که در یک پروسه، اجماع و ائتلاف انتخاباتی تصمیم گرفتند، چهره هایی نظیر «محمد رضا عارف و اسحاق جهانگیری» را کنار گذاشته و به حمایت از او بپردازند، مورد حمایت جدی دو حزب اعتدال و توسعه و کارگزاران سازندگی است؛ هر چند او از ابتدای تشکیل اعتدال و توسعه نزدیکی زیادی به این حزب داشته و پدر معنوی آن محسوب می شود.
روحانی در 22 فروردین ماه سال 92 با معرفی دولتش به نام «دولت تدبیر و امید» با شعار اعتدالگرایی، وارد صحنه انتخابات شد و رنگ بنفش و کلید را به عنوان نماد انتخاباتی خود معرفی کرد. او 24 خرداد 92 توانست با کسب بیش از 18.5 میلیون رأی که 50.70 کل آرای مأخوذه در آن سال محسوب می شد، به عنوان هفتمین رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شود. روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ـ که 29 اردیبهشت ماه سال گذشته برگزار شد ـ با کسب بیش از 23.5 میلیون رأی که 57 درصد کل آرای مأخوذه بود، بار دیگر به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شود و با ۲۳٬۶۳۶٬۶۵۲ رای و کسب ۵۷ درصد آرا رئیس جمهور ایران باقی ماند.
«رئیسی» درگیر بین خدمت در «آستان قدس» یا «انجام فعالیت سیاسی»
رقیب اصلی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، «سید ابراهیم رئیسی» بود. او روحانی 58 ساله اصولگرا و متولد مشهد است که عمده مسئولیت هایش در دستگاه قضایی بوده و هم اکنون هم با حکم رهبر انقلاب، پس از درگذشت آیت الله واعظ طبسی، عهده دار مسئولیت تولیت آستان قدس رضوی است. او که دارای مدرک دکترای فقه و حقوق است، فعالیت قضایی خود را در بیست سالگی به عنوان دادستان کرج آغاز کرد و بعدتر دادستانی همدان را نیز همزمان بر عهده گرفت. در سال ۱۳۶۴ به تهران منتقل و جانشین دادستان این شهر شد.
رئیسی با حکم در زمان ریاست آیت الله یزدی بر قوه قضاییه به عنوان دادستان تهران منصوب شد و مدتی بعد هم ریاست سازمان بازرسی کل کشور را به مدت 10 سال بر عهده گرفت. او پس از این مسئولیت، ده سال هم عهده دار عالی ترین مقام قضایی پس از ریاست قوه قضائیه شد و معاون اولی دستگاه قضاء را بر عهده داشت. رئیسی همچنین دو سال عهده دار سمت دادستانی کل کشور و از سال 94، با حکم رهبر انقلاب به تولیت آستان قدس رضوی منصوب گشت. رئیسی پیش از آستان قدس رضوی، تولیت امامزاده صالح را بر عهده داشت. او همچنین مسئولیت هایی نظیر دادستانی ویژه روحانیت و نمایندگی مردم خراسان جنوبی در مجلس خبرگان و عضویت در هیأت رئیسه خبرگان را در کارنامه خود دارد.
رئیسی سال گذشته با اصرار زیاد برخی گروه ها و جریانات سیاسی اصولگرا، قدم به صحنه انتخابات ریاست جمهوری گذاشت و با وجود اینکه جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) او را به عنوان کاندیدا و گزینه مطلوب مورد نظر خود معرفی کرد، خود را نماینده تنها این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم معرفی نکرد. او در نهایت به عنوان گزینه مورد اجماع اکثریت اصولگرایان با «حسن روحانی» رقابت جدی داشت، اما در نهایت با کسب 38.3 درصد آرا و 16 میلیون رأی، عرصه را به رقیب واگذار کرد.
حجت الاسلام رئیسی، به لحاظ فعالیت سیاسی، از سال 1376 به عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز (تشکل سیاسی روحانی اصولگرا) درآمد، ولی فعالیت تشکیلاتی سیاسی جدی را غیر از آنچه سال گذشته و در جریان انتخابات ریاست جمهوری روی داد، از او ندیده ایم. او در ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ با حکم رهبر انقلاب، پنج سال به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام در آمد، اما 16 میلیون رأی پشتوانه خوبی است که اگر بیشتر فعالیت مستمر سیاسی از سوی حجت الاسلام رئیسی فراهم شود، چه بسا بتواند در آینده از آن در انتخابات بهره بگیرد.
دیگر کاندیدای انتخابات سال گذشته، «سید مصطفی آقامیرسلیم» 71 ساله و عضو ارشد شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و متولد تهران بود که اگرچه سیاستمداری اصولگرا شناخته می شود، او و حزبش یا حداقل بخشی از حزبش حاضر نشدند که به نفع حجت الاسلام رئیسی، صحنه انتخابات را ترک کنند. عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت سیاسی اجتماعی وزیر کشور، عضویت در هیأت علمی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر، تأسیس و بر عهده گرفتن ریاست اولین مرکز تحقیقات موتور ایران و ناظر عالی طراحی و ساخت اولین موتور پایه گازسوز (موتور ملی ایرانت) و ریاست فدراسیون نجات غریق و غواصی ایران از جمله مسئولیت هایی است که او بر عهده داشته است.
میرسلیم چه میکند؟
میرسلیم از اعضای حزب جمهوری اسلامی بود که به پیشنهاد بنیصدر برای نخست وزیری به مجلس معرفی شد، اما مجلس اول شورای اسلامی با نخست وزیری او موافقت نکرد. او از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۸ در دوره ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب، سرپرستی نهاد ریاست جمهوری و مشاورت عالی رئیس جمهور را عهده دار بود. میرسلیم پس از اعلام نتایج با ۴۷۸٬۲۶۷ رأی معادل یک درصد آرا در جایگاه سوم ایستاد.
او که دارای مدرک کارشناسی ارشد مکانیک است، بیش از سایر کاندیداهای حاضر در انتخابات ریاست جمهوری، سابقه فعالیت حزبی و سیاسی دارد و حزب پشتیبان او هم قدیمی ترین حزب فعال در جمهوری اسلامی شناخته می شود. اما او هم پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری همچون سایر کاندیداهایی که طی این سال ها به صحنه انتخابات آمده و با پایان یافتن رقابت ها به کار قبلی خود مشغول شده اند، فعالیت سیاسی برای حضور احتمالی در انتخاباتی دیگر را رها کرده و مشغول انجام فعالیت ها و اقدامات گذشته اش شده است.
هاشمیطبا؛ عادت به آخر شدن!
نفر آخر انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم «سید مصطفی هاشمیطبا» 72 ساله و متولد اصفهان بود. او که همچون میرسلیم دارای سبقه سیاسی و حزبی مشخصی است، جزو بنیانگذاران و هسته مرکزی تشکیل حزب کارگزاران سازندگی است و تحت عنوان یک چهره اصلاح طلب در انتخابات گذشته ریاست جمهوری حضور یافت. او در دولتهای شهید محمدجواد باهنر و میرحسین موسوی وزیر صنایع، و در دولت دوم هاشمی رفسنجانی و دولت اول سید محمد خاتمی (از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۰) معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی بودهاست. هاشمی طباء همچنین از ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ و از ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ رئیس کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران بود. محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان دولت یازدهم هم وی را به عنوان مشاور خود در امور زیربنایی، سرمایهگذاری و توسعه زیر ساختهای ورزش کشور معرفی کرد.
هاشمیطبا در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران (خرداد ۱۳۸۰) از رقبای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت بود که با ۲۸٬۰۹۰ رأی و ۰٫۱۰درصد از کل آرا در میان 10 نامزد حاضر آخر شد. نکته قابل توجه در خصوص حضور هاشمی طباء در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم این بود که هرچند او از نامزدی در انتخابات به نفع کسی انصراف نداد، اعلام کرد که به «حسن روحانی» رئیس جمهور فعلی و دیگر نامزد انتخابات که رقیبش محسوب می شد، رأی خواهد داد.
هاشمی طبا که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد نساجی از دانشگاه امیرکبیر تهران و متخصص سیستم آنالیز از سازمان مدیریت صنعتی است، در پایان رأیگیری ۲۹اردیبهشت ۱۳۹۶ با مجموع ۲۱۴ هزار و ۴۴۱ رأی، مقام چهارم را در انتخابات ریاست جمهوری کسب کرد و البته همچون سایر رقیبانش، عرصه سیاسی را برای حضور احتمالی در انتخاباتی دیگر را رها کرده و به فعالیت ها و اقدامات گذشته خودش مشغول شده است.
برنامه سیاسی کنار کشیدهها و ردصلاحیت شدگان
«محمد باقر قالیباف» و «اسحاق جهانگیری» دیگر چهره هایی بودند که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته صلاحیتشان از سوی شورای نگهبان تأیید شد، اما در نهایت با تصمیمات سیاسی و حزبی به نفع رئیسی و روحانی صحنه انتخابات را ترک کردند. البته در انتخابات سال گذشته چهره هایی نظیر «اعظم طالقانی، سید احمد کاشانی، سید هاشم بطحایی، محمد هاشمی رفسنجانی، سید محمد غرضی و محمود احمدینژاد» هم کاندیدا شدند، اما صلاحیت آنها به تأیید شورای نگهبان نرسید. چهره هایی که تقریبا هیچ یک شأن فعالیت حزبی و سیاسی به منظور پشتوانه سازی برای حضور در انتخاباتی دیگر را ساماندهی نکرده اند و آنها هم همچون کاندیداهای تأیید صلاحیت شده تقریبا پلن و برنامه ای برای آینده سیاسی خود ندارند.
چند سال پیش و با شدت گرفتن اعطای مجوز تشکیل حزب از سوی وزارت کشور، برخی احزابی که سابقه فعالیت مستمر داشتند و نسبت به تشکیل نمایندگی های خود در سایر نقاط کشور، عضو گیری، برگزاری منظم جلسات و تصمیم گیری های سیاسی و برهه های مختلف اقدام می کردند، از این رویه انتقاد داشتند و چنین اقداماتی را تحت عنوان شکل گیری احزاب فصلی (احزابی که فقط در زمان انتخابات فعال می شوند) نادرست می خواندند.
منتظر رقابت «بیکاران» باشیم؟
حالا این آسیب دچار چهره های سیاسی و شناخته هم شده است، به گونه ای که در هر انتخاباتی چهره ای مطرح می شود و فقط در ایام انتخابات به فعالیت سیاسی می پردازد. در صورت موفقیت که اوضاع به کام او و حزب و جریان حامی شخص برنده خواهد بود و در صورت عدم موفقیت کاندیدا و کاندیداهای ناکام مشغول به کارهای گذشته خود می شوند، بی توجه به اینکه عده ای در انتخابات او را شایسته تصدی امور دانسته اند.
با این روش، در هر انتخاباتی عده ای بنا بر تشخیص حزب و جریانات سیاسی و بدون اینکه پشتوانه کار حزبی و سیاسی از قبل برای آن فرد صورت گرفته و او نیز اقدامات و برنامه های خود را برای جلب نظر تشریح کرده باشد، پا به صحنه انتخابات می گذارد و اگر هم پیروز شود، آن وقت است که عده ای برای نوشتن برنامه او دور هم جمع خواهند شد. با این روش باید منتظر باشیم هر چهار سال عده ای که بسیاری از آنان برنامه و پلنی برای تصدی امور نداشته و به یکباره برای این منظور انتخاب شده اند، بیایند و با هم رقابت کنند و یک نفر از آن ها هم انتخاب شود و امور را در دست بگیرد.
بگو سرنوشت دلار ۴۲۰۰ چی شد؟
سرنوشت برجام بی تضمین چی شد؟
سرنوشت بحران آب اصفهان چی شد؟
سرنوشت پرونده حسین ف ومهدی ج و... چی شد؟
بازم بگیم؟
مگر رقابتی هم وجود داشته که اسم این افراد رو بشه رقیب هم گذاشت؟
شد؟ یازده هزار میلیارد از بیت المال پرداخت شد برای جبران ضرر این افراد. کمه؟
حالا آب رو بریز خخخخخ
تازه مگه اونایی که مدرک دانشگاهی دارن خیلی میفهمن!!! دیگه مدرک هم کیلویی شده






