شعر قزوه در نگراني از حال شطحنويس ايران
عليرضا قزوه، شاعر در پيام ارسالي خود براي «تابناك» آورده است:
در خبرها خواندم که عزيزي اين روزها در برزخي به نام کماست. برايش دعا کنيم و بدانيم که عزيزي از بزرگترين شاعران امروز ماست. او در روزگار قحطي حتّي طرز و شيوه، سبکي خاص خود دارد. آرزو دارم حالش خوب شود و اين شعر را که به او تقديم کردهام، برايش بخوانم.
باز يک درد ناگزير، باز يک نام آشنا
کوه از هوش رفته است، ماه افتاده در کُما
مرگ قيصر چه تلخ بود و عزيزي که با خداست ...
زير اين کوه درد باز ما رضاييم و او رضا
روزها ميروند و من فکر ياران رفتهام
فکر شب هاي بي کسي، فکر تکرار روزها
آن شبي که ميآمدم گريه ميکرد پشت خط
- جان احمد نرو به هند، جان آقا علي رضا...
بعد بغضش شکست و من فکر کردم به سرنوشت
بعد ما دورتر شديم، تو کجايي و من کجا...
شيخ محمود بيپناه، زندگي سختتر شده ست
آه، شطّاح ناگزير... آه، عين القضات ما...
غروب پنجشنبه 23 اسفند ـ دهلي نو