اگر علی کريمي، علی دايي بود
علي کريمي هم مي توانست مرد سال فوتبال جهان شود. شايد اين جمله براي خيلي ها نا مفهوم، عجيب و حتي مسخره باشد، اما به يک دليل مهم نگارنده به آن اعتقاد کامل دارد.
به نوشته قدس؛ ليونل مسي، کريس رونالدو، کاکا و چند نابغه ديگر چند سال اخير فوتبال جهان به اضافه ستارگان نسلهاي قبلي فوتبال در نهايت يا به موقعيتي که در آرزوي کسبش بودند رسيدند و يا فراتر از چيزي که تصور مي کردند شدند که در هر دو حالت موفقيت بزرگي است.
اما نکته مهم چيزي است که هميشه همراهشان بوده و در ذهنشان حضور داشته، يک جور «کد» يا رمز که البته در طول تاريخ عامل موفقيت انسانهاي زيادي بوده. اين کد خيلي چيز غير عادي نيست - اصلاً نيست- اما نگه داشتنش داخل ذهن، مثل حفظ کردن کدي کليدي، دشوار است. اسم اين کد «اراده» است.ليونل مسي اگر مرد سال فوتبال دنيا مي شود از فرهنگي حرفه اي که با اراده تعريف مي شود، در درون خودش برخوردار است. 13 ساله بود که به بارسلونا آمد و تقريباً از 17 سالگي ستاره مشهوري بود.
در 18 سالگي پيراهن تيم ملي آرژانتين در جام جهاني 2006 به تن کرد و شايد اگر پکرمن در يک چهارم نهايي به او ميدان مي داد، راه راه پوشان آرژانتيني به جاي آلمان در دورتموند با ايتاليا بازي مي کردند.مسي سال 2009 با مسي سال 2005 از لحاظ فني زمين تا آسمان فرق دارد و اين محصول اراده اي بزرگ است.
مسي هر دو ورژن هم 2005 وهم 2009 از ستارگان فوتبال دنياست ولي نکته مهم اين است که مسي وقتي در سال 2005 با ستايش آميزترين تمجيدها مواجه مي شود، بي خيال ادامه راه نمي شود و به صرف اينکه در سال 2005 بالقوه يکي از بهترينهاي فوتبال است.
او راه را مي رود و امروز هم که به هر چي دلش خواسته رسيده باز هم راه موفقيت را ادامه مي دهد و اين اراده چيزي است که ستاره اي مثل علي کريمي هيچ وقت درون خودش آن را پيدا نکرد. بسياري از فوتبالي ها او را کامل ترين فوتباليست تاريخ ورزش ايران مي دانند و بعضي از منتقدان، کامل ترين فوتباليست تاريخ آسيا.
علي کريمي اما با اين استعداد ناب تا توانست زمان مفيد را در فوتبالش از دست داد. او در بهترين زمان ممکن شهرتي در حد علي دايي و مهدوي کيا داشت.وقتي در جام ملتهاي آسيا 2004 ستاره بازيها لقب گرفت و از دوبي راهي مونيخ شد تصور آنهايي که سالها بود کريمي را مي شناختند اين بود که از مونيخ راهي تيمهاي بزرگتري مي شود و سرانجام عنوان بزرگي در فوتبال کسب مي کند.
مطمئن باشيد کريمي از نظر توانايي فني چيزي کمتر از بازيکنان رده يک فوتبال جهان ندارد، اما همين فاقد اراده بودن هيچ زمان اجازه نداد به جايي که مي خواهد برسد. و جالب اينجاست که هرگز حسرت گذشته را هم نمي خورد.
يکي از نزديکانش مي گويد: يک بار از کريمي درباره اهدافش در آينده و رسيدن به جايزه مرد سال فوتبال جهان که آرزوي هر فوتباليستي است پرسيده و کريمي هم جواب داده است: خب حالا بهترين بازيکن جهان شدم، خب بعدش چي.حرف جالبي که ما را ياد جمله کليدي علي دايي در مورد کريمي نيز مي اندازد. دايي جايي گفته بود: «اگر استعداد کريمي را داشتم بهترين فوتباليست دنيا مي شدم.» و از اين جمله مي توان برداشت ديگري هم ارائه داد، اينکه اگر علي کريمي هم از اراده علي دايي را داشت حالا مي توانست حتي مرد سال فوتبال جهان باشد.
اگر کسی بخواهد به ایشان انتقاد کند باید خودن بتواند جواب این سوال را بدهد که: «خب حالا بهترين بازيکن جهان شدم، خب بعدش چي؟»
توجه کنید که انسانهای بزرگ جهان که واقعا در جهان کارهای بزرگ و سودمند انجام داده اند کسانی هستند که حداقل به این گونه سوال ها فکر کرده اند و سعی کرده اند سطح تفکر خود را بالاتر از عرف و سلیقه عمومی و چیز هایی نظیر این قرار دهند و از جایگاه بالاتری به مسایل مختلف نگاه کنند.
من در پی مقایسه نیستم، ولی از باب ارایه مثال نقض می خواستم بگویم که اگر بخواهیم طبق این استدلال کریمی را بی ارده بدانیم، باید کسانی مثل جهان پهلوان تختی را هم بی اراده بشماریم. کسی که فرصت های زیادی برای پیشرفت و آن چیزی که عامه مردم از آن با عنوان «موفقیت» یاد می کنند داشت. ولی خود را دائم با این سوال روبرو می دید که همه اینها برای چه و برای بدست آوردن چه؟ و به نظرم دست آخر هم فهمید که این همه داشته ها و افتخارات را باید خرج چه چیزی بکند که ارزشش را داشته باشد و این گونه شد که نامش در تاریخ جاودانه ماند.
اما حیف که قدر خودش را نمی داند
حتی برای یک مدت کوتاه بازی میکردند شاید از خیلی فوتبالیست
های معمولی ما هم ضعیف تر عمل میکردند.





