از تيم تحقيقاتي زمين به خداي بزرگ!
تهران امروز؛ اين زمينيها چيزي دارند به نام فوتبال كه چند نفر آدم بزرگ دنبال يك كره كوچك ميدوند تا به آن لگد بزنند اگر هم نتوانند به همديگر لگد ميزنند.
يك عالمه آدم ديگر هم مينشينند و آنها را نگاه ميكنند. اين فوتبال، خودش كار پرتفريحي است ولي آنها سر آن با هم دعوا ميكنند، با هم دشمني ميكنند و به هم حرفهاي بد ميزنند. من متوجه نميشوم كه چرا مردم اين همه به خود زحمت ميدهند و مسير طولاني را تا آنجا ميروند تا به يكديگر فحش بدهند. خب از توي همان خونه هاشون اين كار را بكنند.
نميفهمم كه، اگر اين بازي را و بازيكنان را دوست ندارند، پس چرا ميروند ببينندشان؟ اين هم مثل خيلي از كارهاي ديگر اين زمينيها بيدليل است.راستي يادم رفت بگويم كه تو اين فوتبال يك عالمه پول ريخته. حتي 61 خودمون هم با تمام تكنولوژي پيچيده فضايياش نميتونه به اندازه يك فوتباليست جوان تازهكار پول بسازد كه هم مغز سادهاي دارد و هم سواد پاييني كه هنوز پشت بي ام و خودش كه مينشيند نميتواند حتي نصف نوشتههاي پانلهاي آن را بخواند.
ولي فوتباليها، اوضاعشان روبهراه است و صفا سيتيشان به راه و با آنچه از اين فوتبال ياد گرفتهاند، پول پارو ميكنند و بار خود را بستهاند. تصميم داشتم 61 رو بفرستم بره تو يكي از اين تيمها بازي كنه اما ديدم به لحاظ منشوري موهايش مورد دارد و اونوقت به جاي پول در آوردن بايد هي برويم كميته انضباطي و جريمه بدهيم.
بعد تصميم گرفتيم كه 61 را بكنيم رئيس فدراسيون فوتبال. نگران نباشيد، كار خيلي راحتي است فقط بايد هي بخندد اما ديديم مدار خندهاش طاقت اين همه خنديدن را ندارد، وگرنه اين 61 اوراقاحساساتيمان فوتبال را اوراق تر از آنچه امروز است، نميكرد. بعد از مدتي ديديم كه اصلا به فوتبال كاري نداشته باشيم خيلي بهتر است چون با مدارهاي اخلاقي ما سازگار نيست.
اينجا تو فوتبال همه با هم دشمن هستند، كارهاي همديگر را لو ميدهند، از هم باج ميگيرند، دوستانشان را مسخره ميكنند، به خاطر پول و شهرت آبروي هم را ميبرند، به هم بيانيه ميدهند كه همان فحش محترمانه است، هي از هم شكايت ميكنند و خلاصه خيلي كارهاي بد ميكنند و آقاي دكتر شريفي هم خوشحال است كه مجبور است دائم به خاطرشان مصاحبه كند.
محاسبه كه كرديم ديديم، اگر ما وارد فوتبال شويم بعد از 32 ساعت و 19 دقيقه و 4 ثانيه تمام مدارهاي اخلاقيمان ويروسي ميشود و از كار ميافتد.
تو اين فوتبال يك آدمي است به اسم ناصر حجازي. آناليز رفتارهاي او به ما اطمينان ميدهد كه از سياره ديگري آمده است، چون هيچ كدام از كارهايي را كه زمينيها در فوتبال ميكنند، او نميكند و ما داريم خيلي حرص ميخوريم كه نميدانيم از كدام سياره آمده است.
متاسفانه او بيمار شده است و مردم هم ناراحت هستند. ناراحتي زياد مردم را كه ديديم فهميديم آنها خودشان هم از اين فوتبال زشت خستهاند و در ناصر حجازي به دنبال آرزوهاي برآورده نشدهشان براي فوتبال هستند.
از خداي بزرگ ميخواهيم زودتر حجازي را به فوتبال باز گرداند كه بسيار به امثال او نياز است وگرنه موشك بياخلاقي كه ول كردهاند وسط نصفالنهار فوتبال، آن را خواهد تركاند.
حجازي باعث ميشود بدانيم انسانيت و پاكي هنوز توي اين فوتبال پيدا ميشود. شما لطفا فوتبال را به خاطر اين آدمهاي خوبش ببخش زيرا اميدواريم كه فوتبال روزي به او و امثال او برسد و خوبي و زيبايي جاي زشتي را بگيرد.
*برگرفته از دفتر يادداشت روزانه بيمارستان كسري


