صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
يزداني‌خرم:

كشتي را در لندن به بزرگی مي‌رسانم

اگر پول بموقع تزريق نشود، نخواهيم توانست برنامه‌هاي خود را سر فرصت پياده و اجرا كنيم. براي مثال بايد عرض كنم كه در حال حاضر يك ريال از پولي كه مسوولان قولش را براي شركت در دومين دوره بازي‌هاي كشورهاي اسلامي داده‌اند، به حساب فدراسيون نريخته‌اند. براي همين نيز از طريق نامه‌اي به كميته ملي المپيك گفتم اگر پول ندهيد، توقعي نيز براي مدال آوري نداشته باشيد.
کد خبر: ۷۷۵۵۴
| |
2441 بازدید
|
۲
با اين‌كه 3 سالي از حضورش در راس فدراسيون كشتي مي‌گذرد، اما همچنان تاكيد دارد كه كشتي در ايران مظلوم است و به اندازه توان، قابليت، مدال‌آوري و افتخارات آسيايي، جهاني و المپيكي اين رشته به آن توجه لازم نشده است.

محمدرضا يزداني‌خرم كه آمده است در روند‌ي بلندمدت، كشتي را مانند واليبال در جايگاه لازم خود قرار دهد، حالا با آگاهي و شناخت بيشتري از كشتي و مسائل آن سخن به ميان مي‌آورد؛ هر چند اين مدير باتجربه ورزش كشورمان اواخر دوره محمد علي‌آبادي با قهر رئيس ورزش مواجه شده بود و چه بسا اگر قرار بر تغييري در راس هرم مديريتي ورزش نبود، جاي خود را در فدراسيون كشتي نيز از دست مي‌داد، حالا از حمايت‌هاي رئيس جديد سازمان تربيت بدني برخوردار است و مي‌خواهد با ادامه برنامه‌ريزي‌هاي زيربنايي خود پايه‌اي‌‌محكم در كشتي بنا نهد و اين رشته را در المپيك 2012 لندن به جايگاهي‌شايسته رهنمون كند.

به هر حال ناكامي در المپيك قبلي (پكن 2008) درس خوبي است براي يزداني‌خرم و همكارانش در فدراسيون كشتي تا اين بار با چشماني باز و بدون غفلت راه به آينده‌اي روشن ببرند. در پكن، كل ورزش ايران شكست خورد و تنها مسوولان وقت ورزش خواستند آن را به پاي كشتي بنويسند و وي را مقصر ناكامي‌ها جلوه دهند. در حالي كه او خود را چندان مقصر نمي‌داند و تصريح دارد كه پيش از المپيك، هشدار لازم را در اين خصوص داده بود.

يزداني‌خرم كه 17 سال در واليبال ايران مديريت كرده بود، با اصرار محمد علي‌آبادي جايگزين محمدرضا طالقاني شد تا بلكه پسلرزه‌هاي اين تغيير دامن سازمان را نگيرد و همه به نوعي با ديد مثبت به آن بنگرند؛ البته مشكل طالقاني در آن مقطع، بدهي‌هاي زيادي ‌بود كه روي دست فدراسيون گذاشته بود و اين مساله به مذاق مسوولان ورزش خوش نيامد و عذرش را خواستند. چون يزداني‌خرم به‌عنوان مديري كه تزريق‌كننده منابع مالي به ورزش است، شناخته شده بود بايد اين مساله را حل مي‌كرد، اتفاقا همان سال اول چنين اتفاقي افتاد و بويژه با موفقيت كشتي در بازي‌هاي آسيايي 2006 قطر، دامنه توجهات به كشتي بيشتر شد.

اما عقب‌نشيني تيم ملي كشتي آزاد در جهاني باكو (2007 ) از عنوان نايب قهرماني سال 2006 و نزول تا رتبه هفتم و متعاقب آن ناكامي در المپيك پكن و اظهارات يزداني‌خرم در زمينه آمادگي‌اش براي تصدي رياست ورزش، وي را با قهر مسوولان وقت ورزش مواجه كرد تا ضمن خواستن عذرش از مسووليت بند «ب» ‌ كه به نوعي حوزه اقتدار مديريتي و مالي يزداني‌خرم به حساب مي‌آمد - به وي اعلام جنگي پنهان كنند؛ جنگي پنهاني كه با ايجاد محدوديت در راه واريز منابع مالي به فدراسيون كشتي كليد خورد تا با فشار مالي بر فدراسيون تحت امر يزداني‌خرم ، اين تابو كه يزداني‌خرم هيچ‌وقت از نداري نناليده را بشكند. البته يزداني‌خرم اين دوره برزخ را بخوبي تحمل كرد تا با رفتن علي‌آبادي از سازمان و آمدن علي سعيدلو، ورق به نفعش برگردد.

در حال حاضر كشتي از جمله رشته‌هايي است كه به گفته حميد سجادي معاون سازمان ‌برنامه‌هايش مورد تاييد قرار گرفته تا يزداني‌خرم كه از اين فراز و نشيب‌ها در ورزش زياد ديده، براي حضور در بازي‌هاي آسيايي گوانگجوي چين و المپيك لندن خيز بردارد. هر چند كه هنوز هم معتقد است اعتبارات مورد نظر به بدنه كشتي تزريق نشده است و اگر وعده‌هاي داده شده عملي نشوند، كشتي نخواهد توانست به آمالش جامه عمل بپوشاند.

گپ و گفت جام‌جم با مدير با تجربه ورزش كه تصريح دارد از همان بدو حضورش در كشتي شرط كرده براي متحول كردن اين رشته نياز به 10 سال كار دارد، خواندني است.


آقاي يزداني‌خرم! بي شك حالا با رئيس فدراسيوني همكلام شده‌ايم كه به نسبت 3 سال پيش كه از كشتي شناخت چنداني نداشت و مدام از سوي مخالفانش به مديري بيگانه و ناآشنا با اين رشته ياد مي‌شد، با زير و بم كار در كشتي آشنا شده و براي همين نيز با اعتماد به نفس بيشتري از آينده سخن به ميان مي‌آورد. تلقي خودتان از وضعيت فعلي چيست؟

بايد بگويم كشتي، ورزش ملي و مذهبي و به نوعي ورزش اول كشور است. اگر نيز مراجعه‌اي به تاريخ اسلام داشته باشيم متوجه مي‌شويم بسياري از ائمه به كشتي علاقه داشته‌اند و برهمين اساس اين رشته ميان كشورهاي اسلامي همواره علاقه‌مندان بسياري داشته است. از سوي ديگر ورزش ايران را با كشتي‌اش مي‌شناسند و اين مساله‌اي نيست كه بر كسي پوشيده باشد. منكر علاقه‌مندي مردم و جوانان به فوتبال نيستم، اما اگر 70 -60 درصد مردم به فوتبال علاقه‌مند باشند، 100درصد مردم به كشتي علاقه دارند و پيگير نتايجش هستند.

از اين نظر كشتي همواره پرچمدار ورزش ايران بوده و هر موقع نيز در عرصه رقابت‌هاي جهاني و المپيك موفق شده، اين موفقيت زمينه‌ساز موفقيت ديگر رشته‌ها نيز شده تا اين موفقيت‌ها در ورزش تبلور خاصي داشته باشد. عنايات ويژه رهبر معظم انقلاب، دولت و مجلس و مردم به اين رشته نشان‌دهنده اهميت موضوع است و بايد دوچندان بكوشيم تا به اين توقعات بالا، پاسخ مثبت دهيم. اينها را گفتم تا بگويم با وجود اين همه مدال‌آوري كشتي و قهرمانان و پيشكسوتان بزرگش در اقصا نقاط كشور، توجهي كه بايد به اين رشته صورت بگيرد، نمي‌شود و كشتي از گذشته تا امروز در نهايت مظلوميت زندگي كرده است. آناليزي كه طي 3 سال حضورم در كشتي انجام داده‌ام مويد اين نكته است كه كمترين دستمزد، كمترين امكانات و كمترين بها در ورزش ايران به كشتي‌گيران داده شده است.


خب با اين وضعيتي كه به آن اشاره داريد، ديگر رشته‌ها چه بايد بگويند كه يك سوم توجه به كشتي نيز به آنها نمي‌شود.

البته بحث جايگاه رشته‌ها نيز مطرح است كه به‌طور طبيعي كشتي وزن خود را دارد. تازه اين را هم بايد اضافه كنم كه هنوز كشتي ايران با توجه به جايگاه جهاني‌اش، تشكيلات مناسب و استاندارد خاص خود را ندارد و بي‌شك ساختمان اداري فدراسيون به هيچ‌وجه در شأن كشتي ايران نيست.

در حال حاضر براي برپايي اردوهاي نوجوانان و جوانان خود در هر 2 رشته آزاد و فرنگي با فقر محلي براي اردو مواجه هستيم و اين در شرايطي است كه بار اصلي كشتي ايران بر دوش اين مقاطع سني است و خانه كشتي نيز به واسطه كثرت اردوهاي برگزار شده در آن قادر به پاسخگويي در اين جهت نيست. اين مساله را من در نشست با علي سعيدلو مطرح كردم و قرار بر اين شد كه سازمان ما را در راه احداث اردوگاهي مجهز و آبرومند در اين جهت حمايت و همراهي كرده و بودجه لازم را اختصاص دهد.


حالا جاي خاصي را در اين زمينه مد نظر داريد؟

فعلا از سراسر كشور نامه‌هايي به فدراسيون واصل شده كه براساس آن استان‌ها اعلام آمادگي كرده‌اند كه زمين رايگان را براي ساخت خانه كشتي در اختيار بگذارند كه در حال بررسي پيشنهادهاي رسيده هستيم. البته نظر مربيان تيم ملي اين است كه خانه كشتي ويژه نوجوانان و جوانان را در منطقه‌اي خوش آب و هوا و در سطح ارتفاع داشته باشيم و براي همين احتمال مي‌رود كه در شمال كشور، مبادرت به احداث اين خانه كشتي كنيم. بايد تاكيد كنم كه سرمايه‌گذاري در مقاطع سني پايه، آينده كشتي ايران را بيمه مي‌كند و ما نبايد براي يك لحظه نيز از اين مساله غافل شويم.


كشتي ايران چه برنامه‌اي در راه بزرگي هميشگي در كشتي جهان مي‌خواهد داشته باشد و به نوعي فراز و فرودهاي نتيجه گيري خود را تحت كنترل بگيرد؟

يكي از اهداف اوليه ما در اين مسير، علمي كردن كشتي است. البته بايد اذعان كنم انستيتوي كشتي ايران كه قرار بود گام‌هاي اساسي در اين جهت بردارد و با جمع كردن نيروهاي علمي و انجام يك كار اساسي، علم اين رشته را به دنيا صادر كند، زياد در اين زمينه موفق نبوده است و دليلش هم به تغيير مديريت‌ها برمي‌گردد؛ البته در حال حاضر مي‌خواهيم از همكاري‌هاي آكادمي ملي المپيك استفاده‌اي خوب و بهينه داشته باشيم و به‌طور حتم آكادمي80درصد مشكلات ما را حل خواهد كرد.

20 درصد قضيه نيز به خودمان بر مي‌گردد كه آدم‌هاي فني و اهل فن را مورد استفاده قرار دهيم تا با مكان و بودجه لازم، كشتي را در مسير علمي به جلو هدايت كرده، اسباب سربلندي‌اش را فراهم كنيم. البته اين كار به بودجه لازم نياز دارد كه من اين را به رئيس سازمان گفته‌ام و قرار شده سازمان حمايت ويژه از برنامه‌هاي توسعه‌اي ما به عمل آورد. دنيا امروز در زمينه علمي كردن كشتي سرمايه‌گذاري كرده، ولي با سبك و سياق خويش.

يعني آمريكايي‌ها در اين زمينه سبك خود را دارند و روس‌ها نيز سبك خويش را. ما هم اگر مي‌خواهيم از قافله كشتي دنيا عقب نمانيم بايد در اين جهت كار كنيم. من از روزي كه وارد كشتي شدم تلاش كرده‌ام با اضافه كردن مربي بدنساز، متخصص تغذيه، آناليزور و فيزيوتراپ در كنار كادر فني، شرايط بهتري را به لحاظ تمرين‌ها و آمادگي حضور در مسابقات، پيش روي كشتي‌گيران ملي پوش قرار دهم. اين شرايط نيز تنها منحصر به تيم بزرگسالان نبوده و ما تلاش كرده‌ايم با وجود تمام مشكلات و كمبودهاي مالي، اين شرايط را براي تمام تيم‌هاي ملي در سطوح مختلف و در هر 2 رشته آزاد و فرنگي فراهم آوريم.


مساله بعدي به برنامه‌هاي پشتوانه‌سازي فدراسيون برمي‌گردد. يعني طوري قدم برداشته‌ايم كه استعدادهاي جوان را به لحاظ برخورداري از فيزيك مناسب مورد شناسايي قرار داده و روي آنها سرمايه‌گذاري كنيم. يعني كوشيده‌ايم محصولات آماده‌اي را براي استفاده تيم‌هاي ملي در هر زمان در اختيار داشته باشيم كه البته اين كار ما نتايج خود را به روشني در سال‌هاي بعد نشان خواهد داد.

به هر حال الان وضعيت در تيم ملي ما و بويژه در رشته آزاد به‌گونه‌اي است كه بين نفر اول و دوم در تعدادي از اوزان فاصله زيادي وجود دارد. اين در شرايطي است كه كشوري صاحب كشتي هستيم و خيلي قابل قبول نيست كه بگوييم فقر پشتوانه داريم.

قبول دارم؛ اما اين واقعيتي است كه در حال حاضر وجود دارد و چنين كاري نيز يك‌شبه براي كشتي ما به نتيجه نمي‌رسد. يعني اين‌طور نيست كه بسرعت بتوانيم يك فردين معصومي و سعيد ابراهيمي دومي در كشتي داشته باشيم.


قبول، اما هر مسوولي نيز كه در راس فدراسيون قرار گرفته، صحبت از بي‌پشتوانگي در كشتي كرده است. حال اين پرسش پيش مي‌آيد كه پس مسوولان چه كرده‌اند؟ آيا انتظار اين است كه مثل فوتبال همه محصولات حاضر و آماده در اختيار داشته باشند؟ همين روسيه كه اين همه مايه غبطه ما ايراني‌ها در زمينه كشتي است، با يك كار اصولي و پيوسته قهرمانان زيادي را پشت سر هم رديف كرده است تا هيچ زمان نيز كفگيرشان به ته ديگ نخورد.

قبول دارم و براي همين نيز مي‌گويم كه مي‌خواهيم اين مسير را اصلاح كنيم. هسته كار ما نيز بايد از مدارس شكل بگيرد تا با شناسايي نخبه‌ها در هر وزن، همواره چند كشتي‌گير آماده و قبراق را در اختيار داشته باشيم. اگر بخواهم حرف دلم را بزنم بايد بگويم كه مي‌خواهم مثل واليبال عمل كنم. در آنجا ما طرح شناسايي و پرورش قدبلندها را مورد توجه قرار داديم و توانستيم پايه و پشتوانه‌اي خوب را براي تيم‌هاي ملي مختلف شكل دهيم. در كشتي كه با وجود اين همه استعداد، دستمان بسيار باز است و بايد با سرمايه‌گذاري هدفمند، پشتوانه‌اي قوي را براي كشتي به‌وجود آوريم.

در كنار اين مسائل بايد به موضوع كسب ميزباني مسابقه‌هاي بين‌المللي و مهم نيز توجه لازم را نشان دهيم. همان‌طور كه مي‌دانيد در حال حاضر و به‌واسطه اين‌كه ما نمي‌توانيم مسابقه‌هاي زنان را برگزار كنيم از ميزباني مسابقه‌هاي آسيايي و جهاني محروم شده‌ايم كه اين مساله ضربه زيادي به كشتي ما مي‌زند. براي اين‌كه ضررهاي اين مساله را كاهش داده و شرايطي را فراهم كنيم كه كشتي‌گيرانمان با كشتي‌گيران خوب و مطرح دنيا مبارزه كنند، بايد با متقبل شدن هزينه‌هاي زياد، كشتي‌گيران خود را در تورنمنت‌هاي مختلف شركت دهيم تا ضمن كسب تجربه، آماده حضور در مسابقات مهم شوند. اگر چه اين مساله مشكلات خاص خود را دارد، اما با فدراسيون جهاني (فيلا) مذاكره كرده‌ايم تا مثل مسابقه‌هاي جام جهاني سال قبل، ميزبان مسابقه‌هاي مهم باشيم. البته خود فيلا نيز معترف است برگزاري مسابقه‌ها در ايران با توجه به سيل مشتاقان اين رشته در كشورمان، براي فدراسيون جهاني حائز اهميت بسيار است كه بايد ببينيم به چه شكل مي‌توان ميزباني مسابقه‌هاي مهم را گرفت.


به كار پايه‌اي در آموزش و پرورش در شرايطي اشاره مي‌كنيد كه مدتي است كشتي در اين بخش برچيده شده است.

طي اين سال‌ها، آموزش و پرورش به كانون‌هاي كشتي خود كمترين توجه را نشان داده و در عوض به رشته‌هاي رزمي بهاي بيشتري داده است. به هر حال با صحبت‌هايي كه در اين زمينه داشته‌ايم و بويژه با نظر وزير آموزش و پرورش، بزودي كانون‌هاي كشتي در آموزش و پرورش احيا خواهند شد. از سوي ديگر و با توجه به حساسيت موضوع به لحاظ فرهنگي و براي شكل‌گيري يك كار خوب، سالم و تاثيرگذار، برنامه ما اين است كه از وجود خود معلمان آموزش و پرورش در رده نوجوانان استفاده كنيم تا آنان به لحاظ تجربه و ارتباط كاري، يك كار منسجم و خوب ارائه دهند. حتي اگر با اين كار در كوتاه مدت مقام‌هاي قهرماني ونايب‌قهرماني آسيا را از دست بدهيم، اين كار را خواهيم كرد. البته آموزش و پرورش بايد در تمام استان‌ها فعال باشد كه اميدوارم با دستورالعمل وزير آموزش و پرورش كه توجه عميقي به ورزش دارد، اين كار در سطحي وسيع در كشور شكل گيرد و با رونق ورزش در مدارس، نه تنها در كشتي بلكه در تمام رشته‌ها، ورزش از وجود استعدادهاي ناب خود بهره‌مند شود.

يكي از مسائل مهم و قابل توجه در كشتي ما همواره اين بوده كه حضور عده‌اي از مربيان به منزله خروج تعدادي ديگر از مربيان از دايره خدمت بوده است. چرا نبايد همه سرمايه‌هاي مربيگري يكديگر را قبول داشته باشند و در كنار هم با يكدلي و همكاري متقابل، در راه مجد و عظمت كشتي ايران بكوشند؛ مساله‌اي كه در كشتي روسيه ديده مي‌شود و ما از آن بي‌بهره‌ايم.

يك نكته در سوال‌هاي قبلي شما از ذهنم افتاد و آن اين‌كه اگر نوسان نتايج كشتي ما در عرصه مسابقه‌هاي جهاني زياد بوده، يك دليلش به تغيير مداوم مربيان تيم ملي برگشته است. در حالي كه بايد قبول كنيم يك جا در ورزش اوج است و يك جا افت و بايد آستانه تحمل خود را در قبال اين نتايج بالا ببريم تا به ثبات برسيم. موضوع اختلافات مورد اشاره شما نيز هميشه در كشتي بوده و گرچه من به نوبه خود تلاش كرده‌ام همه را زير يك سقف جمع كنم، اما به هر حال بعضي‌ها در كشتي با هم قابل جمع شدن نيستند. وجود آدم‌هاي مختلف با فرهنگ‌هاي متفاوت و نگاه سنتي در مقابل افكار نو و علمي باعث اين تقابل و جبهه‌گيري است كه اميدوارم همه در جهت سرافرازي كشتي، چنين تفكراتي را از خود دور نمايند و پذيرا شوند كه در كنار هم به كشتي خدمت كنند.
مي‌خواهيم از سال بعد ليگي قوي و پويا داشته باشيم.كميت مهم نيست، بلكه بايد حضور كيفي مهم باشد كه گام‌هاي ابتدايي اين كار را برداشته‌ايم

ما در حال حاضر از وجود آقا صنعت در كشتي بهره‌منديم . او ماموريت دارد تمام مسائل فني كشتي را جمع و جور كرده و هماهنگي‌هاي لازم را ميان مربيان تيم‌هاي ملي در مقاطع مختلفبه‌وجود آورد. با سعه صدري كه وي از خود نشان داده اثرات اين هماهنگي و حضور آقا صنعت نيز به‌عنوان پيشكسوت و بزرگ‌تر كشتي محسوس است كه اميدواريم بتوانيم با كاري بلندمدت، نتيجه كار خود را در المپيك 2012 لندن بگيريم.


با توجه به ناكامي كشتي در المپيك پكن، كاملا طبيعي خواهد بود كه تمام انرژي و توان خود را به كار بگيريد تا از المپيك بعدي با دست پر خارج شويد. استراتژي شما براي حضور در اين رويداد بزرگ چيست؟

كار خاصي كه كرده‌ايم اين است كه 40 كشتي گير جوان وبا‌استعداد را از بين 400 كشتي‌گير در رشته آزاد و 40 فرنگي‌كار را از بين 700 جوان شناسايي و انتخاب كرده‌ايم تا با كاريحساب شده روي آنان، سطح فني و توانايي‌هايشان را ارتقا بخشيم. هدف نيز اين است كه اين تعداد كشتي‌گير تا المپيك لندن در اختيار فدراسيون باشند و به عنوان پشتوانه تيم‌هاي ملي كشتي آزاد و فرنگي مدام در كانون توجه باشند و هر ماه 12 تا 15 روز در برنامه‌هاي تمريني فدراسيون شركت كنند. با اين رويكرد مي‌خواهيم با دست پر از ميدان المپيك لندن خارج شويم، هم در آزاد و هم در فرنگي و دلمان هم به كسب چنين نتيجه‌اي روشن است.


بي‌شك براي حضور در المپيك لندن نبايد خود را گول زد و چنين انديشيد كه با همين تركيب فعلي تيم‌هاي ملي مي‌توان در اين بازي‌ها نيز حاضر شد و به نتيجه مورد نظر رسيد. بويژه اين‌كه به هر صورت تعدادي از كشتي‌گيران ملي پوش به آخر خط رسيده‌اند. حال اين سوال مطرح مي‌شود كه تا چه حد مي‌توان روي اين جوانان براي حضور در المپيك لندن حساب كرد؟

اين ديگر بستگي به نظر آقايان مربي و آقا صنعت دارد. تا آنجا كه صحبت كرده‌ايم، اگر يك جوان در مقابل بزرگان قابليت‌هايش را نشان دهد، ما به وي ميدان خواهيم داد و اجازه نمي‌دهيم وي تنها به‌واسطه كم تجربگي پشت سر نفرات باتجربه محو شود. البته سنتي كه پيش از اين بر كشتي حاكم بوده دچار گسست شده و ما مطابق تفكرات روز كشتي جهان عمل خواهيم كرد. اما اين را نيز قائليم كه با يك مسابقه انتخابي نمي‌توان دوبنده تيم ملي را بر تن كشتي‌گيري پوشاند و او را به مسابقه‌هاي جهاني و المپيك فرستاد.


طبيعي است كه كسي چنين نظري ندارد و بايد عملكرد كشتي‌گيران در كنار شركت در مسابقه‌هاي انتخابي مد نظر قرار گيرد تا بهترين و شايسته‌ترين نفرات براي حضور در رقابت‌هاي مهم انتخاب شوند.

همين‌طور است كه مي‌گوييد. ضمن آن‌كه ما به نظر مربيان تيم ملي هم اهميت مي‌دهيم. توجه كنيد كه براي حضور در رقابت‌هاي جهاني دانمارك، نظر مربيان تيم در وزن 84 كيلوگرم روي احسان لشكري بود و شايد اگر وي را در مسابقه‌هاي جهاني شركت مي‌داديم، صاحب مدال مي‌شد، اما ما مسابقه گذاشتيم و جمال ميرزايي انتخاب شد كه در همان دور اول با پذيرش شكست از كشتي‌گير كوبايي از گردونه رقابت‌ها حذف شد.


و به‌طور طبيعي به تركيب كادر فني تيم‌هاي ملي كشتي آزاد و فرنگي دست نخواهيد زد؟

نه. برنامه ما فاصله 4 ساله بين 2 المپيك را در برمي‌گيرد و بسادگي به تركيب مربيان دست نخواهيم زد. يعني مي‌خواهيم از همان ابتدا به كادر فني تيم‌ها اين اطمينان را بدهيم كه برنامه‌ريزي‌شان 4 ساله باشد و تنها امروز را نبينند.


پيش از المپيك نيز برنامه حضور در بازي‌هاي آسيايي 2010 گوانگجوي چين را پيش‌رو داريد. با توجه به موفقيت در دوره قبلي بازي‌ها، با چه رويكردي براي اين بازي‌ها گام بر مي‌داريد؟

اگر از سوي سازمان و كميته ملي المپيك بودجه‌هاي مورد نظر در اختيارمان قرار گيرد به شما قول مي‌دهم كه حتي بهتر از دوحه (كسب 4 طلا) نتيجه خواهيم گرفت. در حال حاضر تمام قول‌هاي داده شده در جهت اعطاي اعتبارات به كشتي نتيجه مشخصي نداشته و مسوولان فعلا ما را به آينده دلخوش كرده‌اند. در حالي كه اين مساله براي ما حياتي است و اگر پول بموقع تزريق نشود، نخواهيم توانست برنامه‌هاي خود را سر فرصت پياده و اجرا كنيم. براي مثال بايد عرض كنم كه در حال حاضر يك ريال از پولي كه مسوولان قولش را براي شركت در دومين دوره بازي‌هاي كشورهاي اسلامي داده‌اند، به حساب فدراسيون نريخته‌اند. براي همين نيز از طريق نامه‌اي به كميته ملي المپيك گفتم اگر پول ندهيد، توقعي نيز براي مدال آوري نداشته باشيد.


اما كشتي ما كه نبايد دغدغه مدال‌آوري از بازي‌هاي اسلامي داشته باشد. با تيم سوم خود نيز مي‌توانيم از اين بازي‌ها مدال درو كنيم.

البته‌ اين بازي‌ها براي ما مهم است و نبايد كشتي گيران كشورهايي چون قزاقستان، مصر، تركيه و جمهوري آذربايجان را دست كم گرفت.


برسيم به موضوعي كه براي فدراسيون چالش زا بوده است؛ بحث مربيگري كادر فني كشتي آزاد در ليگ. آيا نمي‌شد مربيان تيم ملي را از حضور در ليگ منع كرد تا جاي حرف و حديثي باقي نماند؟

به نظر من مربيگري كادر فني تيم‌هاي ملي در ليگ هيچ عيبي ندارد و خودمان اين مجوز را به آنان داديم كه در ليگ نيز حاضر شوند و به درآمدي برسند. به هر حال نمي‌شود انتظار داشت كه مربيان تيم ملي 9 ماه تمام در اردوها بي وقفه زحمت بكشند و بعد براي حضور در ليگ كه مي‌تواند پولي را نصيبشان سازد، بگوييم مربيگري نكن و ديگران بهره‌اش را ببرند. اين كار 90 درصد فايده دارد و نمي‌توان به صرف زيان 10 درصدي، چشم خود را بر فوايد آن ببنديم. البته عده‌اي تنها مي‌خواهند چوب لاي چرخ كشتي بگذارند كه نظر آنها براي ما مهم نيست.

بي‌شك اگر ليگ مي‌خواهد بهره‌اي براي كشتي ما داشته باشد، اين بهره بايد در درجه اول به مربيان و كشتي‌گيران تيم ملي برسد و نمي‌توان گفت كه اين كار غيرمنطقي است. آن هم در شرايطي كه ما حقوق زيادي به مربيان تيم‌هاي ملي خود پرداخت نمي‌كنيم. اين را نيز ناگفته نگذارم كه مي‌خواهيم از سال بعد ليگي قوي و پويا داشته باشيم. كميت مهم نيست، بلكه بايد حضور كيفي مهم باشد كه گام‌هاي ابتدايي اين كار را برداشته‌ايم.


و سخن پاياني محمد رضا يزداني‌خرم...

ما كار فرهنگي در كشتي را آغاز كرده‌ايم و كشتي‌گيران و مربيان اكنون متوجه شده‌اند كسي در فدراسيون به آنان دروغ نمي‌گويد و اين را نيز با كار و عمل خود نشان داده‌ايم. هدف من فراهم كردن اسباب بزرگي كشتي است و اميدوارم بتوانم تا زماني كه در اين رشته افتخارآفرين هستم، كشتي را در شرايطي قرار دهيم كه همواره در سطح اول جهان، حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.

همراه فني رئيس

يزداني‌خرم هر جا كه بحث فني پيش مي‌آيد، همه چيز را به محمدعلي صنعتكاران احاله مي‌دهد. قهرمان اسبق جهان و دارنده مدال برنز المپيك كه در مقام اولين رئيس فدراسيون كشتي بعد از انقلاب اسلامي به اين رشته خدمت كرده و علاوه بر آن طي سال‌ها نيز به عنوان نايب رئيس و مدير تيم‌هاي ملي در خدمت جامعه كشتي بوده است؛ هر چند هميشه اين مساله براي «آقا صنعت» ‌وجود داشته كه وي به واسطه حضور خانواده‌اش در كانادا، هر از چند گاهي مجبور به سفر دور و درازي به اين كشور شود، اما به هر حال يزداني‌خرم به اين خبره و پيشكسوت كشتي اعتقاد دارد و مي‌خواهد از زاويه ديد مرد باران ديده كشتي، افق قهرماني و مدال‌آوري را براي كشتي ايران زمين به تصوير بكشد.

بي‌شك حضور آقا صنعت در بدنه فدراسيون، باعث حضور طيف وسيعي از بزرگان و گوش شكسته‌هاي افتخارآفرين كشتي‌در مقر‌مديريتي كشتي ايران مي‌شود. مثل محمد ابراهيم سيف پور كه يزداني‌خرم به شوخي مي‌گويد هر موقع سيف‌پور را مي‌بينم متوجه مي‌شوم آقا صنعت در اتاق كارش حي و حاضر است؛ هر چند در جريان اين گفتگو آقا صنعت و سيف پور در اتاق رئيس حضور داشتند تا گاهي نقبي به گذشته بزنند و براي استدلال هايشان از تاريخ كمك بگيرند.

مثل اين‌كه سيف‌پور اشاره‌اي داشت به رقابت انتخابي المپيك 60 رم كه در مسابقه‌اي حساس با مرحوم محمد علي‌خجسته‌پور مساوي كرده است تا مرحوم بلور كه آن زمان حرف اول و آخر را در تيم ملي مي‌زد، دست روي وي به عنوان يك جوان آتيه‌دار بگذارد و دوبنده تيم ملي را به او دهد. اشاره سيف پور بر اين بود كه مدعيان جوان بايد شايستگي‌هاي خود را در مقابل بزرگان كشتي نشان دهند و مسلما محمدعلي صنعتكاران به عنوان نايب رئيس و مدير تيم‌هاي ملي از كنار فروغ جوانان بسادگي عبور نخواهد كرد كه البته ما هم اميدواريم اين مدير سرد و گرم چشيده بتواند با انگشت گذاشتن بر استعدادهاي جوان كشتي، راه و رسم بزرگي در كشتي جهان را بدرستي به آنان آموزش دهد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
qsoochbo
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۰
20
wqxovcng
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۰
20
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟