بروجردي: فقط بلديم موفقيتهاي كاذب را در بوق و كرنا كنيم
رشتهي ما مديريت ورزشي است ولي فقط خودمان ميدانيم كه چه ميگوييم ... مسوولان ورزش مملكت نميدانند كه ما منظورمان از اين حرفها چيست... .مملكت ما نيروي وفادار مومن زياد دارد كه اگر از آنها به خوبي استفاده شود، ورزش ايران به اوج ميرسد ... از المپيك 1960 به اين طرف فقط داريم تجربه ميكنيم، نميدانم چه وقتي قرار است از اين تجربيات استفاده كنيم.
عضو هيات علمي دانشگاه كردستان در گفتوگو با ايسنا، افزود: اساس يك فدراسيون برنامه و شناخت است. يعني هر سازمان بايد يك شناخت عملكردي داشته باشد. بايد مشخص كنيم كه كجا هستيم، كجا ميخواهيم برويم و چگونه؟ بايد تصويري از وضع موجود ترسيم كنيم. اين تصوير بايد واقعبينانه باشد نه براساس مسايل روزنامهاي و تبليغي. يكي از مشكلات اساسي ورزش ما اين است كه وضع موجود را نميشناسيم. تصويري از وضعيت موجود تحت تاثير جو نشان ميدهيم، كه واقعيت ندارد و كاذب است. اگر ميخواهيم كار اساسي انجام دهيم ابتدا بايد فدراسيونها را مورد مطالعه قرار داده و وضع موجود آنها را ترسيم كنيم.
سعيد صادقي بروجردي با بيان اينكه تغيير در فدراسيونهاي ورزشي تاثيري در بهبودي شرايط ورزشي كشور ندارد، تصريح كرد: تغيير در مديريت زماني خوب است كه اين تغيير با توصيف وضع موجود انجام شود. كسي كه ميخواهد رييس فدراسيون شود، بايد نقاط قوت و ضعف فدراسيون را بشناسد و براساس آن برنامهي عملكردي بريزد.
وي گفت: اصلا جايگاه برنامهي عملكردي در ورزش ما كجاست؟ كدام فدراسيون گفته كه ما در اين جايگاه هستيم و قرار است تا المپيك به اين جايگاه برسيم. كدام فدراسيون از المپيك گذشته تاكنون طبق برنامه كار كرده است؟ كدام فدراسيون ميداند كه با چه برنامهاي بايد جايگاه خود را در گوانگجو ارتقا دهد؟ برنامه نداريم چرا كه آدمهايي كه اهل كارند، در سيستم نيستند. فقط بلديم موفقيتهاي كاذب را در بوق و كرنا بيندازيم. تا زماني كه ورزش را از سياست خارج نكنيم، هيچ بحث عقلاني نداريم.
عضو هيات علمي دانشگاه كردستان در پاسخ به اين سوال كه به نظر شما ايران ميتواند جايگاه خود را در بازيهاي آسيايي نسبت به دوحه ارتقا بخشد، تاكيد كرد: اگر صادقانه عمل كنيم و طبق روحيهي جوانمردي پيش برويم، جايگاه ما چندان فرقي نميكند. ما فقط درجا ميزنيم و روش عقلاني نداريم. هضم نفر يا آوردن نفر و تغيير رييس فدراسيون مشكل ورزش ما نيست. مشكل اساسي ورزش ما داشتن يا نداشتن برنامه است. جدا از فدراسيون بسكتبال و تاحدودي واليبال بقيه فدراسيونها پسرفت داشتهاند. ما فقط به عقب رفتهايم و اين پس روي ما هيچ توجيهي ندارد، چون گزينشها در ورزش احساسي و سياسي است. براي خانهتكاني فدراسيونها شايسته سالاري نداريم. تا زماني كه براساس شايستهسالاري پيش نرويم، وضع ورزش ما همين خواهد بود.
اين استاد دانشگاه با ابراز تاسف از وضعيت كشتي كشور گفت: به عنوان مثال در فدراسيون كشتي روسيه يك برنامهي عملكردي وجود دارد. آنها در مسابقات دسته چندم جهاني چهارتا قهرمان تراز اول خود را نميآورند مدال بگيرند سپس در بوق و كرنا كنند و بگويند قهرمان شديم بلكه آنها از حالا دارند براي المپيك برنامهريزي مي كنند. اما، ما چه كردهايم؟ چند قهرمان 34، 35 ساله را ميبريم تا برايمان مدال بياورند و ما پزش را بدهيم. در مسابقات جهاني روسها قهرمانان اصلي خود را كنار تشك گذاشته بودند تا جوانها را كوچينگ كنند و از سويي از لحاظ ديداري در كوران مسابقات باشند ولي ما چه كردهايم؟ چهار تا پيرو پاتال را برديم تا مدال به گردنشان بياندازيم.
وي افزود: در اين شرايط رييس فدراسيون كشتي به مسوولان گفته كه ما به اين مسابقات نميرويم كه مدال بگيريم. هدفش از شركت در چنين مسابقاتي فقط محك زدن جوانان است. او ميخواهد هشت جوان را براي المپيك چهار سال آينده آماده كند. به اين ميگويند يك برنامهي عملكردي. فراز و نشيبها در آنجا كنترل شده است.
اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال كه چه كسي ميتواند اين برنامهي عملكردي را براي فدراسيون بنويسد، آيا مسووليت متوجه رييس فدراسيون است؟ تاكيد كرد: نفر نميتواند اين كار را انجام دهد. بايد يك كميتهي فني متشكل از افراد صاحب نظر داشته باشيم و آنها برنامههاي خود را ارايه دهند. اين برنامهها نبايد رويايي باشد. از افرادي كه ديدگاه فني ندارند، نبايد در اين كميتهها استفاده شود. در حالي كه انگار ما در ايران قطع الرجال داريم و فقط هميشه با شش، هفت نفر دور هم ميچرخيم.
وي افزود: من به عنوان يك متخصص قديمي تربيت بدني به سعيدلو ميگويم كه يك كميتهي فني درست كند و احراز صلاحيت روساي فدراسيون را برمبناي برنامه تعيين كند. از كساني كه تجربهي مديريتي و برنامهي عملكردي دارند، بخواهد كه برنامهي خود را در 30، 40 صفحه براي ادارهي فدراسيون تنظيم كند. فصول پيش برنده در اين برنامه به طور كامل مشخص و ريز برنامهها آورده شود. قول ميدهم كه هيچ رييس فدراسيوني با 10 برگ برنامه هم رييس فدراسيون نميشود.
بروجردي گفت: نيت خير دليل بر پيشبرد برنامه نيست. نيت خير خوب است به شرط آنكه عملكرد خير به دنبال داشته باشد. رياست فدراسيون يك كار فردي نيست بايد برمبناي برنامهي عملكردي، قابليتهاي اجرايي و دسترسي به هدف انتخاب شود نه براي اينكه به سفر برود و در سوابق خود بياورد كه من رييس فدراسيون بودهام. به نظر من بعضي از روساي كنوني فدراسيونها را هرگز نبايد ديگر انتخاب كرد. آنها بايد وارد ليست شوند. بايد افراد بدانند كه عملكردهاي آنها نقد ميشود و اگر ضعيف كار كنند، بركنار ميشوند. برنامهي عملكردي بايد شامل اهداف كوتاه مدت، بلند مدت و ميان مدت باشد. مثلا فدراسيون كشتي بگويد كه من كشتيگيران زير 21 سال را به مسابقات جهاني ميبرم ولي به فكر مدال نيستم. بايد با منطق صحبت كند و اين مسابقات را محل ارزيابي قرار دهد. روي اين افراد سرمايهگذاري كند تا براي المپيك چهار سال آينده جزء داراييهاي ما شوند.
بروجردي در پايان اظهار كرد: متاسفانه رشتهي ما مديريت ورزشي است ولي فقط خودمان ميدانيم كه چه ميگوييم و مسوولان ورزش مملكت نميدانند كه ما منظورمان از اين حرفها چيست. اين الفباي مديريت است. هر مديري بايد وضعيت موجود خود را بشناسد. مملكت ما نيروي وفادار مومن زياد دارد كه اگر از آنها به خوبي استفاده شود، ورزش ايران به اوج ميرسد اما، ما متاسفانه از المپيك 1960 به اين طرف فقط داريم تجربه ميكنيم. نميدانم كي قرار است از اين تجربيات استفاده كنيم. اينها همه فقط به اين دليل است كه ما برنامه نداريم.


