محمد مهدی فقیهی با ارایه پیشنهادی گفت:
رهبری مطمئن باشند نخبگان حوزه و دانشگاه به آرمانهای انقلاب پایبندند
دلسوزان کشور که در دلدادگی آنها نسبت به نظام، انقلاب و شخص رهبری تردیدی نیست، اما دغدغههایی دارند که این دغدغهها به جز با دخالت شخص مقام معظم رهبری برطرف نخواهد شد، چرا که در این جمع، نخست این که ایشان اطمینان خواهند یافت که بچههای انقلابی، یک گام از انقلاب و ولایت فقیه عقب ننشستهاند و دوم آن که تحلیل آنها نسبت به مسائل پس از انقلاب و نحوه مدیریت کشور را بشنوند.
کد خبر: ۷۶۹۶۰
| | 15178 بازدید
محمد مهدی فقیهی که بیشتر جامعه او را با روزنامه «انتخاب» میشناسند، در سالهای گذشته به عنوان چهره نواندیش دینی شناخته میشود؛ فقیهی که قائم مقامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم را نیز در کارنامه خود دارد از سال ۸۳ و پس از تعطیلی روزنامه انتخاب، از پذیرفتن پست و مشاغل دیگر سرباز زد و وقت خود را بیشتر معطوف به فعالیتهای پژوهشی و مطالعاتی کرد. او در گفتوگویی با «تابناک» با بررسی ریشهای مسائل انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با نگاهی خاص به دنبال ارایه راهی برای خروج از وضع موجود است.
محمد مهدی فقیهی در آغاز به این پرسش که "بیشتر تحلیل هایی که از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ارایه شده ناظر به تحلیل شکلی و فرایندها بوده است، از نظر شما ریشههای آنچه رخ داد در چیست؟" گفت:
رویارویی ما با پدیدهای به نام انتخابات و بروز یکسری مشکلات که به دلیل برخی مسائل به چیزی شبیه بحران انجامید از وجوه مختلفی قابل تحلیل است. آنچه مسلم است این که رفتار مجموعه اجرایی در چهار سال گذشته، مسائلی را پدید آورد که در قبل، حین و پس از انتخابات، فرصت نحوهای از «بروز» را پیدا کرد. همه کسانی که در این اعتراض شرکت کردند، نوعی از اين اعتقاد را داشتند. حضور اصناف و طبقات گوناگون را ما پیش از انتخابات در رقابتها میبینیم. پس از انتخابات، این گرایشها به یک شعار نسبتا واحد میرسند، چرا که همه کسانی که زیر پرچم کاندیداها آمدند، از چیزی ناراحت بودند. چنانچه در دوره اصلاحات هم همین سخن را گفتم که سران اصلاحات خودشان هم نمیدانند چه چیز میخواهند و چه چیز را نمیخواهند اصلاح کنند و نظرات آنان چه ارتباط و چه نسبتی با انقلاب، اعتقادات جمهوری اسلامی و .... دارد.
او در مواجهه با این پرسش که "یعنی از نظر شما برای تحلیل این نوع رفتار سیاسی باید به قبلتر برگردیم؟"
این گونه در مقام پاسخ برآمد:
بله، در واقع آنان سوار موجی از نارضایتیهای عمومی مردم از دوران پیش از 76 شدند و همان گونه كه بارها تاكيد كردهام، پيروزي اصلاح طلبان در دوم خرداد، نوعي مخالفت با جريان حاكم پيش از دوم خرداد بود. اصلاح طلبان نيز در اداره هشت ساله کشور، با علم کردن و تيتر كردن یک مسألهای از افراطي ترين بخش جریان رقیب ، روزشان گذراندند تا مشكلات عديده ي آن روزها به نوعي به فراموشي بسپارند؛ بنابراین، مشکلات بسیاری داشتیم که میشد در هشت سال خاتمی حل شود و برای همین، رفتار آنان، سبب پیروزی رادیکالترین طیف جریان اصولگرا شد و برای همین، بسیاری از آسیبهای کنونی، معطوف به رفتار آنهاست. اگر بحث عبور از این و آن طرح شد، از زمان آنان ایجاد شد (مثل هاشمی). به هر روی، اگر بپذیریم که دوم خرداد براساس نارضایتی از رفتار ما قبل آن بود، درباره احمدینژاد نیز چنین است.
در جریان سیاسی امروز حاكم بر كشور، در بخشی از شعارها به برخی از اصول انقلاب اسلامی رجوع شد، ولی بدون توجه به مصلحت و بدون داشتن تحلیل درست از شرایط؛ بنابراین، مشکل اساسی ما این است، هرچند برخی حرفها و شعارها خوب است، ولی شاید در برخی شرایط این شعارهای خوب، موافق منافع و امنیت ملی نباشد، و برای همین در هر جریانی باید این مسأله ملاک عمل قرار گیرد و به خاطر همین با این مسأله روبهرو هستیم. ضمن آنكه گاه، شعارهايي چنين صرفاًبه عنوان ابزار قدرت استفاده شد و اساساً از سوي مروجان آن در دوره ي فعلي، اعتقادي بدان وجود نداشت.
این پژوهشگر حوزه دین و سیاست، دیدگاه خود درباره پرسش مقابل را به شکل زیر ارایه داد: "این انتخابات رنگ و بویی متفاوت از انتخابات دوره های پیشین داشت، شما این تفاوت ها را چه از حیث نتایج حاصل از رقابت و چه از حیث پیامهای سیاسی و اجتماعی آن، چگونه ارزیابی میکنید؟"
شرايط ناگوار امروز كشور افراط و تفریطهای مشهود و دالاني كه اينك، مسائل كشور از آن طي طريق مي كنند و روندي كه طي مي كند براي هر كسي كه به امام خميني و انديشه هاي ايشان، و انقلاب و آرمانها و اصول آن نحوه اي دلدادگي دارد جاي نگراني و دلواپسي دارد؛ شك نداريم كه از ابتداي سال جاري و به ويژه در انتخابات و به ويژه بعد از آن اتفاقات ناگوار و دردناكي كه رخ داد و احساس همه ي دلدادگان انقلاب اسلامي و امام خميني و ولايت فقيه و امثال آن را جريحه دار كرد؛ اما از سوی ديگر، براي مهار آن چه بايد كرد و قرار دادن كشور در شرايطي كه فضا براي نشر نظريه هاي اساسي انقلاب و هم توسعه همه جانبه آماده شود.
ابتدا نيازمند تحليل كاملي از وضعيت موجود هستيم ، بايست اولا به درستي و با توجه به مولفه هاي واقعي شرايط را چنانكه هست دريابيم و در مرحله ي بعد ببينيم كه كشور در صورتي كه امور بر همين پاشنه بچرخد به كجا مي رود و در چه ايستگاه و وضعيتي قرار خواهد گرفت و اگر وضع موجود و روندي كه طي مي شود را با اصول اساسي انقلاب و انديشه هاي حضرت امام خميني و رهبر معظم انقلاب، و امنيت و مصالح و منافع ملي ناسازگار يافتيم به تحليل عوامل واقعي حوادث گذشته و جاري بنشينيم و پس از شناخت ان و ترسيم درست و حقيقت مطلوب (كه ممكن است در چند فاز به ان برسيم) دست به طراحي و تدوين برنامه اي منظم و منسجم بزنيم كه با كمترين ضايعات و اشكال آفريني ها ما را از اين كرانه عبور دهد و به شرايط مطلوب رهنمون شود.
من در اينجا در پي افشاي مقصر يا مقصرين آنچه پيشامد و ميآيد نيستم، بلكه به نظر مي رسد در مرحله ي نخست اولويت اين است بدانيم انچه پيش آمده محصول كاركرد يك يا چند جريان قدرتمند در كشور در يك فرايند به نسبت طولاني (تقريبا ده ساله) است. چنين نبوده كه همه چيز بر وفق اصول و قواعد و آرمان هاي انقلاب و اصول حاكم بر همه ي فعاليتها (اصول اخلاقي) شكل گرفته باشد و ظرف چند روز به ناگاه كشور با مشكلات سنگيني نظير آنچه ديديم رو در رو شده باشد، اين از يك جهت، از سوي ديگر دخالت واضح بيگانگان در مسائل كشور است كه مدتي است دشمنان تفكر انقلاب اسلامي، قدرتهاي بزرگي كه از روز نخست با انديشه و شكل گرفتن انقلاب اسلامي با آرمانهاي حضرت امام مخالفت كردند و با پيروزي انقلاب هر روز به شكلي در صددد براندازي انقلاب اسلامي بودند. مدتي است كه بسيار عور و لخت و خارج از همه ي موازين و اصول شناخته شده بينالمللي در همه مسائل كشور ما دخالت كنند البته در اين حوادث هم در پيدايش و هم در وسعت بخشيدن و هم در ادامه آن دخالت و دستهاي پليد بيگانه اشكار است.
با اين شرايط فكر مي كنيد چه بايد كرد؟
بله، سخن اين است كه چه بايد كرد، ببينييد چنان نيست كه دشمن - آن هم دشمناني كه هم به دانش و بينش قوي تكيه دارند و به تكنولوژي برتر و هم به نحوه ي بهره برداري از مسائل، حوادث و تكنولوژي - آمده باشند، خودشان زمينه اين مشكلات را فراهم كرده باشند (البته ممكن است در جاهايي زمينه هايي هم ايجاد كرده باشند اما در اين بخش كار دست كم چنان نرفته اند كه به خوبي به چشم بيايند) هم بعد از ساختن زمينهها، بلواها و مسائل و ابهامات را طراحي كرده باشند و هم عملياتي و اجرا؛ امروز بايد بپذيريم كه زمينه عمده يا برخي از اين مشكلات در درون و از ناحيه كاركرد جريان هاي تاثيرگذار به وجود آمده، دشمنان فرصت طلبانه با استفاده از اوضاع به ماجراي اخير دامن زده اند و با دست بخشيدن و عمق بخشيدن به مسائل سوار بر موج شده اند و اينك به مدد مهندسي هاي بعضا غلط و نوع مديريت شرايط كه گاه صحيح نبوده، كشور را به سمتي مي برند كه چاره اي جز رويارويي با ان نيست. امروز همه ي مردم همه ي نخبگان همه ي دانشجويان بايستي به اتكا و نكته ي بسيار اساسي كه رهبر معظم انقلاب به ان تاكمد كردند، با تكيه بر بصيرت و تحليل درست مسائل و اصلي و فرعي كردن مسائل، در مرحله نخست كاري كنند كه راه دخالت بيگانه در كشور بسته شود.
نكته بعد اين است كه پيشامدهاي ماههاي اخير سؤالهاي بسياري را براي جمع به نسبت كثيري از انقلابيون قديمي و عاشقان امام و انقلاب و رهبري به وجود اورده كه اگر به واقع در صدد برون رفت از اين اوضاع هستيم، بايستي ضمن شناخت اين پرسشها، حركتي اقناعی را براي اين گروه تاثيرگذار شروع كنيم.
اين كه بگویيم اوضاع طبيعي است و هيچ مشكلي نيست، نديدن صورت مساله و يا تلاش براي پاك كردن صورت مساله است و بالطبع كمكي به حل مسئله نمي كند. رهبر معظم انقلاب در ماه هاي اخير به كرات و با تأكيد، به مسائلي اشارت بردند كه متاسفانه جو حاكم بر كشور نگذاشته است هيچ يك از راهبردهاي اعلام شده از سوي ايشان عملياتي شود.ايشان حركت به سوي وضعيتي وحدت آفرين را چونان راهبردي بي بديل براي مقابله با حوادث اخير طرح كردند و بصيرت را به مثابه شرايط لازم و دستمايه حركت به سمت شكل گيري و عمق بخشيدن به وحدت ملي را گوشزد كردند. از طرفي نخبگان كشور را (به عنوان طيفي كه تاثير بي بديل در شكل گيري فضاي امروز و فرداي كشور را دارند) مخاطب قرار دادند و وظيفه ي خطير انها را در اين برهه از زمان بارها طرح و مورد تأكيد قرار دادند.
اما متاسفانه تا به حال هيچ حركتي كه بتواند با استفاده از رهنمودهاي ايشان نخبگان را به حركت در اورد و مسائل را چنان كه اصل بصيرت مي گويد تبيين و تحليل كنند و وظيفه هر قشر را به او گوشزد كنند انجام نشده و به مدد مسئولیت بزرگی كه همه اين جماعت براي امروز و فرداي كشور دارند آنها را به سمت شكل دهي فضايي ترغيب كنند كه امروز كشور نيازمند آن است.
ضمن آنكه باید متوجه شويم كه چه شرايطي باعث شده است اين اتفاق با اين تأخير مشكل ساز روبهرو شود و چه معنايي غالب شده است كه هر گاه كوچكترين روزنه اي به سمت حركت به سوي مؤلفههاي وحدت آفرين شروع ميشود مسائل خاصي طرح ميشود و اين حركت را به محاق مي برد.
به نظر اين درست نيست كه عده اي تبليغ كرده اند كه نخبگان كشور با اين مسائل پيش آمده از انقلاب و آرمانهاي آن فاصله گرفتهاند، كساني كه اين حرفها را می سازند، خواسته و تمايل خود به صورت خبر و خبر انجام شده منعكس ميكنند.
درست است كه بسياري از نخبگان حوزه اي و دانشگاهي نسبت به آنچه پيش آمده و روندي كه طي ميشود، رضايتي ندارند گاه آنها را مضر و خلاف مصالح انقلاب و نظام و امام و رهبري مي دانند، اما چنين نيست كه نخواهند كاري بكنند. امروز عمده نخبگان.حوزه و دانشگاه آماده اند كه همانگونه كه رهبري فرزانه انقلاب خواسته اند با ورود به عرصه به تأثيرگذاري بپردازند و چنان كنند كه شايسته و بايسته است.
عمده نزديك به تمام نخبگان حمايت جدي از رهبر معظم انقلاب و ولايت فقيه را كه حفظ آن با اساسي ترين بخشهاي امنيت ملي، مصالح و منافع ملي ايران گره خورده است وظيفه خود مي دانند.
فقیهی در پایان پیشنهاد مشخص خود برای عملی شدن آنچه در بالا گفت را اینگونه مطرح کرد:
گروهي از فرزانگان كشور و نخبگان حوزه اي و دانشگاهي كه در آنچه عرض شده همدل و هم داستانند و در اين روزها تماسهاي فشرده اي را با هم داشته اند و دانسته اند كه نبايد بگذارند ، عدهاي خاص برطبل فاصله گرفتن نخبگان از انقلاب و رهبري بكوبند، ما حاضريم با همه قوا و ... پشت سر رهبري به تدوين و طراحي برنامهريزي بپردازيم كه مي تواند ضمن تحكيم جايگاه ولايت فقيه و تبعيت از مقام معظم رهبري، كشور را به سمتي هدايت كند كه شايسته و بايسته است.
اما اين گروه دغدغههايي دارند كه مشتاقند آنها را با رهبر و مقتدايشان در ميان بگذارند و از حضور ايشان بخواهند شخصا ولو براي يك بار مداخله كنند، فضايي فراهم شود كه شخص ايشان با حمایت همه جانبه عمده نخبگان حوزه و دانشگاه اطمینان بیشتری پیدا کنند.
در واقع، هماکنون مشکل ما این است که بسیاری از نخبگان، راهی را برای ورود پیدا نمیکنند تا بتوانند با اثرگذاری، فضا را به سوی آرامش و وحدت ببرند.
حال پیشنهاد ما این است که دلسوزان کشور که در دلدادگی آنها نسبت به نظام، انقلاب و شخص رهبری تردیدی نیست، اما دغدغههایی دارند که این ذغدغهها به جز با دخالت شخص مقام معظم رهبری برطرف نخواهد شد، چرا که در این جمع، نخست این که ایشان اطمینان خواهند یافت که بچههای انقلابی، یک گام از انقلاب و ولایت فقیه عقب ننشستهاند و دوم آن که تحلیل آنها نسبت به مسائل پس از انقلاب و نحوه مدیریت کشور را بشنوند.
در واقع، نگرانی بخشی از نخبگان این است که این نوع رفتار به تضعیف جایگاه نظام و رهبری بینجامد.
ما بر این باوریم که دستهایی در کار است که اینان با استفاده ابزاری، دروغ و غیرمعتقدانه به ارزشهای انقلاب، کشور را در راهی قرار میدهند که رکن ولایت فقیه را در نقطه ي كرنر قرار دهند و برای همین، تصمیم جدی بر این است که نگذاریم چنین اتفاقی که خواست بیگانه است، رخ دهد.
هماکنون مشکل این است که فضای منطقی و عقلانی در حال از دست رفتن است و من بر این باروم که این جمع متشکل از دوستان و اساتید ما، خواهند توانست این فضای احساسی شکلگرفته را بشکند و منطق و عقلانیت را به جامعه بازگرداند و برای همین معتقدیم گروه های مختلف مردم به جز اقلی که مرتبط با بیگانهاند، اگر ما با اینها خردمندانه سخن بگوییم و حول محور ولایت فقیه بر فرض این که حتی اشتباهی هم شده باشد، جمع شده و مشکلات را حل کنند، چرا که اگر فصلاخطاب بودن جایگاه ولایت فقیه در این کشور از بین برود، امنیت ملی ما در برابر بیگانه از بین خواهد رفت و بنابراین، هیچ ایرانی حاضر نیست که وضعیتی مشابه عراق و افغانستان در ایران تکرار شود. پس وظیفه هر ایرانی معتقد به ایران، آرمانهای امام و انقلاب، این است که با اعلام حضور حول محور رهبری و ولایت فقیه، مشکلات را حل کنند. رهبر انقلاب در این مدت، سخنان بسیاری درباره راهکارهای خروج از این فضا داشتهاند و این در حالی است که ردههای بعدی ایشان، هیچ راهکار عملیاتی نیاندیشیدهاند؛ بنابراین، ما بر این باوریم که میتوانیم چنین پتانسیلی را ایجاد کرده و کشور را به صورت نرم به سمت وحدت پیش ببریم. این از طرف گروه عظیمی از نخبگان حوزه و دانشگاه است که امروز به دلیل این که سخن بسیاری از نخبگان شنیده نمیشود، نگران و مکدرند.
محمد مهدی فقیهی در آغاز به این پرسش که "بیشتر تحلیل هایی که از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ارایه شده ناظر به تحلیل شکلی و فرایندها بوده است، از نظر شما ریشههای آنچه رخ داد در چیست؟" گفت:
رویارویی ما با پدیدهای به نام انتخابات و بروز یکسری مشکلات که به دلیل برخی مسائل به چیزی شبیه بحران انجامید از وجوه مختلفی قابل تحلیل است. آنچه مسلم است این که رفتار مجموعه اجرایی در چهار سال گذشته، مسائلی را پدید آورد که در قبل، حین و پس از انتخابات، فرصت نحوهای از «بروز» را پیدا کرد. همه کسانی که در این اعتراض شرکت کردند، نوعی از اين اعتقاد را داشتند. حضور اصناف و طبقات گوناگون را ما پیش از انتخابات در رقابتها میبینیم. پس از انتخابات، این گرایشها به یک شعار نسبتا واحد میرسند، چرا که همه کسانی که زیر پرچم کاندیداها آمدند، از چیزی ناراحت بودند. چنانچه در دوره اصلاحات هم همین سخن را گفتم که سران اصلاحات خودشان هم نمیدانند چه چیز میخواهند و چه چیز را نمیخواهند اصلاح کنند و نظرات آنان چه ارتباط و چه نسبتی با انقلاب، اعتقادات جمهوری اسلامی و .... دارد.
او در مواجهه با این پرسش که "یعنی از نظر شما برای تحلیل این نوع رفتار سیاسی باید به قبلتر برگردیم؟"
این گونه در مقام پاسخ برآمد:
بله، در واقع آنان سوار موجی از نارضایتیهای عمومی مردم از دوران پیش از 76 شدند و همان گونه كه بارها تاكيد كردهام، پيروزي اصلاح طلبان در دوم خرداد، نوعي مخالفت با جريان حاكم پيش از دوم خرداد بود. اصلاح طلبان نيز در اداره هشت ساله کشور، با علم کردن و تيتر كردن یک مسألهای از افراطي ترين بخش جریان رقیب ، روزشان گذراندند تا مشكلات عديده ي آن روزها به نوعي به فراموشي بسپارند؛ بنابراین، مشکلات بسیاری داشتیم که میشد در هشت سال خاتمی حل شود و برای همین، رفتار آنان، سبب پیروزی رادیکالترین طیف جریان اصولگرا شد و برای همین، بسیاری از آسیبهای کنونی، معطوف به رفتار آنهاست. اگر بحث عبور از این و آن طرح شد، از زمان آنان ایجاد شد (مثل هاشمی). به هر روی، اگر بپذیریم که دوم خرداد براساس نارضایتی از رفتار ما قبل آن بود، درباره احمدینژاد نیز چنین است.
در جریان سیاسی امروز حاكم بر كشور، در بخشی از شعارها به برخی از اصول انقلاب اسلامی رجوع شد، ولی بدون توجه به مصلحت و بدون داشتن تحلیل درست از شرایط؛ بنابراین، مشکل اساسی ما این است، هرچند برخی حرفها و شعارها خوب است، ولی شاید در برخی شرایط این شعارهای خوب، موافق منافع و امنیت ملی نباشد، و برای همین در هر جریانی باید این مسأله ملاک عمل قرار گیرد و به خاطر همین با این مسأله روبهرو هستیم. ضمن آنكه گاه، شعارهايي چنين صرفاًبه عنوان ابزار قدرت استفاده شد و اساساً از سوي مروجان آن در دوره ي فعلي، اعتقادي بدان وجود نداشت.
این پژوهشگر حوزه دین و سیاست، دیدگاه خود درباره پرسش مقابل را به شکل زیر ارایه داد: "این انتخابات رنگ و بویی متفاوت از انتخابات دوره های پیشین داشت، شما این تفاوت ها را چه از حیث نتایج حاصل از رقابت و چه از حیث پیامهای سیاسی و اجتماعی آن، چگونه ارزیابی میکنید؟"
شرايط ناگوار امروز كشور افراط و تفریطهای مشهود و دالاني كه اينك، مسائل كشور از آن طي طريق مي كنند و روندي كه طي مي كند براي هر كسي كه به امام خميني و انديشه هاي ايشان، و انقلاب و آرمانها و اصول آن نحوه اي دلدادگي دارد جاي نگراني و دلواپسي دارد؛ شك نداريم كه از ابتداي سال جاري و به ويژه در انتخابات و به ويژه بعد از آن اتفاقات ناگوار و دردناكي كه رخ داد و احساس همه ي دلدادگان انقلاب اسلامي و امام خميني و ولايت فقيه و امثال آن را جريحه دار كرد؛ اما از سوی ديگر، براي مهار آن چه بايد كرد و قرار دادن كشور در شرايطي كه فضا براي نشر نظريه هاي اساسي انقلاب و هم توسعه همه جانبه آماده شود.
ابتدا نيازمند تحليل كاملي از وضعيت موجود هستيم ، بايست اولا به درستي و با توجه به مولفه هاي واقعي شرايط را چنانكه هست دريابيم و در مرحله ي بعد ببينيم كه كشور در صورتي كه امور بر همين پاشنه بچرخد به كجا مي رود و در چه ايستگاه و وضعيتي قرار خواهد گرفت و اگر وضع موجود و روندي كه طي مي شود را با اصول اساسي انقلاب و انديشه هاي حضرت امام خميني و رهبر معظم انقلاب، و امنيت و مصالح و منافع ملي ناسازگار يافتيم به تحليل عوامل واقعي حوادث گذشته و جاري بنشينيم و پس از شناخت ان و ترسيم درست و حقيقت مطلوب (كه ممكن است در چند فاز به ان برسيم) دست به طراحي و تدوين برنامه اي منظم و منسجم بزنيم كه با كمترين ضايعات و اشكال آفريني ها ما را از اين كرانه عبور دهد و به شرايط مطلوب رهنمون شود.
من در اينجا در پي افشاي مقصر يا مقصرين آنچه پيشامد و ميآيد نيستم، بلكه به نظر مي رسد در مرحله ي نخست اولويت اين است بدانيم انچه پيش آمده محصول كاركرد يك يا چند جريان قدرتمند در كشور در يك فرايند به نسبت طولاني (تقريبا ده ساله) است. چنين نبوده كه همه چيز بر وفق اصول و قواعد و آرمان هاي انقلاب و اصول حاكم بر همه ي فعاليتها (اصول اخلاقي) شكل گرفته باشد و ظرف چند روز به ناگاه كشور با مشكلات سنگيني نظير آنچه ديديم رو در رو شده باشد، اين از يك جهت، از سوي ديگر دخالت واضح بيگانگان در مسائل كشور است كه مدتي است دشمنان تفكر انقلاب اسلامي، قدرتهاي بزرگي كه از روز نخست با انديشه و شكل گرفتن انقلاب اسلامي با آرمانهاي حضرت امام مخالفت كردند و با پيروزي انقلاب هر روز به شكلي در صددد براندازي انقلاب اسلامي بودند. مدتي است كه بسيار عور و لخت و خارج از همه ي موازين و اصول شناخته شده بينالمللي در همه مسائل كشور ما دخالت كنند البته در اين حوادث هم در پيدايش و هم در وسعت بخشيدن و هم در ادامه آن دخالت و دستهاي پليد بيگانه اشكار است.
با اين شرايط فكر مي كنيد چه بايد كرد؟
بله، سخن اين است كه چه بايد كرد، ببينييد چنان نيست كه دشمن - آن هم دشمناني كه هم به دانش و بينش قوي تكيه دارند و به تكنولوژي برتر و هم به نحوه ي بهره برداري از مسائل، حوادث و تكنولوژي - آمده باشند، خودشان زمينه اين مشكلات را فراهم كرده باشند (البته ممكن است در جاهايي زمينه هايي هم ايجاد كرده باشند اما در اين بخش كار دست كم چنان نرفته اند كه به خوبي به چشم بيايند) هم بعد از ساختن زمينهها، بلواها و مسائل و ابهامات را طراحي كرده باشند و هم عملياتي و اجرا؛ امروز بايد بپذيريم كه زمينه عمده يا برخي از اين مشكلات در درون و از ناحيه كاركرد جريان هاي تاثيرگذار به وجود آمده، دشمنان فرصت طلبانه با استفاده از اوضاع به ماجراي اخير دامن زده اند و با دست بخشيدن و عمق بخشيدن به مسائل سوار بر موج شده اند و اينك به مدد مهندسي هاي بعضا غلط و نوع مديريت شرايط كه گاه صحيح نبوده، كشور را به سمتي مي برند كه چاره اي جز رويارويي با ان نيست. امروز همه ي مردم همه ي نخبگان همه ي دانشجويان بايستي به اتكا و نكته ي بسيار اساسي كه رهبر معظم انقلاب به ان تاكمد كردند، با تكيه بر بصيرت و تحليل درست مسائل و اصلي و فرعي كردن مسائل، در مرحله نخست كاري كنند كه راه دخالت بيگانه در كشور بسته شود.
نكته بعد اين است كه پيشامدهاي ماههاي اخير سؤالهاي بسياري را براي جمع به نسبت كثيري از انقلابيون قديمي و عاشقان امام و انقلاب و رهبري به وجود اورده كه اگر به واقع در صدد برون رفت از اين اوضاع هستيم، بايستي ضمن شناخت اين پرسشها، حركتي اقناعی را براي اين گروه تاثيرگذار شروع كنيم.
اين كه بگویيم اوضاع طبيعي است و هيچ مشكلي نيست، نديدن صورت مساله و يا تلاش براي پاك كردن صورت مساله است و بالطبع كمكي به حل مسئله نمي كند. رهبر معظم انقلاب در ماه هاي اخير به كرات و با تأكيد، به مسائلي اشارت بردند كه متاسفانه جو حاكم بر كشور نگذاشته است هيچ يك از راهبردهاي اعلام شده از سوي ايشان عملياتي شود.ايشان حركت به سوي وضعيتي وحدت آفرين را چونان راهبردي بي بديل براي مقابله با حوادث اخير طرح كردند و بصيرت را به مثابه شرايط لازم و دستمايه حركت به سمت شكل گيري و عمق بخشيدن به وحدت ملي را گوشزد كردند. از طرفي نخبگان كشور را (به عنوان طيفي كه تاثير بي بديل در شكل گيري فضاي امروز و فرداي كشور را دارند) مخاطب قرار دادند و وظيفه ي خطير انها را در اين برهه از زمان بارها طرح و مورد تأكيد قرار دادند.
اما متاسفانه تا به حال هيچ حركتي كه بتواند با استفاده از رهنمودهاي ايشان نخبگان را به حركت در اورد و مسائل را چنان كه اصل بصيرت مي گويد تبيين و تحليل كنند و وظيفه هر قشر را به او گوشزد كنند انجام نشده و به مدد مسئولیت بزرگی كه همه اين جماعت براي امروز و فرداي كشور دارند آنها را به سمت شكل دهي فضايي ترغيب كنند كه امروز كشور نيازمند آن است.
ضمن آنكه باید متوجه شويم كه چه شرايطي باعث شده است اين اتفاق با اين تأخير مشكل ساز روبهرو شود و چه معنايي غالب شده است كه هر گاه كوچكترين روزنه اي به سمت حركت به سوي مؤلفههاي وحدت آفرين شروع ميشود مسائل خاصي طرح ميشود و اين حركت را به محاق مي برد.
به نظر اين درست نيست كه عده اي تبليغ كرده اند كه نخبگان كشور با اين مسائل پيش آمده از انقلاب و آرمانهاي آن فاصله گرفتهاند، كساني كه اين حرفها را می سازند، خواسته و تمايل خود به صورت خبر و خبر انجام شده منعكس ميكنند.
درست است كه بسياري از نخبگان حوزه اي و دانشگاهي نسبت به آنچه پيش آمده و روندي كه طي ميشود، رضايتي ندارند گاه آنها را مضر و خلاف مصالح انقلاب و نظام و امام و رهبري مي دانند، اما چنين نيست كه نخواهند كاري بكنند. امروز عمده نخبگان.حوزه و دانشگاه آماده اند كه همانگونه كه رهبري فرزانه انقلاب خواسته اند با ورود به عرصه به تأثيرگذاري بپردازند و چنان كنند كه شايسته و بايسته است.
عمده نزديك به تمام نخبگان حمايت جدي از رهبر معظم انقلاب و ولايت فقيه را كه حفظ آن با اساسي ترين بخشهاي امنيت ملي، مصالح و منافع ملي ايران گره خورده است وظيفه خود مي دانند.
فقیهی در پایان پیشنهاد مشخص خود برای عملی شدن آنچه در بالا گفت را اینگونه مطرح کرد:
گروهي از فرزانگان كشور و نخبگان حوزه اي و دانشگاهي كه در آنچه عرض شده همدل و هم داستانند و در اين روزها تماسهاي فشرده اي را با هم داشته اند و دانسته اند كه نبايد بگذارند ، عدهاي خاص برطبل فاصله گرفتن نخبگان از انقلاب و رهبري بكوبند، ما حاضريم با همه قوا و ... پشت سر رهبري به تدوين و طراحي برنامهريزي بپردازيم كه مي تواند ضمن تحكيم جايگاه ولايت فقيه و تبعيت از مقام معظم رهبري، كشور را به سمتي هدايت كند كه شايسته و بايسته است.
اما اين گروه دغدغههايي دارند كه مشتاقند آنها را با رهبر و مقتدايشان در ميان بگذارند و از حضور ايشان بخواهند شخصا ولو براي يك بار مداخله كنند، فضايي فراهم شود كه شخص ايشان با حمایت همه جانبه عمده نخبگان حوزه و دانشگاه اطمینان بیشتری پیدا کنند.
در واقع، هماکنون مشکل ما این است که بسیاری از نخبگان، راهی را برای ورود پیدا نمیکنند تا بتوانند با اثرگذاری، فضا را به سوی آرامش و وحدت ببرند.
حال پیشنهاد ما این است که دلسوزان کشور که در دلدادگی آنها نسبت به نظام، انقلاب و شخص رهبری تردیدی نیست، اما دغدغههایی دارند که این ذغدغهها به جز با دخالت شخص مقام معظم رهبری برطرف نخواهد شد، چرا که در این جمع، نخست این که ایشان اطمینان خواهند یافت که بچههای انقلابی، یک گام از انقلاب و ولایت فقیه عقب ننشستهاند و دوم آن که تحلیل آنها نسبت به مسائل پس از انقلاب و نحوه مدیریت کشور را بشنوند.
در واقع، نگرانی بخشی از نخبگان این است که این نوع رفتار به تضعیف جایگاه نظام و رهبری بینجامد.
ما بر این باوریم که دستهایی در کار است که اینان با استفاده ابزاری، دروغ و غیرمعتقدانه به ارزشهای انقلاب، کشور را در راهی قرار میدهند که رکن ولایت فقیه را در نقطه ي كرنر قرار دهند و برای همین، تصمیم جدی بر این است که نگذاریم چنین اتفاقی که خواست بیگانه است، رخ دهد.
هماکنون مشکل این است که فضای منطقی و عقلانی در حال از دست رفتن است و من بر این باروم که این جمع متشکل از دوستان و اساتید ما، خواهند توانست این فضای احساسی شکلگرفته را بشکند و منطق و عقلانیت را به جامعه بازگرداند و برای همین معتقدیم گروه های مختلف مردم به جز اقلی که مرتبط با بیگانهاند، اگر ما با اینها خردمندانه سخن بگوییم و حول محور ولایت فقیه بر فرض این که حتی اشتباهی هم شده باشد، جمع شده و مشکلات را حل کنند، چرا که اگر فصلاخطاب بودن جایگاه ولایت فقیه در این کشور از بین برود، امنیت ملی ما در برابر بیگانه از بین خواهد رفت و بنابراین، هیچ ایرانی حاضر نیست که وضعیتی مشابه عراق و افغانستان در ایران تکرار شود. پس وظیفه هر ایرانی معتقد به ایران، آرمانهای امام و انقلاب، این است که با اعلام حضور حول محور رهبری و ولایت فقیه، مشکلات را حل کنند. رهبر انقلاب در این مدت، سخنان بسیاری درباره راهکارهای خروج از این فضا داشتهاند و این در حالی است که ردههای بعدی ایشان، هیچ راهکار عملیاتی نیاندیشیدهاند؛ بنابراین، ما بر این باوریم که میتوانیم چنین پتانسیلی را ایجاد کرده و کشور را به صورت نرم به سمت وحدت پیش ببریم. این از طرف گروه عظیمی از نخبگان حوزه و دانشگاه است که امروز به دلیل این که سخن بسیاری از نخبگان شنیده نمیشود، نگران و مکدرند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
دلبسته یاران خراسانی خویشم
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




