برخي مديران، مربيان و بازيكنان ما دنبال استخدام تماشگر هستند!
يك كارشناس فوتبال گفت: وقتي در فوتبالي كه برخي مديران، مربيان و حتي بازيكنان در پي داشتن تماشاگراني براي خود هستند و تازه اين تنها بخشي از معضلات ماست كه با اصل عرف هواداري در دنيا در تضاد است، ساماندهي تماشاچيان نيازمند بررسي و راهكارهاي عميق و دقيق است.
مجيد جلالي در گفتوگو با ايسنا، پيرامون عدم ساماندهي هواداران تيمها و سردادن شعارهايي كه باعث ايجاد فشار رواني روي بازيكنان و مربيان ميشود، اظهار كرد: ساماندهي تماشاچيان مقولهاي چند جانبه بوده و به نوعي محصول مشترك نهادهاي فرهنگي كشور، سازمان تربيت بدني، فدراسيون فوتبال، هياتها، باشگاهها و حتي مربيان و بازيكنان تيمهاست. تماشاگران به عنوان مهمترين حامي باشگاهها محسوب ميشوند و حتي ميتوانند در زمينههاي پولسازي به شكل اسپانسري قوي ظاهر شوند.
وي افزود: اما متاسفانه بنابر آنچه كه در باشگاههاي ما وجود دارد به تماشاگران به مثابه يك اسپانسر نگاه نميشود و حتي شاهديم كه اين معادله كاملا برعكس اجرا ميشود. مسوولان تيمها بعضا سعي ميكنند برخي هواداران را به طرق مختلف استخدام كرده و آنها را حامي خودشان كنند. آنجاست كه ميان تماشاچياني كه بايد حامي تيمشان باشند، افراد حقوقبگيري هم وجود دارد كه هر زمان به هر دليلي در اصل حقوق و سودش لطمهاي حس كند براي حفظ آن شتافته و آن وقت هويت حامي بودنش از دست ميرود. متاسفانه اين رويه باعث ميشود كه به مرور مربي تيم هم براي خود تعدادي تماشاگر استخدام ميكند و حتي بازيكنان هم با ديدن چنين وضعيتي بعضا در پي داشتن تماشاگراني براي خود هستند!
اين كارشناس فوتبال ادامه داد: در اين حالت تلاقي اين تماشاگران كه هر كدام خود را متعلق به فردي ميدانند، مشكلات زيادي را در استاديومها به بار ميرود كه مهمترين آن مشكل فرهنگي است. آنجاست كه تماشاگران به نقطه مشتركي نرسيده و ديگر به جاي آنكه هوادار تيم باشند، هوادار فرد ميشوند! حتي با رفتن فرد مورد نظر از تيمي به تيم ديگر، تماشاگرانش هم به جاي جديد نقل مكان ميكنند. اين مسايل به هيچ وجه در عرف هواداري فوتبال جايي ندارد اما در فوتبال ايران به چشم خورده و از اصليترين معضلهاي ماست.
جلالي تاكيد كرد: بايد براي ساماندهي تماشاچيان دستورالعملهاي مختلفي طراحي كرد كه صرف ارايه خدمات مناسبي به تماشاچيان در استاديومها، تعريف و اجراي درستي از حضور آنها به عنوان حامي و اسپانسر تيمها داشته باشيم.
وي درباره بحث احساس تماشاچيان از داشتن نقش و دخالتي در سرنوشت تيمشان، تصريح كرد: تماشاگران ميتوانند از طريق ايجاد مجمع قانونمندي عضو تيمشان باشند. البته كاركرد اين مجمع در تصميمگيريها بايد رويكرد كلان داشته باشد؛ به تعبيري هواداران يك تيم به شرط عضويت در مجمع باشگاه، تنها بتوانند در انتخاب مديرعامل تيمشان نقش ايفا كنند. بايد در اين زمينه اساسنامهاي طراحي شود كه به مشاركت مردم در تيمها بيانجامد. مجمع فوق ميتوانند در استانها و مناطق مختلف كشور شاخههايي نيز داشته و خود منجر به گستردگي و ساماندهي هواداران تيم، شود.
سرمربي تيم فولاد خوزستان درباره نقش داوريها در نابسامانيهاي تماشاچيان، به ايسنا گفت: در اين زمينه بايد بين تماشاچيان و داوريها اعتماد بوجود آيد. من به عنوان يك تماشاگر بايد ببينم همه چيز در اين رابطه منصفانه انجام ميشود. يعني اگر اشتباه تاثيرگذاري از داور ميبينم كه در نتيجه بدست آمده تيمم تاثيرگذار است و منجر به آزردگي خاطرم ميشود، بعدا مرجع منصفي هم باشد كه براي آن داور جرايم و تنبيهاتي در نظر گيرد. اما اگر ببينم نهايتا پس از دو هفته محروميت، داور مورد نظر باز هم قضاوت ميكند، خودبخود تحت تاثير قرار ميگيرم. همچنين بايد ضوابطي باشد كه رفتار بد تماشاچيان كنترل شده و باعث درنظرگيري محروميتي براي آنها هم شود. تمام اين قوانين و برنامههاي بايد در امتداد هم قرار گيرند تا باعث كسب نتيجه مطلوب شوند.
وي خاطرنشان كرد: همچنين در بيان آنكه كميته انضباطي فدراسيون فوتبال در اين بين چه نقش و جايگاهي دارد؛ تشكيلات دادگاه فوتبال كجا بايد باشد، زيرمجموعه چه نهادي باشد، حد و حدود كاركرد آن چطور تعريف شود و... مسايل عميقي است كه در جاي خود جاي بررسي فراوان دارد.


