چشم گردشگران به جمال تعميرگاهها روشن!
دريانيوز نوشت:
امروزه گردشگري به عنوان يكي از مهمترين صنعت جهاني در حال رشد است و به گفته كارشناسان تا چند سال آينده جايگزين صنعت نفت وخودروسازي خواهد شد. ايران با پتانسيل گردشگري بالا جزء ده كشور اول جهان به لحاظ دارا بودن جاذبه هاي گردشگر ي است اما در صنعت گردشگري از هفتاد كشوري كه در اين زمينه فعال مي باشند در رتبه شصت ونهم قرار دارد كه اين آمار نشان مي دهد ما هنوز گردشگري را به عنوان يك صنعت باور نكرده و شرايط وزير ساخت ها را نيز براي جذب گردشگر فراهم نكرديم.
براي هر تغييري نياز به سه عنصر اساسي است. زير ساخت، فرهنگ و بينش از عواملي است كه مي تواند شرايط تغيير را در هر جامعه ويا هر موضوعي بوجود آورد. چنانچه بخواهيم در صنعت گردشگري به تغييرات اساسي دست پيدا كنيم بايد بينش مان را در راستاي تغييرات ساختاري با شرح خدمات كه نيازمند مطالعه مي باشد تغيير دهيم وپذيرش فرهنگي مردم منطقه را مورد بررسي قرار داده وزير ساخت هاي گردشگري را هم به تناسب نياز فرهنگي منطقه كه با آن سازگاري داشته باشد فراهم نماييم.
لذا در مرحله اجرايي وجود سرمايه و طرح و برنامه از عوامل مهم و تاثير گذار مي باشند كه متاسفانه به دليل آنكه تفسير درستي از سرمايه نشده ،نتوانستيم از آن استفاده بهينه نماييم.سرمايه تنها پول و وجه نقد نمي باشد بلكه سرمايه متشكل از نيروي انساني آموزش ديده ، نيروي متخصص در دستگاههاي اجرايي و سرمايه گذار با دانش مي باشدكه در هر سه بخش با مشكل عمده روبرومي باشيم.
استان مازندران با دارا بودن 15 الي 20 ميليون گردشگر داخلي و خارجي در سال از استانهاي برتر در جذب گردشگرمي باشد. وجود درياي مازندران، دامنه هاي جنگلي و كوهستاني، وجود رودخانه ها ، آبهاي معدني متعدد ، آبشارها ، غارها ، چشمه ها و بيش از 800 آثار تاريخي شناسايي شده مازندران را به عنوان يكي از استانهاي نمونه با جاذبه هاي توريستي طبيعي متنوع مطرح كرده است.
از آنجاييكه در استان مازندران به دليل كشاورزي بودن (اگر چنين باشد ) بيشتر برنامه هاي استان را به اين سمت سوق داده ايم و از بخش هاي ديگر به ويژه گردشگري كه قابليت هاي فراواني هم دارد بسيار عقب افتاده ايم و آن را به عنوان يك صنعت كه امروزه 60 الي 90 درصد سود ناخالص ملي كشور هاي توسعه يافته مثل انگلستان ، آلمان، آمريكا و فرانسه از راه صنعت گردشگري بدست مي آيد باور نكرده ايم
كشوري مثل تركيه كه تا 20 سال پيش به ايران وابسته بود شرايطي را فراهم كرد و با كمك گرفتن از كشور هاي توسعه يافته و درك صحيح از صنعت گردشگري امروز به جايي رسيده كه كشورهاي توسعه يافته به آن وابستگي زيادي دارند و گردشگري در تركيه به عنوان يك مايه حياتي در رگهاي اين كشور جاريست.
امارات نيز كه مثل ايران اقتصاد آن بر پايه نفت مي چرخيد و كشوري بياباني بود با ساخت و ساز هاي مصنوعي مثل مراكز بزرگ خريد ، هتل هاي چند ستاره و فراهم كردن امكانات رفاهي براي گردشگران خود را در صنعت گردشگري جهان مطرح نمود.
شايان به ذكر است كه در ساحل فرح آباد ساري به عنوان ساحل مركز استان مازندران امكانات رفاهي اوليه حتي سرويس بهداشتي وجود ندارد اما شايد دلمان بخواهد به اندازه كشور هاي اروپايي از راه گردشگري درآمد داشته باشيم. كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه توريسم را به عنوان يك فرصت برشمردند نه به عنوان تهديد و تلاش كرده اند و از اين فرصت بهره بردند. جايگاه توريسم در ايران چگونه است ؟ توريسم فرصت است يا تهديد؟
با توجه به اينكه مازندران هر ساله ميزبان گردشگران زيادي از داخل و خارج مي باشد بايد نگاهمان را به توريسم تغيير دهيم و همچنان با گردشگران با نگاه سنتي برخورد نكنيم. گردشگري ديگر يك شغل خدماتي نيست يك صنعت است و اين تفاوت نگاه ما را سالها از آنچه را كه بايد باشيم عقب نگه داشته است.
تفاوت نگاهي كه هيچ كس حاضر نيست به خاطر آن بهايي بپردازد تا مازندران رشد كند. از مزيت هاي مهم صنعت گردشگري به نسبت صنايع ديگر حجم سرمايه گذاري اوليه اي است كه بسيار كم است ولي سود بيشتري دارد. هم نسبت اشتغال و هم نسبت درآمد زايي آن به نسبت صنايع ديگر بيشتر است. با ورود هر گردشگر به منطقه حدود 6 نفر به طور مستقيم و غير مستقيم مشغول به كار مي شوند و حدود 50 الي 80 هزار تومان سقف هزينه هر گردشگر در منطقه است.
در كشور هاي توسعه يافته 78 سازمان و ارگان با هم همكاري مي كنند تا صنعت گردشگري به رشد و توسعه برسد ولي در كشور ما 7 يا 8 سازمان هم با هم به توافق نمي رسند و به اصطلاح «آبشون تو يه جوب نمي ره». يكي ديگر از مشكلاتي كه گردشگري مازندران را عقب نگه داشته است كشاورزي بودن مازندران است كه حدود 60 درصد از اراضي مازندران به اصطلاح به كشاورزي اختصاص داده شده و گردشگري سهم بسيار ناچيزي از اين زمينها را در اختيار دارد.به طور مثال شهرستان سوادكوه با وجود جاذبه هاي توريستي بسيار زيبا كه در كشور كم نظير است و يكي از دروازه هاي ورودي مازندران نيز مي باشد و هر ساله گردشگران زيادي از اين مسير تردد مي كنند از 2078 كيلومتر مربع مساحت سوادكوه تنها حدود 2 هكتار (21740 متر) به تاسيسات روبنايي گردشگري اختصاص داده شده كه اگر گردشگري را درك كرده باشيم اين آمار فاجعه اي بسيار عظيم است.
يكي از عوامل مهمي كه باعث جذب گردشگران در مازندران مي باشد درياست. دريايي كه مظلوم واقع شده و همه مظلوميتش را در دل دريايي اش جا داده و در گوشه اي آرام گرفته است. همچنانكه مي دانيم دريا متولي ندارد.سالها مي گوييم و هيچ اتفاقي نيفتاده است. يكي از مشكلاتي كه در سواحل با آن روبرو هستيم در اختيار داشتن سواحل توسط ارگانهاي دولتي و كاربري هاي مسكوني است كه آن را از استفاده عموم خارج مي كند و شرايط براي اجراي طرح جامع و هماهنگ در سواحل وجود ندارد.
از شهرهاي ساحلي كه عبور مي كنيم به جاي اينكه دريا چشم نوازي كند ديوار ها، ساختمانها و مغازه ها قد كشيده اند و چشم نوازي ها جايشان را به دلخراشي ها داده اند. در ورودي و خروجي شهرهاي به اصطلاح توريستي مازندران كه در ديد مسافران مي باشد و نمادي از زيبايي شهر هستند تا دلت بخواهد تعميرگاه وجود دارد و زيبايي شهر با روغن و گريس و آچار و پيچ گوشتي در آميخته و شهر چه زيبا شد. با اين وجود گردشگران در مورد ما چه فكر مي كنند خدا مي داند، درحاليكه در كشورهاي توسعه يافته، شغل هاي اين چنيني در بازارچه هايي كه براي اين منظور تعبيه گرديده، كنار هم تمركز يافته و از جلوه ناخوشايند مبادي ورودي شهرها كاسته است.
در نتيجه مازندران مستلزم اجراي طرح جامع گردشگري است. به جاي اينكه سرمايه گذار براي ما تعيين و تكليف كند ما به عنوان سياست گذاران گردشگري در استان بايد طرح جامعي را تهيه و طي فراخواني از سرمايه گذاران دعوت و در نقاط تعيين شده و در چارچوب يا الگويي كه براي آنها تعيين شده است، به مطالعه و اجراي طرح بپردازند. در حاليكه در حال حاضر شخص سرمايه گذار سياست گذار نيز مي باشد كه اين امر با طرح جامع گردشگري منافات دارد.
hichkas nakhahad amad
انگار دنیا در ام القری اسلام به پاسان رسیده بود برای شما !!
تو عربستانش هم اینطور رفتار نمیکنند .




