"داستانی کوتاه از سفر یک زائر خانه خدا"
یکی از کابران "تابناک" در پیامی آورده است:
حاج مصطفی از نزدیکان بنده می باشد که به تازگی از سفر معنوی حج بازگشته بود. اوج سادگی او در برگزاری برنامه های سفرحج او برایم خیلی جالب بود. در آستانه سفر خود تدابیر خوبی را انجام داد.
اول اینکه از راه اندازی کاروان جماعت بستگان به سمت فرودگاه جهت مشایعت، با تشکر و قدردانی از آنها ممانعت نمود و با یک آژانس به سمت فرودگاه به تنهایی حرکت کرد.
در هنگام حلالیت طلبی از همه نیز خواست برای استقبال هم به فرودگاه نیایند. حاج مصطفی که خود با دقت مشکلات مردم را در این ترددها می دانست این خواسته خود را طرح می کرد. شاید در نگاه اول برای بعضی کمی این طرز فکر و نوع نگاه، ثقیل و سنگین بود اما نزدیکان هم چاره ای در اجابت تصمیم او نمی دیدند و البته تا حد زیادی از ته دل از این تدبیر خوشحال بودند.
تازه مطلب دیگری هم که ایشان اصرار داشتند این بود که از دیگران می خواست بعد از سفر از آوردن هر نوع هدیه و کادو خودداری نمایند. ایشان می دانست این رسم بوجود امده هم برای بستگان موجب زحمت خواهد بود و هم برای خود و خانواده اش.
از دیگر تدابیر خوبش این بود که از خانواده خود تقاضا کرد از نصب پلاکاردهای مختلف که نوعی اسراف است جلوگیری نمایند و در صورت امکان فقط یک ریسه چراغانی آویزان نمایند.
خلاصه این حاجی خوب ما به مکه مکرمه مشرف شد و بعد از مدتی به میهن بازگشت. بعد از آن نزدیکان با حضور در منزل نامبرده زیارت قبولی گفتند و دهانی شیرین کردند و بعد یک میهمانی ساده برای بستگان و نزدیکان در منزل خود به شکرانه این سفر برپا نمود. سادگی پذیرایی او در مراسم ولیمه نیز دیدنی بود. تنها یک نوع غذا با ماست و سبزی. جای همه دوستان خالی.
دیگر از فیلمبردار و پلاکارد و دسته گل و این تشریفات زائد نیز خبری نبود و برای اینکه سنت سوغاتی را رعایت کرده باشد برای خانواده و بستگان درجه یک مختصر چیزهایی را تهیه کرده بود.
حاج مصطفی با بیان شیرینی های این سفر معنوی و اینکه توانسته بود از این فرصت طلایی برای عبادت و زیارت استفاده کند بسیار خشنود و خرسند بود و خدای متعال را شکر می نمود. به همین سادگی ...
م- همدانی از تهران





