سر بالا رفتن آب و پديدار شدن دايههاي مهربان تر از مادر
آقاي حشمت الله جهانگيري، از «روستاي ابر» در يادداشتي براي سايت «تابناك»، نوشته است:
جاده جنگل ابر متوقف شد اين تيتر اول روزنامه همشهري استان سمنان پنجشنبه 12 آذر 88 بود به نقل از خبرگزاري مهر بود که توسط رئيس يکي از سازمانهاي استان عنوان شد. جالب اينجاست در مصاحبه انجام شده ابتدا به مسائل غير مرتبط با حوزه کاري آن سازمان که همان مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي است پرداخته شد حال اينکه ايشان اصلاً کارشناس منابع طبيعي نيستند و دخالت در کار ديگر سازمانها امر پسنديدهاي نيست و اظهار نظر شده که ساخت جاده در جنگل ابر شاهرود غير علمي است و با پيگيريهاي انجام شده هم اکنون جاده سازي متوقف شده است.
ما با اينکه اين جاده در جنگل زده ميشود يا خير کاري نداريم فقط حفظ آن براي ما مهم است به هر قيمتي و جاي سؤال است وقتي که پروژهاي 4 مصوبه هيئت دولت دارد و اعضاي کابينه آن را امضاء کردهاند چرا برخي افراد محلي کاسه داغ تر از آش ميشوند. اگر غير علمي است چگونه 4 مصوبه گرفته؟ و اگر کارشناسي شده است پس دخالت زيردست چه توجيهي دارد؟ در قسمتي ديگر ايشان بيان کردهاند اهميت اين جنگل سال هاست دغدغه دست اندرکاران طبيعت گردي است و در حال حاضر پروژه ساخت جاده در دل جنگل ابر متوقف شده است. اما در صورت اجراي اين طرح اين موضوع قابل طرح در محاکم قضايي است چرا که از بين رفتن گونههاي نادر گياهي و درختان پيگيري قانوني دارد.
سوال ما اينجاست که آيا دغدغه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري حفظ آثار تاريخي و توسعه گردشگري نيست چرا وضعيت تخريب بناهاي ثبت در فهرست آثار ملي استان از طريق محاکم قضايي به نتيجه نميرسد و امروز وضعيت بناهاي تاريخي ما اينگونه است؟ ثانياً اگر امروز در داخل جنگل ابر چندين سايت گردشگري رونق داشت و اشتغال و درآمد در آنجا بود آيا مردم منطقه و بوميها نسبت به تخريب جنگل بي تفاوت بودند؟ چرا براي منطقه نمونه گردشگري که در مصاحبه اخير رئيس اين سازمان براي آن اهميت زيادي قائل است همانند ديگر استانها کاري انجام نشده؟ طي اين 5 سال مديريت ايشان، از صنعت گردشگري چقدر سهم درآمد اقتصاد استان و اشتغالزايي شده است؟ چقدر از پتانسيل عبوري 15 ميليوني زوار آقا امام رضا از استان بهره برداري شده است؟
صرف تصويب منطقه گردشگري و اينکه ما طرح داريم که قابل قبول نيست، کمي از نتايج ملموس و اجرايي خود بگوييد؟ و يا در مصاحبه با خبرگزاري ديگري عنوان شده استان ما با استان گلستان 6 راه ارتباطي وجود دارد و اين، ضرورت تخريب محيط زيست به بهانه توسعه راهها را منتفي ميکند در حالي که استان سمنان و گلستان 3 راه ارتباطي دارند ولاغير. در ثاني در کشوري مثل سوئيس که از شهرستان شاهرود وسعت کمتري دارد 300 هزار کيلومتر راه ارتباطي دارد حال در کل ايران با بيش از 1 ميليون کيلومتر مربع 180 هزار کيلومتر راه ارتباطي وجود دارد پس چه لزومي دارد اين بهانههاي غير کارشناسي را دليلي براي توجيه اغراض غيرکارشناسانه نماييم؟
در جاي ديگر عنوان شده جنگل ابر در قسمتهايي از استان گلستان و در قسمتهايي از شاهرود و سمنان مشترک است اين در حالي است که اين جنگل با شهرستان سمنان 200 کيلومتر فاصله دارد کاري نداريم که در رسانهها و صدا سيما عنوان ميکنند جنگل ابر سمنان و يا کاروانسراي مياندشت سمنان اما اين را بدانيد شاهرود شناخته شده است و از وجه ملي فراتر رفته و در سطح بين الملل مطرح است کافي است در سايت گوگل انگليسي سرچ کنيد shahroud ببينيد چقدر از مفاخر عرفاني و مقالههاي علمي از پارک ملي خوارتوران و تنوع اقليمي آن به عنوان قاره کوچک يافت ميشود و گفتههاي بزرگان آن همانند شيخ ابوالحسن بر سر درب سازمانهاي بين المللي نقش بسته و شاهرود نيازي به پيشوند و معرف ديگري ندارد که در ابتداي آن گذاشته شود.
يادم هست چند وقت قبل که باتفاق يکي مديران شرکت سرمايه گذاري گردشگري به اداره ميراث فرهنگي و گردشگري شاهرود رفتيم کتابچهاي با عنوان قابليتهاي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري استان سمنان ارائه کردندکه مطالعات مناطق نمونه گردشگري استان انجام شده بود کاري نداريم که گُل سر سبد جاذبههاي گردشگري استان که جنگل ابر باشد و بيشترين بازديدکننده را دارد ملي اعلام کرده بودند و جاهاي ديگر را بين المللي. چرا که براي هيچ کدام کاري انجام نشده است.
براي راه مورد نياز منطقه گردشگري ابر 16 کيلومتر راه و اعتبار ناچيزي برآورد شده بود کما اينکه بر اساس آمارهاي سايت استانداري سال 87 شش ميليارد ريال براي بهسازي اين راه در نظر گرفته شده بود که از سرنوشت آن هيچ خبري نيست.
فاجعه اينجاست که آمار گردشگران جنگل ابر را 3000 نفر در سال معرفي کردهاند. بر اساس شواهد عيني اين رقم براي 1 روز تعطيل تابستاني است نه طول 1 سال. شما قضاوت کنيد اين مطالعاتي که در خبرها گفته شده يکصد ميليون تومان از بودجه بيت المال صرف شده را در اختيار يک سرمايه گذار بگذاريم بعد وي که از جنگل ابر بي خبر است و ميبيند که در سال 3000 نفر به آنجا ميروند آيا حاضر به سرمايه گذاري هست؟ شما باشيد براي 3000 نفر سرمايه گذاري ميکنيد؟ چرا در جهت جذب سرمايه گذار تا کنون کوتاهي شده؟ بله با اين کتابچه که حاوي اراجيف گردشگري با عکسهاي ضعيفي که گويا با موبايل گرفته شده و نقشههاي غلط و گمراه کننده ميشود براي صنعت گردشگري سرمايه گذار جذب کرد صبر ميکنيم شايد کسي پيدا شود.
آري اينجاست که ميگويند آب که سر بالا ميرود . . . و دايه مهربان تر از مادر پيدا ميشود. در پايان توجه شما را به برخي از نظرات هم وطنانمان در خصوص احداث اين جنگل در سايت خبري تحليلي تابناک مورخه 20 آبان 88 جلب ميکنيم هر چند ما هم با تخريب اين جنگل مخالفيم معتقديم که حفظ آن سرمايهاي است براي آيندگان و از اوجب واجبات.


