ورزش را از دست ورزشیها نجات دهيد!
1) گاهي بايد توبه كرد. اصلا باب «توبه» را به همين خاطر بازگذاشتهاند كه اگر كسي مرتكب اشتباهي، چيزي شد، بتواند از گناهش برگردد و حرفش را پس بگيرد.
به نوشته گل؛ ظاهرا حالا هم كار ما با دوستان محترم مقيم سازمان، به جايي رسيده است كه بايد «توبه» كنيم و از آن همه اصرار كه براي حضور ورزشيها در مناصب ورزشي به خرج ميداديم، عذر بخواهيم. آنچه در حضور حميد سجادي – قهرمان سابق دووميداني ايران – بر ورزش ميگذرد، هرگز آن چيزي نيست كه بشود به آن اميد بست و با توسل به آن، «نجات» را سراغ گرفت.
2) حميد سجادي را شايد به عبارتي بتوان بلندپايهترين فرد ورزشي سازمان تربيت بدني، در طول تمام سالها بعد از انقلاب تلقي كرد. او در حال حاضر نفر دوم تشكيلات ورزش است و به ندرت به ياد ميآوريم يكي از همقطاران او در پهنه ورزش، به چنين سمت والاي سازماني دست يافته باشد.
بهرغم اين مساله و برخلاف آنكه گمان ميكرديم خاك خوردهها و درد كشيدههاي ورزش ميتوانند بيشتر به كار اين حوزه بيايند، برخي تصميماتي كه تاكنون به ابتكار سجادي گرفته شده، به شدت عجيب و غريب بوده و اثري از «خير» در آن ديده نميشده است.
وقتي چند پش گفتوگوي مفصل معاون سازمان تربيتبدني را خوانديم كه در آن سجادي از تصميم بحثبرانگيزش در بيرون راندن دو مدير ورزشي از فدراسيونهاي شنا و پينگپنگ و جايگزيني دو مدير صنعتي از بدنه سايپا با آنها دفاع كرده بود و حتي اعتبار و آبرويش را براي اين دو تازهوارد گرو گذاشته بود، شوكه شديم و به فكر «توبه» افتاديم! آيا واقعا اعتبار معاون سازمان، هيچ كجا بيشتر از به كار گرفتن دو مدير سابق سايپا در ورزش، سزاوار گرو گذاشته شدن نيست؟!
3) با احكام جديد، شهنازي از فدراسيون تنيس روي ميز كنار رفت و مرادي فدراسيون شنا را ترك كرد. هركدام از آنها، پيش از اين سالها در اين كسوت مشغول فعاليت بودهاند و مرداني كارآزموده در اين حوزهها به شمار ميآمدهاند.
حالا اما، اين مسوولان قديمي و كهنهكار، قرباني پست گرفتن همكاران پيشين سجادي در سايپا ميشوند تا احتمالا نطفه ناكاميهاي آينده در اين رشتهها بسته شود. پرسش بنيادين ما از سجادي كه اعتبارش را براي موفقيت مديران جديد گرو گذاشته اين است؛ اگر در اين رشتهها توفيقي به دست نيامد، جامعه ورزش چه استفادهاي از اعتبار آقاي معاون ميتواند بكند؟
به روايت روشنتر، هواداران پينگپنگ، شنا و در نگاهي كلانتر ورزش ايران در صورت مواجهه با ناكامي احتمالي آينده كه ميتواند محصول سوءتدبيرهاي امروز باشد، چه طرفي ميتوانند از به گرو گذاشته شدن اعتبار آقاي سجادي ببندند؟ آيا بهتر نيست به جاي اين گروگيريها، تصميماتي مناسبتر اتخاذ شود تا ضريب موفقيت بالاتر برود؟!
4) دست خودمان نيست، اما امروز سجادي را كه ميبينيم، ياد ديروز باشگاه سايپا ميافتيم؛ همان ايامي كه اين تيم كرجي در وخيمترين شرايط ممكن پنج گل از كوروفچي خورد و به بدترين نحو، مقابل نماينده ازبكستان زانو زد...! اي كاش معاون محترم، تغيير رويه بدهد و براي دوستان سايپايياش، جايگاههاي مناسبتري تدارك ببيند؛ در جاهايي با ريسك پايينتر، نه در ورزش كه به خودي خود، اسير ناكاميهاي پيدرپي است.
5) و سخنی با علی سعیدلو؛ حتما رئیس محترم سازمان تربیتبدنی در جریان است که سلف او- محمد علآبادی - ضربه بزرگی را در کارش، از تحرکات اطرافیانش خورد. مبادا که معاون اجرایی سابق رئیس جمهور نز در سمت جدیدش اشتباه دوره پیشین را تکرار کند و با سپردن عنان عزل و نصبها به اعوان و انصار، مقدمات تحمل که شکست تازهتر برای ورزش را فراهم کند.


