چه كسي مقصر است: حسين رضازاده؛ سازمان تربيتبدني يا عليحسيني؟!
وضعيت امروز وزنهبرداري ايران تاسفبار است. فدراسيون بيش از يك سال است كه يك رييس تمام وقت ندارد و از ميان قهرماناني كه همگي نخبههاي وزنهبرداري ايران محسوب ميشدند، "سعيد علي حسيني" نيز به عنوان آخرين پرچمدار، بيرق را بر زمين گذاشت تا از رقابتهاي كرهجنوبي ناكامتر از هميشه به ايران بازگرديم اما، در اين ميان نكات ديگري هم وجود دارد كه موضوع را تاسفبارتر ميكند.
به گزارش ايسنا، پس از درهم پاشيدن و از بين رفتن همه داشتههاي وزنهبرداري ايران در سال 2006، همه چشمها به فدراسيون وزنهبرداري و در راس آن "بهرام افشارزاده" بود تا بتواند با پشتوانهسازي جديد و تحت پوشش قرار دادن نخبههاي محروم، دوباره وزنهبرداري ايران را از خاكستر بروياند.
روند حركتي خوب پيش رفت، اما نتيجه كه امروز حاصل شده، چيزي كمتر از سه سال پيش نيست. اگر آن روز ما يك عده نوجوان و جوان داشتيم كه اميد به آيندهشان داشتيم و اگر آن روز ما يك عده ورزشكار خوب محروم داشتيم كه اميد به پايان محروميتشان بود؛ امروز تنها لشكري از مصدومان و ناكامان را داريم. مصدومان و ناكاماني كه اميدشان به آينده كمتر از قبل است.
حال در اين شرايط بايد ريشههاي بوجود آمدن چنين وضعيتي را جست. ريشههايي كه بتوان از آنها براي آينده بهره گرفت. آيندهاي كه گويا قرار است به زودي فصلي جديد در آن رقم خورد. آيندهاي كه همين مهرههاي قديمي قرار است با همين روش آن را رقم زنند. بدين ترتيب همه مسووليم تا ريشه بحرانها را گوشزد كنيم.
در ادامه به نقش هر كدام از عوامل تاثيرگذار در وزنهبرداري ايران اشاره خواهيم كرد تا ميزان تاثيرگذاري آنها را در بروز شرايط كنوني دريابيم.
1- حسين رضازاده
حسين رضازاده در دنياي ورزش قهرماني، خود ورزشكار بزرگ و استثنايي بود اما، امروز كه نتيجه 14 ماه حضور او را در راس كادرفني تيمهاي ملي بررسي ميكنيم؛ عملكردش چندان موفقيتآميز نبوده است.
در مدت زمان حضور او وزنهبرداران جوان و نوجوان ما عملكرد به نسبت مناسبي داشتند. در آسيا قهرمان شدند. جوانان در جهان بار ديگر سوم شدند و نوجوانان بر سكوي نخست دنيا ايستادند اما، در عوض در بخش بزرگسالان عملكرد ما چندان قابل قبول نبود. در بخش بزرگسالان در آسيا اگرچه قهرمان شديم اما، بهترين وزنهبردارمان يعني رشيد شريفي به علت دوپينگ چهار سال محروم شد.
پيش از حضور در رقابتهاي جهاني نيز رضازاده بارها و بارها گفت تنها وزنهبرداران آماده به كره جنوبي ميروند تا شانس مدال داشته باشند اما، در نهايت آنچه از اعزام يك تيم كامل به رقابتهاي جهاني ممانعت كرد، مصدوميتهاي پي درپي وزنه بردارانمان بود. تا جايي كه تنها چهار وزنهبردار انتخاب شدند كه يكي از آنها آن قدر مصدوم بود كه نفسش هنگام رقابت درنميآمد. از اين چهار نفر يك نفر به كره نرسيد چرا كه مجوز خروج از كشور را نداشت. اگر او چنين مشكلي داشت چرا ماهها پيش به دنبال حل مشكل نبودند؟ دومي سجاد بهروزي بود كه هشتم دنيا شد. او چهار سال پيش كه تنها 15 سال سن داشت، هشتم دنيا شده بود. اصغر ابراهيمي در دسته B وزنه زد. اگرچه با مصدوميت در رقابت حاضر شده بود اما، در مكان نهم دنيا ايستاد. اگر او هم مصدوم بود؛ چرا به كره رفت؟ نفر آخر نيز سعيد علي حسيني بود. او در ميان چشمان بهت زده همه علاقهمندان به وزنهبرداري مصدوم شد. مصدوميتي كه از هر جهتي به آن نگاه كنيم، سوالهاي متعددي برايمان پيش ميآيد. چطور در فاصله كمتر از يك روز علي حسيني مصدوم ميشود؟ چه برنامهي تمريني براي او و ساير وزنهبرداران مصدوم تيم تدارك و تدوين داده شده كه آنها اينگونه يكي پس از ديگري مصدوم ميشوند؟ حال اين سوالها در خوشبينانهترين وضعيت پرسيده شده و در حالتي بدبينانه سوالهاي ديگري به ذهن متواتر ميشود كه فعلا مجال بحث آنها نيست.
نكتهي جالبتري كه از رضازاده به عنوان مدير و سرمربي تيمهاي ملي بايد پرسيد در ارتباط با مربيان پرتعداد حاضر در اردو است. مگر اردوي با كمتر از 10 وزنهبردار چند مربي ميخواهد؟ در عكسهاي كنار مصدوميت علي حسيني تصاير رضازاده، بهمن زارع و حتي هادي پانزوان هم ديده ميشود. اين به غير از فيزيوتراپ و مسوول روابط بينالملل فدراسيون است. مگر سه وزنهبردار چند همراه ميخواهد؟ نتيجه عملكرد اين همراهان چيست؟
اگر پاسخ اين سوالها را بدهيم، ميتوانيم در شرايطي خوشبينانه، به بخشي از ريشه مشكلات پي برد.
2- بهرام افشارزاده
افشارزاده انصافا مدير زحمت كشي است و تلاش زيادي براي اين رشته ورزشي انجام داده است. او در يك سال گذشته اگرچه بارها و بارها اعلام كرده كه نميخواهد در فدراسيون وزنهبرداري باقي بماند، اما باز هم به صورت جدي فدراسيون را رها نكرده و كار را به افراد ديگري سپرده است.
افشارزاده به عنوان يك مدير در چند سال گذشته هر آنچه كادرفني خواسته در اختيارشان نهاده است اما، شايد اين تنها براي موفقيت كافي نبوده است. شايد حضور يك مدير تمام وقت و وجود نظارتهاي عالي بر عملكرد تيمهاي ملي و كادرفني ميتوانست اين مشكلات را حل كند.
هر دو اين عوامل در سالهاي ابتدايي حضور افشارزاده در وزنهبرداري حضور داشت كه هر دوي آنها در يك سال گذشته از بين رفته است. شايد اين موضوع نيز بخشي از ريشه به وجود آمدن چنين مشكلاتي باشد.
3- سازمان تربيت بدني
مسوولان سازمان تربيت بدني كه ميدانستند افشارزاده را به كميته ملي المپيك خواهند برد، به طور حتم بايد پيش از اين كار به فكر جانشين مناسب براي او ميبودند. عدم حضور مستمر افشارزاده در فدراسيون و مشخص نكردن جانشين او، يكي از ريشههاي اصلي بروز چنين مشكلاتي است.
اگر سازمان تربيت بدني امروز به اين نتيجه رسيده كه رضازاده بهترين گزينه براي رياست فدراسيون وزنهبرداري است، اين تصميم را ميتوانست مدتها زودتر اتخاذ كند تا امروز بدانيم مقصر اصلي وضعيت بسيار بد وزنهبرداري ايران كيست؟
سازمان تربيت بدني با از دست دادن وقت و پشت گوش انداختن امري مهم، سهل انگاري بزرگي انجام داده كه هرچه زودتر بايد اين فدراسيون با حضور يك رييس قدرتمند به انسجام برسد.


