نصرالله:ايران كشوري محوري درجهان اسلام است
ما بر اهميت همكاري ميان همه كشورهاي اسلامي و روابط بر اساس منافع براي همه تاكيد داريم و حزبالله، ايران را بعنوان يك كشور محوري در جهان اسلام ميداند كه در كنار مسائل مهم جهان اعراب و در راس آنها مسئله فلسطين ايستاد و سياستهاي جمهوري اسلامي ايران در دفاع از مسئله فلسطين بعنوان مهمترين مسئله بسيار روشن است و سياستهاي متناقض برخي از كشورهاي عربي در قبال ايران يك نوع خودزني است و به نفع هيچ كسي جز اسرائيل نيست و ايران كنوني بايد با برخورد خوب و برادرانه از سوي ديگر قدرتها مواجه شده تا همچون قدرتي باشد كه به كشورها و مردم منطقه قدرت و انگيزه دهد.
کد خبر: ۷۵۲۹۴
| | 3801 بازدید
دبيركل حزب الله لبنان با اشاره به اينكه آمريكا به عنوان يك قدرت سلطهجو افول ميكند، گفت: تك قطبي مسلط بر جهان تغيير مييابد و جنبشهاي مقاومت در قلب اين تحولات قرار مي گيرند.به گزارش شبكه تلويزيوني المنار، "سيد حسن نصرالله " روز دوشنبه در سالن "الجنان" در "بئر حسن" در جنوب بيروت درسخنراني ويدئويي خود براي تشريح سند سياسي اين حزب كه در كنگره اخير حزبالله تصويب گرديد ،گفت: هدف از سند حزب الله ترسيم ديدگاه سياسي اين حزب است و اين سند حاوي برداشتها، مواضع، اميدها و دغدغه هاي ما است.
وي افزود: در مرحله سياسي، نگاه به اين تحولات بدون در نظر گرفتن مسير مقاومت ما ممكن نيست و اين نگاه در چارچوب دو مسير صورت خواهد گرفت، نخست مسير مقاومت كه مبتني بر پيروزيهاي نظامي و سياسي و گسترش مقاومت در سطح مردمي تا رسيدن آن براي برهم زدن موازين قوا است و دوم مسير سلطهطلبي و استكبار آمريكايي - اسرائيلي است كه شاهد شكستهاي نظامي و ناكامي نظامي است و ناتواني خود را براي كنترل مسير تحولات و رويدادها در جهان عربي و اسلامي نشان داده است.
وي گفت: آنچه بحران نظام استكبار جهاني را تعميق مي بخشد، فروپاشي و ورشكستيهاي بازارهاي جهاني و ورود اقتصاد آمريكا به حالت سردرگمي و ناتواني است لذا ميتوان گفت كه روند تحولات تاريخي نشان دهنده عقب نشيني و افول آمريكا به عنوان يك نيروي سلطه طلب و تغييرنظام مسلط تك قطبي است و جنبش هاي مقاومت در مركز اين تحولات قرار دارند و بعد از اينكه نقشي مركزي را در بوجود آمدن آن تحولات در منطقه ايفا كرد، به عنوان يك اهرم راهبري خود را نمايان ساخت.
وي با اشاره به مقاومت در لبنان گفت: مقاومت در لبنان ادامه يافت و در مسير جهادي خود گام برداشت و به حقانيت مسئله خود و توانمندي خود در كسب پيروزي از طريق توكل به خداوند متعال و پايبندي به منافع ملي و اعتلاي ارزش هاي انساني ايمان دارد.
وي درباره تاريخ حركت مقاومت گفت: مقاومت در مسير طولاني خود و از طريق پيروزيهاي خود مراحل مختلفي را از يك نيروي آزادي بخش به يك نيروي متوازن و مقابله كننده با دشمن و سپس نيروي بازدارنده و دفاعي را سپري كرده است و علاوه بر اينكه نقشي سياسي و داخلي به عنوان يك ركن موثر در ساختن كشور توانمند و عادلانه ايفا ميكند، از يك ارزش ملي به يك ارزش انساني اسلامي و عربي ارتقا يافت و ارزشي يافت كه در همه جهان مطالعه درباره آن در جريان است.
سيدحسن نصرالله تصريح كرد، حزب الله به حجم چالش ها و خطرات اهميت مي دهد و آن را كم اهميت نمي شمارد و حجم چالشها حركت در مسير مقاومت را ضروري ميسازد و حزب الله در گزينههاي خويش بسيار روشن است و اعتماد زيادي به ملت خود دارد و در همين راستا خطوط اساسي را كه چارچوبي فكري و سياسي براي ديدگاه و مواضع خود در قبال چالش ها را تشكيل مي دهد، تعيين ميكند.
مقاومت، عقبنشيني راهبردي آمريكا را رقم زد
دبيركل حزبالله لبنان به بيان خطوط كلي ديدگاههاي حزب الله لبنان و مواضع اين حزب در مقابل چالشهاي فرارو پرداخت و آن را در چند فصل مطرح كرد.
وي فصل اول ديدگاههاي خود را تسلط آمريكا و بيداري ناميد و گفت كه آمريكا بعد از جنگ دوم جهاني خود را به جهان مسلط كرد و سعي كرد تا از دستاوردهاي مختلف در راستاي پروژه سياسي و اقتصادي به نفع خود استفاده كند.
نصرالله افزود: آمريكا به جهان به عنوان بازاري نگاه مي كرد كه بايد شرايط خاص اين كشور را ميپذيرفت و خطرناكتر اين بود كه آنها فكر ميكردند كه جهان تحت مالكيت آنها قرار دارد.
بنا به گفته دبيركل حزب الله لبنان، به اين ترتيب استراتژي توسعه طلبانه غربي و بويژه آمريكا به صوت جهاني و بدون حد و مرز و بدون مهار شكل گرفت و اين قدرتها به شبكههاي احتكار جهاني و شركتهاي ملي با قدرت نظامي تسلط داشتند و اين موضوع منجر به بروز چالش هايي شد كه چالشهاي فرهنگي از جمله آنها بود.
سيد حسن نصرالله ادامه داد: جهاني سازي با تبديل شدن به جهاني سازي نظامي كه نتايج آن را در خاورميانه از افغانستان و عراق و فلسطين و لبنان ديدهايم، به شكل خطرناكتري ادامه پيدا كرد و پروژه تسلط آمريكا بر كشورهاي ديگر در دوره اخير به خطرناكترين مراحل خود رسيد.
اين پروژه با حكومت نومحافظه كاران در دوران بوش پسر به اوج خود رسيد، به همين علت موضوع بازسازي توانمنديهاي آمريكا به عنوان ديدگاه استراتژيك جديد امنيت ملي آمريكا بر اساس ساخت استراتژيهاي نظامي شكل گرفت و آن را نه تنها براي بازدارنگي بلكه براي قدرت عمل و دخالت در امور ديگران نيز مطرح كرد.
وي ادامه داد: بعد از حوادث 11 سپتامبر دولت آمريكا فرصتي يافت تا بزرگترين تاثيرگذاري خود را با شعار جنگ جهاني با تروريسم آغاز كند و دست به اقداماتي زد كه در ابتدا آن را بر اساس نظامي سازي مناسبات خود با ديگران و يكه تازي در تصميمگيريهاي استرتژيك و آغاز جنگ در افغانستان موفقيت آميز ميدانست. بعد از آن نيز گام دوم را در اين زمينه برداشت و بر عراق تسط پيدا كرد تا نقطه آغاز و جهشي براي ساخت پروژه خاورميانه جديد شكل گيرد.
دبيركل حزب الله لبنان اظهار داشت: بعد از آن دولت بوش سعي كرد تا ميان دو مقوله تروريسم و مقاومت تطابق ايجاد كند تا از اين طريق بتواند مشروعيت مقاومت را از بين ببرد و ورود به جنگهاي بيشتر عليه آن را توجيه كند.به اين ترتيب آمريكا ميخواست تا آخرين پايگاه دفاع ملتها از حق خود را از بين ببرد.
نصرالله خاطرنشان كرد: دولت آمريكا در هيمن راستا به خود حق كامل درباره آغاز جنگهاي ويران كننده ميداد و ميان هيچ كس يا گروهي تفاوتي قائل نبود، تا جايي كه هزينه انساني جنگهاي آمريكا تاكنون به ميليونها نفر رسيده است، علاوه بر اينكه ويرانيهاي گستردهاي نيز در جوامع بشري كه به آنها حمله شده، ايجاد كرده است.همچنين ميزان اندوختههاي فرهنگي اين ملتها نيز به دست آمريكا به تحليل رفته و به اين ترتيب آمريكا به خطري براي تمام جهان تبديل شده است.
دبيركل حزبالله تاكيد كرد: شكست در جنگ عراق و پيشرفت مقاومت و نفرت از نتايج اين جنگها و همچنين شكست خوردن جنگ عليه تروريسم در افغانستان و از سوي ديگر شكست مفتضحانه جنگ آمريكا عليه مقاومت در فلسطين و لبنان با تجهيزات و ادوات اسرائيلي يك عقبنشيني استراتژيك را براي آمريكا رقم زد، اين بدان معني نيست كه آمريكا عرصه را رها كرده است، بلكه در همين زمان نيز سعي دارد تا با تمام راهكارهاي ممكن از آنچه كه منافع استراتژيك خود ميخواند، دفاع كند.
هرگز رژيم صهيونيستي را به رسميت نميشناسيم
دبيركل حزب الله لبنان با اشاره به اينكه موضع اين حزب در رد مذاكرات سازش موضعي "ثابت و نهايي " است، گفت: اگر حتي همه جهان رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسد ما اين رژيم را هرگز به رسميت نميشناسيم.
سيد حسن نصرالله در بخش ديگري از سخنان خود به تبيين سومين خط كلي و ديدگاه مقاومت پرداخت و آن را به عنوان مقاومت فلسطين مطرح كرد.
وي تاكيد كرد كه در سايه ايجاد اختلال در موازين قدرت به نفع اسرائيل مقاومت فلسطين با تمام وسايل و امكانات حق دفاع از خود و سرزمين خود را دارد، تجربه نشان داده است كه اهميت و فايده مقاومت در برابر تجاوز تحقق توازن هراس بر اثر معادلههايي كه مقاومت ترسيم ميكند، جايي از شك و ترديد را باقي نميگذارد.
نصرالله تاكيد كرد كه بهترين نمونه اين موضوع نيز دستاوردهاي مقاومت در لبنان بود و دليل ديگر نيز دستاوردهايي بود كه مقاومت در فلسطين به دست آورد.
دبيركل حزب الله لبنان در تبيين چهارمين مورد، مذاكرات سازش را مورد بررسي قرار داد و گفت: موضع ما مانند گذشته بر اساس رد كامل اصل سازش با رژيم صهيونيستي بر اساس به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي است، اين موضع ثابت و نهايي حزب است كه به هيچ وجه قابل عقبنشيني يا سازش نيست، حتي اگر همه جهان بخواهند اسرائيل را به رسميت بشناسند.
دبيركل حزبالله لبنان ادامه داد: ما از مسئولان عرب ميخواهيم كه به گزينههاي ملت خود پايبند باشند و سازش و مذاكرات با رژيم صهيونيستي را به صورت كامل كنار بگذارند، بويژه آنهايي كه بر نقش آمريكا در ميانجگري بي طرفانه در مذاكرات حساب كردهاند، قبلا مشاهده كردهاند كه آمريكا با جانبداري از منافع اسرائيل آنها را خوار كرده است.
سيد حسن نصرالله تاكيد كرد: رژيم صهيونيستي مذاكرات را براي تحميل شرايط و تحقق منافع خود به كار ميگيرد و به دنبال سازش نيست، بلكه قصد دارد تا خود را به عنوان واقعيت در منطقه به ديگران تحميل كند و ديگران را به اعتراف به مشروعيت خود وادارد.
نصرالله ابراز اميدواري كرد كه اعراب و مسلمانان به ارزشهاي فلسطين و قدس به عنوان آرمان مركزي براي وحدت تمام مسلمانان بازگردند.
وي در پايان تشريح مواضع حزبالله تاكيد كرد: اين ديدگاهها و تصورات ما است و اميدواريم كه در اين زمينه بتوانيم اهل حق و حقيقت باشيم، اينها مواضع و پايبنديهاي ماست و سعي ميكنيم كه در آن اهل صداقت و وفاداري باشيم و براي رضايت خدا از آن دفاع كرده و چيزي جز منافع ملت و امت خود را در نظر نخواهيم گرفت.
سيد حسن نصرالله اظهار داشت: حزبالله معتقد است كه سلطه يكجانبه توازن و ثابت جهاني، امنيت و صلح بينالمللي را نابود ميكند، حمايت آمريكا از اسرائيل و سلطه آن بر نهادهاي بينالمللي و دوگانگي معيارها در قطعنامههاي بينالمللي، دولت آمريكا را در جايگاه دشمني با امت و ملت ما قرار ميدهد و اما سياستهاي اروپا كه آنهم از يك سو از ناتواني و فعاليت كم برخوردار است و از سوي ديگر بدون هيچ دليلي به آمريكا ميپيوندند، پيروي از سياستهاي آمريكا آن هم در مرحله افول، اشتباه تاريخي است.
وي افزود: اروپا در ميراث استعمار كه خسارتهاي زيادي به منطقه ما وارد آورد، مسئوليت ويژه دارد و از آنجائي كه ملتهاي اروپائي داراي تاريخ مقاومت در برابر اشغالگر هستند، پس وظيفه اخلاقي بر آنها اقتضاء ميكند تا حق ملتها در مقاومت در برابر اشغالگر را به رسميت بشناسند و بايد يك رويكرد اروپائي مستقلتر و عادلانهتر بنا شود و از سوي ديگر ما به تجربه استقلال و مقاومت در برابر سلطه در آمريكاي لاتين به ديده ستايش مينگريم و ميبينيم كه براي ايجاد جهاني عادلانهتر زمينه همگرائي با اين تجربه وجود دارد.
وي جنبش صهيونيسم را يك جنبشنژادپرست توصيف كرد و گفت:جنبش صهيونيسم يك جنبش نژادپرست است و اصل و اساس اقدامات و طرحهاي آن طرح شهركسازي و يهوديسازي توسعهطلبانه است، اين رژيم از طريق استعمار، جنايت و تروريسم تأسيس و دوام يافت و در تمامي جنگها و جنايتها از حمايت آمريكا برخوردار بود، درگيري كه امت ما عليه اين طرح وارد ميشود، يك وظيفه براي دفاع از خويش در برابر خطراتي است كه بقاي ما و حقوق ما را تهديد ميكند و يك روياروئي ديني يا نژادپرستانه نيست، صاحبان طرح استعماري صهيونيسم حتي يك روز دست از استفاده از دين برنداشتند، هدف بوش و اوباما از درخواست براي به رسميت شناختن "يهوديت اسرائيل " دليل بر اين مسئله است و به همين دليل مسئوليت تاريخي امت و ملت ما اين است كه اين رژيم را برسميت نشناسند.
سيد حسن نصرالله در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اهميت و جايگاه قدس و مسجدالأقصي در بين مسلمانان جهان تصريح كرد: همه جهان به جايگاه مسجدالأقصي و عمق پيوند آن با اسلام واقف است، شهر قدس و مقدسات آن از جايگاه بالائي در نزد مسلمانان و مسيحيان برخوردار است و استمرار اقدامات رژيم اشغالگر اسرائيلي مبني بر طرد اهالي قدس و احاطه بر قدس از طريق احداث ديوار نژادپرستانه حايل و گذشته از آن تلاش براي تبديل قدس به پايتختي كامل اسرائيل، اقداماتي است كه بايد محكوم شود همچنانكه تجاوز به مسجدالأقصي خطري است كه بقاي اين مكان مقدس را تهديد ميكند و دفاع از قدس و مسجدالأقصي و تلاش براي آزاد كردن آن يك وظيفه ديني و مسئوليت اخلاقي فرزندان امت ما است و از اعراب و مسلمانان و همه كشورهاي دوستدار اسلام ميخواهيم كه براي آزاد كردن قدس و حفاظت از هويت و مقدسات آن تلاش كنند.
مقاومت آماده پاسخ به هرگونه تجاوز دشمن است
سيد حسن نصرالله گفت: در سايه اختلال در توازن قوا و تهديدات اسرائيل، لبنانيها بايد راهبرد دفاعي اتخاذ كنند كه آميخته با مقاومت مردم و ارتش براي دفاع از كشور و امنيتشان باشد تا ثبات و امنيت كامل به ارمغان آورده شود.
وي افزود: اين راهبرد كه استراتژي دفاعي را تضمين ميكند، يك چتر حمايتي براي لبنان به شمار ميرود و اين درحالي است كه ساير طرحهاي براي دفاع از كشور با شكست مواجه شده است. در اين راستا لبنانيها با گرايشهاي سياسي و اجتماعي مختلفي كه دارند بر حمايت از مقاومت تاكيد ميكنند زيرا كه تهديدات اسرائيل همچنان ادامه دارد، به همين دليل مردم نيازمند مشاركت بيشتر در مقاومت هستند.
سيد حسن نصرالله تاكيد كرد: مقاومت با حمايت مردم لبنان به پيروزي دست يافت و ارتش دسيسههاي دشمن صهيونيستي را خنثي ساخت و اين مسئله سبب شد اسرائيل شكست سخت تاريخي خود را متحمل شود. اكنون مقاومت نقش محوري در پاسخگويي به هرگونه تجاوز دارد و تا زماني كه دشمن صهيونيستي چشم طمع به سرزمين لبنان و اشغال آن را داشته باشد، مقاومت همچنان آماده است تا به هرگونه تجاوزي پاسخ دهد.
سيد حسن نصرالله در بخش ديگري از سخنان خود گفت: از زماني كه رژيم صهيونيستي در سال 1948 ايجاد شد ، تهديدات اين رژيم عليه لبنان شروع شد. در طول اين سالها تجاوزاتي با هدف فراهم كردن بسترهاي لازم براي تسلط بر لبنان انجام داد تا اينكه در سال 1978 مقدمات حمله به كشور را فراهم ساخت و در سال 1982 با حمايت كامل آمريكا و چشم پوشي سازمانها و نهادها بينالمللي و سكوت كشورهاي عربي و نبود دولت مركزي قوي در بيروت به لبنان حمله كرد و سراسر كشور به اشغال نظاميان صهيونيستي در آمد.
دبيركل حزب الله لبنان تصريح كرد: در سايه چنين فاجعهاي بود كه ملت لبنان براي انجام وظيفه ملي، اخلاقي و ديني خود در دفاع از حقوق و سرزمين خود چارهاي جز استفاده از سلاح و مقاومت نداشتند تا بتوانند در مقابل تجاوزات نظاميان صهيونيستي ايستادگي كنند و سرزمين خود را از لوث وجود اشغالگران آزاد سازند.
وي تصريح كرد: اين آزاد سازي مقدمهاي براي بازگشت حاكميت دولت و بازسازي نهادها و سازمان هاي آن به شمار ميرفت و مهمتر از اين مسئله بازگشت ارزشهاي ملي كه در مقدمه آن حاكميت ملي، عزت و كرامت ملت لبنان است و اين مسائل شعار نيست بلكه مقاومت توانست سرزمينهاي اشغالي لبنان را آزاد سازد و به ملت لبنان آزادگي بخشد. در حقيقت مقاومت سبب شد تا لبنان به عنوان يك كشور احترامش لازم شمرده شود و ملتش به آن افتخار كند.
ايران كشوري محوري در جهان اسلام است
سيد حسن نصرالله درباره روابط در لبنان و جهان اسلام گفت: برانگيختن احساسات، جنگها و نزاعات بين قوميتها و گروهها و حذف مسيحيت از سمت مشرق عربي همه اينها يكپارچگي و وحدت را به خطر مي اندازد و بجاي اينكه باعث تنوع شود براي ايجاد تفرقه بكار گرفته ميشود و اين حاصل سياستهاي غرب و آمريكا و در كنار آن رفتارهاي نامربوط برخي در داخل است و اين امر بايد با جديت در دستور كار گروههاي اصلي و تاثيرگذار باشد و ما بر اهميت همكاري ميان همه كشورهاي اسلامي و روابط بر اساس منافع براي همه تاكيد داريم و حزبالله، ايران را بعنوان يك كشور محوري در جهان اسلام ميداند كه در كنار مسائل مهم جهان اعراب و در راس آنها مسئله فلسطين ايستاد و سياستهاي جمهوري اسلامي ايران در دفاع از مسئله فلسطين بعنوان مهمترين مسئله بسيار روشن است و سياستهاي متناقض برخي از كشورهاي عربي در قبال ايران يك نوع خودزني است و به نفع هيچ كسي جز اسرائيل نيست و ايران كنوني بايد با برخورد خوب و برادرانه از سوي ديگر قدرتها مواجه شده تا همچون قدرتي باشد كه به كشورها و مردم منطقه قدرت و انگيزه دهد.
وي گفت: جهان اسلام با ائتلافها و همكاري قدرتمند ميشود و تاكيد ميكنم كه بايد از همه نقاط قوت در همه كشورهاي اسلامي استفاده كرده و از دامن زدن به اختلافات مذهبي به ويژه ميان اهل تسنن و شيعيان پرهيز كنيم.
سيدحسن نصرالله تصريح كرد، بر لبنان است كه به قضاياي مهم و مسئله اول جهان عرب يعني فلسطين پايبند باشد و نياز شديدي احساس ميشود كه از اختلافها و اظهارنظرهاي مختلف در اين زمينه بگذريم و موضع واحدي اتخاذ كنيم نه اينكه وارد طرحهاي غرب شويم و بر اساس نقشه آنها حركت كنيم و ايجاد يك راهبرد و خط مشي كه با قضاياي داخلي بدون دخالت خارجي امور داخلي را حلوفصل كند ضروري به نظر ميرسد و گزينه مقاومت يك عامل بسيار مهم براي تثبيت موضع اعراب است.
وي اظهار داشت: مقاومت در بهرهمندي ديگران از گزينه خويش هيچ چشمداشتي ندارد به گونهاي كه همه مراكز عربي تا زماني كه نتايج در چارچوب معادله تضيعف كردن دشمن قرار مي گيرد، از آن بهره ببرند و در اين راستا سوريه موضع برجستهاي در درگيري با اسرائيل گرفت و براي متحد و يكپارچه كردن تلاشهاي جهان عرب كوشش نمود و ما همواره بر ضرورت پايبندي به روابط برجسته بين لبنان و سوريه تاكيد داريم زيرا منافع دو ملت سوريه و لبنان آن را ايجاب ميكند و خواهان برچيدن همه موانع در مسير اين روابط هستيم.
وي با اشاره به مقاومت در لبنان و فلسطين گفت: رنج و سختيهايي كه فلسطينيان و لبنانيها كه مسبب اصلي آن اشغالگران رژيم صهيونيستي است و به ويژه پناهندگان فلسطيني كه در اردوگاهها در لبنان قرار دارند و با مشكلات بسيار زيادي روبرو هستند و از هيچ حقوقي برخوردار نيستند و حكومتها در لبنان به وظيفه خود در قبال اينها عمل نكردند و بر حكومتهاست كه مسئوليت آنچه بر عهده دارند را به عهده گرفته و روابطي بر اساس قانون و در نظر گرفتن مصالح هر دو طرف امكان پذير است و ما موفقيت در اين مهم را با گفتوگو مستقيم ميان لبنانيها و فلسطينيان ميدانيم تا فلسطينيان داراي يك مركزي شوند كه نماينده آنها در لبنان باشد تا داراي حقوق اجتماعي مشخصي بر اساس پايبندي بر حق بازگشت به سرزمين خود باشند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


